+

روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده

۲ شهریور ۱۳۹۵

حین تماشای یک فیلم قدیمی به چه چیزی فکر می کنیم؟!؟ این تجربه را تقریبا همه ما داشته ایم. دیدن یک فیلم قدیمی و برداشت های متفاوت و گاه متضاد از آن.

اما هنوز ما مانند خیلی از همه کسانی که در یک  فیلم ۴۰ سال پیش بازیگر بوده اند، می خوریم، می نوشیم، احساس می کنیم، عاشق می شویم و برای کسب رفاه کار می کنیم. مثل پدران و پدربرزگ هایمان. گاهی به سادگی آن دوران غبطه می خوریم و گاهی هم خوشحال می شویم که در دورانی زندگی می کنیم که می توانیم با فشار یک دکمه اطراف خودمان را روشن کنیم، با دوستمان در آن طرف دنیا صحبت کنیم یا چقدر خوب که همان بدو تولد بر اثر یک بیماری ساده مجبور به سفر آخرت نیستیم.

اما اگر یک روز شما را به تماشای یک فیلم از آینده دعوت کنند، فکر می کنید چه چیزی بیش از همه شما را مجذوب خواهد کرد؟ فرض کنید مشغول تماشای یک مستند در مورد زندگی مردم تهران در سال ۲۰۵۰ هستید. آیا مردمان ۴۰ سال بعد درست مثل ما غذا می خوردند؟ آیا احساساتشان مثل ماست؟ و مثل ما که با دیدن فیلم های ۴۰ سال پیش چارلی چاپلین می خندیم، با دیدن فیلم های جیم کری خواهند خندید؟

آینده سرشار از عدم قطعیت هاست و هیچ کس قادر نیست به صراحت به این پرسش ها جواب دهد. اما آینده پژوهان سعی دارند با دنبال کردن روندها و شناسایی کلان روندها و همچنین رصد مداوم سیگنال های ضعیف تغییر، تا جایی که می توانند آگاهی انسان از آینده را افزایش دهند. بدون شک پیشرفت های علم و فناوری ما را بر روی صندلی سینمایی که فیلمی از آینده را نمایش می دهد، میخکوب خواهد کرد و شاید هم از این همه پیشرفت کمی بترسیم. به هرحال پیروزی رقابت در صحنه آینده بر سر بقا باشد یا پیشرفت، از آن کسانی خواهد بود که بتوانند از اکنون نه تنها برای آینده آماده شوند، بلکه آینده های مطلوب خود را تشخیص و سعی در ساخت آینده به گونه ای باشند که مطلوب هایشان برآورده شود.

روندهای آینده

فایلی که به پیوست می توانید دانلود کنید در مورد پیش بینی آینده در ۱۶ بستر متفاوت و تا سال ۲۰۵۰ میلادی است.

۱. جامعه و فرهنگ، ۲. جغرافیای سیاسی، ۳. انرژی و موادخام، ۴. علم و تکنولوژی، ۵. سلامت و بهداشت، ۶. تفریحات و فراغت، ۷. اقتصاد، ۸. سرویس های مالی، ۹. محیط زیست و آب و هوا، ۱۰. غذا و نوشیدنی، ۱۱. حمل و نقل، ۱۲. سفر و گردشگری، ۱۳. خانه و خانواده، ۱۴. فناوری اطلاعات و ارتباطات، ۱۵. اخبار و رسانه و ۱۶. کسب و کار و تجارت.

فایل pdf پیوست با کیفیت است و می توانید با بزرگ نمایی به دقت بیشتری آن را مطالعه نمایید. امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید.

trends_and_technology_timeline_+2010

6+
دیدگاه‌ها برای روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده بسته هستند دسته‌بندی : یادداشت های روزانه

کشتی های بدون خدمه، آینده حمل و نقل دریایی

۲۸ مرداد ۱۳۹۵

شرکت رولز رویس (Rolls-Royce) همه ما را در نگاه اول یاد اتوموبیل های تشریفاتی و لوکس می اندازد. اما فراتر از خودروهای لاکچری، حالا این شرکت برنامه های دیگری برای آینده در سر دارد. این بار نه در زمینه اتوموبیل و یا حتی سرمایه گذاری بر روی اتوموبیل های خودران (driverless car)، بلکه در زمینه ساخت کشتی های بدون خدمه و با ناوبری از راه دور (Remote-controlled).

قرار است این کشتی ها در سال ۲۰۲۰ به آب انداخته شوند و در کاربردهای تجاری مورد استفاده قرار گیرند. با این وجود مسائلی مانند مسائل امنیتی باید تا آن زمان حل شوند. هکرها با هر دلیلی می توانند کنترل این کشتی ها را در دست بگیرند. علاوه بر آن خطر حمله به این کشتی یا صدمه زدن با آن هم باید در نظر گرفته شده و برای آن چاره جویی شود.

با این همه رولز رویس که به دلیل عدم وجود خدمه در این کشتی ها، آنها را ارزان تر و امن تر می داند، مصمم است که تا انتهای این دهه، از آنها رونمایی کند.

اتحادیه اروپا نیز با کمک مالی ۴ میلیون دلاری در قالب برنامه (MUNIN) از این فناوری حمایت می کند.

7+

شاخص هایی برای بهتر زیستن

۲۷ مرداد ۱۳۹۵

آیا زندگی بر روی این سیاره بهتر خواهد شد؟ وقتی این بهتر شدن ها را به سطح ملی تقلیل دهیم، چگونه می توانیم معیاری برای اندازه گیری این روندهای بهبود یا بدبود داشته باشیم؟

ثروت، سلامتی یا آزادی؟؟ چگونه می توان برای این مفاهیم، شاخص ساخت و چگونه می توان به درستی آنها را اندازه گرفت و به راستی کدام می تواند ملاک بهتر شدن اوضاع باشد؟ این معیارها و معیارهای دیگر در لیست های مختلفی از شاخص زندگی بهتر (Better Life Index) گرفته تا ارزیابی توسعه اقتصادی پایدار (Sustainable Economic Development Assessment) و گزارش شادی جهانی (World Happiness Report) نقش دارند.

