+

نقدی بر روش سناریو

۸ مهر ۱۳۹۵

هرچند سناریونویسی، جایگاه معتبری در میان روش های برنامه ریزی دارد و لقلقه زبان بسیاری از آینده نگاران است، اما این که چقدر در عمل فایده مند بوده است، پرسشی بنیادین در ارزیابی این روش است که پاسخ آن نزد مدیران است. متن کوتاه زیر برگرفته از کتاب «هنر ظریف درک مجدد» نوشته پیر واک است که عباس منزوی در مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری دفاعی آن را به فارسی برگردانده است. این نوشته تا حدی روشنگر جایگاه سناریو در عمل و نزد مدیران است.

به تازگی درباره­‍‌ی موضوع تحلیل سناریو با یک آینده‌پژوه شناخته‌ شده بحث و تبادل‌نظر داشتم. پس از آن که به ارایه‌ی وی که شامل مجموعه‌ای حاوی شش سناریو بود گوش دادم، وی از من پرسید که نظرم چیست. پاسخ دادم «پیچیده است اما به زیبایی نوشته شده‌اند.» وی فشار بیش‌تری برای اظهار نظر من وارد ساخت و من پذیرفتم که «غیرقابل درک و سخت است» و افزودم که «مدیرانی که آن را می‌شنوند نمی‌دانند با آن چه کار کنند.» وی این‌گونه پاسخ داد: «این مسأله واقعاً نگرانی و ملاحظه‌ی من نیست. من صرفاً احتمالات را برای آن‌ها بیان می‌دارم. این به مدیران بستگی دارد که چه کاری انجام دهند. نمی‌توانم به آن‌ها بگویم که چه کار کنند.»

این شرح کوتاه بیانگر مشکل و مسأله‌ی کلیدی برنامه‌ریزی سناریویی است: به ارتباط و پیوند بین سناریوها و تصمیم‌گیرندگان بی‌توجهی شده است. منظور من از ارتباط و پیوند، نقطه‌ای است که در آن سناریو با ذهن مدیر تماس واقعی برقرار می‌کند. یعنی لحظه‌ای که معنای واقعی برای او به ارمغان می‌آورد. نتیجه این واقعیت که افراد مسوول آماده‌سازی سناریو هیچ‌گونه مسوولیتی برای ایجاد این پیوند و ارتباط حس نمی‌کنند، آن است که با وجود منطق سناریوها و سرخوردگی مدیران از پیش‌نگری‌ها، برنامه‌ریزی سناریویی به‌ندرت توسعه یافته است.

سناریوهایی که صرفاً به کمی‌سازی پیامدهای بدیل عدم‌قطعیت‌های آشکار می‌پردازند، هرگز موجب برانگیختن اشتیاق گروه مدیریت نمی‌شود، حتا اگر تمام این بدیل‌ها باورپذیر باشند. اکثر مدیران تمایلی به روبه‌رو شدن با این بدیل‌ها ندارند. آن‌ها هنگام سروکار داشتن با عدم‌قطعیت خواهان رسیدن به نوعی «مشخص‌شدن و صراحت» هستند، حتا اگر از اتکا به پیش‌نگری‌های گذشته ضرر و زیان دیده باشند.

همین مدیران که در شرایط تحت کنترل به‌سادگی بین اقدام‌های مختلف تصمیم می‌گیرند، اغلب هنگام روبه‌رو شدن با آینده‌های بدیل که قادر به کنترل و درک واقعی آن‌ها نیستند، شکست می‌خورند. دلیل این امر تا حدی تاریخی است. بسیاری از مدیران مهارت‌های خود را در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ آموخته‌اند، یعنی دورانی که دارای سطح بالا و غیرمعمولی از قابلیت پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی بود. خبره بودن به‌معنای دانستن پاسخ صحیح بود؛ گفتن این حرف که «امور به این سمت یا آن سمت خواهند رفت» امری فاقد کفایت یا غیرحرفه‌ای بود.

