+

هنرِ آینده پژوهی یا آینده پژوهیِ هنر

۱۶ آذر ۱۳۹۶

هنرِ آینده پژوهی یا آینده پژوهیِ هنر؟!

این سوالی است که وقتی سوار بر تاکسی به سمت دانشگاه هنر اصفهان در حال حرکت بودم از خودم می پرسیدم. قرار بود یک نشست کوچک باشد با برخی دانشجویان دکتری این دانشگاه تا بیشتر با آنچه آینده پژوهی است و آنچه آینده پژوهی نیست، آشنا شوند. هر چند تمایل من این بود که بگویم هنر چه جایگاه رفیعی در آینده پژوهی دارد، اما خواست دانشجویان بیشتر این بود که آینده پژوهی چه کمکی به آنها و اگر بخواهم دقیق تر بگویم چه کمکی به تدوین رساله های آنها می تواند بکند. من خواست آنها را اجابت کرده و در زمان کم، تلاشم را کردم تا حداقل کمی فضای ذهنی آنها در مورد آینده پژوهی روشن تر شود.

اما این سوال برای من ماند که واقعا کدام یک از این دو حوزه نیاز بیشتری به آن یکی دارد؟ آنچه در ادامه می خوانید نتیجه ی اندیشه من و تلاشم برای پاسخ به این سوال است.

از نظر من آینده پژوهی نه یک رشته ی علمی و دانشگاهی است (که خودش هم از این برچسب گریزان است)، و نه یک گفتمان در خدمت یک طرز تفکر خاص. آینده پژوهی از نظر من یک جنبش است. آینده پژوهی یک حرکت اجتماعی است. یک جوشش بی طبقه که باید بر محور پرورش چهار مهارت آینده ساز یعنی خلاقیت، ارتباطات، همکاری و تفکر انتقادی شکل گرفته و مانند یک ویروس مسری همه گیر شود.

اما یک جنبش اجتماعی به چه چیزی نیاز دارد؟ یا بهتر بپرسم، اساسا یک جنبش برای آنکه اجتماعی شود به چه چیزی نیاز دارد؟

جواب هنر است. این تنها هنر است که بهتر از هر ساحت دیگری می تواند در خدمت یک جنبش اجتماعی قرار گیرد. بنابراین جواب سوال از نظر من این است که آینده پژوهی بسیار بیشتر به هنر نیازمند است.

هنر در خدمت آینده پژوهی

 

متاسفانه در کشور ما بر خلاف بسیاری از رشته های آکادمیک دیگر مخصوصا در حوزه علوم انسانی و اجتماعی که ابتدا بیرون از دیوارهای دانشگاه رشد کرده و ریشه دواندند و بعد به دانشگاه راه یافتند، آینده پژوهی دقیقا در دل دانشگاه شکل گرفت و از همان ابتدا به عنوان محصولی دانشگاهی به جامعه عرضه شد و درست به همین سبب است که اینچنین در این رشته روش زده ایم و هر کسی که با آن اندک آشنایی پیدا می کند، سراسیمه می رود سراغ سناریو. چرا؟ چون دغدغه دانشگاه های ما حل مسائل آن بیرون نیست، تولید مقاله است و چه چیزی برای تولید مقاله مهمتر از روش، آن هم روش های کمتر به کار برده شده.

ما به هنر نیاز داریم. آینده پژوهی برای خود آینده پژوهی می گوید این چیزی که الان رشته است حتی اگر بخواهد همین رشته باقی بماند، باید لاجرم سرش را از لاک رشتگی خود بیرون کند و به مسائل آن بیرون یعنی مسائل مهم جامعه بپردازد. چرا جوانان نا امیداند؟ چطور می توان روح امید و خوش بینی را در کالبد جامعه دمید؟ چرا ما با آینده بیگانه ایم؟ چرا تصاویر ما از آینده سفید و امیدوارکننده نیستند؟ چرا جونان در ساخت آینده ی بهتر احساس ناتوانی می کنند؟

یک تابلوی نقاشی، یک سرود، یک فیلم یا حتی یه بیت شعر می تواند بیشتر از هر ابزار دیگری مردم را در رفتن به سمت یک آینده ی مطلوب ترغیب کند. بنابراین هم اهل هنر ما باید به این مسئله پی ببرند که نقش بی بدیلی در آشتی دادن مردم با آینده دارند و باید نگاه های معطوف به آینده را جایگزین پرداختن به نوستالژی ها و عتیقه های خاک خورده ی تاریخ کنند، هم آینده پژوهان باید روش زدگی را کنار گذارده و هنر بیاموزند.

این مسائل و شبیه به آن یعنی آینده پژوهی هنر را به خدمت گرفته و از آن برای ساخت آینده بهتر استفاده کند. از من به عنوان یک آینده پژوه اگر بپرسند که اگر بخواهی آینده پژوه خوبی بشوی چه می کنی؟ می گویم به هنر خواهم پرداخت.

مخروط آینده پژوهی

۱۵ آذر ۱۳۹۶

من همیشه در کلاس های درس مقدماتی آینده پژوهی و در کارگاه های آینده پژوهی از مفهوم مخروط آینده (The Future Cone) استفاده می کنم. یک نمودار گیرا برای توضیح آن اسِ (S) جمعی که در انتهای کلمات (Futures) و (Studies) وجود دارد.

در این متن که در تدوین آن آقای قلی پور دانشجوی عزیز من در مقطع کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان همکاری داشته اند می خواهم در مورد این مخروط توضیحات مبسوطی ارائه دهم. قطعا این نوشتار مورد توجه شما قرار خواهد گرفت.

آینده پژوهان اغلب از سه نوع آینده صحبت می کنند: آینده­ های ممکن، محتمل و مرجح (برای مثال Amara, 1981، Bell, 1997 و بسیاری دیگر…). و برخی از فعالیت های آینده پژوهان منحصرا بر روی یکی از این آینده ها متمرکز است. آنها می خواهند به کشف آینده های ممکن بپردازند یا به تجزیه و تحلیل آینده های محتمل مشغول شوند و یا به آینده های مطلوب و مرجح شکل دهند.

مدل «مخروط آینده» برای نشان دادن آینده های بدیل، توسط (Hancock and Bezold, 1994) مورد استفاده قرار گرفت که خود آن مخروط بر اساس یک طبقه بندی از آینده ها توسط (Henchey, 1978) شکل گرفته است، که در آن چهار نوعِ اصلی از آینده ها مورد بحث قرار می­ گیرد: آینده های محتمل، ممکن، باورپذیر و مرجح. چند سال بعد متوجه شدم که این ایده گرافیک مخروطی، حتی از قبل از (Hancock و Bezold)، توسط چارلز تیلور (۱۹۹۰) مورد استفاده قرار گرفته است که در آن او از “مخروط باورپذیری” سخن می گوید. مخروطی که طیف وسیعی از آینده های باور پذیر را مشخص می سازد که می توانند بیش از یک دوره زمانی معین بسط پیدا کرده و حتی یک نوع “مخروط برگشتی” به گذشته را نیز در بر می گیرد. او همچنین در رویکرد خود، شگفتی سازها (wildcards) را نیز گنجانده بود. اما سایر دسته بندی های آینده، مانند مدلی که توسط هنکاک و بیزالد تعریف شده است، به طور صریح در دیاگرام ارائه شده توسط تیلور، نشان داده نشده است.

