+

آن بالا قفل شده است؛ جنبش ها را از پایین بیاغازید

۳۰ دی ۱۳۹۷

گرتا تونبرگ (Greta Thunberg) یک دختر پانزده ساله ی اهل کشور سوئد به این نتیجه رسید که اوضاع محیط زیست خوب نیست. پس تصمیمش را گرفت، در ماه آگوست سال ۲۰۱۸ کلاس های مدرسه را رها کرد، یک پلاکارد برداشت و رویش نوشت: (Skolstrejk för klimatet) یعنی اعتصاب مدرسه برای تغییرات آب و هوایی و رفت و نشست جلوی پارلمان سوئد تا سیاستمداران را به کنشگری بیشتر برای مقابله با تغییرات آب و هوایی دعوت کند.

جنبش اعتصاب مدرسه

جنبش تک نفره ی گرتا تونبرگ

 

اما به مدد شبکه های اجتماعی آزاد، او تنها نماند. به زودی جمع کثیری از همکلاسی هایش و بعدها هم سالانش از شهرها و کشورهای دیگر به او پیوستند تا صدای نسل خودشان باشند.

جنبش اعتصاب مدرسه در استرالیا

جنبش دانش آموزی در استرالیا؛ با الهام از گرتا تونبرگ

 

گرتا به عنوان سخنران به اجلاس سازمان ملل در مورد تغییرات آب و هوایی در لهستان دعوت شد و در آنجا گفت:

«چرا باید به چیزهای بیهوده مشغول شویم در حالی که حقایق بزرگتر را اصلا جدی نمی گیریم. چرا ما باید برای آینده ای آموزش ببینیم که ممکن است اصلا وجود نداشته باشد؟

«برای ۲۵ سال شمار زیادی از مردم به کنفرانس های سازمان ملل متحد آمدند تا رهبران جهان را متقاعد کنند که برای جلوگیری از تغییرات آب و هوایی کاری بکنند، اما همچنان انتشار گازهای گلخانه ای رو به افزایش است. من به رهبران جهان برای مراقبت از آینده خودمان التماس نمی کنم، بلکه به آنها می گویم تغییرات در راه اند، چه آنها بخواهند و چه نخواهند».

در حالی که سیاست مداری مثل ترامپ می گوید بعید می دانم تغییرات آب و هوایی منشاء انسانی داشته باشند و با آمدن برف منکر گرم شدن زمین می شود و می شود الهام بخش همه ی گروه های افراطی از برزیل تا ایران، دانش آموزان که می دانند آینده وقتی فرا برسد هیچ کدام از این مغزهای پوسیده نیستند تا به آنها جواب بدهند، خودشان آستین هایشان را بالا زده اند و وارد میدان عمل شده اند.

به راستی گرتا می تواند الهام بخش امید، جنبش و حرکت برای همه ی هم نسل هایش باشد. گرتا به ما آموخت که حتی اگر تنهاییم اما حرفمان را بزنیم. گرتا به ما آموخت که آن بالا در میان سیاستمداران با همه ی حرف های خوشگلی که می زنند و ژست های حق به جانبی که می گیرند، آنقدر بازی های قدرت قوی است که حتی نمی توانند به فردا فکر کنند چه برسد به زمانی در آینده.

گرتا تونبرگ

جنبش اعتصاب مدرسه و رهبری نوجوانان برای تغییر آینده

و مهمتر از همه گرتا به ما آموخت که جنبش های انسانی نقطه شروع شان خواسته ی حق یک جماعت بزرگ است که بلاخره باید از زبان کسی شنیده شود. کسی که همین پایین در میان ماهایی است که هیچ احساس قدرتی نمی کنیم، چون به اشتباه فکر می کنیم که قدرت فقط همان بالا است. این فکر اشتباه است. بهتر است شروع کنیم قبل از آنکه خیلی دیر بشود.

سندی برای انقلاب صنعتی چهارم

۱۹ دی ۱۳۹۷

علجه کنید، قبل از اینکه خیلی دیر بشود.

⬅️به طور صریح به عنوان یک شهروند ایرانی می خواهم این سوال را از برنامه ریزان این کشور بپرسم. فرقی ندارد در چه سطحی هستند، از نخبگان الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت تا متخصصان سازمان برنامه یا حتی خودم به عنوان یک معلم.

سوال من این است:
راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای مواجه با انقلاب صنعتی چهارم چیست؟

⬅️ ممکن است رندی بر سرم فریاد بزند که مگر وضعیت کشور را نمی بینی، ما در قوت لایموتمان مانده ایم، تو از انقلاب صنعتی چهارم حرف میزنی؟ کدام انقلاب؟ کدام صنعتی؟ اول و دوم و سومش کجا بودیم که حالا دنبال سهممان از چهارمی هستی؟
خوب من برای این دسته از آدم های همیشه حق به جانب حرفی ندارم، اما بد نیست در مورد معجزه رودخانه هان و ببرهای آسیا هم کمی بخوانند، شاید باورشان شد که می شود از یکجایی بالاخره شروع کرد.

