+

منابع دکتری آینده پژوهی

۱۶ آذر ۱۳۹۵

باید چندین بار با دقت به جدول نگاه می کردم تا مطمئن شوم که چه اتفاقی افتاده است. درست است آنچه جلوی چشم من است، منابع دکتری آینده پژوهی است که به عنوان یکی از سه رشته، در کنار مدیریت راهبردی و مدیریت اطلاعات که قرابت آینده پژوهی با این مورد آخر را اصلا نمی فهمم، ذیل عنوان کلی مدیریت راهبردی و آینده پژوهی قرار گرفته اند.

عجبا و وا اسفا که برای قبولی در کنکور دکتری آینده پژوهی، متقاضی باید آمار و کاربرد آن در مدیریت؟! مبانی سازمان و مدیریت؟! و اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام؟! را در سطح کارشناسی و بازاریابی پیشرفته؟؟؟! و مدیریت استراتژیک پیشرفته؟؟! را در سطح کارشناسی ارشد بخواند.

هر چقدر با خودم کلنجار رفتم که دلیلی برای انتخاب این چینش دروس برای قبولی در بالاترین سطح تحصیلی آن هم در رشته آینده پژوهی را بفهمم، ذهن الکنم راه به جایی نبرد.

فقط آرزو کردم که داوطلبان رشته بعد از اینکه چنین درس هایی را از بر شدند و به سوالات مسخره کنکور جواب درخور دادند و بر صندلی دکتری تکیه زدند، نفس عمیقی بکشند، هر آنچه خوانده اند را در سطل زباله فراموشی بریزند و خود را آماده یادگیری مفاهیم عالی آینده پژوهی کنند.

دکتری آینده پژوهی

4+

چرخ آینده

۱۲ آذر ۱۳۹۵

چرخ یا حلقۀ آینده، روشی است برای شناسایی و دسته بندی پیامدهای درجه اول، دوم و سوم روندها، رویدادها، موضوعات نوپدید و تصمیم های محتمل آینده. این روش در سال ۱۹۷۱ توسط جروم سی، گلن (Jerome C.Glenn) که آن زمان دانشجوی مدرسه عالی انتاکیه- دانشگاه انتاکیه نیوانگلند (Antioch University New England) امروز- بود، ابداع شد و از طریق کارگاه های آماده سازی برنامۀ آموزشی دورۀ آینده پژوهی در دانشکدۀ آموزش دانشگاه ماساچوست، در اوایل دهۀ ۷۰ میلادی، رواج یافت. کمی بعد مشاوران و مربیان آینده پژوهی از این روش برای جلب مشارکت شرکت کنندگان در کارگاه های مربوط به پیامدهای آینده و تصمیم گیران در فرایند تحلیل سیاست و پیش بینی استفاده کردند. این روش برای نخستین بار در بهار ۱۹۷۲ وارد کتاب ها و نشریات شد. انواع دیگر حلقۀ آینده را حلقۀ اجرا (Implementation wheel)، حلقۀ تأثیر (Impact wheel)، نگاشت ذهنی (Mind mapping) و شبکه سازی (Webbing) می نامند. آینده پژوهان این روش ها را در موقعیت های بسیاری به کار برده اند. هر چند چرخ آینده روشی ساده و تنها نیازمند یک برگ کاغذ سفید، یک خودکار و یک یا چند ذهن خلاق است، اما یکی از قدرتمندترین روش های کشف آینده به شمار می آید. هم اکنون آینده پژوهان، استادان دوره های آینده پژوهی، برنامه ریزان شرکتی و مشاوران سیاست عمومی در سراسر دنیا از حلقۀ آینده استفاده می کنند تا به شناسایی مشکلات و فرصت های بالقوه و محصولات، خدمات و بازارهای جدید کمک کنند و تاکتیک ها و راهبردهای بدیل را ارزیابی کنند.

توصیف روش

حلقۀ آینده روشی برای سازماندهی تفکر و پرسش دربارۀ آینده است – نوعی توفان فکری منظم. نام یک روند یا رویداد را وسط یک برگ کاغذ می نویسیم. سپس پره های کوچکی شبیه پره های چرخ از مرکز به سمت بیرون رسم می کنیم. تأثیرات یا پیامدهای اصلی (درجه اول) را در انتهای هر پره می نویسیم. آنگاه تأثیرات درجه دوم همۀ تأثیرات اولیه را رسم می کنیم که دومین حلقه را تشکیل می دهند. این کار تا جایی ادامه می یابد که تصویر معناداری از پیامدهای روند یا رویداد آشکار شود.

رایج ترین موارد استفاده از حلقۀ آینده عبارتند از:

– تفکر دربارۀ تمام تأثیرات ممکن روندهای جاری یا رویدادهای بالقوۀ آینده.

– سازماندهی افکار دربارۀ رویدادها یا روندهای آینده.

– خلق پیش بینی در درون سناریوهای بدیل.

– نشان دادن روابط متقابل پیچیده.

– نمایش سایر مطالعات آینده.

– ایجاد مفاهیم چندگانه از مفهوم اولیۀ روند یا رویداد.

– معرفی آینده اندیشی در بافتار گروهی.

– جلب مشارکت شرکت کنندگان در کارگاه ها برای تفکر دسته جمعی دربارۀ آینده.

– پرورش دیدگاه آینده آگاهانه.

– کمک به توفان فکری گروهی.

– کمک به پیشگیری از حیرت زدگی ناشی از شگفتی سازها.