مخروط آینده پژوهی

مخروط آینده ها؛ آنچه بیشتر در متون آینده پژوهی می بینید.

 

آنچه گفته شد نمای کلی از فعالیت های آینده پژوهانه است. اما شاید بتوان این نوع تقسیم بندی از آینده ها را بسط داد. این بسط دادن به منظور افزودن بر پیچیدگی کار نیست، بلکه باعث می شود فضای ذهنی ما در مورد آینده و انواع آن کنجکاوتر شود. بنابراین شما ممکن است که در متون مختلف آینده پژوهی مخروط آینده را به شکل های مختلفی ببینید. در ادامه به شرح یکی از کامل ترین مخروط های آینده پرداخته ایم. این مخروط در مقاله ای از جوزف ووروس (Joseph Voros) توضیح داده شده است. در واقع این متن ترجمه ای از نوشتار وروس است.

جوزف وروس

جوزف وروس؛ یک آینده پژوه نام آشنا

 

مخروط آینده ای که توسط وروس ارائه شده، در شکل زیر نمایش داده شده است.

 

مخروط آینده پژوهی

مخروط آینده ها؛ آیینه ی تمام نمای فعالیت های آینده پژوهانه

 

هفت نوع آینده ی تعریف شده در مخروط بالا همه مربوط به قضاوت های ذهنی ما در مورد ایده های مربوط به آینده است که در زمان حال شکل می گیرند. پس این دسته بندی می تواند با گذشت زمان تغییر کند. برای مثال فرود فضاپیمای آپولو بر روی ماه، از آینده ای “نامعقول” به آینده ای “برنامه ریزی شده” تبدیل و سپس به عنوان “گذشته” به تاریخ پیوست.

به طور خلاصه، این دسته بندی ها به صورت زیر هستند:

  • بالقوه:

همه چیز فراتر و خارج از لحظه اکنون، یک آینده بالقوه است. این تعریف از این فرضیه بر آمده است که آینده نامعلوم و “باز” است، نه اجتناب ناپذیر و بسته، که این فرض یکی از اصول پایه در مطالعات آینده پژوهی است.

  • نامعقول:

اینها آینده هایی هستند که ما “احمقانه” یا “غیرممکن” می پنداریم و می گوییم هرگز اتفاق نمی افتند. این دسته را تعریف کردیم زیرا دسته­ ی بعد یعنی آینده های ممکن به اندازه کافی بزرگ نیستند که بتوانند تمامی ایده ها در مورد آینده را در خود جای دهند. این دسته از آینده ها از تجلیل من از جیمز دیتور و قانون دوم او یعنی: “هر ایده ی مفیدی در مورد آینده باید مضحک باشد” (Dator  ۲۰۰۵)، حاصل شده است. همانند آرتور کلارک و قانون دومش یعنی: “تنها راه کشف مرزهای ممکن از غیرممکن، کمی پیشروی از ممکن به درون غیرممکن است” (کلارک، ۲۰۰۰). بر این اساس، مرز میان نامعقول ها و امکان پذیرها منطقاً می تواند «مرز کلارک-دیتور» یا شاید «عدم انطباق کلارک-دیتور» نام بگیرد، زیرا عبور از آن به سمت بیرون، نشان دهنده ی جا به جایی در تفکر چشم اندار است که  بسیار پر اهمیت و برای برخی افراد بسیار دشوار است (این چیزی است که توسط فلش های ​​قرمز در نمودار نشان داده شده است).

  • ممکن: 

این ها آینده هایی هستند که بر اساس برخی از دانش های آینده که هنوز در دسترس ما نیست، اما شاید یک روز بدست بیاوریم، ممکن است اتفاق بیفتند.

  • باور پذیر:

آینده هایی که فکر می کنیم “می توانند” بر اساس درک کنونی ما در مورد چگونگی کارکرد جهان (قوانین فیزیکی، فرآیندهای اجتماعی، و…) اتفاق بیفتند.

  • محتمل:

آینده هایی که معمولا بر اساس روندهایِ (در بسیاری موارد، کمی) فعلی، فکر می کنیم احتمالا اتفاق می افتند.

  • مرجح یا مطلوب:

آینده هایی که فکر می کنیم “باید” اتفاق بیفتند یا دوست داریم اتفاق بیفتند. دسته بندی های بالا بیشتر شناختی هستند، اما در اینجا مبنایِ تشخیص آینده های مطلوب، قضاوت های ارزشی و هنجاری است. البته، دسته ی مخالفِ آن یعنی – آینده های نامطلوب – نیز وجود دارند. آینده های نامطلوب آینده های ضد هنجاری هستند که فکر می کنیم نباید اتفاق بیفتند و نباید اجازه دهیم به وقوع بپیوندد (به عنوان مثال، سناریوهای تغییرات اقلیمی جهانی).

  • برنامه ریزی شده:

 آینده ی پیش فرض و مسلم انگاشته شده. آینده­ ی برون یابی شده از روند ادامه ی گذشته تا به حال. این آیندهِ منحصر به فرد می تواند به عنوان “محتمل ترین” آینده از میان آینده های محتمل شناخته شود.

و البته نوع هشتمی از آینده با عنوان آینده ی پیش گویی شده (Predicted Future) وجود دارد که قائل به دانستن وقوع قطعی یک آینده از قبل است. این نوع از آینده نه در مخروط آینده ها و نه در آینده پژوهی جایگاهی ندارد.

­بهتر است توصیفات بالا به عنوان دسته بندی های کاملا جداگانه مد نظر قرار نگیرند، بلکه به عنوان مجموعه های تودرتو یا دسته بندی هایی تو در تو از آینده مورد توجه قرار گیرند. با حرکت به سمت پایین لیست از جامع ترین آینده ها تا دسته بندی های محدودتر، در نهایت به یک طبقه از آینده ی ” برنامه ریزی شده” می­ رسیم. بنابراین، هر آینده یک آینده بالقوه است، از جمله آن دسته از آینده هایی که حتی نمی توانیم تصور کنیم.

استعاره مخروطی را می توان به یک چراغ فانوس یا چراغ اتومبیل تشبیه کرد: در مرکز روشن و در لبه­ ی چراق تیره – یک استعاره بصری زیبا از محدوده­­ ی چشم اندازِ آینده های ما. در هنگام استفاده از این استعاره یک درس کلیدی برای شنونده وجود دارد – “فقط به این دلیل که نمی توان آینده را تصور کرد به این معنا نیست که آن آینده نمی تواند اتفاق بیفتد”.