اما یک مسئله دیگر هست که وقتی یک سند بالادستی با عنوان برنامه میان تا بلندمدت کره جنوبی برای چیزی که خودشان اسمش را گذاشته اند: «آماده شدن برای جامعه اطلاعاتی هوشمند؛ مدیریت انقلاب صنعتی چهارم»، را می خواندم خیلی مرا در فکر فرو برد.
در یک جایی از سند نقل به مضمون چنین نوشته شده بود:

«آهای سیاست مداران زود باشید آینده را درک کنید و کشور را برای رویارویی با آن آماده کنید؛ قبل از آنکه خیلی دیر بشود».

سندی برای انقلاب صنعتی چهارم

 

این حرف در مغزم سوت می کشد:
آهای سیاست مداران زود باشید آینده را درک کنید و کشور را برای رویارویی با آن آماده کنید؛ قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود …

 

 

تجربه یک اکوسیستم کارآفرینی

۱۲ دی ۱۳۹۷

تجربه یک اکوسیستم کارآفرینی؛ آنچه نیازش داریم.

داستانی که می خواهم برای شما بگویم کم و بیش برای همه کسانی که در حوزه ی استارت آپ ها و کارآفرینی مشغول اند، داستانی آشناست. اما بازخوانی آن خالی از لطف نیست، مخصوصا از آن جهت که روایتگر داستان دختران یک هنرستان هستم.

⁣هنرستان دخترانه ی نوایی اصفهان را حاج حسین نوایی نامی ساخته است، مدیرش یه معلم خوشفکر به اسم خانم طحان است و هنرجویانش از میان همین دختران نجیب سرزمینمان، همه با استعداداند.
اما داستان ما از آنجایی شروع شد که خانم طحان بعد از آشنایی با گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در همایش گرامی داشت روز جهانی آینده در سال گذشته از ما خواست تا برای برگزاری کارگاه تفکر طراحی به هنرستان آنها برویم. ما با یک جمع تقریبا شصت نفره از دخترها شروع کردیم. وسط های قصه بودیم که شهرداری اصفهان ایده کاپی را برگزار کرد و این شد که کار ما با شهرداری گره خورد و نهایتا خود بچه های شهرداری هم به کمک ما آمدند.

مرکز خلاقیت و فناوری های نوین شهرداری اصفهان به بچه ها بستری برای دیده شدن و شنیده شدن طرح ها و ایده هایشان داد و در نهایت در شبی به یادماندنی از ده ایده ی برتر بچه ها تقدیر شد.

قصه را کوتاه کنم، ما برای تربیت یک نسل کارآفرین به چه چیز دیگری نیاز داریم؟ تقریبا هیچ چیز

✳️ ما به حاج حسین های نوایی نیاز داریم که دلی به وسعت دریا داشته باشند. هر کدام از دختران هنرستان نوایی تا آخر عمرشان خیری برای جامعه داشته باشند، حاج حسینِ قصه ما هم شریک خیر خواهد بود.

⁣✳️ ما به مدیرانی از جنس طحان نیاز داریم که بلد باشند مدرسه و نسل جدید را. مدیرانی که به خودشان و توانشان در ایجاد تغییر باور داشته باشند.

⁣✳️ مابه نهادهایی مثل شهرداری نیاز داریم که حمایتگر ایده ها باشند و بدانند فارغ از نتیجه، در دنیای ایده پردازی کار نیکو کردن از پر کردن است.

⁣✳️ مابه پدرها و مادرهایی نیاز داریم که به جای استرس کنکور و اجبار بچه ها به مشق شب، به پرورش قوه های بی انتهای خیال بچه هایشان توجه کنند.

⁣✳️ و نهایتا سهم گروه های دانشگاهی برای انجام رسالت های اجتماعی و مرشدی کردن بچه ها.

بدون هر کدام از این عناصر، اکوسیستم کارآفرینی شکل نخواهد گرفت و هر چقدر این عناصر در کشور بیشتر شوند، ما امیدمان به آینده بیشتر می شود.

کارگاه آینده پژوهیاکوسیستم کارآفرینی

 

هر کسی هستید فرقی ندارد، بکوشید سهمی در آینده ای بهتر داشته باشید. نه منتظر بمانید و نه دل به تغییرات بزرگ و از بالا به پایین بدهید.

همه ی قصه های خوب قهرمان های خودشان را دارند. شما قهرمان کدام قصه ای؟؟

چالش های آینده در خودروهای برقی

۱۰ دی ۱۳۹۷

? چالش های آینده در خودروهای برقی

? در حال حاضر تنها دو درصد از خودروها در ایالات متحده برقی هستند، اما پیش بینی می شود تا سه دهه ی آینده بخش عمده ای از خودروهایی که در آمریکا تردد می کنند، خودروهای برقی باشند.
⁣رانندگان آمریکایی به طور متوسط سالانه حدود ۳ تریلیون مایل رانندگی می کنند و برای این حجم از حرکت بیش از ۱۷۰ میلیارد گالن بنزین و دیزل مصرف می کنند. تبدیل تمام این مایل ها به برق، تقاضای جدیدی برای سیستم تولید و عرضه برق کشور خواهد داشت.