چرخ آینده

حلقۀ آینده یکی از رایج ترین روش ها در میان آینده پژوهان است، زیرا راه بسیار آسانی برای مشغول ساختن فکر مردم به آینده است. به نظر آینده پژوهان استفاده از حلقه برای فکر کردن به همۀ پیامدهای رویدادها و روندهای احتمالی آینده و سازماندهی آن ها بسیار آسان است. در ضمن، کم هزینه ترین راه است و برای استفاده در موقعیت های پیشرفته و نیز کلاس های درس مقدماتی استفاده می شود. پس از شناسایی روندها یا رویدادهای احتمالی آینده، برخی از آینده پژوهان از مشتریانشان می پرسند، «اگر این اتفاق بیفتد، بعد چه خواهد شد؟» یا «عواقب حتمی این رویداد یا روند چه هستند؟» این تأثیرات یک نوع نقشۀ ذهنی از آینده به وجود می آورند که به مثابۀ ساز و کار بازخورد برای انگیزش نواندیشی عمل می کند.

 

منبع: دانشنامه بزرگ آینده پژوهی، جروم سی گلن و تئودور جی.گوردون، ترجمه مرضیه کیقبادی و فرخنده ملکی فر، انتشارات تیسا، جلد دوم.

4+

روشی در پویش محیطی

۲۱ آبان ۱۳۹۵

روش اف اس اس اف (FSSF: Future Signals Sense-Making Framework)

از جمله واژه هایی که قرابت زیادی با پویش محیط دارند، روندها، علایم ضعیف تغییر و شگفتی سازها (Wald Cards) هستند. بسیاری از محققین حوزه ی سازمان، مدیریت و آینده پژوهی با تأکید بر اهمیت این سه محور، هنگام پویش محیطی بیشترین توجه را به این سه کانون اختصاص می دهند. کوؤسو (Kouso, 2010) از جمله افراد قابل اعتنا در این زمینه است که در ادامه خلاصه نتایج پژوهش وی را که تحت عنوان “چارچوب شناسایی علایم آینده: ابزاری اولیه برای تحلیل و تقسیم بندی علایم ضعیف، شگفتی سازها، پیشران ها (Drivers)، روندها و سایر انواع اطلاعات (Futures signals sense-making framework (FSSF): A start-up tool to analyse and categorise weak signals, wild cards, drivers, trends and other types of information)” در مجله ی آینده ها (Futures) به چاپ رسیده است، مورد بررسی قرار می دهیم.

وی چارچوب درک علایم آینده (اف اس اس اف) را معرفی می کند که روشی است برای برخورد با علایم ضعیف، مسایل نوظهور، پیشران ها و روندها و در نقطه ی مقابل رویکرد سنتی برون یابی مسیر یا رویکرد تک علامتی قرار می گیرد.

فلسفه ی این رویکرد بر مبنای پویش محیطی و مدیریت الگو قرار گرفته است، بـه این ترتیب که در این دیدگاه گفته می شود:

اگر جریان تحولی عظیمی به شیوه ای خاص در حال روی دادن باشد، یا چنان چه پدیده یا الگوی نوظهور جدیدی وجود داشته باشد، بی شک چنین فرایندی به اشکال متعدد و مختلف انعکاس می یابد. بنابراین، طبق این فلسفه، دانش آینده در منابع متعدی پخش شده است که با یکدیگر هم دوره بوده و به نوعی با یکدیگر هـم پوشانی دارند و لذا وظیفه ی پژوهشگر انجام پویش محیطی به قدر کفایت و خوشه بندی و درک نحوه ی شکلگیری آینده ی نوظهور از دل فرایند مدیریت الگو است و در این جا رویکرد فوق به عنوان ابزاری مقدماتی بهکار می آید. در عین حال از این رویکرد می توان در مدیریت دانش و نیز به عنوان ابزار فهمیدن و درک موضوع در انواع تحلیل ها نیز استفاده کرد.

تفاوت بین رویکردهای مدیریت الگو و برون یابی

برون یابی روند یکی از شناخته شده ترین شقوق روش ها در آینده پژوهی است و بر این ایده استوار است که با استفاده از سری زمانی یا مسیر اتفاقات در گذشته و حال، می توان آینده را برآورد کرد. از آن جایی که این روش مبتنی بر مدارک معتبر از روندهای موجود می باشد، رویکردی مفید برای متمایز ساختن چارچوبی مشخص از تحولات است. از سوی دیگر، انتقاد وارد بر برون یابی روند، تمرکز این روش روی رابطه ی علت و معلولی یک طرفه در یک زمینه است. به عبارتی این روش هم پوشانی بین عوامل تحول و روابط غیرخطی موجود بین آن ها و نیز پدیدهی ضدروند (Anti-Trend) را نادیده گرفته و در نتیجه نمی تواند دیدگاهی جامع از تمامی مسایل ارایه دهد.

نکته ی دیگری که در خصوص برون یابی روند وجود دارد، موضوع علایم ضعیف و اتفاقات غیرقابل پیش بینی است. در واقع می توان گفت در حوزه ی پژوهش علایم آینده، دو نوع هستی شناسی و شناخت شناسی اصلی وجود دارد. اولین رویکرد همان برون یابی سنتی و دومی رویکرد مدیریت الگو در قبال هر گونه اطلاعات یا مشاهدات است.

ایلمولا (Ilmola) و کوسی (Kuusi) در تازه ترین برداشت از برون یابی روند در مقابل علایم ضعیف و حوادث غیرقابل پیش بینی، مزایای این رویکرد را در تحلیل علایم ضعیف برشمردند. البته منرما (Mannermma) خیلی بهتر توانسته احتمالات و انواع علایم را دسته بندی کند. دسته بندی ارایه شده توسط او را می توان در جدول زیر مشاهده نمود.