اما مطالعات جدید رویکردهای متفاوتی را برگزیده­ اند. شاخص خوشبختی سیاره (Happy Planet Index)، رویکرد جدیدی است که نخستین گزارش آن در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسیده است. این شاخص به اندازه گیری سلامتی و خوشبختی نه به عنوان مفاهیمی ایزوله بلکه در مقابل استاندارد انکارناپذیر جهانی یعنی پایداری می پردازد.

به صورت ساده می توان این شاخص را با فرمول زیر اندازه گیری کرد:

شاخص خوشبختی جهانی

زندگی مرفه و طولانی که البته این رفاه و طول عمر به خوبی برای همه احاد جامعه در دسترس باشد، یعنی به خوبی توزیع شده باشد، تقسیم بر نتیجه ای که به دست آوردن این سه مفهوم یعنی رفاه، طول عمر و برابری بر محیط زیست آن کشور گذاشته است.

در این معیار جدید موفق ترین کشورها آنهایی هستند که مردم آنها عمری را به شادی می گذرانند و در عین حال هزینه های چندانی هم برای محیط زیست ندارند.

حالا فکر می کنید با این مفاهیم و تعاریف جدید کدام کشورها بالاترین جایگاه را از آن خود خواهند کرد؟

جدول زیر ده کشور اول این لیست از بین ۱۴۰ کشور را نشان می دهد.

شاخص خوشبختی جهانی

نتایج واقعا درخور توجه هستند.  ۱۰ کشور همگی از ناحیه امریکای لاتین و آسیا- پاسفیک هستند و در سر لیست کشور کاستاریکا قرار دارد. خوشبخت ترین و در عین حال پایدارترین کشور بر روی زمین (توصیه می کنم در تب عکس های گوگل نام این کشور را جستجو کنید، قطعا مفهوم HPI را بهتر خواهید فهمید 🙂 ).

مطالعات اخیر موسسه گالوپ نشان می دهد که کشورهای آمریکای مرکزی سطح رفاه بالایی دارند و همچنین مردمان آنها بیشترین طول عمر را با متوسط ۷۸.۵ سال در دنیا دارند. اما این همه چیزی نیست که آنها را در جدول بالا در صدر نشانده است، مردم آنها برای این زندگی طولانی و شاد به زحمت به اندازه یک چهارم مردم در جهان غرب از منابع استفاده می کنند. اما چگونه؟

پاسخ قاطع، تعهد و احترام آنها به محیط زیست است.

۹۹ درصد از انرژی مصرفی مردم از منابع تجدید پذیر تامین می شود و دولت ها سرمایه گذاری های پابرجایی را بر روی برنامه های اجتماعی مانند آموزش و سلامتی انجام می دهد که هزینه های آن از طریق مالیات و به طور عمده از طریق پولی که با ملغی کردن ارتش از سال ۱۹۴۹ ذخیره می شود، انجام می دهند.

شاخص شادی جهانی

کشورهای ثروتمند غربی بدون در نظر گرفتن مخرج کسر در فرمول بالا، جایگاه خوبی دارند. آنها سطح بالایی از رفاه را برای مردان خود به ارمغان می آورند. اما وقتی به هزینه ای که بر روی دست محیط زیستشان می گذارند توجه کرده و این مسئله را نیز وارد محاسبات کنیم، از میان آن کشورهای پیشرفته و به اصطلاح جهان اولی تنها نروژ است که در بین ۲۰ کشور اول لیست می ماند. و در نهایت ایران ما در رتبه ۸۴ قرار می گیرد.

برای اطلاعات بیشتر بنگرید به: شاخص خوشبختی سیاره

می توانید اطلاعات مفصل تری را در این فایل اکسل (اینجا) مشاهده کنید.

7+

در باب آینده پژوهی

۲۰ مرداد ۱۳۹۵

آینده پژوهی رویکردی فرارشتگی (Transdisciplinarity) دارد. بدین معنا که در استراتژی پژوهش خود مرزهای موجود میان رشته ها را از بین می برد تا از طریق دیالوگ میان آنها بهترین نتیجه که همان ایجاد دانش جدید است، حاصل شود. ریجر (Regeer) معتقد است که ماهیت و موقعیت فرارشتگی از دو منظر قابل بررسی و تحلیل است. نخست در مقام پژوهش، این گونه از میان رشته ای مرزهای علمی را می شکافد و از همه منابع علمی و غیرعلمی استفاده می کند. دوم اینکه، به مثابه یک رویکرد آموزشی، درصدد ارائه شکل جدیدی از یادگیری و حل مسئله است که با همکاری و تشریک مساعی بخش های معتنابه ای از جامعه دانشگاهی و غیر دانشگاهی اتفاق می افتد.

فرارشتگی

جالب آنکه این قسمت از تعریف فرارشتگی در زمره اهداف آینده پژوهی قرار دارد. برای مثال از آثار وندل بل (Wendell Bell) می توان چنین برداشت کرد که هدف  او این است که یک نوع جهت دهی نسبت به آینده را وارد تفکر متخصصان در سایر رشته ها  کند، هم  به این دلیل که رشته های آنها ممکن است از توسعه رویکردهای زمانی خود تا زمانی در آینده سود ببرند و هم به این خاطر که آینده پژوهی ممکن است از کارهای آینده محورِ مرتبطِ محققان و دانشمندان رشته های دیگر بهره ببرد. از سویی دیگر بل نگرانی عمیقی در مورد مسئولیت اجتماعی روشنفکران دارد. او مشارکت فعال را به مشاهده بی غرض ترجیح می دهد و از آن طرفداری می کند. او معتقد به لزوم بسط تفکرات معطوف به آینده بیرون از مرزهای آکادمیک و در میان احاد مردم و  جامعه است. این مسئله مورد توجه دانشگاه هایی که خود را متصدی رشته آینده پژوهی می دانند، قرار گرفته است. برای مثال از آنجا که آینده پژوهی یکی از دوره های عمومی مورد نیاز دانشجویان دانشگاه تام کانگ است، یکپارچه کردن شیوه های آموزش کلاس های آینده پژوهی یکی از اساسی ترین فرآیندهاست. این دوره ها برای مطرح کردن گرایش ها و مسائل اصلی موثر بر بشریت و بحث در مورد شیوه های ایجاد آینده های بدیل، طراحی شده اند. در نتیجه، دوره ها از مناظر گوناگونی ارائه شده اند، که عبارتند از: «آینده های اجتماعی»، «آینده های فن شناختی»، «آینده های اقتصادی»، «آینده های زیست محیطی»، «آینده های سیاسی»، «آینده های جهانی»، «جوامع جهانی و چند فرهنگی» و تازه ترین آنها «آینده های پایدار و تغییر اقلیمی» که هر یک توسط هیئت علمی حوزه های دانشگاهی متناظر ارائه شده اند.

