+

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

۱۲ اسفند ۱۳۹۵

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده، عنوان یک سمینار چهار ساعته بود که به همت انجمن علمی مدیریت دانشگاه اصفهان در یک بعد از ظهر زیبای زمستانی در دانشگاه اصفهان برگزار شد. هر چند فرصت نشد تا برای برگزاری این سمینار تبلیغی انجام شود، اما در همان دو روز و از طریق شبکه های اجتماعی، دانشجویان دانشگاه و دوستانی از بیرون از دانشگاه دور هم جمع شدند تا با هم ایده هایی را برای راه اندازی یک کسب و کارهای موفق در آینده به اشتراک بگذاریم. برای من تجربه ای لذت بخش و آموزنده بود.

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

سمینار ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

سمینار ساعت ۱۲.۵ و سر موقع شروع شد و قرار بود تا ساعت چهار در کنار دوستان باشیم، اما صحبت های ما گل کرد و تا ساعت ۵ طول کشید. در طول سمینار در چند حوزه ایده هایی مطرح شد و دوستان در جلسه نیز هم ایده هایشان را گفتند و هم بعضی از تجربه های کاری خودشان را. حوزه های پیری و سلامت، آموزش، تولید محتوا، بازاریابی و تبلیغات و شهرهای هوشمند عمده بحث های ما در سمینار بودند.

ایده هایی برای کسب و کارهای آینده

آموزش ها و مهارت های لازم برای آینده

همچنین لازم بود تا گریزی بزنم بر این مسئله که چه آموزش و مهارتی ما را برای آینده آماده می کند و اینکه چطور می شود آینده را بهتر و زودتر از دیگران دید. از برنامه ریزی آینده گرا، مهارت های لازم برای موفقیت در آینده و دانش پلاگینی صحبت شد.

کارگاه آینده پژوهی

پیش به سوی آینده دوست داشتنی

حتما همه کسانی که آمده بودند ذهن هایی دغدغه مند و پر از ایده داشتند. کسانی که خواستشان ساخت آینده ای بهتر برای خودشان و جامعه شان است. همان شب به همت دوستان گروهی تشکیل شده که بتوانیم ایده هایمان را با هم به اشتراک بگذاریم و این یعنی اینکه قلبا هم دوست داریم رو به جلو حرکت کنیم. مهم نیست چقدر به چشم اندازهایمان نزدیک می شویم. مهم نیست چقدر از ایده هایمان عملی می شوند، ما برای رسیدن به آنها روز و شبمان را به هم وصل می کنیم.

مهم این است که رخوت را از خودمان دور کنیم. مهم این است که بتوانیم آینده ای را تصور کنیم. مهم این است که هر روز به سمت آینده دوست داشتنیمان قدم برداریم. و فکر می کنم آدم های جلسه دیروز همگی از این جنس آدم ها بودند. آدم هایی که مطمئن هستم در آینده ای نه چندان دور خبرهای خوبی از موفقیت هایشان خواهم شنید.

در آخر می خواهم صمیمانه از هاجر، خجسته، نیلوفر و مریم بچه های انجمن مدیریت که زحمت برگزاری این سمینار بر دوش آنها بود تشکر کنم. برای این دانشجویان خوب بهترین آینده ها را آرزو می کنم.

درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

20+

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

۸ اسفند ۱۳۹۵

شنبه هفتم اسفندماه، موزه علوم و فنون آموزش و پرورش اصفهان. ساعت ۲ بعد از ظهر.

کارگاه آینده پژوهی

موزه علوم و فنون؛ کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی با محوریت آینده آموزش در حضور جمعی از کارشناسان و مدیران اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان برگزار شد. کارگاهی بی نقص با محیطی پویا و نظرات عالی که در جلسه به اشتراک گذاشته شد. سه ساعت تمام به من فرصت داده شد تا به بحث بر روی آینده های آموزش بپردازم. صحبت هایی که با مروری بر کلان روندهای تاریخی شروع و با ارائه خلاصه ای از گزارش پروژه هزاره (The Millennium Project) به پایان رسید تا خوراک فکری لازم برای دو کارگاه بعدی که قرار است به صورت مشارکتی برگزار شوند را ایجاد کرده باشم. در کارگاه های بعدی قرار ما بر آن است که با تمرکز بر موضوع یادگیری پدیده محور، به اشتراک ایده ها پرداخته و با استفاده از روش شش ستون آینده (six pillars) به تشریح فضای پیش روی آموزش بپردازیم.

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

کارگاه آینده پژوهی، کلان روندها

برای من به شخصه این کارگاه از آن جهت حائز اهمیت بود که همیشه یکی از دغدغه های فکریم آموزش و سیستم آموزشی کشور بوده و این کارگاه فرصتی به من داد تا ایده ها، نظرات و انتقادهایم را به گوش برخی مسئولان این حوزه برسانم.

اما جدای از همه چیز باید اعتراف کنم که علیرغم ذهنیت اولیه ام، در این مجموعه گوش شنوا بسیار بود و جالب تر از آن دغدغه مندی و درک بالای شرکت کنندگان در کارگاه از ضرورت تغییر در سیستم های آموزشی کشور. کارگاه برای من تجربه ای ناب و محیطی برای یادگیری بود.

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

نوشته ی مرتبط: آینده پژوهی و سیستم آموزشی کشور

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش حاشیه های جالبی هم داشت. مخصوصا یک حرکت خلاقانه و عالی از رییس جلسه آقای مهندس محمدی، معاونت آموزش متوسطه استان اصفهان که باعث شد همه گوش های همراه در جلسه جمع شوند. یک چشمه از نوآوری های اجتماعی که امیدوارم هم در کارگاه های آینده پژوهی بعدی و هم در همه جلسه های مهم باب شود.

کارگاه آینده پژوهی

گزارش کارگاه آینده پژوهی در استانداری سیستان و بلوچستان

گزارش کارگاه آینده پژوهی در شهرداری اصفهان

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

11+

انقلاب دیجیتال و آینده شهرها

۵ اسفند ۱۳۹۵

انقلاب دیجیتال و آینده شهرها یک نوشته برای کارآفرینان فناورانه است

انقلاب دیجیتال چطور چهره شهرها را دگرگون خواهد کرد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا بیاید یک مقدمه ببینیم.

نمایش یک روند تکاملی ۳۴ ساله در ویدیویی یک دقیقه ای. نمایشی کوچک از آنچه یک نسل بر روی میز کار خود تجربه کرده است. خیلی از جوان ترها، دیدگاه ضعیفی نسبت به نسل های گذشته پیشرفت دارند و اگر به آنها بگوییم که به گذشته برگردند، به ما خواهند خندید. آنها از کارهایی که نسل های گذشته با فناوری های آن روز انجام می دادند، تعجب می کنند و با تمسخر می گویند واقعا تا ۱۰ سال پیش برای فکس از یک دستگاه بزرگ و پر سر و صدا استفاده می کردید؟ واقعا تقویم رو میزی و دفترچه یادداشت داشتید؟

ویدیو زیر نشان می دهد که چطور ظرف مدت ۳۴ سال (من امروز ۳۴ سال را تمام کردم، حالا این عدد برای من معنای خاصی دارد 🙂 ) چنین پیشرفت بزرگی حاصل شده است. البته به این مسئله هم دقت کنیم که تنها تبدیل شدن یک ابزار از روی میز کار به یک نرم افزار روی کامپیوتر شخصی نیست و این فرایند جنبه های مختلفی دارد. نابود شدن برخی مشاغل، پدید آمدن مشاغل جدید. بی نهایت برابر شدن حجم ذخیره و پردازش اطلاعات و ….