پس هر چیزی را که ما بتوانیم تصورش را بکنیم در داخل مخروط قرار می گیرد که از مجموعه غیر ممکن و نامعقول شروع می شود و بعد به زیر مجموعه آینده های معقول و ممکن می رسد که در واقع آن قسم از آینده هایی هستند که هنوز در مورد وقوع آن ها دانشی نداریم اما ممکن است در آینده این دانش را بدست آوریم و بنابراین ممکن است در آینده به وقوع بپیوندند و بنابراین امکان پذیراند.

همچنین زیرمجموعه دیگری از آینده ها وجود دارد که بر اساس دانش کنونی ما منطقی و شدنی هستند و می توانند اتفاق بیفتند، بنابراین به آنها باورپذیر می گوییم. به همین ترتیب زیرمجموعه دیگر وجود دارد که بر مبنای روندهای فعلی، وقوع آنها محتمل به نظر می رسد. دقت کنید که در اینجا از روندها صحبت می کنیم نه یک تک روند. بنابراین فهم اینکه این روندها چگونه بر یکدیگر اثر می گذارند و برایند این اثر بالاخره منجر به چه چیزی می شود، یک حوزه مهم در مطالعات آینده پژوهی است.

در دل آینده های محتمل به آینده های برنامه ریزی شده (Projected Future) می رسیم. این تنها دسته بندی از آینده ها است که شامل یک تک آینده می شود. هر چند افراد مختلف آینده های مختلفی را برنامه ریزی می کنند. بنابراین آینده برنامه ریزی شده یک سبد از تک آینده های مختلف است. به طور مشابه، دسته­ ی تک عضوی آینده ی پیشگویی شده نیز وجود دارد که اسماً منطق مشابه آینده های برنامه ریزی شده دارد، یعنی آنچه اتفاق می افتد به مقدار زیادی به این بستگی دارد که از چه کسی در مورد آن بپرسید. آینده پیش گویی شده هدف خاصی را دنبال می کند و جایی در مباحث آینده پژوهی ندارد.

دسته ی آینده های مرجح – آنچه که باید اتفاق بیفتد – می تواند در برگیرنده ی آینده هایی بین “نامعقول” تا “برنامه ریزی شده” باشد. آینده های مرجح باید قابل تصور (در داخل مخروط) باشند، چون آن چه مردم ترجیح می دهند و چگونگی قضاوت آن ها در مورد ترجیحات دیگران، می تواند از آینده های برنامه ریزی شده تا آنچه آینده های ناممکن تلقی می شود را در بر بگیرد. من همیشه تاکید می کنم که چقدر این برش مهم است. چقدر مهم است که درک کنیم چرا آینده های مطلوب می توانند دیگر آینده ها را برش داده و در واقع هر جایی در بین آینده های دیگر جستجو شوند. این مسئله یعنی اینکه مطلوبیت شما می تواند پایش از فضایِ احتمالات پیش رو فراتر رفته و به ممکن ها و حتی ناممکن ها برسد، از نظر برنامه ریزی آرمان گرایانه و از نظر جستجوی گسست ها در فضای آینده های پیشِ رو حائز اهمیت بسیاری است.

حالا اجازه دهید در مورد شگفتی سازها صحبت کنیم. شگفتی سازها یعنی حوادثی با احتمال وقوع پایین (گاهی اوقات به آن ها مینی سناریو گفته می شود)، که اگر به وقوع بپیوندند، تاثیرات عظیمی بر آینده می گذارند (Petersen 1997).  از آنجایی که شگفتی سازها “با احتمال وقوع پایین” در نظر گرفته می شوند، هر عضو از هر طبقه ای از آینده در خارج از محدوده آیندهای محتمل می تواند به عنوان شگفتی ساز تلقی شود. به این ترتیب، از این منظر، بعضی از  شگفتی ساز ها باورپذیر، بعضی امکان پذیر و بعضی از آن ها نامعقول تلقی می شوند. در این میان وحشت آورتر از همه، آن هایی هستند که ما تا به حال تصوری از آنها نداشته ایم، یعنی بالقوه اند. این موارد حتی تحت عنوان قو های سیاه (black swans) نیز قابل دسته بندی نیستند.

 

کتاب آینده پژوهی

 

گزارش کارگاه آینده پژوهی کرج

۳۰ آبان ۱۳۹۶

در برخی ساختارها، برخی آدم ها ساختارشکن هستند و احتمالا اگر خود ایشان رضایت داشته باشند، می خواهم آقای جمالی مدیر دبیرستان تیزهوشان شهید سلطانی یک کرج را از این آدم ها بدانم.

هم ساختارشکن و هم پی گیر تا حدی که به همت ایشان بلاخره یک کارگاه دو روزه آینده پژوهی برای مدیران و معلمان برخی مدارس شهر کرج برگزار شد. کارگاه مطابق معمول در روز اول به مروری بر مفاهیم اولیه در حوزه آینده پژوهی گذشت. خوشحالم که در این کارگاه در خدمت معلمان و مدیران فهیم بودم. معلمان از رشته های تحصیلی مختلف از دکتری ادبیات گرفته تا کارشناسی ارشد فیزیک و زیست شناسی که فضا را کاملا میان رشته ای می کردند و نتایج کارگاه را جالب توجه تر.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ آموزش آینده پژوهی در فضایی مشارکتی

شکل زیر یک نمونه از فعالیت های آینده پژوهانه در طول کارگاه است.

 

کارگاه آینده پژوهی

چرخ آینده گذر از نتایج به عاقبت ها

 

کارگاه تا تاریکی ابتدای شب به طول انجامید و این برای من بسیار لذت بخش بود که کارگاه جاذبه این را دارد که شرکت کنندگان که می دانم مشغله های زیادی هم دارند، می مانند و مشتاقانه مراحل کارگاه را طی می کنند. امیدوارم آموزش و پرورش در همه مقاطع و زمینه ها آغوشش را بر روی آینده پژوهی باز کند. سیستم های آموزشی ما به شدت به این گفتمان نیاز دارند.

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

تصاویری از آینده فناوری های پوشیدنی

۲۸ آبان ۱۳۹۶

بازارِ به سرعت در حال رشد فناوری های پوشیدنی، به واسطه ی  پیشرفت در فناوری اطلاعات و ارتباطات­­ (ICT)­­­­­، دسترسی بی سیم و پذیرش عموم مردم، نشان دهنده پتانسیلی بی حد و حصر از تغییر در آینده است. همچنان که استفاده از دستگاه های پوشیدنی گسترش می یابند، اثرات اجتماعی و فرهنگی بر محیط می­ گذارند که باعث بوجود آمدن توامان فرصت ها و تهدیدات می شوند. این نوشتار چارچوب طرح خط مشی مبتنی بر آینده را برای توسعه ی دستگاه های پوشیدنی پیشنهاد می کند. این چشم انداز آینده دارای سه بعد است: فرد ­(کاربر)­، محتوا (فرهنگی/اجتماعی) و تکنولوژی (آینده نوآوری ها). برای مقاصد ما، کاربر و محتوا در اولویت هستند. پیشرفت های تکنولوژیکی در حال وقوع هستند، دستگاه ها می توانند کوچکتر و در عین حال قدرتمندتر باشند، ارتباطات بیشتری با سایر دستگاه ها داشته باشند و از ورودی و خروجی های پیچیده تری استفاده کنند. در چشم انداز آینده ای که در زیر ارائه شده است، بر مفهوم هویت شخصی و نحوه تغییر آن توسط گجت های پوشیدنی تمرکز شده است (شکل ۱). این از اهمیت ویژه فناوری تسهیل کننده است؛ این به خود کاربر بر می گردد که در هر زمان کنترل کند دیگران تا چه میزان از ویژگی های او در محیط اجتماعی، محیط کار و در مکان های عمومی آگاه باشند.