? دقت کنید دقیقا موضوع همین جا است. اگر همه خودروها در ایالت تگزاس همین امروز برقی شوند، این ایالت به ۱۱۰ تراوات ساعت برق بیشتر در سال نیاز دارد که به اندازه مصرف تقریبا ۱۱ میلیون خانه در سال است.

 

? اما مسئله اصلی حتی میزان مصرف برق نیست، می توان این میزان از برق را تولید کرد. مسئله مهمتر بحث زمان بندی استفاده از شبکه است. دقت کنید زمان بندی در شبکه ای که حالا هر خودرو مثل یک دوشاخه سیار عمل می کند که هر لحظه ممکن است برای شارژ شدن به برق وصل شود. نکته مهم این است که اگر حجم بالایی از این وسائل به شبکه متصل شوند می توانند پیک بالایی از مصرف را به صورت لحظه ای به شبکه تحمیل کنند و این برای شبکه یعنی فاجعه.

متخصصان صنعت برق کاملا این مسئله را درک می کنند و می دانند که هوشمندسازی شبکه و طراحی سیستم های پیش نگر برای مدیریت انرژی در آینده چقدر مسئله مهمی است.

سناریو از تحلیل داده تا داستان سرایی

۲۲ آذر ۱۳۹۷

رویکرد ساخت سناریو و تجزیه و تحلیل آن، به طور گسترده‌ای توسط بسیاری از سازمان‌ها مورد استفاده قرار می گیرد تا به وسیله آن به آینده فکر کنند، آن را پیش‌بینی کنند و راهبردهای خود را انتخاب نمایند. اجازه دهید ابتدا چند تعریف متفاوت از سناریو را مرور می‌کنیم:

  • یک توصیف اولیه از یک آینده احتمالی بر اساس گروهی از تعیین‌کننده‌های متقابلاً سازگار
  • یک تصویر کیفی یا کمی از یک سازمان یا گروه خاص که در چارچوب مجموعه‌ای از مفروضات معین، توسعه‌یافته است.
  • وسیله‌ای برای نظم دادن به ادراکات محیطی که تصمیمات  و به نمایش گذاشتن تصمیمات
  • شرح یک «آینده احتمالی» بر اساس مجموعه ای از عناصر متقابلاً سازگار، در چارچوب فرضیه‌های مشخص که به طور معمول شامل عناصر کمی و کیفی می شود.
  • شرحی روایت‌‌گونه با سازگاری درونی و چالش برانگیز از آینده‌های ممکن

اگر چه در میان تعاریف بالا از سناریو شباهت‌های بسیاری وجود دارد، اما تفاوت‌ها در جنبه‌های مربوط به اهداف، روند تکامل متغیرها، بازیگران و … می‌باشد. شایع‌ترین کلمه در این تعاریف، «توصیف» است که با کلماتی چون «تصویر (picture)» یا «روایت (narrative)» یا «شرح (description)» یا حتی کلمه انتزاعی «دستگاه (device)» جایگزین شده است. بنابراین، نکته مشترک در همه این تعاریف این است که یک سناریو باید یک وضعیت را در آینده توصیف کند که این همان ماهیت یا ذات واقعی سناریو است. با این وجود، بسیاری از مشکلات هنگام بررسی و گسترش مفهوم «شرح (description)» پدیدار می‌شود؛ زیرا یک «روایت»، «نمودار»، «تصویر» یا حتی یک «فرمول ریاضی» می تواند توصیف یا یک شرح باشد.

سناریونگاری

سناریونگاری از دیتا تا داستان

 

دو مرحله‌ی ساخت سناریوها

مرحله اول. تحقیق و تجزیه و تحلیل (R & A): این مرحله شامل توسعه سناریو به روش منطقی، مفهومی یا ریاضی است. این اطلاعات کمی و کیفی معمولاً در چهار حوزه تقسیم می‌شوند: دامنه، اهداف، جنبه های داخلی شرکت (ساختار، ظرفیت، منابع و …) و زمینه خارجی (محیط، روندها، زمینه، پیشران‌های تغییر و …). این مرحله همچنین شامل مفروضات و پیش‌بینی‌ها است.

