+

برای آناهیتا دختر مریم

۱ مرداد ۱۳۹۶

این نوشتار چند قطعه از یک پازل را کنار هم می گذارد تا به نتیجه برسد. نتیجه ی مورد نظر من یک پیشنهاد است. پیشنهادی که یک آینده پژوه می دهد. پیشنهادی با ملاحظات آینده پژوهانه به قانون گذاران کشور

قطعه ی اول (در دنیا برای عصر جدید قوانین جدید می نویسند):

بر طبق نتیجه مطالعه ای که توسط نهاد کافمن در ۲۰۱۲ انجام شد، حدود یک چهارم از شرکت های تکنولوژی تاسیس شده بین ۲۰۰۶ و ۲۰۱۲ در آمریکا، حداقل یک موسس مهاجر داشته اند و تقریبا نیمی از شرکت های سیلیکون ولی دارای یک موسس مهاجر هستند.

ایلان ماسک، موسس تسلا، از آفریقای جنوبی به کانادا و از آنجا به آمریکا مهاجرت کرده است. سرگی برین، یکی از موسسان گوگل، از اتحاد جماهیر شوروی همراه با خانواده اش گریخت و به آمریکا آمد، آن زمان او شش سال سن داشت.

در سال ۲۰۱۳، کانادا برنامه ویزای استارت آپ خود را معرفی و امکان اقامت دائم را برای کارآفرینانی که مایل به نقل مکان به کانادا باشند و کسب و کار فعلی خود را به کانادا بیاورند یا کسب و کار جدیدی در کانادا راه اندازی کنند را فراهم کرد.

چین تلاش می کند تعداد کارکنان ماهر خود را تا پایان این دهه به ۱۸۰ میلیون افزایش دهد و بدین منظور دولتمردان چینی تلاش می کنند به این روند که دانشجویان چینی به دانشگاه های خارج از کشور می روند و پس از فارغ التحصیلی در آن کشور باقی می مانند، پایان دهند.

قطعه ی دوم (زمان اصلا به نفع ما نیست):

سونامی سالمندی از ما عبور خواهد کرد. تا سال ۲۰۵۰ میلادی یک سوم جمعیت کشور را سالمندان بالای ۶۰ سال تشکیل می دهند و هزینه بازنشستگی و مراقبت از آنها برای جوانان باقی مانده کمر شکن خواهد بود. بنابراین ایران کشوری مهاجرپذیر خواهد شد و عدم قطعیت مهم در اینجا کیفیت این مهاجران است. آیا این مهاجران با ما در خواهند آمیخت یا خود محل ایجاد مشکلات بشتر می شوند؟ آیا بهتر نیست از الان به فکر جذب نخبگان مهاجر باشیم تا در یک فرایند آرام این افراد منتخب جذب جامعه شده و در همین جا شروع به فعالیت های مفید کنند؟

قطعه سوم (ایرانی یا ایرانی تر):

درگذشت مریم میرزاخانی یک خبر جانبی داشت. درخواست شصت نفر از نمایندگان مجلس به هیات رئیسه مجلس برای اعطای تابیعت ایرانی به فرزند مریم. از قرار معلوم تابعیت کلاف در هم پیچیده ای است که تا به حال چندین بار در ادوار مختلف مجلس به بحث گذارده شده و هر بار تغییراتی کرده است. با این وجود همچنان برای بسیاری از کسانی که پدری غیر ایرانی دارند، ایرانی شدن مسیری دشوار است. نتیجه این می شود که ما نه تنها مریم میرزاخانی ها را از دست می دهیم، بلکه با یک قانون عصرحجری، فرزندان این نوابغ که قطعا دلبستگی هایی به خانه مادری خود دارند را هم از دست می دهیم.

آناهیتا دختر مریم میرزاخانی

مهدی جعفری دانشجوی افغانی مقیم ایران که در کنکور سراسری رتبه اول فوق لیسانس زمین شناسی را از آن خود کرده است به دلیل شهریه بالا انصراف می دهد.

خبرهای ریز و درشت مربوط به مشکلات ادامه تحصیل نخبگان اتباع بیگانه مانند افغان ها در ایران یک پدیده تاسف آور و تراژدیک است.

 

نتیجه گیری

خوب فضای معما روشن شد. چه بسیار کسانی که در ایران به دنیا آمدند و نه تنها تعصبی به این خاک ندارند که عامدانه هر چه از دستشان برآید در دشمنی با ایران می کنند و چه بسیار کسانی که در بیرون از این خاک به دنیا آمدند و عاشق این کشوراند.

این چه قاعده ی احمقانه ای است که جلوی ورود و ماندن بهترین ذهن ها را می گیرد آن هم فقط به خاطر محل تولد. مگر کسی به اختیار خود پدر و  مادرش را انتخاب می کند یا محل تولدش را بر می گزیند؟

مهاجرت ایرانیان

حالا که ما به لطف مخلوط کردن خیلی مسائل نامرتبط به امر کشورداری رتبه اول دنیا در مهاجرت نخبگان را داریم، لااقل سنگ را از جلوی پای اندک کسانی که می خواهند بیایند و بمانند برداریم.

 

6+

فناوری و بحران آبی پیش رو

۱۴ تیر ۱۳۹۶

اگر یک میکروفون دستتان بگیرید و از مردم کوچه خیابان بپرسید که: «ببخشید شما فکر می کنید عمده ترین مشکلات پیش روی ما کدام خواهند بود؟». احتمالا بعد از شغل و ازدواج که لقلقه ی زبان همه ی ماست، خیلی از مردم خواهند گفت: بی آبی، کم آبی، خشک سالی و ….

درست است. وقتی پای یک مسئله جدی، وقتی پای یک بحران، از نشست های تخصصی و کلاس های درس دانشگاهی به میان عامه ی مردم کشیده شود، این یعنی ما واقعنِ واقعنِ واقعا با یک بحران روبرو هستیم و احتمالا کار از نشست و جلسه و ستون اختصاصی در روزنامه گذشته و ما داریم خودمان را برای دوران پسابحران آماده می کنیم.