جان مایه کلام آنکه آینده پژوهی نه صرفا یک رشته دانشگاهی بلکه یک آموزش همگانی روشمند و هدفمند است که محوریت آن مشارکت فعال همه اقشار در ساخت آینده های مطلوب است. موضوعی که نباید زیر سایه راه اندازی و گسترش کمی رشته آینده پژوهی در دانشگاه های کشور رنگ ببازد. کاش این بار بتوانیم از فرصت آینده پژوهی برای توسعه کشور استفاده کنیم نه آنکه آن را  صرفا به رشته ای دانشگاهی با ورودی x و خروجی x-n تبدیل کنیم.

در نوشته های آینده به معرفی کارگاه های آینده پژوهی خواهم پرداخت و سعی خواهم کرد بر اساس تجربه های موفق در جهان، الگویی را برای برگزاری چنین کارگاه هایی در ایران به دست آورم.

برای مطالعه بیشتر در خصوص مفاهیم میان رشتگی، بین رشتگی، فرارشتگی و غیره می توانید مقاله زیر را دانلود نمایید.

تنوع گونه شناختی در آموزش و پژوهش میان رشته ای

5+

تغییرات در حال تغییر و اینرسی انسانی

۱۹ مرداد ۱۳۹۵

وقتی آینده را در نظر می‌گیریم، جامعه اطلاعاتی – اگر مرحله کنونی گذر اجتماعی- سیاسی را باید چنین نام نهاد – از نظر فردی، خصوصاً برای جوانان، پدیده‌ای دو پهلو است. از یک سو همان طور که در نگاه مثبت می تواند امکانات بی شماری مانند گسترده شدن امکان ارتباط با دیگران، ارتباطات برخط و لحظه ­ای، شبکه ­ها، تغییر در سبک زندگی، تغییر در ارزش ها و … را ممکن سازد، همین مسائل می توانند ابعاد منفی نیز داشته باشند. ابعاد منفی مانند گسترش روزافزون فقر و گسترده ­تر شده ابعاد این پدیده در جهان، و عمیق تر شدن شکاف بین کسانی که دسترسی به تکنولوژی دارند و آنهایی که از نظر دسترسی، مهارت آموزی، نوآوری و … در زمینه فناوری محروم هستند.

در دوران گذر هر انسانی ممکن است احساس کند که مهارت ­های لازم برای مدیریت زندگی ­اش را ندارد. اگر از چالش‌هایی که منتج از چند بعدی بودن تصاویر آینده ­اند، آگاهی نداشته باشیم، ممکن است به صورت کاملاً غیرعمدی و ناخواسته، به افزایش نابرابری کمک کنیم و اقدامات ما باعث گسترش شکاف بین آنهایی که به اصطلاح موفق شناخته می شوند و آنهایی که ناموفق شناخته می شوند، شود. جوانان برای این که در جامعه اطلاعاتی موفق باشند، باید برای خود کاریزما ایجاد کنند. این وضعیت بیشتر و بیشتر به شبکه‌های عضویت وابسته است. همراه با رشد رسانه‌های اجتماعی، تاثیر گروه های عضویت افزایش یافته است. از طرفی، این مسئله به فرد امکان می دهد تا خلاق باشد، تعامل داشته باشد و شبکه دوستی خود، مجموعه معیارها، روش زندگی و غیره را انتخاب کند. ما خبرها و اطلاعات را بلادرنگ و بی وفقه از گوشه و کنار جهان دریافت می کنیم. آگاهی از امکان فاجعه، جنگ، بلایای طبیعی، تغییرات آب و هوایی و دیگر تهدیدهای محیطی و خشونت‌های انسانی، نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی بهتر از این است که بی‌مقدمه با آن‌ها روبرو شویم. هرچند، این اطلاعات ضرورتاً ما را افرادی باهوش‌تر یا بهتر نمی‌کنند و حتی ممکن است این مسئله ما را بی‌احساس کرده و بی‌تفاوتی ما را  بیشتر کند. به خصوص جوان ­ترها با اذعان به بزرگ بودن مشکل یا بی توجهی به مشکلات دیگران، حس می کنند نمی توانند کاری انجام دهند. از طرف دیگر، ذات یکنواختی و همگنی این گونه از گروه ها و اجتماعات خود ممکن است باعث فشار بر فرد شود. علاوه بر این همین مسئله ­ی افزایش تعداد انتخاب­ های پیش رو و امکانات گسترده­ تر موجب می شود با پدیده­ هایی چون خوش گذرانی و کوته بینی (shortsightedness) مواجه شویم. عوامل متعددی بر زندگی ما تاثیر گذار هستند، که پایداری و ثبات شاخصه همه این عوامل است. حتی اگر برخی از این عوامل مانند ابزارهای فناورانه از این قاعده مستثنی شوند با این حال نوع برخورد ما با این عوامل بسته به قضاوت ها و برخی سنت ­های پذیرفته شده از طرف ما دارد. در حالی که سنت ­ها، فرهنگ و مبانی و اعتقادات ما درک ما از گذشته را می سازند، روندهای حاکم بر زندگی در جریان هستند. بنابراین روح زمانه همواره ترکیبی از نو و کهنه است. ترکیبی ساخته شده از تنش میان اعتقادات و ارزش های به ارث برده شده از گذشته و اخلاقیات و ارزیابی ­های جدید. اینرسی که برای حفظ انسجام جامعه و توسعه صلح در آن ضروری می نماید.