مرحله دوم. روایت‌پردازی (storytelling): در این مرحله کارشناسان سعی می‌کنند تمام اطلاعات مربوطه را که در طول مراحل تحقیق و تحلیل مطرح شده است، به وسیله مکانیسم‌های ارتباطی قدرتمند، که عمدتاً روایت‌ها هستند، بیان کنند. این مرحله می‌تواند موفقیت کل فعالیت را تعیین کند. این روایت‌ها باید بتوانند مهم‌ترین اطلاعات کشف شده در طول تحقیق را در یک قالب، عمدتاً متن، ارائه دهند. البته گاهی این کار برای توصیف شرایط پیچیده مناسب نیست. به عنوان مثال، برخی از انواع روابط، عوامل عددی و احتمالات با استفاده از روایت متن‌ها به راحتی قابل انتقال نیستند. به غیر از روایت متنی، منابع دیگر مانند تصاویر، فیلم ها و نمودارها نیز به طور فزاینده‌ای برای غنی‌سازی روایت استفاده می‌شوند.

کاهش اطلاعات

تفاوت‌های ماهوی عمده در نوع اطلاعات بین مرحله اول و دوم وجود دارد. ساخت سناریو در گذر از مرحله اول به مرحله دوم حاصل می‌شود. گذر از مرحله اول که سرشار از داده‌ها، متغیرها و تجزیه و تحلیل آن‌ها است، به مرحله دوم که بیشتر توصیفی و ارتباط‌‌‌گرا است، به این ترتیب است که برای کاهش پیچیدگی مرحله اول و رهایی از صدها متغیر موجود در این مرحله، برخی از اطلاعات توسط خالق روایت، حذف می‌شود. از این فرآیند به عنوان «کاهش اطلاعات» یاد می‌شود. از دست دادن عدم اطمینانِ اطلاعات حذف شده، از دست دادنِ اطلاعات لازم برای ساخت کلان‌تصویر (big picture)، حذف هویت‌های غیر مرتبط در نسبت با هدف سناریو و در نتیجه ناقص شدن شبکه ارتباطی بین هویت‌ها، از جمله آسیب‌های مرحله کاهش اطلاعات است. همین امر باعث می‌شود در برخی از سازمان ها، اهداف سناریوها مورد تردیدهایی جدی قرار گیرد و این سؤال مطرح شود که آیا سناریوها ارزش‌مند هستند و موجب اتلاف وقت نمی‌شوند؟ برای مقابله با این آسیب‌ها رویکرد نشانه‌شناسی پیشنهاد می شود.

سناریونویسی

نوشته ی مرتبط: نقدی برروش سناریو

 

رویکرد نشانه‌شناسی به روایت‌پردازی

این رویکرد بر مبنای سه‌گانه پدرِ علم نشانه‌شناسی، چارلز سندرز پیرس، شکل گرفته است. این سه‌گانه عبارتند از:

  • هدف (object): وضعیتی است که باید شرح داده شود (وضعیت آینده در جهان)، یا چیزی که معنی دار است.
  • نشانه یا نماینده (sign,representation): به هر بخش از روایت، متن و سایر منابعِ مورد استفاده برای توصیف گفته می‌شود.
  • تفسیر (Interpretant): اثری که هر قسمت از روایت بر روی مخاطب ایجاد می‌کند.

در این رویکرد، روایت به عنوان مجموع نشانه‌ها و روایت‌پردازی به عنوان فرآیند سمیوز (semiosis: هر فعالیتی که شامل سه مرحله فوق باشد) در نظر گرفته می‌شود. هدف این بخش توسعه یک چارچوب برای کمک به روایت‌پردازان به‌منظور حفظ انسجام و ادامه (ردیابی) آن‌چه در مرحله تجزیه و تحلیل انجام شده است (مرحله اول)، می‌باشد. این کار از طریق حفظ حداکثر اطلاعات با توجه به هدف انجام می‌شود. در این چارچوب با استفاه از عناصر سه‌گانه پیرس، دو فعالیت اصلی انجام می‌شود: انتخاب (what) آن‌چه که منتقل می شود (شامل دو مرحله: انتخاب هدف و انتخاب اطلاعات مرتبط با هدف) و انتخاب نحوه (how) انتقال آن است (شامل دو مرحله: انتخاب نشان ـ ابزار (sign-vehicles) یا سه سطح تفسیر عاطفی (emotional)، منطقی (logical) و عملی (pragmtic) و ساخت روایت). این مراحل با ورودی‌ها و خروجی‌های اصلیِ هر یک از آن‌ها، در شکل زیر نشان داده شده است.

 

سناریونگاری

فرایند روایت پردازی در سناریو

 

آنچه در بالا خواندید ترجمه ای کوتاه از مقاله ای با همین عنوان است که توسط سرکار خانم زهرا حیدری دارانی از دانشجویان کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان ترجمه شده است. برای دریافت ترجمه مفصل تر می توانید از طریق لینک تماس با من درخواست خود را ثبت کنید.