در واقع، سناریوها اغلب به مدیران میانی باز می‌گردند که تصمیم‌های دشوار و نهایی را نمی‌گیرند. در واقع مدیران ارشد که مسوولیت نهایی راهبرد بلندمدت شرکت بر دوش آن‌ها است، سناریوها را غیرمفید می‌یابند. اکثر این افراد براساس قضاوت خوب خود به سطح بالای شرکت‌های بزرگ رسیده‌اند. آن‌ها به قضاوت خود افتخار می‌کنند و به آن اعتماد دارند؛ باور آن‌ها به این امر یکی از انگیزه‌های کلیدی آن‌ها است. تحلیل سناریو معمول با عدم‌قطعیت‌های خام فراروی آن ها قرار می‌گیرد و در نتیجه نمی‌توانند از توان قضاوت خود استفاده کنند. به‌دلیل آن که نمی‌توانند از آنچه که بهترین ویژگی خود می‌دانند استفاده کنند، اغلب چنین می‌گویند: «چرا باید خود را با تمام مسایل سناریو به دردسر انداخت؟ هم‌چون گذشته حرکت خواهیم کرد.» تمایل و گرایش مدیریت ارشد به چارچوب به‌کارگیری قضاوت خوب آن قدر قوی است که بسیاری از مدیران هم‌چنان به پیش‌نگری‌ها اتکا دارند، اگرچه می‌دانند که پیش‌نگری‌ها اغلب از نقاط حساس و تعیین‌کننده‌ی محیط کسب‌وکار غفلت می‌کنند اما به این کار ادامه می‌دهند، اگرچه از پیش نگری ­های ضعیف قبلی صدمه دیده­ اند.

آنچه که موجب تمایز سناریوهای تصمیم شرکت شل از تحلیل‌های نسل نخست می‌شود در اصل موضوع و مسأله‌ای فنی نیست، بلکه یک فلسفه‌ی متفاوت است که به قضاوت و ادراک‌های مدیریت بستگی دارد و مسایل فنی سناریوهای تصمیم از این فلسفه گرفته می‌شوند. بنا به تعریف، پویش محیط کسب‌ و کار و تبلورِ یافته‌ها در مجموعه‌ای از سناریوها به معنای پرداختن به دنیای خارج از شرکت است: مثلاً، افزایش تقاضا، قیمت های عرضه، فناوری، رقابت، تغییرات چرخه‌ی کسب‌ و کار و غیره. اما این مسأله تنها نیمی از واقعیت و امری خطرناک است، چرا که نیمه‌ی دیگری نیز وجود دارد. به‌دلیل آن که مواد خام سناریوها از این فضای خارجی ساخته می‌شوند، این نکته درک نمی‌شود که باید بیش‌تر به آن پرداخت: سناریوها باید در «فضای داخلی» حیات یابند، دنیای کوچک مدیر که در آن انتخاب‌ها و قضاوت‌ها صورت می‌گیرند.

سناریو نگاری

سناریوها با دو دنیا سروکار دارند: دنیای واقعیت‌ها و دنیای ادراک‌ها. آن ها به اکتشاف واقعیت‌ها می‌پردازند، اما ادراک‌های درون سرها و مغزهای تصمیم‌گیرندگان را هدف می‌گیرند. هدف آن‌ها گردآوری و انتقال اطلاعات دارای اهمیت راهبردی و تبدیل آن‌ها به ادراک‌های جدید است. این فرآیند تحول، امری جزیی نیست و در اغلب موارد رخ نمی­ دهد. هنگامی‌که تحقق یابد، یک تجربه‌ی خلاق است که موجب درک مدیران شما و حرکت به سمت بینش‌ها و بصیرت‌های راهبردی در ورای سطح قبلی ذهن شما می‌شود.