تغییرات در حال تغییر

برای یک کنشگر فردی، زمان ضرورتاً تجربه‌ ای ذهنی است، و جامعه اطلاعاتی به عنوان دوران گذر میان اعصار تاریخی، به تفکر شخصی فرد مرتبط است. می‌توان فکر کرد که در جریان مداوم تکامل، چرخه ­های زمانی اتفاقی و جریان‌های متقاطعی وجود دارد که اگر چه زمانی که از منظر کوتاه‌مدت به آن نگریسته شود، از نظر ذاتی و ماهوی عجیب و گاها مخالف روندهای موجود به نظر می‌رسد، ولی از نگاه بلندمدت، زمان سیر طبیعی خود را طی می کند. به هر حال وقتی از درون این جریان متقاطع مرتبط با دوره زمانی به آن می‌نگریم، ذات خود تغییر، در حال تغییر به نظر می‌رسد. انطباق رویه و روش‌های مشترک عملکرد، و همچنین عملکرد نهادها و سیستم ­های به جا مانده از دوره های زمانی پیشین، دیگر قابل پیش‌بینی نیست. روش‌ها و عرف‌های مرسوم نیز در موقعیت‌های تصمیم‌گیری کنونی، متناقض، غیر عملی و بی‌فایده به نظر می‌رسند. پدیده‌هایی وجود دارند که ناپیوسته‌اند، هیچ پیشینه‌ای ندارند (مانند سیگنال‌های ضعیف)، تنها یک بار اتفاق می‌افتند (مانند شگفتی سازها یا پدیده های بسیار نادر که اصطلاحا به آنها قوهای سیاه می گویند)، یا حتی اگر از مدت‌ها پیش هم وجود داشته‌اند، ناگهان تغییر می‌کنند یا به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل می‌شوند. این پدیده‌ها با عوامل مهم عدم قطعیت همراه‌اند. حتی اگر هنوز هم ندانیم آن پدیده‌ها چگونه جهان را تغییر می‌دهند، می‌دانیم چیزهایی هستند که به ناچار رخ می‌دهند.

4+

نگاشت شبکه سناریو؛ رویکردی متفاوت در برنامه ریزی بر پایه سناریو

۱۸ مرداد ۱۳۹۵

واژه‌ی سناریو طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های گوناگون، حتی در حوزه‌ی برنامه‌های آینده‌نگاری را در بر می‌گیرد. سناریوها را می‌توان به عنوان درون دادهایی (inputs) برای آغاز مباحثات و آفرینش ایده‌های تازه در پانل‌های آینده‌نگاری علم و فناوری به کار برد. سناریو ابزاری (tool) است که گروه‌های کاری می‌توانند آن را در پیشبرد استدلال‌ها و آزمون سیاست‌های پا بر جای خود، به کار گیرند. دست آخر این که سناریو می‌تواند به عنوان ابزاری برای عرضه‌ (presentation) دستاوردهای آینده‌نگاری به طیف گسترده‌ای از مخاطبان به کار گرفته شود. سناریو می‌تواند یکی از عناصر فرایند (process) آینده‌نگاری باشد که مهم‌ترین کمک آن به فرایند یاد شده، تسهیل تبادل چشم‌اندازها و در نتیجه، ژرفا بخشیدن به پیوندهای شبکه‌ای است؛ سناریو هم چنین می‌تواند به مثابه فراورده (product) فعالیتی تلقی شود که دستاوردهای آن می‌تواند در دسترس همگان قرار گیرد. سناریوها می‌توانند به شیوه‌ای اکتشافی (exploratory) بر این مساله تمرکز داشته باشند که چه رویدادهایی ممکن است در شرایط گوناگون، روی دهند و یا این که به گونه‌ای آرزومندانه (aspirational)، این پرسش را مطرح سازند که چگونه آینده‌هایی خاص، تحقق‌پذیر (یا ناگزیر) می‌شوند. راه‌های پرشماری ـ از بروندادهای الگوهای شبیه‌سازی (out puts of simulation models) تا فعالیت کارگروه‌های کوچک خبرگان، برگزاری کارگاه‌ها و حتا تشریح دیدگاه‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون ـ برای تولید سناریو وجود دارد.

عمده دلیل استفاده از سناریو به خاطر خواست ما در داشتن نگاه عمیق­تر به آینده است. عمیق­ تر از نگاهی که به واسطه استفاده از دیگر ابزارهای آینده نگری به دست می آید. آینده نگاری معمولاً نتایج دقیق و قابل استنادی را در مواجه با آینده نزدیک تا دو سال و نهایتاً تا پنج سال به ما می دهد، اما در مواجه با آینده­ های دورتر مثلا تا ۱۰ سال نمی تواند کمک چندانی به ما بکند. این مسئله از ذات آینده به عنوان موجودیتی با عدم قطعیت بالا نشات می گیرد. در برنامه­ ریزی بر مبنای سناریو به جای اندازه گیری چند متغییر محدود، به متغییرهای زیادی توجه شده و سعی می شود تا روابط بین آنها ارزیابی شود. و به جای یک پیش بینی منفرد یک مجموعه از آینده­ های ممکن که یکی یا چند مورد از آنها می توانند رخ دهند، تولید می شوند. پس تصمیم گیری در شرایط با عدم قطعیت بالا و لزوم آمادگی برای مواجه با آینده­ های بدیل، استفاده از سناریو را توجیه می کند.