 

لینک اصل مقاله:

From data analysis to storytelling in scenario building

 

راه حل های تکنولوژیک یا تغییرات اجتماعی؟

۱۹ آذر ۱۳۹۷

اگر راه حل شما برای حل یک مشکل نیاز به این دارد که شخص دیگری رفتارش را تغییر دهد، در حقیقت مشکل شما حل نشده است. بشریت با مشکلات بسیار زیادی روبروست که برای حل شدن نیاز به تلاش های مشترک بسیاری از افراد و حتی همکاری بین دولت ها دارد. می خواهیم به بررسی این موضوع بپ ردازیم که چرا یک راه حل تکنولوژیکی بیش از یک راه حل اجتماعی ترجیح داده می شود.

با بررسی یک نمونه از راه حل های موفق تکنولوژیکی در می یابیم که  هنگامی که محققان دریافتند که CFC ها که در اسپری ها و یخچال ها استفاده می شوند در تقابل با لایه ی محافظ اوزون هستند و باعث از بین رفتن این لایه می شوند، شروع به تحقیق برای یافتن یک جایگزین با قدرت تخریب کمتر برای CFC ها کردند. اولین پیشنهاد این بود که هر شخص باید از استفاده از یخچال یا اسپری ها خودداری کند که بسیار بعید به نظر می آمد زیرا این ها دستگاه های محبوبی بودند که همه استفاده می کردند و بعید بود که افراد بتوانند از استفاده از آنها صرف نظر کنند و موجب تغییر شوند. خوشبختانه HCFC ها پیدا شدند که جایگزین مناسبی برای CFC ها هستند و بنابراین قوانینی در سطح جهان برای این جایگزینی وضع گردید و مشکل توسط یک راه حل تکنولوژیک حل شد که در آن تغییر اجتماعی عملاً غیرممکن بود.

راه حل های فناورانه

فناوری؛ هم درد و هم درمان

 

تولید گازهای گلخانه ای عمدتاً بدلیل استفاده از سوخت های فسیلی افزایش یافته است که این افزایش منجر به تغییرات آب و هوایی شده و جالب توجه است که بسیاری از راه حل های پیشنهادی برای تغییرات آب و هوایی شامل تغییرات اجتماعی می شوند به این ترتیب که برای مثال همه ی ما گیاه خوار شویم، از رانندگی کردن صرف نظر کنیم و یا اینکه برق کمتری حاصل از سوخت های فسیلی مصرف کنیم. با این حال، ما قادر به انجام این کار نیستیم، زیرا انسان ها رفتارشان را تغییر نمی دهند مگر اینکه مستقیماً در معرض آسیب باشند. تهدید آسیب های حاصل از این گاز ها برای خودمان و نسل های آینده به اندازه کافی قانع کننده نیست که ما رانندگی کردن را متوقف کنیم. اگر فرض را بر این بگذاریم که ما هیچ راه حل تکنولوژیکی پیدا نمی کنیم و تغییر در آب و هوا کاملاً به تغییر جامعه وابسته است، آن وقت به احتمال زیاد ما تولید گازهای گلخانه ای را با سرعت بیشتری ادامه دهیم تا زمانی که مردم از شدت قحطی و کمبود غذا به شدت رنج ببرند و آن موقع است که رفتارشان را تغییر خواهند داد.

جالب توجه است که یک راه حل فناورانه برای کاهش انتشار دی اکسید کربن در حال حاضر وجود دارد و از سال ۱۹۵۰ در قالب انرژی هسته ای در دسترس بو ده است. نیروی هسته ای می تواند جایگزین تمام نیروگاه های سوخت زغال سنگ، گاز و نفت ما شود و تولید گاز دی اکسید کربن حاصل از تولید برق ما را به صفر برساند، اما با این وجود مقاومت زیادی در برابر استفاده از نیروی هسته ای به دلیل خطرات آن وجود دارد. خطرات ناشی از این انرژی اغلب توسط گروه های زیست محیطی مانند Greenpeace بسیار پر رنگ شده است. با این وجود آسیب ناشی از نیروی هسته ای در مقایسه با خسارت ناشی از سوخت های فسیلی بسیار ناچیز است. مطمئناً اتفاقات هسته ای با تلفات و آسیب های زیست محیطی روی داده است، اما سوخت های فسیلی در آستانه به وجود آوردن فاجعه ای جهانی قرار دارند که اکثریت گونه های موجود در سیاره ما را منقرض می کنند و مناطق بزرگی را غیرقابل زیست می سازند و مهمتر از همه، تولید غذا را دچار مشکل می کنند. از هر جهت که بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که انرژی هسته ای باید هرچه سریعتر جایگزین سوخت های فسیلی شود ولی با این حال ترس عمومی در مورد انرژی هسته ای امکان استفاده از این انرژی را در این مقطع زمانی ناممکن می سازد.