 

انقلاب دیجیتال و آینده شهرها

فهم تغییر مخصوصا اگر سریع باشد، سخت است و سخت تر از آن آماده شدن برای تغییر و سخت تر از این دو، بهره بردن از تغییرات احتمالی آینده است. حالا اجازه دهید ویدیو دیگری را مشاهده کنیم. در این ویدیو تغییرات مربوط به حوزه شهر هستند و این بار گوشی هوشمند و اپلیکیشن های موبایل در حال تغییر دادن چهره شهرهای ما هستند.

اقتصاد دیجیتال، فشرده سازی، تولیصرف یا هر تئوری دیگر که پشت این مسئله باشد، یک چیز کاملا روشن است. آینده هایی روشن در حوزه دیجیتالی کردن شهر. حوزه ای با پتانسیل بالا برای سرمایه گذاری و کارآفرینی. تغییرات در این حوزه خیلی سریع در حال رخ دادن هستند و هر روز یکی از خدمات شهری یا کسب و کارهای پر رونق شهری به یک اپلیکشین بر روی موبایل تبدیل می شود. اقتصاد سریعی که به قول کلاوس شواب (Klaus Schwab)، در آن به جای آنکه ماهی های بزرگ تر، ماهی های کوچکتر را بخورند، این ماهی های سریع هستند که ماهی های کند را می خورند.

چهار نوشته ی مرتبط تحت عنوان کلی انقلاب صنعتی چهارم

کمرنگ شدن آژانس های املاک با روی کار آمدن وب سایت و اپلیکیشن دیوار، کم رنگ شدن آژانس های جابه جایی مسافر در شهر با روی کار آمده اسنپ و تپسی، ظهور فروشگاه های آن لاین، بلیط فروشی های آن لاین، کلاس های آموزشی آن لاین و حتی میوه فروشی های آن لاین (همین عبارت را در گوگل جستجو کنید و ببینید چند وب سایت خوب در زمینه فروش آنلاین میوه مشغول به کارند)، نمادهای این پدیده در شهرهای بزرگ ما هستند. پدیده بزرگ بعدی چه خواهد بود؟ به آن فکر کنید.

13+

نویسنده: هوش مصنوعی

۲۹ بهمن ۱۳۹۵

داستان می­ گوییم، شعر می ­سراییم، گوشه ­های پنهان ذهنمان را در مرموزترین تابلوهای نقاشی به تصویر می کشیم و هیچ گونه ی زیستی دیگری را جز خودمان نمی شناسیم که این چنین توانایی هایی در خلق داشته باشد. همه فیلم هایی که می بینیم یا قصه هایی که می خوانیم، حتی بی محتواترین آنها، ساخته یک ذهن انسانی است که می تواند اجزا‌ء مختلف از ساختارهای مختلف در بازه های زمانی متفاوت را در کنار هم بگذارد تا ذهن شما را درگیر رسانیدن یک پیام کند.

اما سالی که گذشت آغازی بود بر پایان توهم یگانه بودن بشر. درست مانند داستان های اساطیری که پادشاهی در خواب تولد کودکی را می بیند که در جوانی او را از تخت قدرت به زیر می کشد، ما در ۲۰۱۶ به نظاره ی فیلمی نشستیم از کودکی که با سلطه ی بی رقیب ما، چنان خواهد کرد.

سان اسپرینگ (Sunspring) یک فیلم کوتاه تقریبا ده دقیقه ای با نمایشی تاریک و رازآلود است که تماما به وسیله هوش مصنوعی نوشته شده است. ژانر این فیلم کوتاه بر اساس یادگیری شبکه های عصبی مصنوعی از نمایشنامه های عملی – تخیلی تدوین شده و کارگردانی و بازیگری آن را انسان ها بر عهده داشتند. فیلمی با معنا که در فستیوال فیلم علمی – تخیلی لندن به نمایش در آمد و تحسین منتقدان و تماشاگران را بر انگیخت.

هوش مصنوعی هنرمند، بنجامین نام گرفته است و در حال حاضر در حال نوشتن فیلمنامه دیگری است. می توانید وارد وب سایت بنجامین شوید و کارهای او را پی گیری کنید.

بنجامین: هوش مصنوعی فیلم نامه نویس

اما بنجامین هنوز مجموعه ای از کدهای نوشته شده توسط انسان است. در واقع خالق بنجامین یک فارغ التحصیل رشته ارتباطات و فناوری از دانشگاه نیویورک به نام (Roos Goodwin) است. بنجامین بر روی کامپیوترهای قدرتمند آزمایشگاه های محاسباتی دانشگاه اجرا و از یکی دوجین داستان علمی تخیلی مانند انیمیشن (futurama)، و فیلم های (X- Files) و (Star Trek) برای یادگیری ژانر علمی – تخیلی استفاده کرده است.

فیلم سان اسپرینگ با این جمله آغاز می شود:

«در آینده، وقتی بی کاری گسترده شیوع پیدا کند، جوان ها مجبور به فروش خون خود می شوند».

به راستی این آغاز چه پایانی خواهد داشت؟ وقتی به کامپیوترها نوشتن را آموزش دهیم، آیا آنها با ما همان کاری را می کنند که یک پیانوِ هوشمند با پیانیست می کند؟

آیا آنها می توانند ما را کاملا کنار بگذارند یا تنها قلم هایی در دست ما هستند و توانایی نوشتن ما را بیشتر می کنند؟ آیا ما به مصرف کنندگان تهی مغز تولیدات فرهنگی هوش مصنوعی تبدیل می شویم یا در جایگاه خدایان، به نویسندگان زندگی نویسندگان تبدیل خواهیم شد؟

با کلیک بر روی عکس زیر می توانید به تماشای فیلم بنشینید و به سوالات بالا فکر کنید.