برنامه ریزی بر پایه سناریو راهکاری برای کمک به رهبران و مدیران هنگام تفکر درباره آینده، و یا بهتر بگوئیم آینده ­های مختلف، می باشد. به کمک برنامه ریزی بر پایه سناریو عدم قطعیت ­های بحرانی، یعنی رویدادهایی که شاید در آینده باعث دگرگونی و تحول اساسی دولت، سازمان و کسب و کار شوند، در کانون توجه رهبران و مدیران قرار می گیرند. این روش برای شناخت و درک محدودیت ­های ادراکی رهبران و مدیران هنگام شناخت محیط پیرامونی، تفکر درباره آینده های بدیل و نهایتا تصمیم گیری استراتژیک، مفید واقع می شود. برنامه ­ریزی بر پایه سناریو دولت­ ها، سازمان ­ها و شرکت ­ها را به فراسوی روش­ های سنتی برنامه ریزی برده و آنها را برای مواجهه با رویدادهای بالقوه آینده آماده می سازد. این نگرش بلند مدت در تصمیم ­های مربوط به سرمایه گذاری، توسعه، ثبات، پایداری و امنیت تاثیر به سزایی دارد. سازمان­ های برتر و موفق تاثیرات رویدادهای بالقوه آینده را تشخیص داده و درباره نحوه آمادگی بهتر در برابر این رویداد­ها تفکر و برنامه ریزی می کنند. با استفاده از روش برنامه­ ریزی بر پایه سناریو می توان واکنش ­های انعطاف پذیری برای کاهش و یا حذف خسارت­ های احتمالی آینده تدارک دید و برای مواجهه با عدم قطعیت ­ها و موضوعات مبهم آینده، مجهز و آماده شد. اما سناریونگاری با استفاده از روش ­های مرسوم دارای ضعف­ های عمده­ ای چون مستقل فرض کردن سناریوها از یکدیگر است، که کارایی آن در برخی موقعیت ­ها را با چالش مواجه می سازد. برای مواجه با این موقعیت ­ها و استفاده از ویژگی­ های برتر تفکر سناریویی، آقای دنیس لیست (Dennis List) در ترکیب آن با ابزارهای تفکریِ دیگر چون تفکر سیستمی، تحلیل لایه ­ای علّی  و … روشی نوین به نام نگاشت شبکه سناریو (SNM = Scenario Network Mapping) را معرفی و توسعه داده است.

با این اوصاف به طور مختصر به بیان ویژگی­ های SNM و وجوه تمایز آن با رویکردهای مرسوم یا سنتی سناریونگاری می پردازیم.

به طور مختصر می توان موارد مورد توجه در سناریونگاری را به صورت زیر بیان کرد:

– روندهای موجود مورد توجه قرار می گیرند. البته این مسئله بستگی به مورد مطالعه یعنی سازمان، صنعت و یا هر مورد مطالعه دیگر دارد.

– دو یا سه عدم قطعیت حیاتی شناسایی می شوند. فاکتورهایی که هم عدم قطعیت بالایی دارند و هم در آینده مورد مطالعه حیاتی تشخیص داده شده­ اند.

– سناریوها با توجه به ترکیب عدم قطعیت­ های حیاتی شناسایی شده، توسعه می یابند. به طور معمول سه یا چهار سناریو تولید می شود و ندرتاً بیش از ۵ سناریو خواهیم داشت. هر کدام از این سناریوها تشریحی بر یک آینده ممکن است که در چندین صفحه و به صورت ساده آن را توضیح می دهد.

– در نهایت راه­ های رسیدن به هر کدام از این آینده­ ها بررسی می شوند.

نمودار زیر یک مدل استاندارد از مفهوم سناریوها را به تصویر می کشد.

نگاشت شبکه سناریو

ویژگی­ های برجسته سناریونویسی به صورت زیر هستند:

– سناریوها همواره به صورت گروهی طراحی می شوند. به طور معمول سه یا چهار سناریو تولید می شود. به طور خلاصه حداقل ۲ سناریو به خاطر ماهیت جایگزین بودن سناریوها و حداکثر هفت سناریو.

– هر سناریو با جزئیاتش در چیزی حدود ۱۰ صفحه توضیح داده می شود.

– هر سناریو به صورت مجزا طراحی می شود.

– سناریوها به طور معمول یک عکس لحظه­ ای از آینده­ اند.

با این تفاسیر می توان نقدهای وارده به روش ­های سنتی سناریونگاری را به صورت زیر بیان کرد:

– هیچ ارتباطی بین سناریوها نیست. هر سناریو کاملا مربوط به دنیایی مستقل است.

– تمرکز بر روی آینده های باورکردنی در ساخت سناریو محدودیت ایجاد می کند. اگر چه آینده­ های غیر قابل باور ممکن است خوش آمد نباشند، اما ممکنات بسیاری وجود دارند که در حالی که غیرقابل باور به نظر می رسند، اما مطلوبیت بالایی دارند.

– انجام دادن تمامی این مراحل بسیار وقت گیر است. برای مثال در شرکت نفتی شل به عنوان شناخته شده ترین شرکت در استفاه از برنامه ریزی بر پایه سناریو، برای تولید یک سری از سناریوها بیش از یک سال وقت لازم بود. این مسئله برای شرکتی به بزرگی شل قابل پی گیری است، اما برای بسیاری دیگر از شرکت های کوچک این مسئله علاوه بر هزینه بر بودن آنقدر زمان بر است که امکان دارد قبل از اتمام طرح تولید سناریو موقعیت تغییر کند. حال مسئله رسیدن به راه حلی برای شرکت های کوچک است تا بتوانند در برخورد با تغییرات پیوسته از ابزار کارآمد سناریو استفاده کنند.

در اینجا شبکه سناریو که به فرم نقشه نگاشته می شود، می تواند ابزاری بسیار کارآمد باشد. این روش سه تفاوت عمده با روش ­های مرسوم یا سنتی سناریونگاری دارد.

اولین تفاوت در این است که SNM شبیه به نقشه راه است، که در آن گره­ ها رویدادها و روندها هستند و ارتباط بین آن­ها نیز نشان داده می شود.

نگاشت شبکه سناریو
یک شبکه سناریو می تواند به شکل زیر باشد.

نگاشت شبکه سناریو

در مقایسه با روش سنتی سناریونگاری این روش به نظر پیچیده تر می رسد، اما این مسئله تنها بدین دلیل است که پیچیدگی که توسط روش های دیگر ظاهر نمی شود، در اینجا تشریح می شود. به جای داشتن مثلاً سه سناریو با تشریح فراوان، SNM به طور معمول ۴۰ سناریو کوچک را شامل می شود.