در حالی که انرژی خورشیدی و باد اکنون جایگزین مناسبی برای سوخت های فسیلی هستند ولی برای استفاده از این انرژی ها بسیار دیر است و آن ها نمی توانند تغییراتی را که ما در حال ایجاد آن هستیم موجب شوند. این در حالی است که دوست داران محیط زیست که داعیه دار حفاظت از زمین هستند با گسترش ترس از فناوری تخریب آن را به ارمغان آورده اند. ما می توانیم رفتار دقیقاً مشابهی را در مورد استفاده از درخت خرما برای تولید روغن و انقراض احتمالی اورانگوتان ها ببینیم. روغن نخل در بسیاری از غذاها، شامپوها و مواد شوینده استفاده می شود. نخل های روغنی در کشورهای گرمسیری مثل اندونزی و مالزی رشد می کنند که بسیاری از گونه های مختلف جانوری مانند اورانگوتان ها در آنجا زندگی می کنند. همه ما از این موضوع آگاه هستیم اما به خرید غذاهای میان وعده، شامپو و مواد شوینده ادامه می دهیم. ما رفتار خود را تغییر نخواهیم داد، زیرا انقراض اورانگوتان ها باعث آسیب مستقیم ما نمی شود. بنابراین آیا یک راه حل فنی برای حل این مشکل وجود دارد؟ آیا می توانیم روغن حاصل از درخت خرما را با ماده دیگری جایگزین کنیم تا بتوانیم به استفاده از محصولاتی که ما به استفاده از آنها علاقه داریم بدون نابودی جنگل ها ادامه دهیم؟ ایکوور، یک تولید کننده مواد شوینده، جایگزین روغن حاصل از درخت خرما را برای استفاده در مایع لباسشویی خود تولید کرد. روغن از جلبک هایی که به لحاظ ژنتیکی اصلاح شده بودند به دست می آمد. با این وجود به دلیل ترس از اصلاح ژنتیکی که توسط گروه های زیست محیطی مانند Greenpeace گسترش یافته، بسیاری از مردم از استفاده از محصولات اصلاح شده ژنتیکی خودداری می کنند. طی یک نامه سرگشاده به ایکوور که توسط بسیاری از گروه های زیست محیطی مانند Friends of the Earth امضا شد، او را مجبور به تجدید نظر در استفاده از جایگزین روغن نخل حاصل شده از جلبک های اصلاح شده ژنتیکی کردند تا یکبار دیگر، ترس غیر منطقی از فناوری – توسط کسانی که بیشترین نگرانی در مورد محافظت این سیاره را دارند، منجر به تخریب آن شود.

ما اگر می خواهیم مشکلاتی که با آنها مواجه هستیم را حل کنیم، باید به این ترس از فناوری توجه کنیم و این واقعیت را بپذیریم که ما با تغییر رفتار مردم قادر به حل این مشکلات نخواهیم بود.

 

پی نوشت:

می دانیم که برای برخی خوانندگان این مقاله پذیرفتن آن ممکن است دشوار باشد، اما ما ناگزیر از شنیدن همه نظرات هستیم تا در نهایت به دموکرات ترین حالت بتوانیم تصمیم بگیریم.

این نوشتار حاصل کوشش آقای اکبر قدیری دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در ترجمه ی مقاله زیر است:

Technological solutions are always preferable to societal change

نقدی بر سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

۳ آذر ۱۳۹۷

هر چند اساسا با هر چه سند از هر نوعش آن هم به دلایل علمی مخالفم و از هر چه شعار تو خالی و عوام فریبانه مثل «آینده را باید ساخت» متنفرم که اگر هم خوب باشند دارند بد به کار می روند، اما ایراد اساسی من ساختن آرمانشهر است. البته با آرمانشهرهایی که دن کیشوت های سوار بر اسب های لنگ می سازند مخالف نیستم، دیوانگانِ تنها هیچ وقت برای جوامع ضرری نداشتند. اما آرمانشهرهای حکومتی، آینده پژوهانه و عاقلانه جلوه دادن همه اشتباهات وحشتناک احتمالی آینده است که هیچ کس امضاکنندگان مانیفست های اولیه آنها را به یاد ندارد.

بگذریم، خاطر سندنویسان عزیز را با زیر سوال بردن اصل سندنویسی و آرمانشهرنگاری مکدر نمی کنم. با این فرض که سند را مفید بدانم در مورد این سند یعنی « الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت»، یک سوال مهم دارم. حداقل برای خودم مهم است. این که می گویم من، برای مهم جلوه دادن خودم نیست. دارم تمرین می کنم که بتوانم به جای خودم حرف بزنم و واژه مردم و جامعه را به هر نحوی استفاده نکنم.

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

آرمانشهر و چالش اعتبار آینده پژوهانه

 

سوالم این است اگر آیندگان نخواهند مبانی ما را بپذیرند با آنها چه باید بکنیم؟ در رسانه های شما چهل سال است یک ساز به نمایش در نیامده است، چهل سال است برای زنانی که عزت را برایشان به ارمغان آورده اید و آنها را به مقام انسانی رساندید، هنوز رفتن به آوردگاه های ورزشی تابویی وحشتناک است که می شود موضوع روز منبرهای نماز جمعه. شما چه تضمینی به آیندگان می دهید که اگر نخواهند در آرمانشهر شما زندگی کنند یک در پشتی هست که بدون مزاحمت می توانند از آن بیرون بروند.