نویسنده: هوش مصنوعی

نویسنده: هوش مصنوعی

:Written by

BENJAMIN, A SYSTEM – ON CHIP (SOC) COMPTUTER

,(WITH GRAPHICS PROCESSING UNIT (GPU

,(RUNNING A “LONG SHORT TERM MEMORY” (LSTM

(RECURRENT NEURAL NETWORK (RNN

9+

چارچوب های ذهنی در آینده نگاری استراتژیک

۲۳ بهمن ۱۳۹۵

علی رغم اهمیتی که عموماً به مطالعه ‌ی آینده داده می ‌شود، درک ما از پدیده‌ ی آینده‌ نگاری استراتژیک هنوز هم نسبتاً محدود است. آینده نگاری از دیرباز در قالب برون‌ یابی از تجربیات گذشته قرار داشته است. اما چنین رهیافتی، همان‌طور که آنسف (۱۹۷۵، ۱۹۸۰) و سایرین استدلال کرده ‌اند در حیطه ‌ی استراتژی که تمرکز آن بیشتر بر گسست‌ ها است تا تسلسل‌ ها، کافی نیست. اگر افراد صرفا تجربیات گذشته را مبنای دیدگاه خود از آینده قرار دهند، برای فرصت‌ ها و تهدیدات استراتژیک جدید که بنا به تعریف انفصال از گذشته را نشان می ‌دهند، آمادگی پیدا نخواهند کرد. به این ترتیب ناپیوستگی‌ های استراتژیک به طور نظام مند از دید ما خارج هستند. به خصوص در زمان ما که با محیط ‌های آشفته‌ با تغییرات شتابان و بنیادین رو به رو هستیم، ناکافی بودن چنین رویکردهایی هر روز بیش‌ تر و بیش‌ تر مشخص می ‌شود.

هر چه تغییرات جهان اساسی ‌تر می‌ شود، درک فوری و بلادرنگِ ناپیوستگی ‌ها برای سازمان‌ ها اهمیت بیشتری می ‌یابد، تا زمان کافی برای واکنش مناسب داشته باشند. به این ترتیب، آینده نگاری استراتژیک بیش از هر چیز به معنای توانایی درک به موقع ناپیوستگی ‌ها است؛ به ویژه با در نظر‌ آوردن “علایم ضعیف تغییر یا سیگنال های ضعیف تغییر“، که ناپیوستگی‌ های قریب ‌الوقوع را نشان می‌ دهند. مثال قدیمی در این زمینه همان بحران نفتی دهه ‌ی ۱۹۷۰ است که اگر سازمان ‌ها نسبت به گزارش ‌های مختلفی که دربردارنده‌ ی پیش‌بینی ‌هایی از اقدامات احتمالی اعراب بودند، واکنش نشان‌ می‌ دادند، بحران قابل پیش‌بینی بود. مثال جدیدتر حمله‌ی تروریستی به برج های دوقلو است که تمام سازمان های غربی را شگفت زده کرد، در حالی که همان ‌طور که امروز می ‌شنویم، علایمی هر چند ضعیف وجود داشته اند که به این واقعه اشاره می کردند، ولی در آن زمان چندان جدی گرفته نشده ‌اند. با در نظر گرفتن این‌ مثال ها و رویکردهایی از این دست، آینده نگاری استراتژیک با نشانک ‌هایی که ناپیوستگی‌ های آینده را نشان‌ می‌ دهند، سر و کار دارد. این مهم از طریق پویش نظام‌ مند (scanning) و پایش (monitoring) محیط‌ های مرتبط و یک تحلیل دقیق از داده ‌های جمع‌آوری شده به دست می ‌آید.

آینده نگاری استراتژیک

گسستگی و پیوستگی (discontinuity vs continuity) در آینده نگاری استراتژیک

 

همان ‌طور که در مفهوم “علایم ضعیف تغییر” توسط آنسوف نشان ‌داده شده است، تغییر توجهات از پیوستگی ‌ها به ناپیوستگی ‌ها قطعا گام مهمی در آینده نگاری استراتژیک است. با این وجود، رویکردهای جدیدتر بر موضوعات مهمی تأکید کرده ‌اند که در گذشته چندان مورد توجه قرار نگرفته بودند.

محدودیت های شناختی-فرهنگی ما در ادراک

رویکردهای قدیمی تر به آینده نگاری استراتژیک، به طور ضمنی چنین فرض می‌کردند که پیشرفت های آینده در حد مرزهای تخیل فعلی ما باقی می مانند. اما همان گونه که تجربیاتمان نشان می دهد، تکامل جهان به صورتی است که اغلب از آن چیزی که ما می توانیم با مقوله های شناختی مان در حال حاضر تصور کنیم فراتر می رود. مثلاً دویست سال قبل مفهوم الکتریسیته خیلی قابل تصور نبود؛ یا اوایل قرن بیستم هیچ کس نمی توانست جهان را با کامپیوترها تصور کند. در موارد ذکر شده، حتی اگر علایم ضعیفی هم وجود داشت که این پیشرفت ها را فریاد می زد، باز هم نمی توانستیم آن‌ علایم را تعبیر کنیم. پس در این جا مشکل بیش تر از یک محدودیت شناختی ناشی می شود. به خصوص در حوزه‌ی استراتژی، پیشرفت های رادیکال استثناء به حساب نمی آیند؛ برعکس، در مرکز آن محسوب می شوند. به این ترتیب، محدودیت های شناختی می تواند مسئله ی اساسی آینده نگاری استراتژیک در نظر گرفته شود.

چارچوب های ذهنی که خود در چارچوب های بزرگ تر تمدنی و فرهنگی – اجتماعی ریشه دارند، در دو مرحله یعنی تشخیص و تفسیر علائم ضعیف تغییر، نقش انکار نشدنی دارند. بنابراین حتی دقیق ترین ابزارهای آینده نگاری که برای درک گسست ها ساخته شده باشند، نمی توانند بدون کنار گذاشتن یا حداقل کنار گذاشتن موقتیِ چارچوب های ذهنی، نتیجه بخش باشند.

ممکن است گزارش های مفصلی از علائم ضعیف تغییر یا حتی شگفتی سازها (wild cards) تولید شود، اما آن علائمی که نویسندگان و کارفرمایان این گزارش ها توانسته و یا شاید خواسته اند تولید شوند. بنابراین بزرگ ترین فیلتری که در تجزیه و تحلیل داده های خام باید وجود داشته باشد، صافی چارچوب های ذهنی است. مشارکت گسترده و نقش آفرینی گروه های مختلف از مردمان با پیشینه های فرهنگی و اجتماعی گوناگون به حذف چارچوب های ذهنی کمک می کند.

نوشته مرتبط: آینده نگاری راهبردی

7+

گزارش یک کارگاه آینده پژوهی

۸ بهمن ۱۳۹۵

گزارش یک کارگاه آینده پژوهی؛ تنها یک گزارش خلاصه شده از یک رویداد هیجان انگیز علمی است که شما را به سفری در آینده می برد.

کشاورزی شهری (urban farming) دست مایه­ ی یک کارگاه آینده پژوهی شش ساعته در مجموعه شهرداری اصفهان شد. دو نیم روز صبح تا ظهر، در دو روز دوشنبه (۱۳۹۵/۱۱/۴) و چهارشنبه (۱۳۹۵/۱۱/۶) کارگاهی در شهرداری اصفهان برگزار شد تحت عنوان: «مقدمه ای بر آینده پژوهشی و جایگاه آن در برنامه ریزی شهری».