من دریافته‌ام که رسیدن مدیریت به سطح درک لازم چالش واقعی تحلیل سناریو است. حتا اگر تمام بدیل‌های ممکن را ارایه کنید، صرف‌نظر از فصاحت بیان یا زیبایی ترسیم نمودارها، این مسأله به سادگی تحقق نمی‌یابد. این امر هنگامی رخ می‌دهد که پیام شما به دنیاهای کوچک تصمیم‌گیرندگان برسد و آن‌ها را وادار به طرح پرسش درباره‌ی فرض‌های خود درباره‌ی چگونگی فعالیت دنیای کسب‌وکار نماید و هم‌چنین آن‌ها را به سمت تغییر و سازمان‌دهی مجدد مدل‌های داخلی واقعیت آن‌ها رهنمون می‌سازد.

1+

خلاصه ای از هنر شفاف اندیشیدن

۱۷ شهریور ۱۳۹۵

کتاب « هنر شفاف اندیشیدن» کتابی است با مضمون جامعه شناسی، روان شناسی و خودشناسی؛ که توسط یک رمان نویس و اقتصاددان سویسی (رولف دوبلی) نوشته شده و عادل فردوسی پور به همراه دو نفر دیگر آن را ترجمه کرده اند.
کتاب درباره ی اشتباهاتی است که انجام داده ایم، ولی نباید انجام می دادیم. اشتباهاتی که انجام دادنشان نارواست لاکن به دلیل عدم آشنایی به این اشتباهات روزانه به دفعات در‌ زندگی‌ ما تکرار می شوند.
در کتاب به ۹۹ خطا اشاره شده است که به زعم خود نویسنده این تعداد خطا کامل نبوده و می توان به آن ها فزود و صد البته باید دانست که خطاهای موجود در اکثر موارد با دیگر خطاها همپوشانی هایی را خواهند داشت.
بعد از مطالعه و البته خودداری از انجام خطاهای ذکر شده می توانیم ذهن و زندگی شفاف تری داشته باشیم و مسائل را با دیدی متفاوت از قبل بنگریم.

هنر شفاف اندیشیدن

آنچه در ادامه می توانید دانلود کنید، خلاصه ای از این کتاب ارزشمند است که توسط محمدصالح فضلی یکی از دانشجویان خوب من انجام شده و به صورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد. البته که خواندن اصل کتاب لذت دو چندانی دارد، اما خلاصه کتاب هم آنقدر با کیفیت و روان تدوین شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

از آن جهت این کتاب را در وب سایت معرفی کردم که بسیاری از فصول آن با تمرکز بر تفکر آینده و آینده اندیشی نوشته شده اند.

از خواندن کتاب لذت ببرید و با ذکر منبع آن را بازنشر دهید.

خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

7+

روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده

۲ شهریور ۱۳۹۵

حین تماشای یک فیلم قدیمی به چه چیزی فکر می کنیم؟!؟ این تجربه را تقریبا همه ما داشته ایم. دیدن یک فیلم قدیمی و برداشت های متفاوت و گاه متضاد از آن.

اما هنوز ما مانند خیلی از همه کسانی که در یک  فیلم ۴۰ سال پیش بازیگر بوده اند، می خوریم، می نوشیم، احساس می کنیم، عاشق می شویم و برای کسب رفاه کار می کنیم. مثل پدران و پدربرزگ هایمان. گاهی به سادگی آن دوران غبطه می خوریم و گاهی هم خوشحال می شویم که در دورانی زندگی می کنیم که می توانیم با فشار یک دکمه اطراف خودمان را روشن کنیم، با دوستمان در آن طرف دنیا صحبت کنیم یا چقدر خوب که همان بدو تولد بر اثر یک بیماری ساده مجبور به سفر آخرت نیستیم.