در سند پایبندی بر بنیادی ترین ارزش های تعریف شده و توافق شده در چهل سال پیش از این و اصرار بر تداوم آنها تا حدود پنجاه سال بعد یعنی سال ۱۴۴۴، اولین چیزی است که برای منی که بر روی تصاویر آینده کار کرده ام و کمی در مورد آرمان و آرمان ها فکر کرده ام، عجیب به نظر می رسد.

 

نوشته ای دیگر: آرمانشهر، ویرانشهر، آینده پژوهی

 

برای میکرو آرمان های شخصی شده در جامعه ای که در نیم قرن گذشته بخت خویش را در همه ی راه ها و بی راهه ها آزموده اند و حالا دور خودشان یک حصار کشیده اند و تراز شناخت خودی و ناخودی و بی خودی محصور به متراژی تا نوک دماغشان شده و بنیان دین و دنیاشان همه اش شده «من اینجوری بیش تر حال می کنم»، آرمان نگاری می کنید و بعد حتی حاضر نیستید کمی و فقط کمی پای مبارک را جمع کنید تا ببینید زیر پوست شهر، دهه هفتادی ها و هشتادی ها که ساقی های محله را از معلم هایشان بیشتر می شناسند، نه مبانی انسان شناسی شان، نه مبانی دین شناسی شان و نه هیچی شان اصلا شبیه تو که مبارز زندانی زمان شاه بودی یا منِ دهه شصتی که بلند بلند در سگ لرزه زمستان در صف های صبحگاهی دبستان با تمام وجودم داد می زدم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نیست.

سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

بهترین آرمانشهر نداشتن آرمانشهر است

 

حالا بگذریم که برای نسل های بعد که تو از اینجا از سال ۱۳۹۷ برایشان خط و نشانِ سعادت و شقاوت می کشی اساسا شاخص ها هم متفاوت خواهد شد. آنچه امروز تو پیشرفت می دانی و سندش را نوشتی از کجا می دانی برای پنجاه سال بعد پسرفت نیست. سندنویس عزیز شما کلمات خوبی نوشتی، همه اینها بار معنایی خوبی دارند اما الان و برای من و تو. سندی که من می بینم بیشتر اعترافاتمان برای مسیر نرفته است تا شناخت مسیر پیش رو.

بیا به ماندنمان در ۱۴۰۴ فکر کنیم تا به بهشت موعودمان در ۱۴۴۴.

پروژه ایران ۲۰۴۰ در دانشگاه استنفورد

۲ آذر ۱۳۹۷

در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه استنفورد پروژه ای کلید خورد که هدفش بررسی کمی وضعیت ایران در آینده یا به عبارتی پیش بینی ایران تا سال ۲۰۴۰ در حوزه های مختلف بود. این پروژه ی دانشگاهی بر اساس تحلیل داده های کمی و با استفاده از نگاهی آینده نگارانه به بررسی روندهای حاکم بر ایران در حوزه های جمعیت شناسی، اقتصاد، انرژی، آب، کشاورزی و سیستم های مالی پرداخته است.

ایران 2040

ایران در سال ۲۰۴۰ به روایت استنفورد

 

دسترسی به گزارش های این پروژه رایگان است و آینده پژوهان و دیگر علاقه مندان به بررسی روندهای حاکم بر آینده ایران می توانند از آن استفاده کنند.

برای ورود به صفحه گزارش از لینک زیر استفاده کنید:

ایران ۲۰۴۰

کارگاه سناریونگاری به مثابه رویکردی نوین در برنامه ریزی

۲۸ آبان ۱۳۹۷

گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در راستای مسئولیت های علمی و اجتماعی خود اقدام به برگزاری کارگاه سناریونگاری خواهد کرد. این کارگاه رایگان است، اما به دلیل محدودیت در ظرفیت تنها کسانی که از طریق لینک زیر ثبت نام می کنند، مجاز به شرکت در کارگاه خواهد بود.

 

کارگاه سناریونگاری

 

کارگاه سناریونگاری به مثابه رویکردی نوین در برنامه ریزی

 

لطفا برای ثبت نام وارد لینک زیر شوید و در قسمت موضوع بنویسید: ثبت نام در کارگاه سناریونگاری

 

لینک ثبت نام

 

تکینگی؛ پای اندیشه های ری کورزویل

۲ شهریور ۱۳۹۷

ما در حال ورود به عصر جدیدی هستیم. من این را تکینگی می نامم، ادغام هوش انسانی و هوش ماشینی که چیزی برتر از خود خلق می کند. این جا لبه ی تیغ انقلاب در سیاره ما است.