و امروز برای ایران ما، آب همین وضعیت را دارد. شکل زیر را نگاه کنید:

آینده آب

بحران آبی تا سال ۲۰۴۰

تا ۲۳ سال دیگر یعنی در سال ۲۰۴۰ میلادی ما در بحران شدید آبی قرار خواهیم داشت. یعنی میزان استفاده ما از منابع آبی شامل آب های جاری، منابع زیرزمینی و آب های تصفیه شده ای که به چرخه ی مصرف برگردانده شده اند (water withdrawn) نسبت به میزان کلی تامین آن (water supply) در بازه ی بحران شدید قرار خواهد گرفت.

یک نکته بسیار مهم دیگر که باید به آن توجه زیادی کرد این است که از میان ۳۳ کشور جهان که بحران آبی را در ۲۰۴۰ تجربه خواهند کرد، ۱۴ کشور در منطقه ماتم زده ی خاورمیانه خواهند بود. و همه کشورهای اطراف ما هم به اندازه ما در همین وضعیت قرار دارند. این یعنی تجمع همه تشنه ها در یک جا و رقابت شدید بر سر قطره قطره آب.

با این توضیحات کوتاه نظر شخصی بنده این است که ما در هر دو طرف معادله با چالش روبرو هستیم. در طرف عرضه ی آب، منابع آبی پایدارمان را تا جایی که می توانستیم مصرف کردیم و در طرف تقاضا نتوانستیم الگوهای مصرف خود را تغییر دهیم. بنابراین فکر می کنم که باید مقوله ی دیگری را وارد این معادله کنیم و از نظر من آن مقوله فناوری است.

این مسئله بدان معنا نیست که فناوری در کشور ما و در مسئله مدیریت آب دیده نشده است. بلکه بدین معنی است که فناوری باید از موضوعی حاشیه ای به بطن مدیریت آب آورده شود.

در ادامه برخی از فناوری هایی که در کشورهای دیگر به طور جدی در موضوع آب مورد استفاده قرار می گیرند معرفی شده اند.

  1. استارت‌ آپ های ریز و درشتی که به سراغ موضوع آب آمده اند.
  2. استفاده از نانو فناوری در تصفیه آب
  3. کنترل کننده های آبیاری
  4. تغییر سوخت خودروها
  5. فناوری نمک زدایی
  6. در دسترس قرار دادن داده های بزرگ
  7. استفاده های جدید نظامی
  8. تغییر طراحی توالت
  9. استفاده از پهپادها در جمع آوری و تحلیل داده ها برای مدیریت آب
  10. تصفیه های با فناوری پیشرفته

 

این نمونه ها و موارد دیگری مانند توربین های تولید آب از رطوبت هوا، قطعا می توانند بر روی معادله تولید و مصرف آب در هر دو طرف تاثیرگذار باشند. به نظر می رسد که فناوری می تواند نقشش را در گذر از بحران بی آبی بازی کند. اما این که چقدر ما فناوری را وارد بازی کنیم، عدم قطعیت بزرگی است که شاید می طلبد که من و شما فریاد بلند فناوری شویم.

 

منابع مورد استفاده و منابع بیشتر برای استفاده:

6+

ارتباط بین تحصیلات دانشگاهی و موفقیت

۹ خرداد ۱۳۹۶

آیا بین تحصیلات دانشگاهی و موفقیت ارتباطی وجود دارد؟

در کلاس های درس همیشه مرور زندگی نامه ی افرادی مانند بیل گیتس یا مارک زاکربرگ، توجه دانشجویانم را به خودش جلب می کند. شخصیت های بزرگ دنیای کسب و کارِ امروز که هر دو در میانه راه دست از کلاس و دانشگاه برداشته و ترک تحصیل کرده اند. مثال هایی که نشان می دهند همه ی مسیرهای موفقیت از دانشگاه نمی گذرند. اما آیا وقتی در کل جامعه به تحقیق بپردازیم باز هم چنین خواهد بود؟ آیا باز هم نمی توانیم میان تحصیلات دانشگاهی و موفقیت ارتباط معناداری پیدا کنیم؟

نوشتار مرتبط: در سوگ آموزش

 

حقیقت آن است که حداقل در کشور آمریکا نتایج تحقیق نشان می دهد که به افرادی مانند بیل گیتس و مارک زاکربرگ که بدون تحصیلات دانشگاهی موفق بوده اند، باید به چشم استثنا نگاه کرد، نه قانون حاکم بر کل جامعه.

نتایج تحقیقی که در میان مدیران ارشد، میلیونرها، میلیاردرها، قضات و سیاستمداران انجام شد، نشان می دهد که ۹۴ درصد از افراد اثرگذار و ثروتمند در جامعه آمریکا مدرک دانشگاهی دارند و حدود پنجاه درصد آنها از دانشگاه های سطح بالا فارغ التحصیل شده اند.

همچنین نتایج نشان می دهد که ۸۰ درصد از «قدرتمندترین افراد لیست فوربس» از دانشگاه های عالی فارغ التحصیل شده اند، ۴۵ درصد از میلیاردرهای لیست فوربس تحصیلات عالیه دارند و تنها ۱۱ درصد دانشگاه نرفته اند. همچنین جالب است که تنها ۲ تا ۵ درصد آمریکایی ها برای دوره لیسانس به یک دانشگاه سطح بالا می روند.

بنابراین ارتباط بین تحصیل در یک دانشگاه سطح بالا و موفقیت، یک ارتباط قوی است و باید در تحلیل ها، سوپر موفق هایِ ترک تحصیل کرده را استثناهایی نایاب و بیرون از دایره آمار در نظر آوریم.

نوشتار مرتبط: تحصیلات عالیه آینده گرا

 

نمی دانم که در ایران آیا تحقیقی در این زمینه انجام شده است یا نه. اما به نظرم شرایط تحصیلات در ایران و البته کیفیت تحصیلات دانشگاهی در ایران درصدهای تحقیق بالا را جابه جا کند. اما در کل در کشور ما هم این رابطه احتمالا معنادار خواهد بود.