کارگاه به گونه ای طراحی شد که در روز اول به بررسی تئوری های حوزه ی مطالعات آینده پرداخته شود و در روز دوم با تکیه بر آموخته های جلسه اول، توان کارشناسی شرکت کنندگان و البته با چاشنی تفکر انتقادی و خلاقیت، مسئله ای با رویکرد آینده نگارانه حل شود.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ روز اول ایجاد پرسش

در روز اول هوشمندانه و به اختصار کلان روندهای تاریخی در حوزه شهر و شهرنشینی بررسی شدند. شهر در سه موج تمدنی یعنی عصر کشاورزی، عصر صنعتی و عصر دیجیتال بررسی و برخی گمانه ها راجع به آینده شهرها ارائه شد. در ادامه ی بحث بر برنامه ریزی و انواع آن پرداخته شد و جایگاه آینده پژوهی در برنامه ریزی مورد امعان نظر قرار گرفت و در انتها برخی تئوری های پایه در آینده پژوهی به فراخور جلسه معرفی شدند. در بازه زمانی جلسه هر جایی که نیاز بود از ابزار چند رسانه ای برای تشریح بهتر مفاهیم استفاده شد و در نهایت با بیان برخی جنبه های کشاورزی شهری به عنوان پدیده ای نوظهور و ضرورت پرداختن به این مقوله، برنامه ادامه کارگاه در جلسه بعد به شرکت کنندگان ارائه گردید تا بتوانند تا روز چهارشنبه بر روی جنبه های مختلف این مسئله بیشتر فکر کنند.

کارگاه آینده پژوهی در شهرداری

کارگاه آینده پژوهی؛ روز دوم تمرکز بر مسئله

روز دوم کارگاه در محیطی متفاوت برگزار شد. این بار نیاز بود تا در توصیف و تحلیل ابعاد یک مسئله با دیدگاه آینده پژوهانه، مشارکت همه شرکت کنندگان لحاظ شود. بنابراین محیط شکلی کارگاهی به خود گرفت. چهار گروه به بررسی ابعاد مختلف مسئله کشاورزی شهری در چارچوب روش شش ستون آینده پرداختند و من و همکار خوبم آقای مهندس احمدیان در نقش تسهیل گر از ترسیم نقشه آینده تا مرحله پس نگری به گروه ها کمک کردیم.

کارگاه آینده پژوهی

نقش تسهیل گری مدرس در کارگاه آینده پژوهی

ماحصل برگزاری کارگاه های آینده پژوهی چه برای مشارکت کنندگان و چه برای مدرس یک تجربه بی نظیر است. صحبت کردن در مورد روندها و کلان روندهایی که آینده ما را تغییر خواهند داد، معرفی سیگنال های ضعیفی که همه ما را به فکر فرو می برند، به تعلیق در آوردن باورها و پیش فرض های ذهنی وقتی از ابزار تحلیل لایه ای علی (CLA)، استفاده می شود، نوشتن سناریوهای آینده و فکر کردن به آینده های پیش رو همه اینها وقتی در یک کارگاه مشارکتی به بحث گذارده می شوند، بسیار آموزنده اند.

کارگاه آینده پژوهی

نوشتار مرتبط: کشاورزی نیمه شهری؛ آینده شهر سیدنی

یک نمونه از فعالیت های کارگاه در ترسیم مثلث آینده:

کارگاه های آینده پژوهی

برای ثبت درخواست برگزاری کارگاه های آینده پژوهی ابتدا نوشتار (کارگاه های آینده) را بخوانید و سپس درخواست خود را اینجا ثبت کنید.

11+

خانه به دوش دیجیتال

۱ بهمن ۱۳۹۵

جنبش کارآفرینان بی جا و مکان و فریلنسرها (freelancers) به سرعت در حال فراگیر شدن در همه جای سیاره است و این بدان معنی است که دیدن جوان هایی که در گوشه ی پارک، یا در کنار جاده ها و یا حتی با لباس های شنا در کنار ساحل، لپ تاپ به دست مشغول کار هستند، به یک صحنه عادی در آینده تبدیل خواهد شد.

من فراگیر شدن این نوع جدید از کار را یک پیشران (driving force) می دانم. کلان روندی که وقتی شروع شود و به بلوغ برسد، همه چیز را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این نوع جدید کار کردن اگر بخواهد به صورت پایدار بخشی از آینده بازار اشتغال باشد، قطعا باید قدم های اولیه محکمی بردارد. در هلند و انگلیس، ۱۵ درصد شاغلین را خانه به دوشان دیجیتال تشکیل می دهند، این رقم برای آمریکا نزدیک به ۳۰  درصد است و پیش بینی می شود که تا سال ۲۰۲۰ به پنجاه درصد برسد. یک پیش بینی دیگر مدعی است که تعداد خانه به دوشان دیجیتال تا سال ۲۰۳۵ برای کل دنیا به عدد یک میلیارد نفر خواهد رسید. عددی که با توجه به نمودار زیر، دور از انتظار نیست.

خانه به دوش دیجیتال

میزان جستجوی واژه ی «خانه بدوشان دیجیتالی» در گوگل

در ایران نیز مخصوصا در شهرهای بزرگ، در بین اطرافیانتان شاید یک فیریلنسر را سراغ داشته باشید. هر چند هنوز در کشور ما، اگر کسی صبح زود بیدار نشود، یک صبحانه نصفه نیمه نخورد و تا غروب روی صندلی خشک یک اداره یا شرکت ننشیند، شاغل به حساب نمی آید، اما اگر این پدیده یک پیشران است، پس خواسته یا ناخواسته ما را هم با خود همراه خواهد کرد.

خودتان را تصور کنید. بیست سال بعد در بیابان های زیبای اطراف یزد یا در جنگل های مرطوب شمال (هر چند در مورد وجود این جنگل ها تا ۲۰ سال بعد خیلی مطمئن نیستم) از توی کوله پشتیتان لپ تاپ تان را بیرون می آورید و کارتان را شروع می کنید، در حالی که شلوارک پوشیده اید و می توانید بدون استرس خودتان را بخارانید. (نگران اینترنت نباشید. پیش بینی می شود فناوری های ۵g‌ و ۶g، یک انقلاب در اینترنت باشند، دقت کنید انقلاب نه تکامل نسل های قبلی. متوسط سرعت اینترنت تا آن سال هزار برابر زمان حال خواهد شد و البته دسترسی به اینترنت تقریبا سیاره ای خواهد بود).

خانه بدوش دیجیتالی

تمام آنچه یک خانه بدوش دیجیتالی با خود به همراه دارد

از منظر مدیریت و سازمان ها، باید این پدیده را یک فرصت بزرگ (big opportunity) دانست. یک برگه برنده که می تواند بازی را تغییر دهد (game changer). شرکت هایی که بتوانند به سرعت خود را با این پدیده وفق دهند، این مزیت را دارند که دست بالا را در جذب و به کارگیری نخبگان به دست آورند. ما امروز با دو مفهوم جدید سر و کار داریم. شرکت های از راه دور (Remote companies) که در آنها کار از راه دور (Remote Work) تعریف می شود. برای روش تر شدن این واژه ها بایستی ابتدا تفاوت بین دو مفهوم (teleworking)‌ و (telecommuting) مشخص شود. اولی به نوعی از کار اشاره دارد که در آن شما به دور از محل و مقر اصلی شرکت مشغول به فعالیت هستید. برای مثال کار در یک شعبه فرعی نوعی (teleworking)‌ به حساب می آید. اما واژه دوم بدین معنی است که علاوه بر اینکه از محل اصلی شرکت دور هستید، هیچ نیازی به رفت و آمد هم ندارید. بنابراین (telecommuting) مشمول رفت و آمد به محل کار نمی شود و آنچه ما در فارسی کار در منزل می نامیم، ترجمه ای از واژه دوم است. با این تفاسیر (Remote work)، (freelancing) و (digital nomad)، همگی زیر لوای همین مفهوم قرار می گیرند.