آینده فناوری های پوشیدنی

یک تصویر از آینده فناوری های پوشیدنی

 

شکل بالا چشم انداز یک آینده آشنا و نزدیک را به نمایش می گذارد که در آن فن آوری های پوشیدنی همه جا دیده می شوند اما برنامه های شخصی آنها متفاوت است. مردم بر اساس نیازها،­ محتواها و انتخاب شخصی خود، استفاده­­ از این فناوری ها را به صورت مخفی یا آشکار نشان می دهند. آنها می توانند ناتوانایی های خود و سطح استفاده از کمک فناوری ها را به مقداری که می خواهند نمایان سازند.

اما هنگامی که ما این فناوری را به یک توالت عمومی، زمین بازی، فرودگاه و … بیاوریم، چه اتفاقی ممکن است بی­افتد؟ آنچه مورد نیاز است بیشتر تکنیک های تحقیقاتی است که از تجزیه و تحلیل رفاه اجتماعی و عاطفی مصرف کننده پشتیبانی می کنند. بنابراین نباید به تنهایی فقط بر ارتباط بین کاربر و فناوری تمرکز کرد. بلکه در توسعه فناوری همچون فناوری های پوشیدنی باید مسائل فردی، اجتماعی، فرهنگی و فناورانه در یک چارچوب منسجم بررسی شوند.

شکل زیر یک رویکرد کل نگر بر مسئله توسعه خط مشی در خصوص فناوری های پوشیدنی را نشان می دهد.

خط مشی فناوری های پوشیدنی

چارچوب ادغام طراحی فناوری و سیاستگذاری

 

این سخت است که برای چیزی که نمی توانید تصورش کنید طراحی انجام دهید و این حداکثر بیگانگی در طراحی است. به طور معمول فرایند خطی طراحی ممکن است فرضیه هایی در مورد تغییرات پیش بینی شده ایجاد کند. یکی از مهمترین کمک های تفکر آینده نگرانه، توانایی خارج شدن از یک فرایند تغییر خطی است تا امکاناتی که هنوز در حال حاضر از لحاظ تکنولوژی امکان پذیر نیست را بتوان تصور کرد. با دور انداختن ایده “شما نمی توانید این کار را انجام دهید” – طراحان محدودیت ها را پشت سر می گذارند، بنابراین با پیش بینی چیز های خارق­ العاده، دامنه آن چه می تواند “درک شود” گسترش می یابد.

در ادامه سناریوهای پیش روی فناوری های پوشیدنی را مرور می کنیم:

سناریوی اول: کمک کننده ها به تقویت کننده ها تبدیل می شوند. 

تکنولوژی تسهیل گر به طور کلی یعنی هر آیتم، قطعه، تجهیزات و یا محصولی که برای افزایش، حفظ یا بهبود قابلیت های عملکردی افراد مورد استفاده قرار می گیرد.

تصور کنید که دستگاه های پوشیدنی، تکنولوژی های پیچیده، در همه جا حاضر و به صورت نا محسوس، قابلیت های افراد معمولی را تقویت می کنند. این ها نوآوری هایی است که پتانسیل فوق العاده ای برای تغییر کیفیت زندگی و فرهنگ ما (در حالت های مثبت و منفی) ایجاد می کنند،اما همچنان یک چالش قابل توجه برای طراحان و سیاست گذاران خواهند بود. یک رویکرد برای قبول فن آوری های پوشیدنی، تغییر از تمرکز بر فناوری، به خودی خود، به ساختار هویت است. طوری که در آن کاربران استفاده کننده از فن آوری های پوشیدنی، تصویر، شخصیت، و یا حتی محیط را برای نشان دادن به بینندگان (مجازی یا واقعی) انتخاب می کنند. آنها هنجارها و مقررات اجتماعی، حریم خصوصی، خواسته ها، مد و دسترسی را به گونه ای تنظیم می کنند که حداکثر آزادی و حالات خود را داشته باشند.

سناریوی دوم: هویت ساخته یافته، ساحت دیجیتال و فیزیکال را ادغام می کند

یکی از جنبه های کلیدی هویت ساخت یافته، تنظیم نمایش هویت است: با به صورت انتخابی پیش زمینه کردن اطلاعات در مورد خودتان در یک وضعیت خاص، انتخاب زمان و چگونگی نشان دادن وضعیت خود (از طریق کانال های حسی و اطلاعاتی) و تنظیم سطح کمک های فنی/تقویتی که از آن استفاده می کنید بر اساس نیاز و اولویت ها. یک پیکربندی تکنولوژیکی ممکن است برای  مهمانی مناسب باشد، برای مثال، در جایی که کاربر تصمیم می گیرد تکنولوژی خود را به صورت آشکارا به عنوان مد نمایش دهد، در حالی که تنظیمات دیگری در زمان شام خوردن مخفی اند و مزاحمت ایجاد نمی کنند. هر چیزی که ما به تن می کنیم نتیجه ­ی یک انتخاب آگاهانه در راستای چیزی که می خواهیم به دنیا نشان دهیم است.

شکل زیر چنین آینده ای را به تصویر می کشد.

 

آینده پژوهی فناوری پوشیدنی

فناوری پوشیدنی و هویت فردی و اجتماعی

 

شکل بالا نشان دهنده ابزاری است که به ما کمک می کند تا موارد استفاده و شخصیت ها را توسعه دهیم، همچنان که ما اهمیت تجربه جامعه/ناظران را در این آینده درک می کنیم. این تصویر بیننده را در نقش پیشگام در آینده دستگاه های پوشیدنی قرار می دهد.

تمام اطلاعاتی که از طریق استفاده از چارچوب خط مشی برای کشف سناریوهای دستگاه های پوشیدنی آینده ایجاد شد می تواند برای دریافت بازخورد از ذینفعان مورد استفاده قرار گیرد و فرایند اصلاح برنامه تحقیقاتی را پیش ببرد. در توسعه­­­ ی این چارچوب، ما اجزای کلیدی یک رویکرد تفکر طراحی را بررسی کردیم.
این چارچوب تمرکز طراح بر کارکرد، کاربرد و سیستم های فرهنگی و اجتماعی که مورد استفاده قرار می گیرند را، با محدودیت هایی که توسط سیاست های بالقوه و موانع و فرصت های تکنولوژیکی که بر طراحی و توسعه دستگاهای پوشیدنی تاثیر می گذارند، را مورد بحث قرار می دهد.