به هر حال چیزی که به شدت در برنامه ریزی های آینده آموزش عالی باید مدنظر سیاستگذاران قرار گیرد، کیفیت دوره های مختلف دانشگاهی است. من همیشه این مثال را عنوان می کنم که در حالی که جامعه و بخش خصوصی ما در باند سرعت اتوبانِ پیشرفت با سرعت دویست کیلومتر در حال حرکت اند، نهادهای آموزشی یعنی آموزش و پرورش و آموزش عالی، در باند انتهایی اتوبان با سرعت پنج کیلومتر آهسته آهسته قدم بر می دارند.

اگر می خواهیم دانشگاه به معنای واقعی سهمی در پیشرفت کشور داشته باشد، شرط اول این است که دانشگاه پابه پای محیط (در اینجا اجتماع، فناوری، سیاست و ..) پیش بیاید و این یعنی اینکه چیزهای زیادی (مانند ساختار سازمانی دانشگاه، تعریف رشته ها، تعریف سرفصل ها، استقلال مالی دانشگاه، تعامل دانشگاه با صنعت، نحوه ارتقا اساتید، نحوه امتیاز دهی به دانشجویان و ….) در این نهاد باید تحولات اساسی به خود ببینند.

برای فتح آینده اول قدم دور ریختن افکار کهنه است.

به امید آن روز….

9+

مقدمه ای بر آینده پژوهی

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
آنچه در این نوشتار معرفی شده است، ترجمه ای است از کتاب (⁣Future: All That Matters) نوشته ضیاء الدین سردار (⁣Ziauddin Sardar)‌ و آنچه در ادامه می خوانید، پیشگفتار بنده به عنوان مترجم این کتاب است که من آن را مقدمه ای بی بدیل برای ورود به مباحث آینده پژوهی می دانم.

ضیاء الدین سردار شاید بهترین گزینه برای نوشتن یک مقدمه برای آینده پژوهی در قالب یک کتاب است. از آن جهت که او به معنای واقعی کلمه حتی زیستنش میان رشته ای بوده است.

کتابی که پیش رو دارید یک منبع ضروری برای آینده پژوهی است زیرا به بهترین نحو و با دیدگاهی انتقادی، آنچه واقعا آینده پژوهی است را از آنچه آینده پژوهی نیست تفکیک می کند و به مهمترین دغدغه هایی احتمالی یک آینده پژوه می پردازد. علاوه بر آنکه بسیار هوشمندانه و تحسین برانگیز در فصل انتهایی کتاب تحت عنوان «صد ایده»، باب آشنایی خوانندگان جدی حوزه آینده پژوهی با دیگر منابع مهم این حوزه از تحقیق را باز نگه می دارد.

وقتی خواندن این کتاب را تمام کنید، علاوه بر احساس احترام و تحسین نسبت به نویسنده­ ی آن، در خود حسی از پرسش گری را خواهد دید که در مقابل قرائت های مرسوم از آینده مدام می پرسید که آنچه بلاخره روزی فرا خواهد رسید، آینده کیست و سهم من (ما) از آن چیست؟

اولین بار من کتاب را در وب سایت آمازون یافتم و بعد از خرید نسخه کیندل آن تصمیم گرفتم تا ترجمه آن را شروع کنم. برای ترجمه از نویسنده کتاب به صورت کتبی اجازه گرفتم و خوشحالم که سردار از اینکه کتاب در دست جوانان ایرانی قرار می گرفت خرسند شد.

کتاب آینده پژوهی

کتاب آینده پژوهی: «آینده: تمام آنچه اهمیت دارد» اثر ضیاء الدین سردار

در ترجمه سعی کردم امانتدار خوبی باشم اما اگر جایی نظری داشتم یا نیاز دیدم که توضیحات بیشتری ارائه دهم، این کار را در پاورقی ها انجام دادم. بنابراین هر چه در پاورقی می خوانید یادداشت های مترجم است. همچنین منابع را هم در پاورقی آوردم تا همان جا جلوی چشم خواننده باشند. با این وجود معترفم که ترجمه پیش روی، تلاش من در این مقطع از زمان یعنی سال ۱۳۹۶ هجری – شمسی است و چه بسا در ادامه کار و در طرح سوالات دیگر و جواب بدان ها، برداشت های دیگری داشته باشم که مکمل یا حتی مخالف این متن باشند. عمر حقایق کوتاه است و این روزها کوتاه و کوتاه تر شده و این تغییرات به ما می آموزد که پذیرش پویایی و زمان مند بودن مباحث علمی، شرط اول پژوهشگری است. اما مطلبی که بیانش را در آخر لازم دیدم، لحظه تولد و دوران بعد از تولد این ترجمه است. جایی که دیگران نیز می توانند در آن نظر کنند. امیدوارم که خوانندگان این نوشتار بنده را از لطف نقد محروم نکنند. مخصوصا اگر مطلبی به صورت مکمل بتواند در پاورقی ها آورده شود تا در چاپ های بعدی بر غنای این کتاب بیفزاید.

در آخر از همه دوستانم که به هر نحوی در این کار به من کمک کرده اند تشکر می کنم و همچنین تشکر ویژه دارم از مهندس میلاد حمیدی که در طراحی جلد و بازخوانی کتاب یاری گر من بود و نیز سرکار خانم فخرایی مدیر انتشارات آینده پژوه که با همه ­ی سختی هایی که این روزها صنعت چاپ با آن دست و پنجه نرم می کند زحمت چاپ و تکثیر این کتاب را قبول کردند.

عناوین فصول کتاب به ترتیب زیر هستند:

۱. همواره حاضر

۲. آینده کجاست؟

۳. تاریخ مختصری از آینده پژوهی

۴. اصطلاح شناسی، اصول و مفاهیم

۵. نگاه رو به جلو

۶. سناریوها

۷. نگاه به عقب

۸. نگاه به تمامی جهات

۹. آرمان شهرها

۱۰. شکل دادن به آینده جمعی

۱۱. بعد چه؟

۱۲. صد ایده

و در نهایت نقدر ریچارد اسلاتر بر کتاب

اطلاعات کلی کتاب:

عنوان: آینده: «تمام آنچه اهمیت دارد»

نویسنده: ضیاء الدین سردار

مترجم: محسن طاهری دمنه

ناشر: نشر آینده پژوه

نوبت چاپ: اول. ۱۳۹۶٫ ۱۰۰۰ جلد

قیمت: ۲۰ هزار تومان

شماره تلفن برای تهیه کتاب:

۸۸۴۶۳۷۸۷ ۰۲۱

۰۹۱۲۵۳۸۷۸۴۷

10+

آینده ای در گردشگری

۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

آینده ای در گردشگری، نوشته ای پازل وار است که هر چند متن اصلی آن بسیار طولانی تر بود، اما سعی کردم کوتاهش کنم و با سوال به پایانش برسانم تا مابقی بر عهده خواننده باشد.