دومین تفاوت عمده در SNM مربوط به ارتباط بین سناریوهاست. در حالی که روش ­های مرسوم ارتباطی را بین سناریوها قائل نیستند، در روش SNM بین سناریوها ارتباط وجود دارد.

سومین تفاوت عمده بین SNM و روش ­های دیگر سناریونگاری در این است که در روش ­های مرسوم به تصمیماتی که خود عامل مورد مطالعه می گیرد، توجهی ندارند. در این روش ها تنها تاثیرات خارجی را مورد مداقه قرار می دهد. به عبارت دیگر این جمله که «اگر جهان بدین گونه شود واکنش ما چه خواهد بود؟» مطرح می شود. اما SNM ذات آینده را مخلوطی از تصمیمات و قصد ما (سازمان یا نهاد مورد مطالعه) و نیروهای خارجی دانسته و هر دو را شامل می شود. بنابراین SNM می تواند برای پاسخ به این سوال مورد استفاده قرار گیرد که چگونه سازمان می تواند برای رسیدن به اهدافش در محیط متغییر اطرافش عمل کند.

با ملاحظات مربوط به مشکلات کار با روش­ های مرسوم سناریونگاری که در بالا به آن­ها اشاره گردید، در روش SNM به جای ساختن تعداد محدودی سناریو با جزئیات زیاد به ساخت تعداد زیادی سناریو با جزئیات کمتر پرداخته می شود. این اجزای کوچک به راحتی قابل جایگزینی و یا تغییر هستند و به جای مستقل بودن ذاتی هر سناریو به طور عمده بین سناریوها ارتباط وجود دارد. و این مسئله یعنی الزام برای وقوع یافتن یک سناریو از بین می رود. فرایند خلق SNM به گونه­ ای طراحی شده است که برای توسعه به وسیله غیر خبرگان نیز مناسب است. نقشه­ های شبکه به طور معمول سریع و راحت توسعه می یابند و می توان در چهار نیم روز کارگاهی با حدود ۲۰ نفر از ذی نفعان آنها را توسعه داد.

 اصولSNM

SNM قائل به یک سری پیش فرض است.

– آینده هر سازمانی (یا هر مورد مطالعه دیگری) ریشه در گذشته آن دارد. بدون این که بدانیم از کجا آمده­ ایم، نمی توانیم به جایی برویم.

– وقایع در دنیای انسان­ ها با درصد بالایی به وسیله انگیزه­ ها و مقاصد آنها قابل تشخیص است. هر چند خروجی آنها غالبا غیر قابل پیش بینی است، اما مقاصد اغلب قابلیت پیش بینی دارند.

– آینده هر گروه انسانی تا حدودی به انگیزه­ ها و مقاصد آنها وابسته است و قسمتی از آن نیز به عوامل دیگری مربوط است که گروه را تحت تاثیر قرار می دهد.

– آینده هر گروه انسانی تا حد زیادی به خاطر ارتباطش با گروه­ های دیگر قابل شناسایی است.

– آینده هر گروه بستگی به قدرت نسبی گروه­ های دیگر در ارتباط با گروه مورد مطالعه دارد.

– برای هر واقعه یا موقعیتی بیش از یک دلیل وجود دارد و این واقعه یا موقعیت بیش از یک تاثیر دارد.

– برای رسیدن به هر هدفی بیش از یک راه وجود دارد. بنابراین همواره راه­ های جایگزین وجود دارد.

– شاید مقصود به سرعت تغییر کند اما ارزش­ ها، باورها، انتظارات و آرزوها به آهستگی تغییر می کنند.

– بنابراین اگر شما بخواهید بدانید قصد مردم چیست نیاز دارید بدانید چشم اندازها، آرزوها، … آنها چیست. زیرا این مفاهیم بر روی قصد و انگیزه آنها تاثیر گذار است.

– این آرزوها، ارزش ­ها، بینش ­ها و انتظارات از کجا می آیند؟ تئوری SNM معتقد است این مفاهیم از جهان بینی و فرهنگ اشخاص نشات می گیرد. اگر مردم به نظر می رسد که واکنش غیر منطقی از خود نشان می دهند، احتمالا این مسئله می تواند در جهان بینی آنها ریشه یابی شود.

– بنابراین اگر شما بتوانید گروهی از مردم را پیدا کنید که بر روی آینده سازمانشان تاثیرگذارند، ولی جهان بینی و فرهنگ متفاوتی دارند، در SNM باید آنها را مورد توجه قرار دهید.

چه کسانی می توانند از SNM استفاده کنند؟

SNM برای استفاده نهادهای اجتماعی طراحی شده است. نهادهایی مانند واحدهای کسب و کار، گروه­ های صنعتی، نهادهای دولتی، نهادهای مردم نهاد یا غیر انتفاعی، گروه­ های داوطلبانه، جوامع محلی و بسیاری از گروه ­های اجتماعی دیگر

همچنین از SNM می توان برای آینده پژوهی مفاهیم و ایده­ ها استفاده کرد به شرط آنکه گروه ­های پیشران آنها در جامعه وجود داشته باشند و حاضر باشند وقت کافی برای تشریح جزئیات این آینده­ ها صرف کنند.

در چه جاهایی نمی توان از SNM استفاده کرد؟

SNM برای آینده پژوهی در حوزه­ های ملی، صنایع در مقیاس جهانی، کسب و کارهای پیچیده و یا برخی از مفاهیم مانند گرم شدن کره زمین مناسب نیست. این مسئله از آنجا ناشی می شود که SNM شامل گروهی می شود که آینده آنها مورد مطالعه قرار می گیرد. که در موارد بالا به دلیل کثرت گروه­ ها تمرکز ممکن است از بین برود. در ثانی SNM ابزاری برای درک آینده­ هاست و نه روشی برای انجام کاری درباره آنها و برنامه ریزی برای عمل، جزئی از فرایند آن نیست. هر چند استفاده از SNM برنامه ریزی برای اجرا را راحت­ تر می سازد.