موضوع پدیده های آتی ـ احتمالات و اثربخشی

تأثیر کم تأثیر زیاد
احتمال ضعیف تحقق بی­ معنا علایم ضعیف
احتمال قوی تحقق روند اصیل فراروند

در واقع هدف این جدول، تفکیک پدیده ها بر اساس میزان تأثیری است که می توانند بگذارند. پدیده هایی که احتمال وقوع آن ها ضعیف است، اما در صورت تحقق، تأثیرات عمده ای بر جای می گذارند، همان علایم ضعیف هستند. به همین ترتیب پدیده هایی که هم احتمال وقوعشان ضعیف است و هم در صورت وقوع، تأثیر چندانی ندارند، بی معنا هستند. در مقابل، روند اصیل اتفاقی است که احتمال وقوع بالایی دارد، چرا که هم اکنون نیز در جریان است، اما تأثیر خیلی زیادی برجای نمی گذارد. در این جدول رمزآلودترین اتفاقات، همان علایم ضعیف هستند، به طوری که به زعم منرما:

“علایم ضعیف هیچ پیشینهای ندارند و بنابراین برای آن ها سری زمانی نمی توان یافت تا به کمک آن، این علایم را در مدلی ریخت. این علایم به لحاظ ماهیتی منحصر به فرد و تکرار نشدنی هستند. دانش اقتصاد در سطح معمول، این پدیده ها را رد می کند. زیرا این اتفاقات در خارج از نظامات جاری ریشه دارند و خارج از چارچوب و یا در حاشیه ی فهم متعارف قرار می گیرند. تقریباً تمامی تحولات صورت گرفته در فن آوری، اقتصاد و جامعه در ابتدا نهفته بوده اند.” البته رویکرد سنتی برون یابی روند در قبال علایم ضعیف در امر ارایه ی مشاوره به شرکت هایی که می خواهند ایده های جدید و جالبی را پیاده کنند، ابزار مفیدی است که می تواند در بررسی فرصت ها و تهدیدات آتی بالقوه، به شرکت کمک کند.

اف اس اس اف به عنوان چارچوب مدیریت الگو و پویش محیط

همان طور که گفته شد اف اس اس اف، به عنوان فلسفه ای برای برخورد با علایم آتی، علایم ضعیف، مسایل نوظهور، داده های خام، تفسیر مشاهدات، پیشران ها، روندها و غیره، در مقایسه با رویکرد برون یابی تک علامته می باشد. مبنای اصلی این رویکرد بر پویش محیط و مدیریت الگو بنا نهاده شده است و البته شباهت هایی نیز با سیستم هشدار راهبردی به موقع (Strategic Early Warning System) و مدیریت مسأله (Issue Management) دارد.

پویش محیطی، فرایندی است که در آن محیط عملیاتی پیرامون سازمان با هدف کسب اطلاعات مربوط، مورد ارزیابی و پویش قرار می گیرد. هدف از این کار، شناسایی علایم اولیه ی تغییرات محیطی و شناسایی و پیگیری تغییرات در جریان است. پویش محیطی را می توان از دو منظر یا رویکرد نگریست:

رویکرد اول یا رویکرد بیرون به درون (Outside-in) می کوشد تا با پویش تمام چشم اندازهای محیط عملیاتی از هر نقطه ی کور و مبهمی اجتناب ورزد. البته جریان مهارنشدنی اطلاعات، به سادگی این رویکرد را مخدوش می سازد. رویکرد دوم رویکرد درون به بیرون (Inside-out) است که حوزه های مورد نظر و میزان اطلاعات جمع ­آوری شده را محدود می کند و البته باید خطر گسترش نقاط کور به لحاظ محدود کردن حوزه ی پویش را بپذیرد.

مدیریت مسأله ضمن شناسایی و رهگیری روندها و نیروهای اجتماعی، فن آوری، سیاسی و اقتصادی، گزینه ها و دلالت های هر یک را تعریف و تفسیر نموده و در نهایت برای مواجه با این شرایط تمهیدات راهبردی می اندیشد. سیستم هشدار راهبردی به موقع نیز فرایندی است که به سه مرحله ی اصلی تقسیم می شود.

نخستین گام یا مرحله، شامل جمع آوری اطلاعات در خصوص همه ی علایم ضعیف، روندها و مسایل است.

مرحله ی دوم، موسوم به مرحله ی تشخیص خود شامل سه مرحله می شود:

  • تحلیل ریشه ای هسته ی روندها و تغییرات بالقوه ی آن ها و نیز تحلیل بسترهای مختلف پدیده.
  • انتخاب و خوشه بندی مهم ترین روندها و مسایل مرتبط، و
  • شناسایی و انتخاب روندها و مسایلی که به طور خاص به سازمان مرتبط هستند.

در مرحله ی سوم، راهبرد مقتضی برای مقابله با روندها و مسایل شناسایی شده، تدوین می گردد.

مدیریت الگو، مفهوم به نسبت جدیدی است که برای نخستین بار توسط پارسای (Parsaye) معرفی و از مدیریت داده ها متمایز شد. به اعتقاد وی، هنگامی که داده ها در سیستم عملیاتی همراه با داده های تاریخی ترکیب می شود، صحبت از مدیریت داده هاست، در حالی که وقتی همه ی دادهها طی زمان تحلیل شده و الگوی آن ها نیز مورد مطالعه قرار می گیرد، مدیریت الگو مطرح می شود.

مدیریت الگو، معادل مدیریت دانش، داده کاوی (Data mining)، یا ایجاد سیستم های دانش محور نیست. در واقع این مفهوم به الگوهایی می پردازد که پیش از این توسط داده کاوی کشف شدهاند. اسنودن (Snowden) به مدیریت الگو وجهه ی پیش بینی گری و برخورد فعال با مسایل داده و اعتقاد دارد که ما باید علایم اولیه ی الگوهای در حال شکل گیری را شناسایی و آن هایی را که به سود ماست وبه آن ها علاقمندیم، تقویت کنیم و آن هایی را که نامطلوب بر می شمریم، از بین ببریم. اگر کمی هوشمندانه عمل کنیم می توانیم بذر شکل گیری الگوهای قابل کنترل را بپاشیم. مردم معمولاً بر اساس گذشته یا برداشت خود از الگوهای آتی تصمیم گیری می کنند و این فرایند به طور کامل عقلایی نیست. بنابراین درک الگوها، کلید مدیریت رفتار سازمانی در ارتباط با بازار و سایر عوامل محیطی است.