اما اگر یک روز شما را به تماشای یک فیلم از آینده دعوت کنند، فکر می کنید چه چیزی بیش از همه شما را مجذوب خواهد کرد؟ فرض کنید مشغول تماشای یک مستند در مورد زندگی مردم تهران در سال ۲۰۵۰ هستید. آیا مردمان ۴۰ سال بعد درست مثل ما غذا می خوردند؟ آیا احساساتشان مثل ماست؟ و مثل ما که با دیدن فیلم های ۴۰ سال پیش چارلی چاپلین می خندیم، با دیدن فیلم های جیم کری خواهند خندید؟

آینده سرشار از عدم قطعیت هاست و هیچ کس قادر نیست به صراحت به این پرسش ها جواب دهد. اما آینده پژوهان سعی دارند با دنبال کردن روندها و شناسایی کلان روندها و همچنین رصد مداوم سیگنال های ضعیف تغییر، تا جایی که می توانند آگاهی انسان از آینده را افزایش دهند. بدون شک پیشرفت های علم و فناوری ما را بر روی صندلی سینمایی که فیلمی از آینده را نمایش می دهد، میخکوب خواهد کرد و شاید هم از این همه پیشرفت کمی بترسیم. به هرحال پیروزی رقابت در صحنه آینده بر سر بقا باشد یا پیشرفت، از آن کسانی خواهد بود که بتوانند از اکنون نه تنها برای آینده آماده شوند، بلکه آینده های مطلوب خود را تشخیص و سعی در ساخت آینده به گونه ای باشند که مطلوب هایشان برآورده شود.

روندهای آینده

فایلی که به پیوست می توانید دانلود کنید در مورد پیش بینی آینده در ۱۶ بستر متفاوت و تا سال ۲۰۵۰ میلادی است.

۱. جامعه و فرهنگ، ۲. جغرافیای سیاسی، ۳. انرژی و موادخام، ۴. علم و تکنولوژی، ۵. سلامت و بهداشت، ۶. تفریحات و فراغت، ۷. اقتصاد، ۸. سرویس های مالی، ۹. محیط زیست و آب و هوا، ۱۰. غذا و نوشیدنی، ۱۱. حمل و نقل، ۱۲. سفر و گردشگری، ۱۳. خانه و خانواده، ۱۴. فناوری اطلاعات و ارتباطات، ۱۵. اخبار و رسانه و ۱۶. کسب و کار و تجارت.

فایل pdf پیوست با کیفیت است و می توانید با بزرگ نمایی به دقت بیشتری آن را مطالعه نمایید. امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید.

trends_and_technology_timeline_+2010

12+
دیدگاه‌ها برای روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده بسته هستند دسته‌بندی : یادداشت های روزانه

کشتی های بدون خدمه، آینده حمل و نقل دریایی

۲۸ مرداد ۱۳۹۵

شرکت رولز رویس (Rolls-Royce) همه ما را در نگاه اول یاد اتوموبیل های تشریفاتی و لوکس می اندازد. اما فراتر از خودروهای لاکچری، حالا این شرکت برنامه های دیگری برای آینده در سر دارد. این بار نه در زمینه اتوموبیل و یا حتی سرمایه گذاری بر روی اتوموبیل های خودران (driverless car)، بلکه در زمینه ساخت کشتی های بدون خدمه و با ناوبری از راه دور (Remote-controlled).

قرار است این کشتی ها در سال ۲۰۲۰ به آب انداخته شوند و در کاربردهای تجاری مورد استفاده قرار گیرند. با این وجود مسائلی مانند مسائل امنیتی باید تا آن زمان حل شوند. هکرها با هر دلیلی می توانند کنترل این کشتی ها را در دست بگیرند. علاوه بر آن خطر حمله به این کشتی یا صدمه زدن با آن هم باید در نظر گرفته شده و برای آن چاره جویی شود.

با این همه رولز رویس که به دلیل عدم وجود خدمه در این کشتی ها، آنها را ارزان تر و امن تر می داند، مصمم است که تا انتهای این دهه، از آنها رونمایی کند.