SNM ابزار مناسبی برای مطالعه آینده ­هایی است که به طور عمده از تصمیمات انسانی متاثر می گردند. SNM ما را به سمت یک خروجی یگانه مطلوب راهنمایی نمی کند، بلکه به منظور پیدا کردن پیوستاری از خروجی­ های ممکن مورد استفاده قرار می گیرد. این ما هستیم که تصمیم می گیریم کدام آینده ها مطلوب هستند و چگونه می توان به آنها رسید.

در SNM مفهومی با عنوان درخت رخداد داریم که بدین صورت تشریح می گردد: یک رخداد در بدنه قرار می گیرد، شاخه ­هایی از علت­ ها مانند ریشه به عنوان ورودی و شاخه­ هایی از خروجی­ ها مانند شاخ و برگ درخت. یک اصل مسلم در SNM این است که هیچ واقعه­ ای علت یگانه ندارد و به ندرت نیز پیامدی یگانه خواهد داشت. معمولاً برای به وقوع پیوستن هر رخدادی یک سری پیش نیاز در بستری از شرایط لازم است. همان طور که در مفاهیم جنگی معتقداند که یک حمله موفق به فرصت­ ها، توانایی­ ها و انگیزاننده­ ها نیاز دارد. در زیر نمونه ­ای از درخت رخداد نمایش داده شده است.

نگاشت نقشه سناریو

البته ذکر این نکته لازم است که در اینجا واژه رخداد به معنی وقوع حادثه­ ای آنی نیست، بلکه به معنای وسیع تری رویدادها و روندها را در بر می گیرد. SNM از اصول holonic معرفی شده توسط (Arthur Kostler) استفاده می کند بدین معنی که هر موضوع یا مسئله مورد مطالعه، جزئی از یک سیستم بزرگتر محسوب می شود و خود مجموعه­ ای متشکل از سیستم­ های کوچکتر است. بنابراین یک رخداد منفرد را می توان به یک درخت رخداد تجزیه کرد و یا یک درخت رخداد را به صورت یک رخداد جزء وارد یک درخت دیگر کرد. درست مانند نرون­ های مغزی این رخدادها در یک شبکه می توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند به گونه­ ای که خروجی یکی به عنوان ورودی دیگری در نظر گرفته شود. یک نگاشت نقشه سناریو می تواند مجموعه­ ای از صد درخت رخداد باشد.

مثالی برای نگاشت نقشه سناریو

در ادامه مثالی از نگاشت شبکه سناریو آمده است. در این مثال مسئله حمله آمریکا به عراق و سناریوهای پیش رو در قالب نقشه سناریوها به نمایش در آمده است.

نگاشت شبکه سناریو

6+

سیلیکون وادی؛ اسراییلی که ما نمی شناسیم

۱۴ مرداد ۱۳۹۵

«اقتصاد اسرائیل، اقتصادی مبتنی بر بازار و تکنولوژی است. اسرائیل وارد کننده نفت خام، حبوبات، مواد اولیه و تجهیزات نظامی و صادر کننده الماس برش داده شده، کالاهای با فناوری بالا و محصولات کشاورزی است. در زمینه میزان تولیدات و خدمات با فناوری بالا، اسرائیل رتبه دوم بعد از ایرلند را در بین کشورهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) داشته است.

اسرائیل دومین کشور بعد از ایالات متحده در داشتن شرکت‌های نوپا و خارج از آمریکای شمالی کشوری است که بیش‌ترین تعداد شرکت‌های فهرست شده در بورس نزدک را دارد. در سال ۲۰۱۰ اسرائیل رتبه ۱۷ در میان کشورهای جهان از لحاظ توسعه‌یافتگی اقتصاد را از مؤسسه برجسته و معتبر IMD کسب نمود. در همین سال اقتصاد اسرائیل با دوام‌ترین اقتصاد جهان در برابر بحران‌ها رتبه‌بندی شد و همچنین رتبه اول را در سرمایه‌گذاری بر روی مراکز تحقیق و توسعه کسب کرد. اسرائیل همچنین به عنوان پیشرو در عرضه نیروی انسانی ماهر رتبه‌بندی می شود.

اسرائیل به دلیل واقع شدن در منطقه خاورمیانه که منطقه‌ای خشک، کم‌آب و دارای سطح بالای تابش نور خورشید است، توان خود را معطوف به فناوری‌های دارای بازدهی بالا در این شرایط کرده است و یک کشور پیش‌ رو در توسعه انرژی خورشیدی، الکتریسیته زمین‌گرمایی و مدیریت آب و حفاظت از آن محسوب می‌شود و توسعه فناوری‌های روی لَبه (فناوری های نوآورد= cutting-edge) در زمینه نرم‌افزار، ارتباطات و علوم زیستی این کشور که غالباً در سیلیکون وادی (silicon wadi) متمرکز شده‌اند، با سیلیکون والی (silicon valley) ایالات متحده مقایسه می‌شود. بنا به گزارشی در سال ۲۰۱۰ از سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، اسرائیل رتبه اول جهان در صرف هزینه‌های تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی را دارد. اینتل و مایکروسافت اولین مراکز تحقیق و توسعه خارج از کشور (آمریکا) خود را در اسرائیل ساختند و دیگر شرکت‌های چند ملیتی فناوری همچون IBM، گوگل، اپل، هیولت پاکارد (HP)، سیسکو سیستمز، فیسبوک، موتورولا و چند شرکت دیگر، دفاتر تحقیق و توسعه خود را در این کشور در منطقه سیلیکون وادی مستقر کرده اند که علاوه بر این شرکت‌های خارجی، بسیاری از شرکت‌های فناوری‌های رده‌ بالای اسرائیلی  نیز در این منطقه مستقر هستند».