همان طور که در جدول زیر می بینید، اف اس اس اف را می توان به شش دسته تقسیم کرد. به طور کلی، علایم ضعیف به هر ایده یا مشاهده دال بر تغییرات دلالت دارد. پیشران های کششی و فشاری با هم در یک دسته تحت عنوان کلی پیشران مطرح شده اند و دسته ی روندها، هـم اشاره به کلان روندها، دارد و هم ضد روندها. بعضی از روندها متأثر از پیشران های غیرقابل شناسایی همچون ارزش های اجتماعی هستند و در مقابل، برخی دیگر تابع قوانین طبیعی و بعضی هم متأثر از هر دو دسته پیشران. علایم ضعیف را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

۱. کاملاً غیرمنتظره

۲. تا حدودی غیرمنتظره

۳. تا حدودی قابل انتظار (وابسته به پیشران ها)

۴. کاملاً قابل انتظار (وابسته به روندها)

چارچوب آینده نگاری

چارچوب درک علائم

منبع:

کتاب پویش محیطی، مولفان: فرزانه شاه میرولایتی و فرهاد نظری زاده، ناشر: مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری دفاعی – موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی

لینک دانلود مقاله

4+

آینده روابط جنسی

۲۹ مهر ۱۳۹۵

همیشه وقتی صحبت از آینده و تفاوت های احتمالی آن با زمان حال به میان می آید و یک ذهن جستجوگر سوالاتی مانند: «واقعیت مجازی چگونه قرار است در آینده زندگی ما را دستخوش تغییرات سازد؟ » را مطرح می کند، یک پای بحث به میدان روابط بین انسان ها و حتی خصوصی ترین و اصیل ترین این رابطه ها، یعنی روابط جنسی کشیده می شود. به راستی فناوری به طور عام و واقعیت مجازی به عنوان یک فناوری نوظهور در عصر ما، آیا دریچه ای جدید و بدیع از روابط انسانی را بر روی آدمیان خواهند گشود؟ این سوالی است که برای یافتن پاسخ آن یک هفته بر روی چندین مقاله مرور کردم و آنچه در ادامه می خوانید، خلاصه ای از این پژوهش است. و البته بسیاری از یافته ها به دلایلی قابل طرح در این نوشته نبوده اند.

واقعیت مجازی یک تجربه جدید است در رویارویی با جهانی که می شناسیم و یا شاید بهتر بگویم با جهانی که نمی شناسیم، اما می دانیم خالق آن خود ما هستیم. و حالا انسان ها و شرکت هایی هستند که با جدیت به دنبال استفاده از واقعیت مجازی در بازتولید روابط جنسی آن هم بیرون از عرف امروزین آن هستند. تلاشی که اگر به بلوغ برسد، اثرات قابل توجهی بر فهم انسان از خودش و روابطش با دیگران خواهد داشت. کسی نمی تواند بگوید که این پیشرفت چگونه بر سلامت روانی ما و کیفیت روابط اجتماعی ما تاثیرگذار خواهد بود، این یک عدم قطعیت است، اما چیزی که روشن است اینکه، دانشمندان و مهندسان کوشش می کند تا تعاملات بین انسان ها را کاهش دهند، یا به عبارت دیگر، بدین ایده فکر می کنند که چطور می توان خلا‌‌‌ء های ارتباطی بین آدمیان را به مدد فناوری پر کرد. از رساندن پیتزا با ربات گرفته تا تاکسی های خودران اوبر (Uber) همه و همه ی این فناوری ها به گونه ای در جهت کاهش راوبط بین انسان ها در حال حرکت اند. شما دیگر با پیک غذا رسان خوش و بشی نخواهید کرد، دیگر با راننده تاکسی از هر دری صحبت نخواهید کرد. شما هر روز و هر روز تنهاتر می شوید…

و این کوشش حریصانه حتی به رختخواب شما کشیده شده است. آیا شعار (BETTER THAN HUMANS: Is this the end of human relationships?) تحقق خواهد یافت؟ آیا ربات ها همبستر ما خواهند شد؟

آینده روابط جنسی

ما با یک مسئله پیچیده با ابعاد گوناگون روبه رو هستیم. روابط جنسی تا کنون فراتر از لذت یک هدف متعالی تر را دنبال کرده اند و آن هم تولید مثل و بقا نسل است. این مسئله آنقدر مهم است که همیشه و همه جا در طول تاریخ محور بسیاری از بحث ها بوده است. قوانین ازدواج، ارث، زندگی مشترک و فرزندپروری در همه فرهنگ ها بخش بزرگی از همه چیز بوده است. بخش بزرگی از فرهنگ هر جامعه و دست مایه هنر، صنعت، سیاست، قانون و تقریبا همه چیز. چه خواهد شد اگر روابط جنسی تنها به لذت محدود شوند؟ آیا روزی می رسد که وظیفه تولید مثل را به دیگری وانهیم؟ و در این صورت تکلیف آن همه مباحث که ریشه در اجتماعی بودن و فرهنگی بودن ما دارند چه می شود؟

آینده روابط جنسی

آیا دسترسی آسان به روابط از طریق کنار هم قرار گرفتن ربات ها، واقعیت مجازی و اینترنت که مفهوم (رابطه مجازی) را هر روز واقعی تر و با کیفیت تر می کند، باعث اعتیاد بیمار گونه به این گونه از روابط نخواهد شد؟

آیا ما می توانیم به یک ربات عشق بورزیم و به خاطر او جرمی را مرتکب شویم؟

کمپانی های بزرگ و لشکری از استارت آپ ها در سراسر جهان از چین تا آمریکا، هر کدام به دنبال سهمی از بازار بکر روابط جنسی مجازی هستند. روزی می رسد که فناوری آخرین و مرموزترین قلمرو احساسات و کنجکاوی های ما را تسخیر خواهد کرد. ما هر روز در حصار فناوری ها از یکدیگر دورتر و دورتر می شویم. این یک دروغ بزرگ است که فناوری ما را به یکدیگر نزدیک تر کرده است. فناوری در حال مصادره همه چیز ماست. هر چیزی که ما به مثابه انسان داریم، در حال مصادره است.