همین حالا سرمایه گذاری های سنگینی در کشورهای پیشرفته بر روی ایده هایی که تمرکزشان این بازار کار است، انجام شده است و البته این پدیده ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بزرگی هم خواهد داشت.

یک اجتماع بزرگ و چندفرهنگی که تنها با شناسه های اینترنتی به یکدیگر وصل هستند، چه حجمی از اقتصاد را به سیاه چاله خود می کشد؟ تافلر در کتاب ثروت انقلابی خود می نویسد: «در اقتصاد مغزبنیاد، نیاز به سرمایه در ازای هر واحد کالا کاهش می یابد و هیچ چیز از این انقلابی تر نیست». پس از منظر اقتصادی این موج جدید کار و اشتغال، تعریف های سنتی از شاخص هایی چون تولید ناخالص داخلی، مالیات و … را بر هم خواهد زد.

از منظر سیاسی نیز، چالش های فراوانی پیش روی سیاست مداران خواهد بود. اصولا بر خلاف رویه های سیاسی که کنترل کردن و بیشتر کنترل کردن هر چیزی یک مزیت به حساب می آید. کولی های لپ تاپ به دست، هیچ کنترلی را بر نمی تابند و این تعارض در آینده دیدنی خواهد بود.

و البته نباید برونداد اجتماعی این پدیده را نادیده گرفت. آیا فردگرایی و تنهایی بیشتر و بیشتر دامن جوانان را می گیرد؟ آیا مصرف مواد مخدری مانند ماریجوانا بیشتر خواهد شد؟ آیا جرائم اینترنتی مانند جاسوسی از اشخاص بیشتر خواهد شد؟

خانه بدوشان دیجیتال

دفتر کار خانه بدوش دیجیتال کجاست؟  همه جا و هیچ جا

شرکت هایی مانند (wework) یا (coboat)، بر مبنای همین فلسفه در حال رشد هستند. کنار هم قرار دادن و خدمت رسانی به جماعتی کولی مسلک که شاید دلشان بخواهد، قسمتی از زمانشان را با هم بگذرانند و این پلتفورم ها می توانند ایده هایی برای کسب و کارهای آینده در کشور ما هم باشند.

یک نوشته مرتبط دیگر در زمینه ی آینده شغل: انقلاب صنعتی چهارم و پیامدهایش

به نظر من وقت آن است که تعریف جدید از شغل در کشور ما شکل بگیرد که قطعا در سطح استعاری می تواند به این جنبش جدید کمک کرده و ما را هم مشمول مزایای آن کند. ما واژه «شغل آزاد» را برای کسانی به کار می بریم که شغلی غیر دولتی دارند. اما واقعا کسانی که در شرکت های خصوصی کار می کنند و حقوق بگیر دولت نیستند، از چه چیزی آزادند؟؟

 وقتی از فیلتر مصاحبه های اولیه برای کسب یک شغل دولتی عبور کنید، که تقریبا همه ما راهش را بلد هستیم، به معنای واقعی شما خیلی آزادتر از یک فعال حوزه کسب و کار در بخش خصوصی هستید. در بخش خصوصی شما از هیچ چیز آزاد نیستید.

اگر آزادی واقعی می خواهید باید راه و رسم کولی ها را پیش بگیرید. بی مکان، آزاد، رویا پرداز و شاد. نسل های بعدی باید تعریف جدیدی از شغل آزاد داشته باشند. شغل آزاد یعنی شغلی که در نظم های امروزی نمی گنجد. شغلی به نام خانه به دوش دیجیتال

6+

در سوگ آموزش

۲۲ دی ۱۳۹۵

برای من شروع جدی فعالیت در دانشگاه، توام بود با چالش های فکری حول این پرسش مهم که آیا من به عنوان یک آموزگار و سیستم آموزش کشور به عنوان یک نهاد تمام عیار با کرور کرور کارشناس و صاحب نظر و مدیر و مدبر، راه درستی را در پیش گرفته ایم؟ آیا جوان بیست و اندی ساله ای که یکی از بهترین روزهای زندگیش را صرف شرکت در کلاس های دانشگاه می کند، متاعی به ارزش آن روز به دست می آورد؟

پاسخ به این سوال تا حدی در نوشته های قبلی (آینده پژوهی به مثابه دانش کاربردی)، (تحصیلات عالیه آینده گرا)، (پیتر بی شاپ و آموزش آینده)، (واقعیت مجازی و آینده آموزش) و (آینده پژوهی و سیستم آموزشی کشور) دنبال شد. نوشتار حاضر نیز در راستای پاسخ به همین چالش در معرض نقد شما عزیزان قرار می گیرد. آنچه از نظر خواهید گذراند، برداشتی است از مقاله ای تحت عنوان:

(No Job Is Safe, But These Skills Will Always Be Valued in the Workplace)

که در ۱۹ نوامبر سال ۲۰۱۵ در وب سایت (سینگولاریتی هاب) منتشر و در ۴ ژانویه ۲۰۱۷ بازنشر داده شده است. بیش از ۱۸ هزار بار از این مطلب بازدید شده است و در ابتدای مقاله توضیح کوتاه زیر در بیان دلیل بازنشر دوباره آن آمده است:

«با گذشت زمان، تیم سینگولاریتی هاب گوهرهایی را از میان آرشیو خود بیرون می کشد تا دوباره آن را با همه به اشتراک بگذارد. گوهری که در زمان خودش درخشیده است و حالا لازم می دانیم دوباره به آن رجوع شود. این یکی از آن گوهرهاست. امیدواریم لذت ببرید»:

بگذارید کمی به عقب برگردیم. مثلا ۳۰۰ سال پیش، کشاورزی را پیدا کنیم و از او بپرسیم که فرزندان او به چه مهارت هایی برای گذران زندگی نیاز خواهند داشت. پاسخ به شما خیلی سریع و قاطع خواهد بود. لیستی کوتاه از مهارت هایی مانند دوشیدن شیر، آماده کردن زمین برای کشاورزی و … . مهارت های لازم برای یک حرفه در طول هزاران سال متمادی به کندی تغییر کردند.

اما تنها در چند قرن اخیر، دگرگونی های عظیمی در همه چیز ایجاد شده است. از نسلی به نسل دیگر یا حتی در طول یک نسل، ما شاهد آن هستیم که مشاغلی به کلی نیست و نابود می شوند، و گروه دیگری از مشاغل ناگهانی و کوتاه مدت ظهور می کنند. ماشین، بر کارخانه ها و مراکز تولید تسلط پیدا کرده است. اما همان طور که مشاغل کارخانه ای ناپدید می شوند، گونه ای دیگر از مشاغلِ گاها عجیب و غریب رخ نشان می دهند، از بلاگرها و کدنویس ها گرفته تا داگ واکرها (dog walker)  (این شغل یعنی اینکه شما سگ مردم را برای گردش بیرون می برید و در ازای این کار پول دریافت می کنید. و این هم یک نمونه کسب و کار در این زمینه (اینجا).