در نهایت، ادغام رویکرد ساخت سناریو های مبتنی بر آینده و چارجوب طراحی خط مشی/فناوری کمک می کند تا گزینه های نوآورانه ای ایجاد شوند که می توانند توسعه موثر، پذیرش و انتشار فناوری های پوشیدنی را افزایش دهند.

 

متن بالا خلاصه ای مفید و آگاهی دهنده از مقاله ای است که توسط آقای شهریار قلی پور دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی تهیه شده است.

کارگاه آینده پژوهی در جهاد دانشگاهی

۱۹ آبان ۱۳۹۶

گزارش کارگاه آینده پژوهی جهاد دانشگاهی

یکی از پرشور و حال ترین کارگاه های دوره آینده پژوهی همین هفته در آبان ماه ۱۳۹۶ به همت جهاد دانشگاهی اصفهان در طی دو روز برگزار شد. کارگاهی که شرکت کنندگان در ابتدا با پیش ذهنیتی متفاوت از دوره آینده پژوهی وارد شدند، اما در انتها فراتر از انتظارشان همه چیز عالی برگزار شد.

کارگاه آینده پژوهیکارگاه آینده پژوهی، روز اول: آینده پژوهی چیست؟

 

این دوره از ایستگاه اول مطالعات تاریخی و کلان روندهای تاریخ به راه افتاد و با بررسی ضرورت دیدی از گذشته برای دانستن اینکه ما از کجا آمده ایم،کجا ایستاده ایم و در نهایت به کجاها خواهیم رفت و قیاس دوره های کشاورزی، انقلاب های صنعتی، دیجیتال و هوش مصنوعی، در ایستگاه دوم یعنی مبانی آینده پژوهی توقف کرد. در ایستگاه دوم چهار نگاه در حوزه مطالعات آینده شامل گذشته گرایی، حال گرایی، آینده گرایی و آینده سازی مورد بحث قرار گرفت و مفهوم تصویرسازی آینده با در نظر گرفتن روندها، رویداد ها و انجام اقداماتی در جهت استفاده از فرصت ها و کاهش تهدیدات، اینکه به کجاها خواهیم رفت را واضح تر نمود. پنج و نیم ساعت روز اول کارگاه به طول انجامید تا بدانیم آینده پژوهی چیست و چه نیست؟ حالا وقت آن بود که در عمل کمی فعالیت آینده پژوهانه کنیم.

اما ایستگاه سوم که بخش عملی کارگاه بود نمایی متفاوت و جدید از بکارگیری توامان عمل و تئوری ایجاد کرد و شاید دریچه ی نویی را به شیوه تفکر به آینده باز نمود. روند کارگاه عملی با طرح پرسشی از چالش های شهر اصفهان آغاز و با بررسی مرحله به مرحله روش six pillars با درگیر نمودن فعالانه تمامی اعضای گروه ها در شش مرحله ی نقشه برداری، پیش نگری، زمان بندی، تعمیق، آفرینش بدیل ها و دگرگونی در راستای تصویر آینده اصفهان به پایان مقصد رسید.

 

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی، روز دوم: مشارکتی و در قالب تیم های حل مسئله

 

کارگاه روز دوم حدود هشت ساعت طول کشید و نهار همان جا در حالی که به مرحله بعد فکر کرده می شد، صرف شد. روز دوم برای همه عالی بود. خیلی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی حالا علاقه پیدا کرده بودند که پایان نامه های کارشناسی ارشد و یا رساله های دکتری خودشان را با نگاه آینده پژوهانه انتخاب کنند.

همه مشتاق بودند که پی گیر فعالیت های بعدی گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان باشند. به همین خاطر همانجا یک گروه تلگرامی کوچک تشکیل شد تا با هم در ارتباط باشند. تلاش های همه جواب داده بود.

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

جایگاه اپلیکیشن ها در توسعه کسب و کار

۱۷ آبان ۱۳۹۶

چهارشنبه ۲۶ ام مهرماه در اتاق بازرگانی اصفهان و در چهارمین سمپوزیوم بین المللی جوانان و ثروت آفرینی در جمع کارآفرینان و علاقه مندان یک سخنرانی دو ساعته داشتم با عنوان « جایگاه اپلیکیشن ها در توسعه کسب و کار».

انرزی زیادی از من گرفته شد، اما نتیجه کار رضایت بخش بود. ابتدای جلسه در مورد اینکه اپلیکیشن چیست صحبت کردیم و مروری کردیم بر دسته بندی های موجود از اپلیکیشن ها. و بعد سفرمان را به آینده آغاز کردیم. روندهای زیادی را مرور کردیم و در مورد تاثیر هر کدام بر حوزه کسب و کار بحث شد. روندهای شغلی، روندهای مربوط به موج سوم اینترنت، اینترنت اشیاء، اینترنت همه چیز و انقلاب چهارم صنعتی

 

اپلیکیشن در کسب و کار

سمینار جایگاه اپلیکیشن ها در توسعه کسب و کار

 

مفاهیمی را مورد بررسی قرار دادیم که در نهایت نشان می داد چقدر اقتصاد مبتنی بر اپلیکیشن می تواند بزرگ شده و فرصت های جدیدی را پیش روی ما قرار دهد. با نگاه آینده پژوهانه در مورد آینده فناوری موبایل و فناوری های امیدبخش آینده مانند واقعیت افزوده صحبت کردیم.

در نهایت این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم چطور وارد این وادی شویم. امیدوارم جوانان کشورم موج سریع فرصت ها را از دست ندهند.

 

نقاشی هایی از آینده

۱۴ آبان ۱۳۹۶

برای من همیشه دنیای بچه ها یکی از جذاب ترین دنیاها بوده است و اینکه بچه ها در مورد آینده چطور فکر می کنند، جذابیتی هیجان آور داشته است. به عنوان یک آزمایش اجتماعی کوچک از دانشجویان کارشناسی ارشد یکی از کلاس هایم خواستم تا از بچه های کوچکشان بخواهند که تصویرشان از آینده را نقاشی کنند. آنچه به من تحویل داده شد زیبا و تامل برانگیز بود.

در ادامه برخی از این نقاشی ها را آورده ام و توضیحات هر کدام را هم نوشته ام.

عکس اول دنیای پزشکی آینده
تصاویری از آینده

ربات در حال جراحی قلب و جایگزینی قلب بیمار با یک قلب مصنوعی.

 

عکس های بعد؛ دنیای فضا. دنیای سفرهای فضایی راحت و سریع، دنیای ارتباط با بیگانگان فضایی.

نقاشی آینده

 

تصاویر آینده

سفرهای فضایی و ملاقات ناگزیر با بیگانگان

 

عکس های بعدی، دنیای دگرگون شده شهرها، کشاورزی شهری، شهرهای سبز و درختان چند کاره

 

نقاشی بچه ها از آینده

 

نقاشی بچه ها از آینده

 

نقاشی بچه ها از آینده

شهرهای آینده، شهرهای سبز

 

تصاویر بعد ماشین های پرنده در حال پرواز بر فراز شهرهای ما

 

تخیل بچه ها از آینده

 

ماشین های پرنده

ماشین های پرنده، آسمان در تسخیر پرنده های ماشینی

 

تصاویر بعد همزیستی مسالمت آمیز با ربات ها

نقاشی بچه ها از ربات ها

 

نقاشی از آینده

در نقاشی بچه ها ربات ها موجودات ترسناکی نیستند، اتفاقا دوستان خوبی هستند که همیار ما در زندگی اند.