12+
۳ دیدگاه دسته‌بندی : کافه فناوری

آینده پژوهی و روابط بین الملل

۱۵ مهر ۱۳۹۵

مقاله ای به قلم مرت بیلجین (Mert Bilgin) با عنوان (The state of future in international relations) در شماره ۸۲ نشریه فیوچرز (Futures) به چاپ رسیده است که در آن به بررسی جایگاه آینده پژوهی در روابط بین الملل یا اگر درست تر بخواهم بگویم به بررسی رابطه بین آینده پژوهی و روابط بین الملل پرداخته شده است.

این مقاله می کوشد به تعیین شباهت ها و تفاوت های تاریخی، مفهومی و تئوریک دو مقوله آینده پژوهی و روابط بین الملل بپردازد. همچنین جایگاه چند روش برجسته آینده پژوهی یعنی آینده نگاری، روند پژوهی، دلفی، پس نگری، تحلیل لایه ای علی و آینده های انتگرال در پاردایم های فکری مختلف راوبط بین الملل مانند رئالیسم، لیبرالیسم، ساخت گرایی، پسا ساختارگرایی، تئوری هنجاری و تئوری انتقادی، به بحث گذارده شده است.

آینده پژوهی در روابط بین الملل

نویسنده مقاله معتقد است که آینده پژوهی کاربرد نظریه های روابط بین الملل در عرصه عمل و مخصوصا آنگاه که صحبت از آینده به میان می آید را موجب شده و باعث همگرایی تئوری های مختلف روابط بین الملل می شود.

خواندن این مقاله مقدمه خوبی برای پژوهشگران حوزه روابط بین الملل است که می خواهند از روش های آینده پژوهی استفاده کنند. هر چند در مقاله نیز تصریح شده است که به تمامی روش های آینده پژوهی و جایگاه آنها در روابط بین الملل ورود نشده، اما در مورد روش های بحث شده، به خوبی جایگاه این روش ها در تئوری های مختلف روابط بین المللل نشان داده شده است.

می توانید از لینک زیر مقاله را دانلود کنید:

جایگاه آینده پژوهی در روابط بین الملل

5+

نقدی بر روش سناریو

۸ مهر ۱۳۹۵

هر چند سناریونویسی، جایگاه معتبری در میان روش های برنامه ریزی دارد و لقلقه زبان بسیاری از آینده نگاران است، اما این که چقدر در عمل فایده مند بوده است، پرسشی بنیادین در ارزیابی این روش است که پاسخ آن نزد مدیران است. متن کوتاه زیر برگرفته از کتاب «هنر ظریف درک مجدد» نوشته پیر واک است که عباس منزوی در مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری دفاعی آن را به فارسی برگردانده است. این نوشته تا حدی روشنگر جایگاه سناریو در عمل و نزد مدیران است.

به تازگی درباره­‍‌ی موضوع تحلیل سناریو با یک آینده‌پژوه شناخته‌ شده بحث و تبادل‌نظر داشتم. پس از آن که به ارایه‌ی وی که شامل مجموعه‌ای حاوی شش سناریو بود گوش دادم، وی از من پرسید که نظرم چیست. پاسخ دادم «پیچیده است اما به زیبایی نوشته شده‌اند.» وی فشار بیش‌تری برای اظهار نظر من وارد ساخت و من پذیرفتم که «غیرقابل درک و سخت است» و افزودم که «مدیرانی که آن را می‌شنوند نمی‌دانند با آن چه کار کنند.» وی این‌گونه پاسخ داد: «این مسأله واقعاً نگرانی و ملاحظه‌ی من نیست. من صرفاً احتمالات را برای آن‌ها بیان می‌دارم. این به مدیران بستگی دارد که چه کاری انجام دهند. نمی‌توانم به آن‌ها بگویم که چه کار کنند.»

این شرح کوتاه بیانگر مشکل و مسأله‌ی کلیدی برنامه‌ریزی سناریویی است: به ارتباط و پیوند بین سناریوها و تصمیم‌گیرندگان بی‌توجهی شده است. منظور من از ارتباط و پیوند، نقطه‌ای است که در آن سناریو با ذهن مدیر تماس واقعی برقرار می‌کند. یعنی لحظه‌ای که معنای واقعی برای او به ارمغان می‌آورد. نتیجه این واقعیت که افراد مسوول آماده‌سازی سناریو هیچ‌گونه مسوولیتی برای ایجاد این پیوند و ارتباط حس نمی‌کنند، آن است که با وجود منطق سناریوها و سرخوردگی مدیران از پیش‌نگری‌ها، برنامه‌ریزی سناریویی به‌ندرت توسعه یافته است.

سناریوهایی که صرفاً به کمی‌سازی پیامدهای بدیل عدم‌قطعیت‌های آشکار می‌پردازند، هرگز موجب برانگیختن اشتیاق گروه مدیریت نمی‌شود، حتا اگر تمام این بدیل‌ها باورپذیر باشند. اکثر مدیران تمایلی به روبه‌رو شدن با این بدیل‌ها ندارند. آن‌ها هنگام سروکار داشتن با عدم‌قطعیت خواهان رسیدن به نوعی «مشخص‌شدن و صراحت» هستند، حتا اگر از اتکا به پیش‌نگری‌های گذشته ضرر و زیان دیده باشند.