با این توصیف کوتاه، سوال اساسی این است که در جهانی که چرخه های کار هر روز با شتاب بیشتری تغییر می کنند، کدام مهارت ها را به نسل های بعد بیاموزیم تا شرمنده آنها نشویم؟ (در حال حاضر مجموعه مهارت هایی که ما به دانش جویان می آموزیم عبارت اند از: حفظ کردن پاره ای مزخرفات، دورویی با میزانی نفاق، شب زنده داری در ایام امتحان، تقلب و البته کاربر شبکه های اجتماعی بودن).

تحقیقات بیشماری نشان می دهند که حجم بالای آموزش موضوعات به صورت فله ای و آموزش های حرفه ای خاص، دانش آموزان را برای موفقیت در قرن بیست و یکم آماده نمی کند. قرن شتاب فناوری، نوسانات بازار و عدم قطعیت ها.

برای موجه با این چالش برخی از مدارس شروع به آموزش دوره هایی مانند کدنویسی بر اساس تکنولوژی روز به دانش آموزان خود کرده اند.  اما این یک حرکت مزحک است. زیرا زمانی که دانش آموزان به خیل عظیم فارغ التحصیلان بپیوندند دیگر آن فناوری ها کاربردشان را از دست داده اند و جای آنها را فناوری های نو گرفته است.

به جمله زیر دقت کنید. جمله ای از کتی دیودسون (cathy Davidson) در کتاب «Now You See It»:

«شصت و پنج درصد دانش آموزانی که امسال (سال ۲۰۱۱) وارد مقطع ابتدایی می شوند، در نهایت در مشاغلی مشغول به فعالیت خواهند شد که هنوز اختراع نشده اند.»

بنابراین نه تنها پیش بینی بازار کار آینده دشوار است، بلکه صحبت از موجودیت مهارت های مبتنی بر فناوری تا پنج یا ده سال آینده نیز خنده دار است.

اگر آینده تا این حد آبستن تغییرات و آشفتگی هاست به راستی چه باید کرد؟

گیریم که از فردا یک اراده قوی در بالاترین سطح آموزش و پرورش و نیز آموزش عالی کشور تصمیم بگیرد که نسل آینده را برای آینده و نه برای پر کردن روزهایشان، تربیت کنند، خوب اولین پرسش، چه باید تدریس شود؟

به فنلاند یکی از سردترین کشورهای اروپا می رویم (در لاپلند در شمال فنلاند به مدت دو ماه تمام در زمستان خورشید طلوع نمی‌کند و در تابستان نیز دو ماه غروب آفتاب وجود ندارد). جایی که جهان اول حسرت سیستم های آموزشی آن را می خورد. این کشور به تازگی سیستم آموزشی خود را بازبینی و مدل جدیدی در ارائه برنامه درسی معرفی کرده است (یک نوآوری اجتماعی بزرگ، و ما چقدر نیازمند این نوآوری ها هستیم).

رویکرد یادگیری پدیده محور (Phenomenon – based Learning)

«در این رویکرد از کتاب و سیستم آموزش سنتی مرسوم خبری نیست. یک پدیده مثلا رویش گیاهان یا تلفن همراه یا تولد یک نوزاد، با همکاری همه کلاس و مربی گری معلم (راهنما نه مدرس)، به عنوان یک پدیده مورد تحقیق قرار گرفته و با رویکرد میان رشته ای بدان پرداخته می شود».

یادگیری پدیده محور

قدم اول تحول، تغییر ادراک است. درکمان از مدرسه باید تغییر کند.

تا سال ۲۰۲۰، در کلیه مدارس فنلاند رویکردهای سنتی کلاس های درس با رویکرد (four Cs) جایگزین خواهند شد.

«رویکرد‌ four Cs،  طی یک تحقیق در انجمن ملی آموزش و پرورش آمریکا (NEA)، ابداع گردید. تحقیقی که در آن از آدم های بزرگ هم در حوزه آموزش و هم حوزه کسب و کار (رهبران شرکت هایی مانند اپل، اچ پی، اینتل و ..) خواسته شد که مهارت های لازم برای کودکان در مواجه با آینده را مشخص کنند و چهار مهارتِ (همکاری و مشارکت (Collaboration))، (خلاقیت (Creativity))، (ارتباطات (Communication)) و (تفکر نقادانه (Critical Thinking))، در نهایت شناسایی شدند».

مهارت های کلیدی آینده

سوال: برای آینده چه می خواهیم؟   جواب: این چهار مهارت و دیگر هیچ

این چهار مهارت کارآفرینان آینده را خواهند ساخت. بدون آنکه بی جهت در راستای آموزش مهارت ها یا از آن بدتر مشاغلی قدم برداریم که در آینده وجود نخواهند داشت.

علاوه بر مهارت های چهارگانه مذکور، کارآفرینان سه مهارت نرمِ (soft skills)، دیگر را در خود پرورش می دهند. ویژگی وفق پذیری (adaptability)، تاب آوری و استحکام (resiliency and grit) و آموختن مداوم (continuous learning).

این مهارت ها به دانش آموزان (کارآفرینان آینده) توانایی حل مسئله و رویارویی با تغییرات سریع محیطی را می دهند و آنها را به متفکران مبتکر تبدیل می کنند، زیرا در دنیای عدم قطعیت ها، تنها امر ثابت، توانایی تطبیق و چرخش و دوباره روی پای خود ایستادن است.

و اما درباره ما…

از رویکرد مدرک گرایی (degree gathering)‌ به رویکرد یادگیری از گهواره تا گور (continuous learning)

رویکرد یادگیری پیوسته بر خلاف رویکرد مدرک گرایی، بر آموزش به مثابه یک نیاز همیشگی برای همسویی و رقابت پذیری در دنیای پیچیده و متغییر امروزی تاکید دارد. راب نیل (Rob Nail) ریاست دانشگاه سینگولاریتی توضیح می دهد که رویکرد مدرک گرایی نمی تواند جوابگوی جهان کنونی ما باشد. شما مدرک می گیرید و بعد فکر می کنید که همه چیز خوب پیش رفته است و ظاهرا شما شایسته ورود به دنیای کسب و کار هستید. اما ….. دنیای واقعی چیز دیگری است.

این تغییر رویکرد البته محاسن بی شماری برای دانش آموزان و دانشجویان دارد. اما در این رویکرد دانشگاه های معتبر نیز ارزش خود را حفظ خواهند کرد. دانشگاه ها و موسساتی که آموزش را نه در قالب یک دوره محدود، بلکه در یک فرایند دموکراتیک و تمرکز زدایی شده، پرورش و توسعه می دهند.