اتحادیه اروپا نیز با کمک مالی ۴ میلیون دلاری در قالب برنامه (MUNIN) از این فناوری حمایت می کند.

11+

شاخص هایی برای بهتر زیستن

۲۷ مرداد ۱۳۹۵

آیا زندگی بر روی این سیاره بهتر خواهد شد؟ وقتی این بهتر شدن ها را به سطح ملی تقلیل دهیم، چگونه می توانیم معیاری برای اندازه گیری این روندهای بهبود یا بدبود داشته باشیم؟

ثروت، سلامتی یا آزادی؟؟ چگونه می توان برای این مفاهیم، شاخص ساخت و چگونه می توان به درستی آنها را اندازه گرفت و به راستی کدام می تواند ملاک بهتر شدن اوضاع باشد؟ این معیارها و معیارهای دیگر در لیست های مختلفی از شاخص زندگی بهتر (Better Life Index) گرفته تا ارزیابی توسعه اقتصادی پایدار (Sustainable Economic Development Assessment) و گزارش شادی جهانی (World Happiness Report) نقش دارند.

اما مطالعات جدید رویکردهای متفاوتی را برگزیده­ اند. شاخص خوشبختی سیاره (Happy Planet Index)، رویکرد جدیدی است که نخستین گزارش آن در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسیده است. این شاخص به اندازه گیری سلامتی و خوشبختی نه به عنوان مفاهیمی ایزوله بلکه در مقابل استاندارد انکارناپذیر جهانی یعنی پایداری می پردازد.

به صورت ساده می توان این شاخص را با فرمول زیر اندازه گیری کرد:

شاخص خوشبختی جهانی

زندگی مرفه و طولانی که البته این رفاه و طول عمر به خوبی برای همه احاد جامعه در دسترس باشد، یعنی به خوبی توزیع شده باشد، تقسیم بر نتیجه ای که به دست آوردن این سه مفهوم یعنی رفاه، طول عمر و برابری بر محیط زیست آن کشور گذاشته است.

در این معیار جدید موفق ترین کشورها آنهایی هستند که مردم آنها عمری را به شادی می گذرانند و در عین حال هزینه های چندانی هم برای محیط زیست ندارند.

حالا فکر می کنید با این مفاهیم و تعاریف جدید کدام کشورها بالاترین جایگاه را از آن خود خواهند کرد؟

جدول زیر ده کشور اول این لیست از بین ۱۴۰ کشور را نشان می دهد.

شاخص خوشبختی جهانی

نتایج واقعا درخور توجه هستند.  ۱۰ کشور همگی از ناحیه امریکای لاتین و آسیا- پاسفیک هستند و در سر لیست کشور کاستاریکا قرار دارد. خوشبخت ترین و در عین حال پایدارترین کشور بر روی زمین (توصیه می کنم در تب عکس های گوگل نام این کشور را جستجو کنید، قطعا مفهوم HPI را بهتر خواهید فهمید 🙂 ).

مطالعات اخیر موسسه گالوپ نشان می دهد که کشورهای آمریکای مرکزی سطح رفاه بالایی دارند و همچنین مردمان آنها بیشترین طول عمر را با متوسط ۷۸.۵ سال در دنیا دارند. اما این همه چیزی نیست که آنها را در جدول بالا در صدر نشانده است، مردم آنها برای این زندگی طولانی و شاد به زحمت به اندازه یک چهارم مردم در جهان غرب از منابع استفاده می کنند. اما چگونه؟

پاسخ قاطع، تعهد و احترام آنها به محیط زیست است.

۹۹ درصد از انرژی مصرفی مردم از منابع تجدید پذیر تامین می شود و دولت ها سرمایه گذاری های پابرجایی را بر روی برنامه های اجتماعی مانند آموزش و سلامتی انجام می دهد که هزینه های آن از طریق مالیات و به طور عمده از طریق پولی که با ملغی کردن ارتش از سال ۱۹۴۹ ذخیره می شود، انجام می دهند.