دنیای دوست داشتنی بچه ها با ربات ها

 

تصاوی بعد نهایت تخیل بچه ها، آینده برای آینده، هیجان محض از تصاویر بدیع از آینده

 

تخیل کودکانه

کمدی که خودش لباس ها را جمع می کند، بستنی که حرف می زند، سیب هایی که پرواز می کنند و دوچرخه ای که پرواز می کند. نمودهایی متعالی از تخیل کودکانه. هیچ کسی حق ندارد به هیچ عنوان تخیل کودکان را سرکوب کند. هیچ توجیهی برای بستن بال تخیل کودکان نیست. تصاویر آینده هر چقدر غریب تر، ارزنده تر

 

تخیل کودکانه در تصویر آینده

ربات ها در زمین ورزش، ربات ها به عنوان پرستار، درختان وای فای، وسایل برقی خودکار و از همه مهمتر چند خورشید که قابل کنترل هستند.

 

تخیل پر پرواز کودکان به آینده است. آینده ای که امروز رویا پردازی می شود و فردا قسمتی عادی از زندگی همه آدم ها. اگر می خواهیم برای آینده کاری کرده باشیم باید تخیل بچه ها را پرورش دهیم.

 

پی نوشت:

نقاشی های زیادی به من رسید. اما فقط برای نمونه برخی را در اینجا منتشر کردم. امیدوارم این ذهن های زیبا به درستی درک شوند. از همه این بچه های دوست داشتنی تشکر می کنم. امیدوارم در آینده از نزدیک شاهد پیروزی های آنها باشم.

 

 

انقلاب هوش مصنوعی و تاثیر آن بر جامعه و شرکت ها

۶ آبان ۱۳۹۶

تغییرات گسترده ای که با نام انقلاب از گذشته تا کنون در زندگی جوامع بشری رخ داده اند، در دو دوره مهم با تعابیر انقلاب صنعتی و انقلاب دیجیتال شناخته می شوند (و البته انقلاب کشاورزی را هم نباید از قلم انداخت). همه ما با همه وجود اثرات انقلاب صنعتی و انقلاب دیجیتال را در زندگی خود حس می کنیم. اما این مربوط به گذشته است و معمولا امور گذشته چون به تجربه مستقیم و ملموس ما در می آیند، فهم می شوند. ولی وقتی در مورد آینده صحبت می کنیم آیا حسی از تغییرات در ما ایجاد می شود؟ با پیشرفت روزافزون و افزایش پیچیدگی سبک زندگی بشر، رویدادی انقلابی تحت عنوان هوش مصنوعی که رگه هایی از آن در دنیای امروز قابل مشاهده است، دور از ذهن نیست و طرح این سوال که آیا در آینده، اثرات مشابه و گسترده ای همچون انقلاب های قبلی را ایجاد خواهد کرد، تصورات جالبی به همراه خواهد داشت.

اگر از تاثیرات قابل توجهی که انقلاب های صنعتی و دیجیتال در تمام شئون جامعه، زندگی، شرکت ها و الگوهای اشتغال ما ایجاد کرده اند، بگذریم، هوش مصنوعی، چالش های بزرگی نیز پیش روی جوامع و شرکت ها می گذارد تا از مزایای ارزشمند فناوری های هوش مصنوعی استفاده کرده، فرصت های فراوانی برای محصولات جدید و خدمات فراهم نموده و بهره وری را افزایش دهند و در عین حال از افزایش بیکاری و نابرابری های اقتصادی نیز اجتناب نمایند.

در یک دهه گذشته پیش بینی های بی شماری در مورد انقلاب آینده هوش مصنوعی و آثار همه جانبه ی آن بر روی جوامع، شرکت ها و زندگی های ما شده است. برای درک بهتر مسیر پیش رو باید گذشته را مرور کنیم. جدول زیر نقاط عطف سه انقلاب صنعتی، دیجیتال و هوش مصنوعی را به صورت خلاصه آورده است.

 

انقلاب صنعتی (قدرت ماشین) انقلاب دیجیتال (قدرت کامپیوتر) انقلاب هوش مصنوعی (قدرت مغز)
سال ۱۷۱۲ میلادی، نمونه های اولیه ماشین بخار سال ۱۹۴۶، تولد کامپیوتر انیاک سال ۱۹۹۰، هوش مصنوعی اعداد دستنویس را خواند
۱۷۸۴ موتور بخار دو حالته ی وات دهه ی ۱۹۵۰ ظهور کامپیوترهای تجاری ای بی ام ۱۹۹۳، ربات پولی (polly)‌ با استفاده از کنترل کامپیوتر حرکت کرد.
 ۱۸۳۰،  نیروی الکتریسیته دهه ۱۹۷۰ پردازش داده های الکترونیکی سال ۱۹۹۷ کامپیوتر (Deep Blue)‌ توانست در بازی کامپیوتر کاسپاروف روسی را شکست دهد.
۱۸۷۶ اولین موتور احتراق داخلی اتو (Otto) سال ۱۹۷۱ کامپیوترهای چندکاره و چندکاربره مورد استفاده قرار گرفتند. در سال ۱۹۹۸، ربات (Furby) حرف زدن را یاد گرفت.
۱۸۹۰ ظهور اتوموبیل ها سال ۱۹۷۳ ظهور ریزپردازنده ها سال ۲۰۰۵، ربات اسیمو (ASIMO) به عنوان پیش خدمت در رستوران استفاده شد.
۱۹۰۱  ورود نیروی الکتریسیته به خانه ها ۱۹۷۷، ظهور کامپیوترهای اپل سال ۲۰۰۹، اولین خودروی خودران گوگل
۱۹۱۴ خطوط تولید پیوسته دهه ۱۹۸۰، عرضه کامپیوترها با مودم سال ۲۰۱۱، کامپیوتر واتسون از شرکت آی بی ام، توانست برنده مسابقه (Jeopardy) شود.
۱۹۱۹ نیروی الکتریسیته در یک سوم خانه ها ۱۹۹۳، کامپیوترهای خانگی در یک سوم خانه ها ۲۰۱۶، هوش مصنوعی (AlphaGo) شرکت گوگل، توانست بهترین بازیکن در بازی (GO ) را شکست دهد. این بازی یکی از پیچیده ترین بازی ها است.