تمدن، آیا ما متمدن هستیم؟ چه چیزی ما را متمدن کرده است؟ این که پیشرفت های متکی بر عقلانیت ابزاری باعث شده که آنقدر باشد که تقریبا هر کسی کم و بیش از عهده نیازهای اولیه اش برآید و قانونی هست که تقریبا می تواند صدای قشر ضعیف را به اسم خود و به روش های مختلف خفه کند، تضمینی بر متمدن بودن ماست، یا ما چیزی متفاوت ایم؟ آیا تمدن اجباری برای بقا بوده است که در نبودن آن اجبار یا جایی که در بقا نقشی نداشته باشد، کنار گذاشته خواهد شد؟

کمی درباره خودمان…

بن مایه های اصلی حیات ما مانند خشونت، درنده خویی و زیاده خواهی در طول زمان طولانی تکامل، پنهان تر و پنهان تر خود را در جلوه های جدید تمدن مانند مسابقات مخفی کردند. هر مسابقه ای از رینگ بوکس تا شطرنج، از بورس تا انتخابات سیاسی، همه صورت هایی ضعیف شده از رقابت های اولیه گونه ما برای بقا هستند. شاید بهترین واژه برای توصیف چنین اجتماعی از انسان ها زوتوپیا است.

انیمیشن زوتوپیا (zootopia)، شهری را نشان می دهد که در آن حیوانات بزرگ و کوچک، گیاه خوار و گوشت خوار در کنار هم زندگی می کنند. اما روایت اصلی داستان، گمان حیوانات به برگشت گوشت خواران به غریزه های اصلی شان است. ترسی همیشگی در وجود حیوانات دیگری که معمولا طعمه هستند. هر چند داستان به گونه ای دیگر و به رسم معمول با پایانی خوش به اتمام می رسد، اما این سوال باقی می ماند که آنچه ما تمدن انسانی می نامیم زوتوپیایی موقت نیست که در پرده پنهان مقولاتی مانند فرهنگ و هنر همچنان روحیه خشونت را در خود پرورش می دهد؟

انیمیشن زوتوپیا مروج یک آرمان شهر

زوتوپیا، انیمیشنی آرمان شهرگرایانه با بن مایه ای از ترس ویران شهری

 

در فیلم مه (The Mist) اما به گونه ای دیگر به این معما پاسخ داده شده است. مه، رویه های پوشالی و موقت تمدن با واژه های بزک شده ای مانند دوست داشتن، احترام به حقوق دیگران، کمک به دیگران و … را کنار می زند و نشان می دهد که آنگاه که اوضاع از روال معمول خود خارج شود تا چه حد ما غیر انسانی (خیلی مطمئن نیستم شاید باید بگویم تا چه حد دقیقا انسانی) رفتار می کنیم. ترس ما را خودمان می سازد.

خشونت، برتری جویی، رد شدن از دیگران و ماندن تا آخرین لحظه ممکن، اینها ما هستیم.

فیلم مه؛ داستانی آینده پژوهانه

فیلم مه؛ داستانی از لحظاتی که ما خود واقعیمان می شویم.

 

این مقدمه بیان شد تا به ویران شهری در آینده بپردازیم. ویرانشهری که می تواند آبستن احتمالی هراسناک باشد. جایی در آینده که ما کف تمدن را کنار می زنیم و به مای واقعیمان نزدیک می شویم.

گردشگری مرگ و شکار انسان ها به عنوان یک سرگرمی، ویرانشهری است که (Daniel William Mackenzie Wright) در مقاله ای تحت عنوان (Hunting humans: A future for tourism in 2200) که در نشریه فیوچرز به چاپ رسیده، بدان پرداخته است.

مقاله ریشه های کنونی این ویران شهر را تشریح می کند. از تغییرات محیط زیستی با چالش هایی مانند کمبود مواد غذایی و آب تا رسانه های مروج خشونت که برخورد با پدیده مرگ را هر روز بیشتر و بیشتر به جنبه ای از یک سرگرمی تبدیل می کنند. در نهایت مقاله سناریویی را تشریح می کند که در آن گردشگری صورت جدیدی به خود می گیرد. جایی که در آن انسان های متمول و دارا، خشونت و مرگ را به مثابه یک سرگرمی دنبال خواهند کرد. آیا ما از دیدن مرگ دیگران خوشحال می شویم؟ آیا مرگ به قسمتی از سرگرمی انسان ها تبدیل می شود؟ آیا کسانی به دلایلی مانند فقر، تن به مرگ خود خواسته می دهد؟

البته این مقاله به یک چیز نپرداخته است. سناریوی قابل هضم تری که در سریال تازه اکران شده ی غرب وحشی (west world)، به نمایش در آمده است. در این سناریو فناوری به کمک ما آمده است تا به جای قربانی کردن انسان ها، انسان نماهای هوش مصنوعی را در یک محیط کاملا مهندسی شده شکار کنیم. یک سرگرمی فوق العاده که شما را دعوت می کند تا در نوستالژی های غرب وحشی سوار اسب شوید، تفنگ بردارید و انسان نماها را شکار کنید. انسان نماهایی که هیچ تفاوتی با شما ندارند جز اینکه نمی توانند شکار کنند و همیشه شکار می شوند (داستانی که در قسمت آخر سیزن اول سریال عوض می شود تا شما را با یک سوال جنجالی مواجه کند. آیا هوش مصنوعی بر انسان پیشی می گیرد؟ ).