این تغییرات در سیستم های آموزشی ما نه تنها شدنی است، بلکه الزامی است. اما تغییر همیشه سخت است و موانع دانسته و نادانسته زیادی به همراه دارد. ما همیشه در مورد بهبود اتوموبیل هایمان بحث می کنیم به جای آنکه به ساخت خودروهای پرنده فکر کنیم. ما نیاز داریم که خودروی پرنده درست کنیم، اما نمی توانیم از اتوموبیل هایمان دل بکنیم. بعضی تغییرات به نظر گسترده می رسند. اما حقیقت این است که ما هنوز اتوموبیل داریم و متاسفانه این اتوموبیل ها پرواز نمی کنند.

این دلیل این است که چرا سیاست های آموزشی ما پرواز نمی کنند. آموزش و یادگیری نیاز به خلق دوباره (نه تغییر چهره وضع موجود) دارند و الان زمان آن است. آموزش شوخی بردار نیست. وقت نداریم تا هر سال متن کتاب ها را تغییر دهیم یا دوره های ابتدایی و متوسطه را به هم بچسبانیم و دوره ای جدید درست کنیم یا اسم پیش دانشگاهی را به کلاس چهارم تغییر دهیم. همانطور که اینجا عمر و انرژی مهمترین سرمایه های کشور یعنی سرمایه های انسانی صرف سیکل معیوب (حفظ کن – نمره بگیر – فراموش کن و برای حفظ کردن بعدی آماده شو) می شود، آن سوی دنیا رهبران آینده دنیا یاد می گیرند که چگونه با همفکری هم، با تفکر انتقادی، با خلاقیت و با ارتباطات به پیچیده ترین چالش ها فکر کنند.

دست برداریم از فروختن مدرک، دست برداریم از خود را به نفهمی زدن. ما که ادعای مسلمانی می کنیم، ز گهواره تا گورمان صرف گرفتن مدرک شد. باید در سوگ آموزش نشست.

20+

مدیریت تحول؛ درسی که آینده پژوهان می دهند

۱۲ دی ۱۳۹۵

ترمی که گذشت برای من یک فرصت بود تا به عنوان یک آینده پژوه در یک کلاس بیست و اندی نفره، مدیریت تحول را تدریس کنم. به جد باید بگویم که برای خودم شیرین و آموزنده بود. مخصوصا بدین خاطر که حس کردم که این درس قرابت های زیادی با مفاهیم مطروحه در آینده پژوهی دارد و آینده پژوهان قطعا می توانند این درس را از جنبه های تازه ای رشد دهند.

مدیریت تحول یک درس، یک گرایش، یک دوره تحصیلی یا هر چیزی شبیه به اینها، در مورد یک چیز است؛ تغییر. کتاب ها و اساتید مختلف بنابر علایق خود، بر روی جنبه خاصی از این تغییر متمرکز می شود. گاهی تغییر در سطح فردی مورد امعان نظر است و مدیریت تغییر می کوشد تا کارکنان یک سازمان را در جهتی خاص متحول کند، گاهی تغییر را می خواهند بر بخشی از یک سازمان اعمال کنند، گاهی تغییر در برنامه ها مدنظر است و گاهی کلیت یک سازمان باید دستخوش تغییرات شوند.

وقتی این سوال را از یک آینده پژوه می پرسیم که آینده پژوهی چه نقشی در مدیریت و سازمان دارد، یک پاسخ همیشه آن است که آینده نگاری استراتژیک یا آینده نگاری سازمانی مشخص کننده جایگاه آینده پژوهی در سطح سازمان است، اما من می خواهم دریچه جدیدی را بر روی این مسئله باز کنم. مدیریت تحول می تواند پر از فرصت هایی باشد که آینده پژوهی خودش را در مدیریت ثابت کند. چرخه های بلند تغییر و کلان روندها، نوآوری، سناریو و مابقی روش ها، آینده فناوری و تاثیرات آن روی مدیریت و ده ها کلمه کلیدی دیگر که بین این دو حوزه مشترک اند و نگاه ویژه هر کدام می تواند به رشد حوزه دیگر کمک قابل توجهی بکند.

و البته پر واضح است که نگاه کلان و میان رشته ای در آینده پژوهی، به مباحث تغییر نیز نگاهی وسیع تر دارد. شاید آینده پژوهی حتی خود مباحث مدیریت تحول را نیز تغییر دهد.

مدیریت تحول

مدیریت تحول با طعم آینده پژوهی؛ لذت تغییر پیش دستانه

آینده پژوهانی که به مباحث مدیریت علاقه مند هستند و دوست دارند تا از آینده پژوهی در سازمان کمک بگیرند، بدانیم که همه آینده پژوهی روش نیست و اصرار نداشته باشیم تا روش ها را بدون داشتن درک درست در هر جایی به کار ببریم. مدیریت تحول تشنه روح آینده پژوهی است. اینجا همان جایی است که آینده و مطالعات آینده تحت لوای آینده پژوهی می تواند به بالندگی سازمان های ما کمک کند.

دعوت می کنم از همه آینده پژوهان تا در مدیریت تحول ورود پیدا کنند.

10+

آینده پژوهی چیست و چه نیست

۹ دی ۱۳۹۵

آینده پژوهی از دو منظر با کج فهمی مواجه می شود.

اول اعتقاد کسانی که آینده پژوهی را به مثابه علم پیش بینی می انگارند و مدعی اند که در صورت استفاده صحیح و به جا از این علم، می توانیم بفهمیم که آینده چگونه خواهد بود (what THE future WILL BE)، در صورتی که واقعیت نشان می دهد که جز در امور بدیهی (مثلا اینکه فردا صبح هم خورشید طلوع خواهد کرد)، هیچ چیز دیگری را نمی توان با دقت پیش بینی کرد، مخصوصا اگر عامل انسانی به عنوان جزئی از سیستم مورد مطالعه نقشی داشته باشد.

 و دوم کسانی که نا امیدانه دست از تلاش برای فهم آینده برداشته اند. از نظر این گروه دوم، حرف هر کسی در مورد آینده همان قدر صادق و درست است که حرف کس دیگری. به عبارت دیگر هر کسی می تواند هر چیزی در مورد آینده بگوید و چون این آینده هنوز نیامده است، به اعتبار همین رخ ندادن آینده، حرف هر کسی می تواند صادق باشد و لذا بهتر است بالکل دست از سر آینده برداریم.

اما حتی با پذیرش این مسئله که آینده غیرقابل پیش بینی است، تئوری ها و روش هایی وجود دارند که آینده پژوهان آنها را خلق کرده، توسعه داده، آزموده و به کار گرفته اند و کارایی خود را نیز در فهم آینده ثابت کرده اند.

جیم دیتور (Jim Dator) سه مسئله اساسی را برای فهم آینده و به تبع آن آینده پژوهی بر می شمارد. قوانینی که با شوخ تبعی به آنها قوانین دیتور از آینده می گوید (Dater’s Laws of the Future).

آینده پژوهی چیست

جیم دیتور سخن می گوید: آینده پژوهی پیش بینی نیست.

در ادامه این قوانین را مرور می کنیم.

قانون اول: آینده را نمی توان پیش بینی کرد، زیرا آینده ای وجود ندارد.

«The future” cannot be “predicted” because “the future” does not exist”»

(در اینجا دیتور از the future استفاده کرده است که منظور آینده ای خاص و تعریف شده است).