همین مدیران که در شرایط تحت کنترل به‌سادگی بین اقدام‌های مختلف تصمیم می‌گیرند، اغلب هنگام روبه‌رو شدن با آینده‌های بدیل که قادر به کنترل و درک واقعی آن‌ها نیستند، شکست می‌خورند. دلیل این امر تا حدی تاریخی است. بسیاری از مدیران مهارت‌های خود را در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ آموخته‌اند، یعنی دورانی که دارای سطح بالا و غیرمعمولی از قابلیت پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی بود. خبره بودن به‌معنای دانستن پاسخ صحیح بود؛ گفتن این حرف که «امور به این سمت یا آن سمت خواهند رفت» امری فاقد کفایت یا غیرحرفه‌ای بود.

در واقع، سناریوها اغلب به مدیران میانی باز می‌گردند که تصمیم‌های دشوار و نهایی را نمی‌گیرند. در واقع مدیران ارشد که مسوولیت نهایی راهبرد بلندمدت شرکت بر دوش آن‌ها است، سناریوها را غیرمفید می‌یابند. اکثر این افراد براساس قضاوت خوب خود به سطح بالای شرکت‌های بزرگ رسیده‌اند. آن‌ها به قضاوت خود افتخار می‌کنند و به آن اعتماد دارند؛ باور آن‌ها به این امر یکی از انگیزه‌های کلیدی آن‌ها است. تحلیل سناریو معمول با عدم‌قطعیت‌های خام فراروی آن ها قرار می‌گیرد و در نتیجه نمی‌توانند از توان قضاوت خود استفاده کنند. به‌دلیل آن که نمی‌توانند از آنچه که بهترین ویژگی خود می‌دانند استفاده کنند، اغلب چنین می‌گویند: «چرا باید خود را با تمام مسایل سناریو به دردسر انداخت؟ هم‌چون گذشته حرکت خواهیم کرد.» تمایل و گرایش مدیریت ارشد به چارچوب به‌کارگیری قضاوت خوب آن قدر قوی است که بسیاری از مدیران هم‌چنان به پیش‌نگری‌ها اتکا دارند، اگرچه می‌دانند که پیش‌نگری‌ها اغلب از نقاط حساس و تعیین‌کننده‌ی محیط کسب‌وکار غفلت می‌کنند اما به این کار ادامه می‌دهند، اگرچه از پیش نگری ­های ضعیف قبلی صدمه دیده­ اند.

آنچه که موجب تمایز سناریوهای تصمیم شرکت شل از تحلیل‌های نسل نخست می‌شود در اصل موضوع و مسأله‌ای فنی نیست، بلکه یک فلسفه‌ی متفاوت است که به قضاوت و ادراک‌های مدیریت بستگی دارد و مسایل فنی سناریوهای تصمیم از این فلسفه گرفته می‌شوند. بنا به تعریف، پویش محیط کسب‌ و کار و تبلورِ یافته‌ها در مجموعه‌ای از سناریوها به معنای پرداختن به دنیای خارج از شرکت است: مثلاً، افزایش تقاضا، قیمت های عرضه، فناوری، رقابت، تغییرات چرخه‌ی کسب‌ و کار و غیره. اما این مسأله تنها نیمی از واقعیت و امری خطرناک است، چرا که نیمه‌ی دیگری نیز وجود دارد. به‌دلیل آن که مواد خام سناریوها از این فضای خارجی ساخته می‌شوند، این نکته درک نمی‌شود که باید بیش‌تر به آن پرداخت: سناریوها باید در «فضای داخلی» حیات یابند، دنیای کوچک مدیر که در آن انتخاب‌ها و قضاوت‌ها صورت می‌گیرند.

سناریو نگاری

سناریوها با دو دنیا سروکار دارند: دنیای واقعیت‌ها و دنیای ادراک‌ها. آن ها به اکتشاف واقعیت‌ها می‌پردازند، اما ادراک‌های درون سرها و مغزهای تصمیم‌گیرندگان را هدف می‌گیرند. هدف آن‌ها گردآوری و انتقال اطلاعات دارای اهمیت راهبردی و تبدیل آن‌ها به ادراک‌های جدید است. این فرآیند تحول، امری جزیی نیست و در اغلب موارد رخ نمی­ دهد. هنگامی‌که تحقق یابد، یک تجربه‌ی خلاق است که موجب درک مدیران شما و حرکت به سمت بینش‌ها و بصیرت‌های راهبردی در ورای سطح قبلی ذهن شما می‌شود.

من دریافته‌ام که رسیدن مدیریت به سطح درک لازم چالش واقعی تحلیل سناریو است. حتا اگر تمام بدیل‌های ممکن را ارایه کنید، صرف‌نظر از فصاحت بیان یا زیبایی ترسیم نمودارها، این مسأله به سادگی تحقق نمی‌یابد. این امر هنگامی رخ می‌دهد که پیام شما به دنیاهای کوچک تصمیم‌گیرندگان برسد و آن‌ها را وادار به طرح پرسش درباره‌ی فرض‌های خود درباره‌ی چگونگی فعالیت دنیای کسب‌وکار نماید و هم‌چنین آن‌ها را به سمت تغییر و سازمان‌دهی مجدد مدل‌های داخلی واقعیت آن‌ها رهنمون می‌سازد.