خشونت افسارگسیخته؛ آینده ای باورپذیر

خشونت افسارگسیخته؛ آینده ای باورپذیر یا حتی محتمل

 

من هم نوشته خود را با سوالاتی جدی به اتمام می رسانم. آیا خشونت عریان و نمایان بار دیگر به رویه اصلی زندگی تبدیل خواهد شد؟ آیا ما در آینده با نوع جدیدی از گردشگری مواجه خواهیم شد که مرگ و خشونت مقصد گردشگران است؟

11+

تفکر درباره آینده؛ رهنمودهایی برای آینده نگاری راهبردی

۱۳ فروردین ۱۳۹۶

معرفی کتاب «تفکر درباره آینده؛ رهنمودهایی برای آینده نگاری راهبردی»

آنچه در ادامه می خوانید، پیش گفتاری است شیوا به قلم ریچارد اسلاتر (Richard Slaughter)، آینده پژوه نامدار استرالیایی که بر کتاب (Thinking about the Future: Guidelines for Strategic Foresight)، نوشته ی اندی هاینز (Andy Hines) و پیتر بیشاپ (Peter Bishop) نوشته است.

این کتاب ارزشمند در ایران توسط دکتر محمدمهدی ذوالفقارزاده و سه تن دیگر ترجمه و توسط انتشارات دانشگاه امام صادق به چاپ رسیده است.

کتاب تفکر درباره آینده

کتابی ارزشمند در حوزه آینده پژوهی

استقبال از کتاب حاضر که حاوی رهنمودهایی کاربردی برای دستیابی به تعالی در حوزه آینده نگاری راهبردی است، به طور کم نظیری بسیار مسرت بخش است. زیرا نگارش کتاب هایی از این قبیل از مدت ها پیش مورد نیاز بوده است. من در آغاز حرکت برای راه اندازی مؤسسه آینده نگاری استرالیایی (AFI)  به تعاریف ممکن از، آینده نگاری راهبردی مراجعه کردم، یکی از آن ها بدین شرح بود:

آینده نگاری راهبردی عبارتست از توانایی ایجاد و حفظ گستره ای از چشم اندازهای مناسب و با کیفیت و همچنین توانایی به کارگیری بینش های پدید آمده در مسیرهای سودمند سازمانی، به عنوان مثال، توانایی تشخیص شرایط نامطلوب، هدایت خط مشی و تدوین راهبرد به منظور کاوش بازار، خدمات و محصولات جدید.

اما این تعریف کامل نیست، زیر ا به آینده نگاری اجتماعی که کانون اصلی مشاهده ها و ادراکات احتمالی ماست، اشاره ای نکرده است، بنابراین با در نظر گرفتن این شرط، آینده نگاری راهبردی از مبادی پیش پا افتاده فردی خود فاصله گرفته و به یک بنیان اجتماعی قدرتمند تبدیل می شود. آنچه ما همچنان با آن دست به گریبان بوده ایم، چگونگی دسترسی به دانش تخصصی بسیار پراکنده در این حوزه و توانایی تجمیع این دانش به شیوهای مفید و مؤثر برای دانش پژوهان و سایر افراد فعال در این حوزه بود. این هدف در نهایت توسط اندی هاینز و پیتر بیشاپ محقّق شد.

همچنین چند دلیل دیگر نیز برای استقبال از این کتاب وجود دارد.

اول اینکه می توان گفت این کتاب پاسخی متهورانه به چالشی است که سعی کردم برای اولین بار آن را در مقاله ای با عنوان «استانداردهای حرفه ای مشاغل مربوط به آینده» که در سال ۱۹۹۹م در نشریه فیوچرز منتشر شد، مطرح کنم. در آن مقاله، به منظور پیشنهاد یک چارچوب جامع برای نزدیک شدن به موضوع موردنظر، تلاش های اولیه آینده پژوهانی مانند الئونارا ماسینی، یزکل درور و وندل بل  را مورد بررسی قرار دادم، اما این بررسی ها در این اثر، به ارائه نوعی از توصیه های کاربردی تفصیلی منجر شده است.

دوم اینکه نویسندگان این اثر با گردآوری و ترکیب مجموعه ای از اندیشه های کاربردی موجود، یکی از نخستین (اگر نگوییم نخستین) متون مرجع جهانی در حوزه آینده پژوهی را به وجود آورده اند. یکی از ویژگی های متمایز این اثر آن است که به سادگی و سهولت از تفاوت ها و تناقض های بی ثمر موجود در پارادیم ها که موجب چند پاره شدن این حوزه شده است، عبور کرده و در مقابل، از یاری تمامی افراد و اندیشه هایی که دستاوردی مفید در این زمینه داشته اند بهره می گیرد.

سوم این که، این اثر به گونه ای گردآوری شده است که به طور همزمان هر دو ویژگی همگرایی (تلفیق) و واگرایی (انتقاد) در سراسر آن رعایت شده است که این امر به نوبه خود یک دستاورد بزرگ است. دیدگاه های همگرا (تلفیقی) و واگرا (انتقادی) درخصوص آینده منجر به بهره گیری از مؤلفه های درون فردی و درون جمعی (ویژگی های نامشهود فرد و جمع) می شوند، این امر نقش بسیار مهمی در ارائه راهکارها و پیشنهادها دارد که که معمولاً یا به صورت درست درک نمی شوند و یا کنار گذاشته می شوند. اما عموم کاربران مایل به دریافت این پیشکش و به چالش کشیده شدن برداشت ها و کاوش در مفاهیم خود نیستند. این مقاومت، نه تنها به دلیل پیشینه های نظری ایشان، بلکه به دلیل کاربرد مداوم، روزمره و دائمی این برداشت هاست که رخ می دهد. کتاب حاضر، به وضوح بعضی از نتایج دسترسی و به کارگیری این چشم اندازهای قدرتمند و نوین را نشان می دهد.