آینده پژوهی نباید به دنبال پیش بینی یک آینده باشد. ایده اصلی مطالعات درباره آینده به بررسی تصاویر آینده بر می گردد (درباره تصاویر آینده مطالب زیادی در این این وب سایت نوشته ام). مفهومی که هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماع موضوعیت پیدا می کند و می تواند همزمان مجموعه ای از تصاویر متضاد و متفاوت را شامل شود. این تصاویر مبنای فعالیت های کنونی ما هستند. تصاویر آینده (images of the future) در افراد و یا گروه ها اغلب ناپایدار بوده و با توجه به تغییرات زمان یا تغییر برداشت ها و نگرش ها به وقایعی که در حال رخ دادن هستند، تغییر می کنند. گروه های مختلف اغلب تصاویر بسیار متفاوت از آینده دارند. تصاویر زنان و مردان یا غربی ها و شرقی ها از آینده ممکن است متفاوت باشد.

تبصره اول: آینده (the future) نمی تواند پیش بینی (prediction) شود، اما آینده های جایگزین (alternative futures) می توانند و باید پیش بینی  (forecast) شوند. بنابراین یکی از وظایف اصلی آینده پژوهی تعریف و مشخص کردن آینده های بدیل است.

« نکته: prediction  و forecast هر دو به معنی پیش بینی در فارسی ترجمه شده اند. اما یک تفاوت ظریف بین این دو مفهوم وجود دارد که اتفاقا نباید از دید آینده پژوهان پنهان باشد.

Prediction برآورد نقطه ای از تخمین رویداد یک اتفاق خاص در آینده است. مثل وقتی که در مسابقه شرط بندی می کنیم. اما forecast مجموعه ای از آینده های ممکن است که شامل احتمالاتی از وقوع آنها است و از نظر زمانی می تواند معرف بازه ای از زمان باشد (پنج سال آینده، دهه آینده و …). یک forecast می تواند سبدی از predictions ها را در دل خود داشته باشد.»

تبصره دوم: آینده نمی تواند پیش بینی شود، اما آینده های دلخواه و مطلوب (preferred futures) می توانند و باید به تصویر کشیده شوند، خلق شوند، به کار گرفته شوند، به طور مداوم ارزیابی شوند، تجدیدنظر و اصلاح شوند و دوباره به تصور در آیند (re-envisioning).

در اینجا هدف عمده آینده پژوهی تسهیل گری در میان افراد و یا اجتماعات برای فرموله کردن، به کارگیری و دوباره سازی این آینده های دلخواه است.

تبصره سوم: آینده پژوهی برای مفید بودن، پیش شرط هایی دارد و نیز باید به سطح برنامه های استراتژیک متصل شود تا مجریان بتوانند از آن استفاده کنند. شناسایی آینده های بدیل و چشم اندازسازی آینده مطلوب و سپس هدایت این موارد به صورت برنامه های راهبردی و در نهایت تصمیمات روزمره که توسط مدیران سازمان اتخاذ می شوند، آینده پژوهی را از فضای فکری آینده پژوهان به زمین بازی راهبرد می آورد. جایی که آینده پژوهی می تواند خودش را ثابت کند.

در نهایت ذکر این نکته لازم است که فرایند پیش بینی آینده های بدیل و چشم اندازسازی آینده های مطلوب یک فرایند پیوسته و در حال تغییر است. هدف هر فعالیت آینده پژوهانه ای ساخت یک چشم انداز راهنما است و نه رسیدن به یک راه حل نهایی یا یک طرح محدود. این امر به ویژه در محیطی که همواره دستخوش تغییرات پیاپی در حوزه های فناورانه و به تبع آن اجتماعی و … است، مناسب است.

قانون دوم: هر ایده به دردبخوری در مورد آینده، باید مسخره به نظر برسد.

«Any useful idea about the futures should appear to be ridiculous»

فناوری های جدید با خود ارزش ها و رفتارهای جدیدی به همراه دارند که اعتقادات قبلی که خود محصول دوران فناوری های پیشین بودند را به چالش می کشند. این یعنی اینکه هر پدیده نوآیندی در ابتدا زشت، ناپسند، احمقانه و مضحک به نظر می رسد. سپس آرام آرام به آن عادت کرده و در نهایت عادی و روتین خواهد شد. بنابراین آنچه در نگاه عامه و یا حتی خبرگان یک حوزه محتمل ترین آینده معرفی می شود، خود روزی جزیی از آینده هایی بوده که به آن اعتنایی نمی شده است و حتی احتمالی برای وقوعشان در نظر گرفته نمی شده است.

اگر آینده پژوهان بخواهند مفید باشند باید انتظار تمسخر دیگران و رد شدن ایده های اولیه شان را داشته باشند. و نیز تصمیم گیرندگان و عامه مردم در صورتی که مایل به داشتن اطلاعات مفید در مورد آینده اند، باید انتظار شنیدن حرف های غیرمتعارف و به ظاهر مسخره را داشته باشند.

اما آینده پژوهان باید بار اضافه ای را نیز به دوش بکشند. آنها باید اول ایده های اولیه ی به ظاهر مسخره را با استفاده از شواهد مناسب به ایده هایی محتمل (plausible) و عملی تبدیل کرده و سناریوهایی برای توسعه ممکن (possible) آنها تدوین کنند.

قانون سوم: ما ابزارهایمان را شکل می دهیم و سپس آنها به ما شکل می دهند.

«We shape our tools and thereafter our tools shape us»

فهم این جمله از آینده پژوه و متخصص رسانه، مارشال مک لوهان (Marshall Mc Luhan) نقطه آغازین خوبی برای یک نظریه مفید تغییر اجتماعی است. تغییرات فناورانه، اساس تغییرات اجتماعی و محیطی هستند. اما اگر چه فناوری اساس تغییرات است و خود باعث ایجاد تغییر در ارزش ها، فرایندها، نهادها و … می شود، اما خود این مسائل نیز هر کدام در دل خود پر هستند از منشاء ها و تسهیل گرهایی برای تغییرات بعدی.

اندازه و توزیع جمعیت، تغییرات اقلیمی و زیست محیطی، نظریه های اقتصادی، ساختارهای سیاسی، اعتقادات و کردارهای برآمده از فرهنگ ها و حتی انتخاب های فردی همه نقش تعیین کننده ای بر روی خلق آینده دارند و امکانات در دسترس ما برای مواجه با این همه عامل به بهترین نحو در استعاره (موج سواری بر روی سونامی تغییر) (surfing the tsunamis of change) می آید. (سونامی تغییر استعاره ای از دوران کنونی است، دوران پر تلاطمی که ما در آن زندگی می کنیم. و موج سواری کاری است که آینده پژوهان به شما می آموزند).

به علاوه تعریف و تحلیل موج های بلند و چرخه های تغییر و دوم بررسی رفتار نسل ها در طول دوره حیاتشان (تحلیل گروه همسنان یا تحلیل نسلی) (age-cohort analysis) دو تئوری و روش دیگر در پیش بینی، چشم انداز سازی و ساخت آینده های بدیل هستند.

9+
logo-samandehi تایید