شاخص شادی جهانی

کشورهای ثروتمند غربی بدون در نظر گرفتن مخرج کسر در فرمول بالا، جایگاه خوبی دارند. آنها سطح بالایی از رفاه را برای مردان خود به ارمغان می آورند. اما وقتی به هزینه ای که بر روی دست محیط زیستشان می گذارند توجه کرده و این مسئله را نیز وارد محاسبات کنیم، از میان آن کشورهای پیشرفته و به اصطلاح جهان اولی تنها نروژ است که در بین ۲۰ کشور اول لیست می ماند. و در نهایت ایران ما در رتبه ۸۴ قرار می گیرد.

برای اطلاعات بیشتر بنگرید به: شاخص خوشبختی سیاره

می توانید اطلاعات مفصل تری را در این فایل اکسل (اینجا) مشاهده کنید.

13+

در باب آینده پژوهی

۲۰ مرداد ۱۳۹۵

آینده پژوهی رویکردی فرارشتگی (Transdisciplinarity) دارد. بدین معنا که در استراتژی پژوهش خود مرزهای موجود میان رشته ها را از بین می برد تا از طریق دیالوگ میان آنها بهترین نتیجه که همان ایجاد دانش جدید است، حاصل شود. ریجر (Regeer) معتقد است که ماهیت و موقعیت فرارشتگی از دو منظر قابل بررسی و تحلیل است. نخست در مقام پژوهش، این گونه از میان رشته ای مرزهای علمی را می شکافد و از همه منابع علمی و غیرعلمی استفاده می کند. دوم اینکه، به مثابه یک رویکرد آموزشی، درصدد ارائه شکل جدیدی از یادگیری و حل مسئله است که با همکاری و تشریک مساعی بخش های معتنابه ای از جامعه دانشگاهی و غیر دانشگاهی اتفاق می افتد.

فرارشتگی

جالب آنکه این قسمت از تعریف فرارشتگی در زمره اهداف آینده پژوهی قرار دارد. برای مثال از آثار وندل بل (Wendell Bell) می توان چنین برداشت کرد که هدف  او این است که یک نوع جهت دهی نسبت به آینده را وارد تفکر متخصصان در سایر رشته ها  کند، هم  به این دلیل که رشته های آنها ممکن است از توسعه رویکردهای زمانی خود تا زمانی در آینده سود ببرند و هم به این خاطر که آینده پژوهی ممکن است از کارهای آینده محورِ مرتبطِ محققان و دانشمندان رشته های دیگر بهره ببرد. از سویی دیگر بل نگرانی عمیقی در مورد مسئولیت اجتماعی روشنفکران دارد. او مشارکت فعال را به مشاهده بی غرض ترجیح می دهد و از آن طرفداری می کند. او معتقد به لزوم بسط تفکرات معطوف به آینده بیرون از مرزهای آکادمیک و در میان احاد مردم و  جامعه است. این مسئله مورد توجه دانشگاه هایی که خود را متصدی رشته آینده پژوهی می دانند، قرار گرفته است. برای مثال از آنجا که آینده پژوهی یکی از دوره های عمومی مورد نیاز دانشجویان دانشگاه تام کانگ است، یکپارچه کردن شیوه های آموزش کلاس های آینده پژوهی یکی از اساسی ترین فرآیندهاست. این دوره ها برای مطرح کردن گرایش ها و مسائل اصلی موثر بر بشریت و بحث در مورد شیوه های ایجاد آینده های بدیل، طراحی شده اند. در نتیجه، دوره ها از مناظر گوناگونی ارائه شده اند، که عبارتند از: «آینده های اجتماعی»، «آینده های فن شناختی»، «آینده های اقتصادی»، «آینده های زیست محیطی»، «آینده های سیاسی»، «آینده های جهانی»، «جوامع جهانی و چند فرهنگی» و تازه ترین آنها «آینده های پایدار و تغییر اقلیمی» که هر یک توسط هیئت علمی حوزه های دانشگاهی متناظر ارائه شده اند.