 

تکینگی

تکینگی؛ آخرین مرحله یا مرحله ای دیگر

 

ری کورزویل (Ray kurzweil) می گوید اگر قصد دارید مخترع خوبی باشید باید شناخت خوبی در مورد آینده داشته باشید. او می گوید: من شروع به کشیدن نقشه بعضی از روندهای تکنولوژیک، با استفاده از قانونی که آن را (تسریع برگشت ها) می خوانم، کردم. من این کار را با طرح ره نگاشت آن چه می توانست شبیه دهه های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ باشد و به خوبی نیز جواب داد، در کتابی که در سال ۱۹۸۰ نوشتم انجام دادم. حال آن محاسبات ریاضی را اصلاح کردم و شروع به بررسی آنچه که شبیه  قرن ۲۱ خواهد بود کرده ام. این به من اجازه می دهد که با تکنولوژی های قرن ۲۱ همچنان ابداع گر بمانم، چرا که من فهمی از چگونگی تکنولوژی، اندازه تکنولوژی، ارتباطات و هوشمندی بشر در سال ۲۰۱۰ ،۲۰۲۰ و ۲۰۳۰ دارم.

کورزویل می گوید ما در ادغام هوش انسانی و هوش ماشینی به چالشی بر می خوریم. یک واکنش این است که نخواهیم به انسان های تقویت شده  تبدیل شویم و نخواهیم نانوروبات ها در بدنمان قرار گیرند. خیلی از مردم می گویند که می خواهیم انسان بیولوژیکی باقی بمانیم، اما تکینگی برای انسان هایی که می خواهند بیولوژیکی باقی بمانند چگونه خواهد بود؟ پاسخ این است که مردم در واقع به آن توجه نمی کنند، جز این که هوش ماشینی برایشان به منزله ی خدمت گزارانی برتر ظاهر شود.

یک مسئله که ناظران توجه نمی کنند این است که سرعت تغییر  خود دچار شتاب شده است. سده های قبل مردم فکر نمی کردند که اصلا دنیا در حال تغییر است. تکنولوژی در حال تغییر طبیعت اجتماع است، ۲۰ سال اخیر نمی تواند راهنمای خوبی برای ۲۰ سال بعد باشد. ما در حال دو برابر کردن نرخ تغییر پارادایم در طول هر دهه  هستیم.

رو کورزویل

رو کورزویل؛ مردی که باید دنبال کرد

 

انقلاب بزرگ بعدی که زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد فناوری های بیولوژیکی است، چرا که ما دانش بیولوژیکی را با پردازش اطلاعات ادغام کردیم. ما در مراحل اولیه از فهم فرایندهای زندگی و فرایندهای بیماری ها به کمک فهم ژنوم و چگونگی بروز آن در پروتئین، هستیم. ما از توانایی در تولید سلول های جدید دور نیستیم، برای مثال برای یک فرد ۵۳ ساله سلول های قلب یک انسان ۲۵ ساله تولید کنیم و قلب را بدون جراحی با انتقال این سلول ها از طریق تزریق به خون، تعویض کنیم.

محاسبات به صورت نمایی در حال رشد است. ما در حال دو برابر کردن قدرت محاسبات در هر ۱۲ ماه هستیم. ۱۵ تا ۲۰ سال بعد شاهد کامپیوترهایی بر پایه ی  مدل بیولوژیکی خواهیم بود. توسط بسیاری از ناظران پذیرفته شده است که در آینده قادر خواهیم بود توسط سخت افزارها هوش انسان را دست کاری کنیم که به نظر من این کار تا ۲۰ سال آینده انجام خواهد شد. مردم اذعان می کنند که ما کامپیوترهای بسیار سریعی  خواهیم داشت که با مغز انسان رقابت می کنند. ما واقعا نمی دانیم که مغز ما چگونه کار می کند، اما دانش ما از نحوه ی کار کردن مغز هم به صورت نمایی در حال رشد است. یک سناریوی محتاطانه می گوید که ما تا ۳۰ سال آینده یا خیلی زودتر، به یک نقشه ی کامل از مغز انسان دست خواهیم یافت. ما قادر خواهیم بود هوش بیولوژیکی مان را از طریق ارتباطات درونی توسط هوش غیر بیولوژیکی تقویت کنیم، این یعنی تعبیه هوش غیر بیولوژیکی در بیلیون ها نقطه ی مختلف در مغزمان. ما قادر به تقویت الگوهای شناختی خود خواهیم بود  تا سریع تر فکر کنیم و دانش را در مغزمان بارگذاری کنیم. اگر این روند ها را دنبال کنیم به نقطه ای می رسیم که یک گسستگی در تاریخ حیات انسان اتفاق می افتد، بعضی این را تکینگی می خوانند.

آنچه در مورد گونه بشر منحصر به فرد است قابلیت ساخت مدل های انتزاعی و استفاده ی از آن ها برای فهم جهان است. این مدل ها با قرار گیری در تکنولوژی، بسیار قدرتمند شده اند و حال ما می توانیم ذهن خود را فهم کنیم. قابلیت افزایش قدرت تمدن ما ویژگی منحصر به فرد گونه بشر است.

. logo-samandehi تایید