متنی که از نظر گذراندید، توضیح ویکی پدیا در خصوص اقتصاد اسرائیل است. کلمه های پر رنگ شده را در گوشه ای از ذهن داشته باشید و به سراغ گوگل بروید. گوگل را باز کنید و تا هر چند صفحه که خسته نشدید، واژه ی «اسرائیل» را جستجو کنید. مضامین اصلی که بر محور این واژه در وب سایت های فارسی تولید شده اند را در گوشه ای دیگر از ذهنتان به خاطر سپرده و مقایسه کنید. بین اسرائیلی که هست و آنچه ما می شناسیم…

حال اجازه دهید این کشور را به عنوان یک رقیب تحلیل کنیم. قدرت اسرائیل در چیست؟ خاخام هایی که جلوی دیوار توبه خم و راست می شوند یا سیلیکون وادی؟

وادی واژه ای عربی به معنای دره و بستر خشک رودخانه است که در زبان محاوره عبری نیز استفاده می شود و سیلیکون وادی (silicon wadi) جناسی است از سیلیکون ولی (silicon valley) در کالیفرنیا که تقریبا همه فعالان حوزه فناوری نام آن را شنیده اند.

سیلیکون وادی نماد قدرت اسرائیل در اقتصاد مبتنی بر دانش و فناوری های سطح بالا است. منطقه ای که هسته مرکزی آن در اطراف تل آویو مستقر بوده و بخش هایی از آن در اطراف دیگر شهرهای اسرائیل گسترش یافته اند و از این منظر با منطقه ای به وسعت یک کشور رو به روییم.

شرکت های با فناوری سطح بالای اسرائیل در دهه ۱۹۶۰ میلادی شروع به شکل گیری کردند. شرکت هایی که بعضا به خاطر شرایط این کشور بر روی توسعه فناوری های نظامی متمرکز بودند و بعدها برخی از دستاوردهای این شرکت ها در زمینه های غیرنظامی نیز کاربرد پیدا کرند. از دهه ۱۹۸۰ کم کم رقابت بین المللی یک کوچ بزرگ را تجربه کرد. کوچ از صنعت سخت افزار به صنعت نرم افزار، یعنی به جایی که سرمایه های انسانی نقش بزرگتری را ایفا می کنند و از قضا در این زمینه اسرائیل پیشرو است. در همین دهه شرکت های گوناگونی در اسرائیل در حوزه نرم افزار شکل گرفتند. بین سال های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱ صادرات اسرائیل در حوزه ی نرم افزار از ۵ میلیون دلار به ۱۱۰ میلیون دلار افزایش یافت (در عرض ۷ سال رشد ۲۲ برابری یعنی در هر سال بیش از سه برابر رشد).

دهه ۱۹۹۰ یک دهه طلایی برای صنایع این کشور به حساب می آید. افزایش توجه به نوآوری، کوچ متخصصان شوروری به این کشور و افزایش حجم سرمایه گذاری های خارجی در این کشور در پی پیمان اسلو، که سیلیکون وادی را در مسیر توسعه خوشه های صنعتی با فناوری سطح بالا قرار داد.

در سال ۱۹۹۸ کمپانی اسرائیلی (mirabilis) پیام رسان (ICQ) را توسعه داد که ۱۸ ماه بعد از تولدش به قیمت ۴۰۷ میلیون دلار توسط شرکت آمریکایی (AOL) به صورت نقد خریداری شد. این موفقیت شرکت میرابلیس مثل یک بمب در صنایع دات کام اسرائیل سر و صدا کرد و هزاران استارت آپ شروع به ایده پردازی و فعالیت کردند، به گونه ای که حجم سرمایه گذاری خطر پذیر در بین شرکت های این کشور از ۱.۸۵۱ میلیون دلار در سال ۱۹۹۹ به ۳.۷۰۱ میلیون دلار در سال ۲۰۰۰ رسید (لطفا به اعداد دقت کنید).

حالا بعد از گذشت پنجاه سال کشوری که هنوز موجودیتش از طرف برخی از کشورها به رسمیت شناخته نمی شود، اقتصادی به معنای واقعی دانش بنیان دارد و این را مرهون سرمایه گذاری در امر تحقیق و توسعه، آموزش، وام های کم بهره دولت در حمایت از شرکت های دانش بنیان و البته فارغ التحصیلانی است که عاشق فعالیت های کارآفرینانه هستند.

حالا بسیاری از شرکت های بین المللی متقاعد شده اند که در اسرائیل دفتر داشته باشند و در زمینه های مختلف فعالیت کنند. شرکت آی بی ام با ۲۰۰۰ نفر کارمند، موتورولا با ۱۵۰۰، اینتل ۹۲۰۰، مایکروسافت ۷۵۰، اچ پی ۶۰۰۰ نفر، فیس بوک ۱۱۰ نفر و آمازون ۱۵۰ نفر از جمله شرکت های شناخته شده ای هستند که در این کشور فعالند. در جدول زیر عمده ترین شرکت های بین المللی فعال در اسراییل آمده اند.

 سیلیکون وادی

سوخت موتور اقتصاد اسراییل نوآوری است (نه نفت)، و همین سوخت باعث شد تا از یک اقتصاد توسعه نایافته به یک اقتصاد توسعه یافته و دانش بنیان دست پیدا کند. اقتصادی که بعد از اقتصاد آمریکا، موفق ترین اقتصاد در خلق صنایع با فناوری سطح بالا است. جدول زیر تعداد پارک های علم و فناوری فعال در حوزه فناوری های سطح بالا (High Tech)در این کشور را نشان می دهد. کشوری با تقریبا یک دهم جمعیت ایران به همان اندازه، پارک های علم و فناوری دارد.

سیلیکون وادی

حالا چه رقیب و چه دشمن، چه چیزی باید در مورد اسراییل قابل تامل باشد؟ این فکر به ذهن من خطور می کند که چه چیزی باعث می شود به این دشمن، ایدیولوژیک نگاه کنیم؟ چه چیزی باعث می شود که در مستندها، فیلم ها، کتاب ها و سخنرانی ها به وفور در مورد تفکرات صهیونیزم بشنویم و بخوانیم اما در مورد سیلیکون وادی چیزی نشنیده باشیم؟ جواب با شما

منبع جداول: کتاب (Technology Financing and Commercialization)

10+