جان مایه کلام آنکه آینده پژوهی نه صرفا یک رشته دانشگاهی بلکه یک آموزش همگانی روشمند و هدفمند است که محوریت آن مشارکت فعال همه اقشار در ساخت آینده های مطلوب است. موضوعی که نباید زیر سایه راه اندازی و گسترش کمی رشته آینده پژوهی در دانشگاه های کشور رنگ ببازد. کاش این بار بتوانیم از فرصت آینده پژوهی برای توسعه کشور استفاده کنیم نه آنکه آن را  صرفا به رشته ای دانشگاهی با ورودی x و خروجی x-n تبدیل کنیم.

در نوشته های آینده به معرفی کارگاه های آینده پژوهی خواهم پرداخت و سعی خواهم کرد بر اساس تجربه های موفق در جهان، الگویی را برای برگزاری چنین کارگاه هایی در ایران به دست آورم.

برای مطالعه بیشتر در خصوص مفاهیم میان رشتگی، بین رشتگی، فرارشتگی و غیره می توانید مقاله زیر را دانلود نمایید.

تنوع گونه شناختی در آموزش و پژوهش میان رشته ای

10+

تغییرات در حال تغییر و اینرسی انسانی

۱۹ مرداد ۱۳۹۵

وقتی آینده را در نظر می‌گیریم، جامعه اطلاعاتی – اگر مرحله کنونی گذر اجتماعی- سیاسی را باید چنین نام نهاد – از نظر فردی، خصوصاً برای جوانان، پدیده‌ای دو پهلو است. از یک سو همان طور که در نگاه مثبت می تواند امکانات بی شماری مانند گسترده شدن امکان ارتباط با دیگران، ارتباطات برخط و لحظه ­ای، شبکه ­ها، تغییر در سبک زندگی، تغییر در ارزش ها و … را ممکن سازد، همین مسائل می توانند ابعاد منفی نیز داشته باشند. ابعاد منفی مانند گسترش روزافزون فقر و گسترده ­تر شده ابعاد این پدیده در جهان، و عمیق تر شدن شکاف بین کسانی که دسترسی به تکنولوژی دارند و آنهایی که از نظر دسترسی، مهارت آموزی، نوآوری و … در زمینه فناوری محروم هستند.