چهارم اینکه این کتاب دغدغه های کاربران را به شیوهای شفاف و قابل پذیرش مورد توجه قرار می دهد، تصور می کنم که تمامی افرادی که به نحوی با آینده نگاری کاربردی درگیر هستند این کتاب را به طور کامل مطالعه خواهند کرد و پس از آن بارها و بارها به بخش های کلیدی آن مراجعه می کنند. اما کسانی که از مطالعه این کتاب صرف نظر می کنند و تصور می کنند که دانش فعلی آنان کامل است و نیازی به توسعه و بهبود ندارد، به مرور زمان در خواهند یافت که دستاوردهای نامرغوبی (درجه۲) را ارائه می دهند. به عبارت دیگر این کتاب به حرکت این حوزه از دانش به سمت دستیابی به شایستگی ها و توانمندی های جدید کمک می کند.

کتاب تفکر درباره آینده

تفکر درباره آینده؛ رهنمودهایی برای آینده نگاری راهبردی

در نهایت کتاب حاضر به خوبی بازخوانی شده است. در این کتاب، نگارش بیش از اندازه و همچنین تکرار مطالبی که در پروژهای مشابه بیان شده است به ندرت چشم می خورد. همه ما باید از صمیم قلب از اندی هاینز و پیتر بیشاپ به خاطر زمان و تلاشی که در این مسیر متحمل شدند و مهم تر از همه به خاطر بینش ارزشمند آن ها سپاسگزار باشیم. این کتاب، ارزش فراوان و همیشگی برای کاربران آن در سراسر جهان خواهد داشت. همچنین به ارتقاء این حوزه از دانش در آینده کمک شایانی خواهد کرد چرا که باعث می شود تا رهنمودهای با کیفیت ارائه شده در این اثر، تنها در دسترس عده ای محدود نباشد، بلکه توسط سازمان های گوناگون به صورت مشتاقانه دنبال گشته و پیشبرد این حوزه دانشی را منجر می گردد.

این آینده ای است که در آن آینده نگاری رونق می یابد و گزینه های جدیدی را برای جهانی حتی پیچیده تر و فشرده تر از جهان کنونی نمایان می کند.

منبع: هاینز، اندی، بیشاب، پیتر، (۱۳۹۵). تفکر درباره آینده (رهنمودهایی برای آینده ­نگاری راهبردی)، ترجمه محمدمهدی ذوالفقارزاده، علی­ اصغر سعدآبادی، آرمین فیروزپور، مسعود دارایی، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

17+

آیندۀ آینده اندیشی در ایران

۹ فروردین ۱۳۹۶

آیندۀ آینده اندیشی در ایران در نگاه دکتر علی پایا

نوشتار زیر قسمتی از مقاله ی «ملاحظاتی انتقادی در باب آینده اندیشی در حوزه علوم و فناوری های نوپدید و رویکردهای معطوف به توسعه»، نوشته دکتر علی پایا از دغدغه مندان بحث آینده پژوهی در ایران است که در همایش آینده پژوهی،فناوری و چشم انداز توسعه ارائه شده است.

آینده پژوهی علی پایا

آیندۀ آینده اندیشی در ایران؛ دکتر علی پایا

آینده اندیشی، در معنای فنی کلمه، چنان که به نحو ضمنی اشاره شد، یک حوزه نوظهور معرفتی است که از ترکیب و پیوند چند رشته مختلف شکل گرفته و دامنه کاربرد آن همه قلمروهای تکاپوهای عملی و نظری آدمی را در بر می گیرد.

با توجه به جوان بودن حوزه آینده اندیشی و نوپایی برخی زیر مجموعه های آن نظیر آینده نگاری، تجربه های سنجیده بومی در کشور های مختلف می تواند به غنای این تکاپوی نظری و جلوه های عملی آن کمک کند. معرفت شناسان در بحث های تخصصی خود این نکته را بخوبی مدلل ساخته اند که کثرتگرایی معرفتی و تنوع و افزونی ایده ها و آراء، به شرط آن که معیار هایی دقیق و کارآمد برای سنجش و ارزبابی و نقادی آن ها به کار گرفته شود، شانس دستیابی به راه حل های موثر را به مراتب در مقایسه با رویکرد های معرفتی تک روانه افزایش می دهد.

در ایران توجه به آینده اندیشی و حوزه های متفرع بر آن عمدتاً به صورت علاقه و ابتکار برخی از اشخاص و با حمایت محدود پاره ای از نهادها ظهور یافته است. اما با توجه به شرایط خاص این کشور و موقعیت ویژه آن در عرصه های ژئوپولیتیک، اقتصاد و فرهنگ بین المللی، ضرورت برقراری ارتباط نظام مند و موثر میان این کوشش های متفرق و ایجاد یک نظام شبکه ای و متعامل میان آن ها به منظور افزایش بازده و کارآیی فعالیت هایی که در قلمرو کلی آینده اندیشی صورت می گیرد، بیش از بیش برجستگی پیدا می کند. گسترش نگاه آینده اندیشانه در میان اقشار و گروه های مختلف در جامعه وظیفه ای است که پیش و بیش از هر نهاد دیگر بر عهده علوم انسانی و اجتماعی قرار دارد. اما حاملان این علوم نیز به نوبه خود برای جلب اعتماد و احترام و مشارکت همکاران خویش در دیگر قلمرو ها و حوزه های علمی و فناورانه می باید با کوششی در خور، خود را با تازه ترین موازین و دانش ها و روش های معرفتی آشنا کنند و به مدد این قابلیت های تازه یاب، باب همزبانی را میان خود و اصحاب دیگر حوزه ها و قلمرو ها خواه در عرصه های آکادمیک و خواه در نهادهای دولتی و خواه در بخش خصوصی بگشایند. آینده اندیشی و شعبه های آن می توانند در تصحیح دیدگاه هایی که در حال حاضر در خصوص توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در میان برخی از گروه ها و افراد به چشم می خورد به عنوان یک عامل مؤثر مورد استفاده قرار گیرد. تجربه های فرانسه و آمریکا که در این مقال به اجمال مورد اشاره قرار گرفتند بر این نکته تأکید داشتند که اتخاذ رویه های تحویل گرایانه و فروکاهنده در قبال مسأله پر اهمیت توسعه، یعنی توسعه را (در هر قلمرویی که محل نظر است) تنها در قالب یک عامل مورد توجه قرار دادن، می تواند به بروز کاستی ها و عوارض جدی در عرصه های مختلف اجتماعی منجر شود. یک نمونه برجسته شکست این قبیل رویکردها را می توان در دیدگاه های ایدئولوژیک لیبرتارین ها در خصوص اهمیت مطلق بازار شاهد مثال آورد که در دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان در آمریکا و نخست وزیری مارگرت تاچر در انگلستان دنبال شد، و تبعات نامطلوب آن تا سال های سال در هر دو کشور مشهود بود. برنامه ریزی های سنجیده ای که با بهره گیری حساب شده از رویه های آینده اندیشانه به انجام برسد می تواند از این نقیصه ها و نقطه ضعف ها تا حد زیادی اجتناب ورزد. اما کاربرد صحیح این روش ها در گرو درک درست از معرفت های علمی است.