5+

خلاصه ای از هنر شفاف اندیشیدن

۱۷ شهریور ۱۳۹۵

کتاب « هنر شفاف اندیشیدن» کتابی است با مضمون جامعه شناسی، روان شناسی و خودشناسی؛ که توسط یک رمان نویس و اقتصاددان سویسی (رولف دوبلی) نوشته شده و عادل فردوسی پور به همراه دو نفر دیگر آن را ترجمه کرده اند.
کتاب درباره ی اشتباهاتی است که انجام داده ایم، ولی نباید انجام می دادیم. اشتباهاتی که انجام دادنشان نارواست لاکن به دلیل عدم آشنایی به این اشتباهات روزانه به دفعات در‌ زندگی‌ ما تکرار می شوند.
در کتاب به ۹۹ خطا اشاره شده است که به زعم خود نویسنده این تعداد خطا کامل نبوده و می توان به آن ها فزود و صد البته باید دانست که خطاهای موجود در اکثر موارد با دیگر خطاها همپوشانی هایی را خواهند داشت.
بعد از مطالعه و البته خودداری از انجام خطاهای ذکر شده می توانیم ذهن و زندگی شفاف تری داشته باشیم و مسائل را با دیدی متفاوت از قبل بنگریم.

هنر شفاف اندیشیدن

آنچه در ادامه می توانید دانلود کنید، خلاصه ای از این کتاب ارزشمند است که توسط محمدصالح فضلی یکی از دانشجویان خوب من انجام شده و به صورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد. البته که خواندن اصل کتاب لذت دو چندانی دارد، اما خلاصه کتاب هم آنقدر با کیفیت و روان تدوین شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

از آن جهت این کتاب را در وب سایت معرفی کردم که بسیاری از فصول آن با تمرکز بر تفکر آینده و آینده اندیشی نوشته شده اند.

از خواندن کتاب لذت ببرید و با ذکر منبع آن را بازنشر دهید.

خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

9+

روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده

۲ شهریور ۱۳۹۵

حین تماشای یک فیلم قدیمی به چه چیزی فکر می کنیم؟!؟ این تجربه را تقریبا همه ما داشته ایم. دیدن یک فیلم قدیمی و برداشت های متفاوت و گاه متضاد از آن.

اما هنوز ما مانند خیلی از همه کسانی که در یک  فیلم ۴۰ سال پیش بازیگر بوده اند، می خوریم، می نوشیم، احساس می کنیم، عاشق می شویم و برای کسب رفاه کار می کنیم. مثل پدران و پدربرزگ هایمان. گاهی به سادگی آن دوران غبطه می خوریم و گاهی هم خوشحال می شویم که در دورانی زندگی می کنیم که می توانیم با فشار یک دکمه اطراف خودمان را روشن کنیم، با دوستمان در آن طرف دنیا صحبت کنیم یا چقدر خوب که همان بدو تولد بر اثر یک بیماری ساده مجبور به سفر آخرت نیستیم.

اما اگر یک روز شما را به تماشای یک فیلم از آینده دعوت کنند، فکر می کنید چه چیزی بیش از همه شما را مجذوب خواهد کرد؟ فرض کنید مشغول تماشای یک مستند در مورد زندگی مردم تهران در سال ۲۰۵۰ هستید. آیا مردمان ۴۰ سال بعد درست مثل ما غذا می خوردند؟ آیا احساساتشان مثل ماست؟ و مثل ما که با دیدن فیلم های ۴۰ سال پیش چارلی چاپلین می خندیم، با دیدن فیلم های جیم کری خواهند خندید؟

آینده سرشار از عدم قطعیت هاست و هیچ کس قادر نیست به صراحت به این پرسش ها جواب دهد. اما آینده پژوهان سعی دارند با دنبال کردن روندها و شناسایی کلان روندها و همچنین رصد مداوم سیگنال های ضعیف تغییر، تا جایی که می توانند آگاهی انسان از آینده را افزایش دهند. بدون شک پیشرفت های علم و فناوری ما را بر روی صندلی سینمایی که فیلمی از آینده را نمایش می دهد، میخکوب خواهد کرد و شاید هم از این همه پیشرفت کمی بترسیم. به هرحال پیروزی رقابت در صحنه آینده بر سر بقا باشد یا پیشرفت، از آن کسانی خواهد بود که بتوانند از اکنون نه تنها برای آینده آماده شوند، بلکه آینده های مطلوب خود را تشخیص و سعی در ساخت آینده به گونه ای باشند که مطلوب هایشان برآورده شود.

روندهای آینده

فایلی که به پیوست می توانید دانلود کنید در مورد پیش بینی آینده در ۱۶ بستر متفاوت و تا سال ۲۰۵۰ میلادی است.

۱. جامعه و فرهنگ، ۲. جغرافیای سیاسی، ۳. انرژی و موادخام، ۴. علم و تکنولوژی، ۵. سلامت و بهداشت، ۶. تفریحات و فراغت، ۷. اقتصاد، ۸. سرویس های مالی، ۹. محیط زیست و آب و هوا، ۱۰. غذا و نوشیدنی، ۱۱. حمل و نقل، ۱۲. سفر و گردشگری، ۱۳. خانه و خانواده، ۱۴. فناوری اطلاعات و ارتباطات، ۱۵. اخبار و رسانه و ۱۶. کسب و کار و تجارت.

فایل pdf پیوست با کیفیت است و می توانید با بزرگ نمایی به دقت بیشتری آن را مطالعه نمایید. امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید.

trends_and_technology_timeline_+2010

17+
دیدگاه‌ها برای روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده بسته هستند دسته‌بندی : یادداشت های روزانه

کشتی های بدون خدمه، آینده حمل و نقل دریایی

۲۸ مرداد ۱۳۹۵

شرکت رولز رویس (Rolls-Royce) همه ما را در نگاه اول یاد اتوموبیل های تشریفاتی و لوکس می اندازد. اما فراتر از خودروهای لاکچری، حالا این شرکت برنامه های دیگری برای آینده در سر دارد. این بار نه در زمینه اتوموبیل و یا حتی سرمایه گذاری بر روی اتوموبیل های خودران (driverless car)، بلکه در زمینه ساخت کشتی های بدون خدمه و با ناوبری از راه دور (Remote-controlled).