در دوران گذر هر انسانی ممکن است احساس کند که مهارت ­های لازم برای مدیریت زندگی ­اش را ندارد. اگر از چالش‌هایی که منتج از چند بعدی بودن تصاویر آینده ­اند، آگاهی نداشته باشیم، ممکن است به صورت کاملاً غیرعمدی و ناخواسته، به افزایش نابرابری کمک کنیم و اقدامات ما باعث گسترش شکاف بین آنهایی که به اصطلاح موفق شناخته می شوند و آنهایی که ناموفق شناخته می شوند، شود. جوانان برای این که در جامعه اطلاعاتی موفق باشند، باید برای خود کاریزما ایجاد کنند. این وضعیت بیشتر و بیشتر به شبکه‌های عضویت وابسته است. همراه با رشد رسانه‌های اجتماعی، تاثیر گروه های عضویت افزایش یافته است. از طرفی، این مسئله به فرد امکان می دهد تا خلاق باشد، تعامل داشته باشد و شبکه دوستی خود، مجموعه معیارها، روش زندگی و غیره را انتخاب کند. ما خبرها و اطلاعات را بلادرنگ و بی وفقه از گوشه و کنار جهان دریافت می کنیم. آگاهی از امکان فاجعه، جنگ، بلایای طبیعی، تغییرات آب و هوایی و دیگر تهدیدهای محیطی و خشونت‌های انسانی، نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی بهتر از این است که بی‌مقدمه با آن‌ها روبرو شویم. هرچند، این اطلاعات ضرورتاً ما را افرادی باهوش‌تر یا بهتر نمی‌کنند و حتی ممکن است این مسئله ما را بی‌احساس کرده و بی‌تفاوتی ما را  بیشتر کند. به خصوص جوان ­ترها با اذعان به بزرگ بودن مشکل یا بی توجهی به مشکلات دیگران، حس می کنند نمی توانند کاری انجام دهند. از طرف دیگر، ذات یکنواختی و همگنی این گونه از گروه ها و اجتماعات خود ممکن است باعث فشار بر فرد شود. علاوه بر این همین مسئله ­ی افزایش تعداد انتخاب­ های پیش رو و امکانات گسترده­ تر موجب می شود با پدیده­ هایی چون خوش گذرانی و کوته بینی (shortsightedness) مواجه شویم. عوامل متعددی بر زندگی ما تاثیر گذار هستند، که پایداری و ثبات شاخصه همه این عوامل است. حتی اگر برخی از این عوامل مانند ابزارهای فناورانه از این قاعده مستثنی شوند با این حال نوع برخورد ما با این عوامل بسته به قضاوت ها و برخی سنت ­های پذیرفته شده از طرف ما دارد. در حالی که سنت ­ها، فرهنگ و مبانی و اعتقادات ما درک ما از گذشته را می سازند، روندهای حاکم بر زندگی در جریان هستند. بنابراین روح زمانه همواره ترکیبی از نو و کهنه است. ترکیبی ساخته شده از تنش میان اعتقادات و ارزش های به ارث برده شده از گذشته و اخلاقیات و ارزیابی ­های جدید. اینرسی که برای حفظ انسجام جامعه و توسعه صلح در آن ضروری می نماید.

تغییرات در حال تغییر

برای یک کنشگر فردی، زمان ضرورتاً تجربه‌ ای ذهنی است، و جامعه اطلاعاتی به عنوان دوران گذر میان اعصار تاریخی، به تفکر شخصی فرد مرتبط است. می‌توان فکر کرد که در جریان مداوم تکامل، چرخه ­های زمانی اتفاقی و جریان‌های متقاطعی وجود دارد که اگر چه زمانی که از منظر کوتاه‌مدت به آن نگریسته شود، از نظر ذاتی و ماهوی عجیب و گاها مخالف روندهای موجود به نظر می‌رسد، ولی از نگاه بلندمدت، زمان سیر طبیعی خود را طی می کند. به هر حال وقتی از درون این جریان متقاطع مرتبط با دوره زمانی به آن می‌نگریم، ذات خود تغییر، در حال تغییر به نظر می‌رسد. انطباق رویه و روش‌های مشترک عملکرد، و همچنین عملکرد نهادها و سیستم ­های به جا مانده از دوره های زمانی پیشین، دیگر قابل پیش‌بینی نیست. روش‌ها و عرف‌های مرسوم نیز در موقعیت‌های تصمیم‌گیری کنونی، متناقض، غیر عملی و بی‌فایده به نظر می‌رسند. پدیده‌هایی وجود دارند که ناپیوسته‌اند، هیچ پیشینه‌ای ندارند (مانند سیگنال‌های ضعیف)، تنها یک بار اتفاق می‌افتند (مانند شگفتی سازها یا پدیده های بسیار نادر که اصطلاحا به آنها قوهای سیاه می گویند)، یا حتی اگر از مدت‌ها پیش هم وجود داشته‌اند، ناگهان تغییر می‌کنند یا به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل می‌شوند. این پدیده‌ها با عوامل مهم عدم قطعیت همراه‌اند. حتی اگر هنوز هم ندانیم آن پدیده‌ها چگونه جهان را تغییر می‌دهند، می‌دانیم چیزهایی هستند که به ناچار رخ می‌دهند.

9+