آینده آینده پژوهی

آینده پژوهی؛ گام اول معرفت فرارشته ای

ترویج معرفت علمی (در معنای عام این واژه که همه عرصه های نظری و عملی از جمله فلسفه ها و فناوری هایی که به آینده اندیشی ارتباط می یابد را نیز در بر می گیرد) امری است که به نوبه خود نیازمند برخورداری از دانش تخصصی و تجربه های مناسب است. رشد موزون معرفت و ایجاد زمینه برای نوآوری های مفهومی و موضوعی و تمهید مقدمه برای اتخاذ مناسب ترین تصمیمات و تدوین کارآمدترین استراتژی ها در عرصه های متفاوت، در گرو شکل دادن به زیست بوم معرفتی- نظری بهینه ای است که در آن اجزاء گوناگون زیست بوم به شیوه ای سازنده و با بهره گیری از رویکرد متکی به عقلانیت نقاد و با درس گیری از تجربه های متنوع در درون و بیرون زیست بوم، شرایط مناسب برای به منصه ظهور رسیدن ظرفیت های پنهان در دل مجموعه را فراهم می سازند.

12+

کارگاه آینده پژوهی برای مدیران

۲۱ اسفند ۱۳۹۵

پنج شنبه نوزدهم اسفندماه، مهمان شهر شیراز بودم. من لیسانسم را در رشته مهندسی از دانشگاه صنعتی شیراز گرفتم و بعد از چندین سال دوباره بخت یارم بود که مهمان این شهر زیبا باشم.

موضوع کار، یک کارگاه هشت ساعته در خصوص آینده پژوهی و کاربرد آن برای مدیران شرکت های ایرانی بود. کارگاهی که به همت موسسه آموزش عالی آزاد ماد برگزار شد. من این استعداد را دارم که هشت ساعت با صدای بلند در زمینه آینده پژوهی و ابعاد مختلف آن حرف بزنم. اما این ویژگی یک موتور محرکه دارد آن هم اشتیاق و انگیزه شنوندگان برای شنیدن. اشتیاقی که شیرازی ها در همه طول جلسه که تا هشت شب طول کشید به من دادند و صد البته که آنجا که مدعوین صحبت کردند و سوال پرسیدند، برای بنده نیز پر از نکات آموزنده بود.

هر چند فرصت نشد تا با همه مدیران آن جمع صحبت کنم اما همان مدت کوتاهی که در زمان های استراحت بین جلسه با تعداد کمی از آنها هم صحبت شدم کافی بود تا بفهمم که چقدر استعدادهای خوبی در بین مدیران ایرانی وجود دارد و چقدر آینده پژوهی برای آنها حرف دارد برای گفتن.

 

کارگاه آینده پژوهی برای مدیران شرکت های خصوصی

 

کارگاه با مرور بر کلان روندهای تاریخی آغاز شد و بعد از به دست دادن شناختی نسبی از جایگاه امروز ما در میانه ی این روندها، فضای آینده تا حد زیادی روشن گردید. سپس در این فضا در چهار قسمت بعدی به گفت و گو نشستیم. یک بخش مروری کوتاه بود بر مفاهیم آینده پژوهی، یک بخش مروری بود بر استراتژی هایی که ما را برای بازی پیش دستانه در آینده آماده می کند، یک بخش مروری بود بر خصوصیات شرکت ها و مدیران آینده و بخش نهایی نیز با مرور بر تعدادی از ایده های نو برای کسب و کارهای آینده گذشت.

کارگاه آینده پژوهی؛ نقل داستان های آینده برای مدیران

از همراهی مدیران موسسه ماد به خصوص آقای دکتر جمشیدی، سرکار خانم قریشی و آقای مهندس بقایی پور باید تشکر کنم. بدون برنامه ریزی آنها، پنج شنبه آنقدر پربار نمی شد.

و باید تشکر کنم از همه کسانی که با دل و جان شنوای حرف های من بودند و تا آخر ماندند. هرچند آینده پژوهی حرف های گفتنی زیادی برای مدیران بخش های خصوصی کشور دارد اما حتما عطش و میلی در وجود این همراهان بود که روز پنج شنبه آخر هفته را آمدند و همراهی کردند. مطمئن هستم آدم های آن جلسه آنقدر باهوش بودند که مدت زیادی طول نخواهد کشید و خبرهای خوبی از آنها خواهم شنید. بی صبرانه منتظر آینده ام.

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

گزارشی هایی از برخی کارگاه های آینده پژوهی را می توانید از لینک های زیر بخوانید:

کارگاه آینده پژوهی در استانداری

کارگاه آینده پژوهی در شهرداری

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

کارگاه آینده پژوهی در دانشگاه

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز

15+

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز استان مازندران

۱۸ اسفند ۱۳۹۵

گزارشی از کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز استان مازندران

پانزدهم اسفندماه، کارگاه یک روزه آینده پژوهی در شرکت گاز استان مازندران برگزار شد. کارگاهی پر حرارت، پر از پرسش و البته رضایت بخش. طبق برنامه ریزی و خواست من کارگاه در دو بخش مجزا و در دو سالن مجزا برگزار شد. قسمت اول کارگاه که بیشتر بر روی مباحث تئوریک و جایگاه آینده پژوهی در برنامه ریزی متمرکز بود و در قسمت دوم کارگاه که به صورت مشارکتی و با استفاده از روش های آینده پژوهی به حل مسئله ای از قبل مشخص شده پرداخته شد.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ بخش اول وادی نظریات و جایگاه آینده پژوهی در برنامه ریزی