قرار است این کشتی ها در سال ۲۰۲۰ به آب انداخته شوند و در کاربردهای تجاری مورد استفاده قرار گیرند. با این وجود مسائلی مانند مسائل امنیتی باید تا آن زمان حل شوند. هکرها با هر دلیلی می توانند کنترل این کشتی ها را در دست بگیرند. علاوه بر آن خطر حمله به این کشتی یا صدمه زدن با آن هم باید در نظر گرفته شده و برای آن چاره جویی شود.

با این همه رولز رویس که به دلیل عدم وجود خدمه در این کشتی ها، آنها را ارزان تر و امن تر می داند، مصمم است که تا انتهای این دهه، از آنها رونمایی کند.

اتحادیه اروپا نیز با کمک مالی ۴ میلیون دلاری در قالب برنامه (MUNIN) از این فناوری حمایت می کند.

14+

شاخص هایی برای بهتر زیستن

۲۷ مرداد ۱۳۹۵

آیا زندگی بر روی این سیاره بهتر خواهد شد؟ وقتی این بهتر شدن ها را به سطح ملی تقلیل دهیم، چگونه می توانیم معیاری برای اندازه گیری این روندهای بهبود یا بدبود داشته باشیم؟

ثروت، سلامتی یا آزادی؟؟ چگونه می توان برای این مفاهیم، شاخص ساخت و چگونه می توان به درستی آنها را اندازه گرفت و به راستی کدام می تواند ملاک بهتر شدن اوضاع باشد؟ این معیارها و معیارهای دیگر در لیست های مختلفی از شاخص زندگی بهتر (Better Life Index) گرفته تا ارزیابی توسعه اقتصادی پایدار (Sustainable Economic Development Assessment) و گزارش شادی جهانی (World Happiness Report) نقش دارند.

اما مطالعات جدید رویکردهای متفاوتی را برگزیده­ اند. شاخص خوشبختی سیاره (Happy Planet Index)، رویکرد جدیدی است که نخستین گزارش آن در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسیده است. این شاخص به اندازه گیری سلامتی و خوشبختی نه به عنوان مفاهیمی ایزوله بلکه در مقابل استاندارد انکارناپذیر جهانی یعنی پایداری می پردازد.

به صورت ساده می توان این شاخص را با فرمول زیر اندازه گیری کرد:

شاخص خوشبختی جهانی

زندگی مرفه و طولانی که البته این رفاه و طول عمر به خوبی برای همه احاد جامعه در دسترس باشد، یعنی به خوبی توزیع شده باشد، تقسیم بر نتیجه ای که به دست آوردن این سه مفهوم یعنی رفاه، طول عمر و برابری بر محیط زیست آن کشور گذاشته است.

در این معیار جدید موفق ترین کشورها آنهایی هستند که مردم آنها عمری را به شادی می گذرانند و در عین حال هزینه های چندانی هم برای محیط زیست ندارند.

حالا فکر می کنید با این مفاهیم و تعاریف جدید کدام کشورها بالاترین جایگاه را از آن خود خواهند کرد؟

جدول زیر ده کشور اول این لیست از بین ۱۴۰ کشور را نشان می دهد.

شاخص خوشبختی جهانی

نتایج واقعا درخور توجه هستند.  ۱۰ کشور همگی از ناحیه امریکای لاتین و آسیا- پاسفیک هستند و در سر لیست کشور کاستاریکا قرار دارد. خوشبخت ترین و در عین حال پایدارترین کشور بر روی زمین (توصیه می کنم در تب عکس های گوگل نام این کشور را جستجو کنید، قطعا مفهوم HPI را بهتر خواهید فهمید 🙂 ).

مطالعات اخیر موسسه گالوپ نشان می دهد که کشورهای آمریکای مرکزی سطح رفاه بالایی دارند و همچنین مردمان آنها بیشترین طول عمر را با متوسط ۷۸.۵ سال در دنیا دارند. اما این همه چیزی نیست که آنها را در جدول بالا در صدر نشانده است، مردم آنها برای این زندگی طولانی و شاد به زحمت به اندازه یک چهارم مردم در جهان غرب از منابع استفاده می کنند. اما چگونه؟

پاسخ قاطع، تعهد و احترام آنها به محیط زیست است.

۹۹ درصد از انرژی مصرفی مردم از منابع تجدید پذیر تامین می شود و دولت ها سرمایه گذاری های پابرجایی را بر روی برنامه های اجتماعی مانند آموزش و سلامتی انجام می دهد که هزینه های آن از طریق مالیات و به طور عمده از طریق پولی که با ملغی کردن ارتش از سال ۱۹۴۹ ذخیره می شود، انجام می دهند.

شاخص شادی جهانی

کشورهای ثروتمند غربی بدون در نظر گرفتن مخرج کسر در فرمول بالا، جایگاه خوبی دارند. آنها سطح بالایی از رفاه را برای مردان خود به ارمغان می آورند. اما وقتی به هزینه ای که بر روی دست محیط زیستشان می گذارند توجه کرده و این مسئله را نیز وارد محاسبات کنیم، از میان آن کشورهای پیشرفته و به اصطلاح جهان اولی تنها نروژ است که در بین ۲۰ کشور اول لیست می ماند. و در نهایت ایران ما در رتبه ۸۴ قرار می گیرد.

برای اطلاعات بیشتر بنگرید به: شاخص خوشبختی سیاره

می توانید اطلاعات مفصل تری را در این فایل اکسل (اینجا) مشاهده کنید.

15+