 

شکی نیست که هوش مصنوعی پتانسیل بسیار بالایی دارد. کامپیوترها و روبات ها احتمالا هوش انسانی را در طول بیست سال آینده بدست می آورند یا به آن نزدیک می شوند و به یک رقیب جدی برای تمام شغل هایی که در حال حاضر توسط انسان انجام می شوند، تبدیل خواهند شد و برای اولین بار شک و تردید در مورد پایان برتری انسان را افزایش می دهند. از این نظر فناوری های آینده انقلاب هوش مصنوعی و تاثیر آنها بر روی بیست سال آینده، احتمالا چندین بار عظیم تر از فرم انقلاب دیجیتالی از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵ و حتی بیشتر از انقلاب صنعتی باشد. طول زمان بین اختراعات فناورانه و کاربرد عملی آنها و استفاده گسترده از آنها بطور پیوسته در حال کاهش است.
با در نظر گرفتن احتمالات نامعلوم آینده فناوری های هوش مصنوعی که ممکن است به آینده ای آرمانشهری یا ویرانشهری و رعب آور منجر گردد، طرح سوال از نقش انسان در زمانی که کامپیوتر ها و ربات ها بتوانند مشابه یا بهتر و ارزان تر از ما تمام کارها را انجام دهند، دیدگاه های متفاوتی به وجود آورده است.

انقلاب هوش مصنوعی و تاثیر آن بر جامعه و شرکت ها

انقلاب هوش مصنوعی، بیم ها و امیدها

 

به طور کلی چهار سناریو برای آینده هوش مصنوعی می توان ترسیم کرد:

اولین دیدگاه مربوط به خوش بین هایی مثل ری کروزویل (Ray Kurzweil) است. پیش بینی آینده ای آرمانی و داستان های علمی – تخیلی توسط ژنتیک، فناوری نانو و رباتیک است. اینها همه چیز را بطور بنیادینی تغییر می دهند و به انسان ها اجازه مهار سرعت، ظرفیت حافظه و توانایی به اشتراک گذاری دانش رایانه ها را خواهند داد. این خوشبین های فناوری بر این باورند که این مقوله زمانی رخ می دهد که ما به واسطه پذیرش محدودیت هایمان به جستجوی روش هایی برای افزایش توانایی در تصمیم گیری بپردازیم و اینگونه تعاملی سودمند و دوجانبه ایجاد می گردد. به عنوان مثال، در مسابقات جهانی شطرنج، انسان برای شناسایی حرکات حریفان از کامپیوتر استفاده می کند.

در مقابل، در دیدگاه بدبینان، نگرانی از اینکه ماشین های هوش مصنوعی از انسان هوشمندتر شوند و تمامی تصمیمات ما از کم اهمیت ترین موارد مانند انتخاب رستوران و سفارش غذا برای صاحبانشان تا مهمترین آنها از جمله راندن خودروها و مدیریت کردن برنامه های هسته ای را به دست بگیرند. همچنین آنها نگران نارضایتی اجتماعی هستند، زیرا از آنجایی که میزان کار موجود برای مردم کاهش می یابد، نابرابری ثروت و رفاه میان آنهایی که شاغل اند و صاحب برنامه های هوش مصنوعی اند و مابقی  افراد جامعه، افزایش خواهد یافت.

سومین سناریو مربوط به عملگرهایی مانند ایلان ماسک است. عملگراها معتقد بر عواقب رعب آور و وخیم آینده هوش مصنوعی اند و بیان می کنند که حتی عواقبی بدتر از سلاح های هسته ای دارند. ایلان ماسک از تعبیر آزاد کردن دیو برای نشان دادن قدرت هوش مصنوعی استفاده می کند.

شکاکین هم آخرین دسته اند و به احتمال امکان هوش مصنوعی باور ندارند. آنها می گویند، هوش انسان توسط قوانینی منظم به اسارت در نخواهد آمد و لذا هوش مصنوعی هیچگاه نمی تواند خطری برای آینده انسان باشد.

اما تاثیر انقلاب هوش مصنوعی بر شرکت ها و اشتغال بحثی بسیار قابل تامل است، چرا که عدم قطعیت فراوان درباره ی آینده، بر توان بالقوه ی آن و ایجاد آینده ای آرمانی و یا بالعکس موثر خواهد بود و از آنجایی که ما به سمت آب های بی مرز و  گزینه های نامشخص عازم هستیم، چالش بارز این است که چه کاری می توان برای به بیشینه رساندن شانس استفاده از مزیت ها انجام داد، در حالی که از عواقب منفی فناوری های هوش مصنوعی نیز بتوان اجتناب کرد.

انقلاب صنعتی، تغییرات زیادی برای شرکت ها و اشتغال، به همراه داشت و از قدرت ماشین آلات به جای کارهای دستی که توسط انسان انجام می شد، استفاده کرد و به میزان قابل توجهی بهره وری را افزود، محصولات مقرون به صرفه تری را به مصرف کنندگان ارائه داد و بطور گسترده ای سایز بازارها را همچون استاندارد زندگی افزایش داد. بعد از آن، انقلاب دیجیتال با استفاده از توانمندی کامپیوترها، وظایف ذهنی معمولی و تکراری که توسط انسان ها انجام می شد را جایگزین کرد و بهره وری را افزایش داد و در نتیجه منجر به کاهش هزینه ها شد.

اما باید گفت در انقلاب هوش مصنوعی تمامی کارهای عملی که در حال حاضر توسط انسان انجام می شود جای خود را به فناوری های هوش مصنوعی می دهند و لذا رقیب جدی برای بشر محسوب می گردد. چنانچه تغییرات از دو انقلاب قبلی مهمتر و عمده تر خواهد بود. به طور کلی نمی توان موفقیت شرکت های موفق عصر هوش مصنوعی را پیش بینی کرد اما احتمالا آنها به فرم عصر دیجیتال نزدیک ترند. آنها می توانند از فرصت های جهانی در سفارش برای طراحی، تولید و در نهایت فروش محصولاتشان حداکثر استفاده را ببرند و مشتاق بر عهده گرفتن ریسک های کارآفرینانه برای نوآوری و توسعه باشند. سرعت تغییرات فناورانه آینده انقلاب هوش مصنوعی، فرصت های گسترده ای برای رشد و سود بخشی پیش رو قرار خواهد داد اما همچنان چالش های جدید و رقابتی از بنگاه های جدید استارت آپی وجود دارد و از آنجایی که ایده های موفقیت آمیز می تواند از هرجایی بیایند، توسعه و تامین مالی آنها، از طریق انبوه منابع و سرمایه های پر ریسک و مخاطره آمیز آسان تر خواهد بود.

آنچه که محتمل است این است که، هوش مصنوعی تغییرات بنیادینی را در محیط کسب و کار ایجاد خواهد کرد، البته در مقیاسی بسیار فراتر از عصر دیجیتال.

 

باید از خانم شیدا هاشمی دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان که زحمت ترجمه مقاله بیس این نوشته بر دوش ایشان بود تشکر کنم. این مقاله را می توانید از لینک زیر دانلود کنید:

 

اصل مقاله

 

در پایان باید نوید ترجمه ای گیرا از کتاب صنایع آینده (industries of the future) را بدهم که به زودی به بازار عرضه خواهد شد. این کتاب حاوی مطالب بسیار جالب توجهی در خصوص جایگاه هوش مصنوعی در صنایع آینده است.