 

حُسن کارگاه این بود که در جمع مدیران ارشد شرکت برگزار شد و از این منظر کسانی شنیدند و حرف زدند که با دغدغه های تصمیم گیری در سازمان های بزرگ آشنایی کامل داشته و چگونه بودن آینده برایشان مهم بود.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه بعد از استراحتی کوتاه بعد از ظهر پی گیری شد. این بار بر اساس همه گفته ها در جلسه قبل از ظهر و با معرفی مرحله به مرحله روش های آینده پژوهی در قالب یک روند منسجم، بر روی یک مسئله مهم در سازمان کار شد.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ بخش دوم روش ها و اثبات ادعاهای آینده پژوهی در میدان عمل

کارگاه های آینده پژوهی این جذابیت را دارند که ۸ ساعت وقت مدیران ارشد پر مشغله را در اوج کارهای اسفندماه به خود اختصاص دهند. هر چند در سازمانی بودم که مشخصا مدیران اهل پژوهشی داشت که مصر بودند تا این کارگاه برای آنها خروجی قابل قبولی داشته باشد. خروجی که خوشبختانه در نهایت با مشارکت خود آنها به سناریوهای قابل توجهی رسید.

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز استان مازندران همانطور که مایل بودم تمام شد و جا دارد که از مشارکت خوب و مهمان نوازی مدیران شرکت تشکر کنم.

ساعت ۱۲ شب به سمت تهران حرکت کردم در حالی که آسمان سخاوتمندانه بر زمین می بارید. در راه به بخشندگی مام طبیعت فکر می کردم و اینکه چطور می توانیم سهمی از این همه زیبایی کشورمان را برای آیندگان حفظ کنیم. خیلی از مادرها و پدرها، مادربزرگ ها و پدربزرگ ها عکسی از نوه های کوچکشان را پس زمینه موبایل های خود دارند. دفعه بعد که به این عکس ها نگاه کردیم باید خیلی جدی از خودمان بپرسیم که آیا سهم این فرشته ها از همه نعمت هایی که ما داریم حریصانه استفاده می کنیم، محفوظ است؟

کارگاه های آینده پژوهی هر جا و در هر سطحی چه آشکارا و چه ضمنی یک تلاش روشنفکرانه برای حفاظت حداکثری از آینده است. حداقل این وظیفه ای است که من برای خودم تعریف کرده و سعی دارم بدان پایبند باشم، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

گزارشی هایی از برخی کارگاه های آینده پژوهی را می توانید از لینک های زیر بخوانید:

کارگاه آینده پژوهی در استانداری

کارگاه آینده پژوهی در شهرداری

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

کارگاه آینده پژوهی در دانشگاه

 

14+

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

۱۲ اسفند ۱۳۹۵

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده، عنوان یک سمینار چهار ساعته بود که به همت انجمن علمی مدیریت دانشگاه اصفهان در یک بعد از ظهر زیبای زمستانی در دانشگاه اصفهان برگزار شد. هر چند فرصت نشد تا برای برگزاری این سمینار تبلیغی انجام شود، اما در همان دو روز و از طریق شبکه های اجتماعی، دانشجویان دانشگاه و دوستانی از بیرون از دانشگاه دور هم جمع شدند تا با هم ایده هایی را برای راه اندازی یک کسب و کارهای موفق در آینده به اشتراک بگذاریم. برای من تجربه ای لذت بخش و آموزنده بود.

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

سمینار ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

سمینار ساعت ۱۲.۵ و سر موقع شروع شد و قرار بود تا ساعت چهار در کنار دوستان باشیم، اما صحبت های ما گل کرد و تا ساعت ۵ طول کشید. در طول سمینار در چند حوزه ایده هایی مطرح شد و دوستان در جلسه نیز هم ایده هایشان را گفتند و هم بعضی از تجربه های کاری خودشان را. حوزه های پیری و سلامت، آموزش، تولید محتوا، بازاریابی و تبلیغات و شهرهای هوشمند عمده بحث های ما در سمینار بودند.

ایده هایی برای کسب و کارهای آینده

آموزش ها و مهارت های لازم برای آینده

همچنین لازم بود تا گریزی بزنم بر این مسئله که چه آموزش و مهارتی ما را برای آینده آماده می کند و اینکه چطور می شود آینده را بهتر و زودتر از دیگران دید. از برنامه ریزی آینده گرا، مهارت های لازم برای موفقیت در آینده و دانش پلاگینی صحبت شد.

کارگاه آینده پژوهی

پیش به سوی آینده دوست داشتنی

حتما همه کسانی که آمده بودند ذهن هایی دغدغه مند و پر از ایده داشتند. کسانی که خواستشان ساخت آینده ای بهتر برای خودشان و جامعه شان است. همان شب به همت دوستان گروهی تشکیل شده که بتوانیم ایده هایمان را با هم به اشتراک بگذاریم و این یعنی اینکه قلبا هم دوست داریم رو به جلو حرکت کنیم. مهم نیست چقدر به چشم اندازهایمان نزدیک می شویم. مهم نیست چقدر از ایده هایمان عملی می شوند، ما برای رسیدن به آنها روز و شبمان را به هم وصل می کنیم.

مهم این است که رخوت را از خودمان دور کنیم. مهم این است که بتوانیم آینده ای را تصور کنیم. مهم این است که هر روز به سمت آینده دوست داشتنیمان قدم برداریم. و فکر می کنم آدم های جلسه دیروز همگی از این جنس آدم ها بودند. آدم هایی که مطمئن هستم در آینده ای نه چندان دور خبرهای خوبی از موفقیت هایشان خواهم شنید.

در آخر می خواهم صمیمانه از هاجر، خجسته، نیلوفر و مریم بچه های انجمن مدیریت که زحمت برگزاری این سمینار بر دوش آنها بود تشکر کنم. برای این دانشجویان خوب بهترین آینده ها را آرزو می کنم.

درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

20+
logo-samandehi تایید