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز استان اصفهان

۲ آبان ۱۳۹۶

فرصت کوتاهی دست داد تا در شرکت گاز استان اصفهان و در میان جمعی از معاونان، مدیران و کارشناسان این شرکت، کارگاه آینده پژوهی برگزار شود. مانند تجربه قبلی ام در شرکت گاز استان مازندران، این بار نیز ساعاتی پربار طی شد.

من همیشه تا جایی که می توانم در کارگاه ها انرژی می گذارم و ثمره کار همیشه رضایت بخش است. خوشحالم که اندیشه ها به سمت آینده معطوف می شوند و یاد می گیریم که آینده موجودی آن بیرون نیست که منتظر وقوع اش باشیم، بلکه جایی در ذهن ما شکل می گیرد و اقدامات کنونی ما آن را می سازند.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز استان اصفهان

 

هدف من در کارگاه ها این است که برخی مسائل مهمی که حوزه درک و اندیشه ما را تغییر می دهد و متحول می سازد را به زبانی ساده بیان کنم و در ادامه می کوشم بنابر اقتضائات جایی که کارگاه برگزار می شود برخی پیشران ها، روندها و علائم ضعیف تغییر در آن حوزه را مرور کرده و ذهن شرکت کنندگان را درگیر آینده بلند مدت آن حوزه کنم.

کارگاه های آینده پژوهی را به همین خاطر دوست دارم. که جمعی هستند، میان رشته ای هستند و در نهایت به ما توان پرسیدن سوالات درست از آینده را می دهند.

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

تغییرات اجتماعی به رهبری جوانان

۱۴ مهر ۱۳۹۶

هنوز چند ماهی از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ نگذشته است. انتخاباتی که همه جنبه هایش عجیب بود. یک انتخابات دو قطبی که دعوا بر سر آوردن آن قشری از جامعه به نفع خود به پای صندوق های رای بود، که تا قبل از این تمایلی به این قرار نداشتند. صف های طولانی از دختران و پسران جوان با لباس های رنگی رنگی، چهره های شاد و احتمالا دل هایی پر امید، در نهایت روحانی را پیروز انتخابات کرد. اما برای خیلی از همان جوان ها احتمالا حالا یک حسرت بزرگ برجای مانده. حسرت فرصت تاثیرگذاری بعد از روز انتخابات.

گمان می کنم که دکتر روحانی از این فرصت برای ساخت هویت مقصد استفاده ای نکرد. یا شاید مقصد او با مقصد جوانانی که به او رای دادند متفاوت بود. به هر حال حالا او رییس جمهور است. اما اینکه آینده در بلندمدت جلوی آرمان های او سر خم کند یا آرمان ها و آرزوهای همان جوانان با لباس های رنگی رنگی، قصه ای است که شخص ایشان باید خیلی خیلی به آن فکر کند.

مطلب مرتبط: چیستی هویت مقصد

 

در ادامه خلاصه ای گیرا از یک مقاله ی منتشر شده در نشریه فیوچرز را به قلم خانم حیدری دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان می خوانید. مقاله ای که مرتبط با گفته های بالا است.

جوانان و تغییرات اجتماعی آینده

جوانان و تغییرات اجتماعی آینده

 

در آینده پژوهی مدرن، بررسی تجربیات زیست و زاویه نگاه نسل‌های مختلف یک روش شناخته شده و مورد استفاده است. جوانان در ایجاد انواع تغییرات اجتماعی مانند تأثیرگذاری بر مناقشات مهم ملی یا رهبری تحقیقات علمی در حوزه سلامت یا حق دسترسی به  امکانات آموزشی نقش دارند. با وجود این نقش ها، آنها از تصمیم گیری ها کنار گذاشته می شوند.

هنگامی که جوانان درگیر مسائل جامعه می‌شوند، به ویژه هنگامی که فرصت‌ توانمندسازی و توسعه برای آن‌ها فراهم می شود، منافع چندگانه‌ای برای جامعه به‌وجود می‌آید. به عنوان مثال، جوانان تحت تأثیر دانش ایجاد شده در جامعه، دارای مهارت های بیشتر و ارتباطات بهتر هستند و می توانند به یک عضو مولد و سازنده در جامعه تبدیل شوند.

عنوان مقاله «تغییرات اجتماعی به رهبری جوانان» است که از یک چارچوب پنج سطحی و سه مقیاس به شرح زیر استفاده می کند:

چارچوب این بررسی، در ۱. عناوین مختلف (چون محیط زیست، سلامت انسان، امنیت و تحصیلات)؛ ۲. انواع تعاملات (مانند تعاملات داوطلبانه، تحقیق و نوآوری، مشارکت سیاسی)؛ ۳. انواع سازمان (مانند نهادهای مشورتی، سرمایه گذاری اجتماعی و فردی)؛ ۵. استراتژی‌های متفاوت (همچون نفوذ، اجتماعی کردن، قدرت) و در سه مقیاس فردی، اجتماعی/ بین سازمانی و ملی/ بین المللی می‌باشد.

با استفاده از این چارچوب و در سنت پژوهش تجربی این مقاله شواهدی را گردآوری کرده است که نشان می دهند که جوانان – افراد بین ۱۵ تا ۲۴ سال – چگونه ظرف ۳۵ سال گذشته یعنی بین سال های ۱۹۷۸ تا ۲۰۱۲ توانسته اند در تغییرات اجتماعی کانادا نقش فعال داشته باشند.

یافته‌های این تحقیق برای رهبران جوان، حامیان و کسانی که در پی آموزش آن‌ها هستند، معانی خاصی را در بردارد و مؤثرترین مسیر برای جوانان به‌منظور رسیدن به اهداف اجتماعی را در جامعه کانادا بر اساس مؤثرترین راه‌های آنان در گذشته پیشنهاد می‌دهد و اثر مشارکت و رهبری جوانان در گذشته را تأیید می‌کند.

دغدغه «اثر گذاری و رهبری جوانان در تغییرات اجتماعی» طلای نابی است که باید برای دولت‌مردان و فرهیختگان هر جامعه موضوعیت داشته باشد. ایجاد فرصت‌های جدی و فراهم کردن زمین بازی برای جوانان در ایفای نقش، در موضوعات و مناقشات مهم ملی و حتی بین المللی نشان از نگاه آینده اندیشانه رهبران یک جامعه دارد که نقطه آغاز آن می‌تواند انجام تحقیقاتی از این دست (از نوعی که در کانادا انجام شده) باشد. قضاوت پیرامون این‌که در شرایط کنونی جامعه ایرانی، چنین سهمی برای جوانان از جانب تصمیم‌گیران امور در نظر گرفته می‌شود یا خیر را به عهده خواننده می‌گذاریم اما به‌نظر می‌رسد؛ گاهی لازم است جوانان خود کمر همت ببندند و نقش خویش را در ایجاد تغییرات اجتماعی تعریف کنند.

 

لینک مقاله

 

چارچوب و روش مورد استفاده در مقاله می تواند به عنوان مبنای خوبی برای کارهای تحقیقاتی مشابه در ایران مورد استفاده قرار گیرد. لذا به علاقه مندان توصیه می کنیم حتما مقاله را مطالعه کنند.

logo-samandehi تایید