+

تاریخچه ای از تحقیقات آینده پژوهی

۲۳ بهمن ۱۳۹۷

سیری بر مطالعات آینده پژوهی و پیشنهاداتی برای آینده

در اولین ماه از سال ۲۰۱۹ در نشریه فیوچرز (Futures) مقاله قابل ملاحظه ای به چاپ رسید تحت عنوان:

Mapping futures studies scholarship from 1968 to present: A bibliometric review of thematic clusters,research trends,and research gaps

آنچه در ادامه می خوانید خلاصه ای کوتاه از این مقاله است که به قلم سرکار خانم زهرا حیدری دارانی، دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان نوشته شده است:

نگاشت دانش آینده‌پژوهی از سال ۱۹۶۸ تاکنون: مروری کتاب‌شناختی بر دسته‌بندی موضوعی، روندها و شکاف‌های پژوهش

جیم دیتور (۲۰۰۸)، به مناسبت چهلمین سال انتشار نشریه فیوچرز، در مقاله‌ای می نویسد که: ایده‌های فعلی تحقیقات ما در آینده‌پژوهی تا حد زیادی برگرفته از ایده‌های ۴۰ سال قبل هستند! بسیاری از آنچه که توسط نویسندگان اخیر نوشته شده است، قبلا توسط نویسنده های دیگر نوشته شده بود. آن‌ها در مقالات جدید، به مقالات قبلی رجوع نمی‌کنند و به بررسی و نقد آن‌ها نمی‌پردازند و به هیچ وجه آگاهی ندارند که آنچه می‌نویسند، جدید نیست. این واقعیت قبلا در کتاب مبانی آینده‌پژوهی بل (۱۹۹۷) نیز منعکس شده بود.
تحقیقات آینده‌پژوهانه جزیره‌ای هستند؛ یعنی نه‌تنها دانشی فراگیر در مورد آن‌چه دیگر محققان و متخصصانِ آینده در گذشته انجام داده‌اند و آن‌چه اکنون انجام می‌دهند، وجود ندارد، بلکه فقدان مسیر و اهداف تحقیق یکپارچه نیز حس می‌شود. این به این معنی نیست که اکنون می‌توان محققین و متخصصان فعلی را سرزنش کرد؛ بلکه به این معنی است که آن‌ها در زمینه‌های مختلفی مشغول پژوهش هستند و این زمینه‌ها به شکل معناداری با هم متفاوت‌اند. از تغییرات آب و هوایی تا وزن تاریخ، از امنیت سایبری تا آینده اقتصاد جهانی. توجه به همه این شاخه‌ها به‌عنوان جزئی از کل و درک آن به‌مثابه یک «کل»، کار دشواری است. بنابراین با مروری جامع بر فعالیت‌های علمی آینده‌پژوهانه از گذشته تا کنون و روشن شدن حوزه‌های تحقیق آن تاکنون و روندها و شکاف‌های تحقیق، شاید بتوان کمبودهای پژوهش‌های معطوف به آینده را مشخص کرد. فقدان دانش مشترک در مورد آن‌چه قبلا انجام شده و آن‌چه درحال انجام است، نه تنها برای رشد، ایجاد و شناخت مطالعات آینده به عنوان یک حوزه تحقیق علمی تهدیدی جدی است، بلکه برای انباشت تدریجی دانش در مورد آینده، ایده‌ها و روش‌های جدید نیز چنین است.

ما به مطالعاتی نیاز داریم تا این شکاف‌ها تعیین شود و راه‌های همکاری‌های مشترک، برای دست‌یابی به دانش مشترک به‌دست آید. برای این منظور می‌توان از روش نگاشت کتاب‌شناختی استفاده کرد. نگاشت کتاب‌شناختی نقشه‌ای از فعالیت‌های تحقیقاتی دانشگاهی را از گذشته تا کنون در برابر چشمان ما ترسیم می‌کند و شکاف‌های فعلی تحقیق را تعیین می‌کند. کتاب‌شناختی شاخه‌ای از تحقیق مربوط به تجزیه و تحلیل آماری انتشارات، از جمله کتاب‌ها، مقالات و مجلات است.

یک نگاشت کتاب‌شناختی یک نمایش بصری از داده‌های کتاب‌شناختی است. در میان بسیاری از روش‌ها برای ایجاد نگاشت‌های کتاب‌شناختی، VoS Viewer به طور خاص طراحی شده است تا نگاشت‌های بصری مطلوب بیافریند طوری که تفسیر آنها آسان باشد. در نگاشت‌های ایجاد شده توسط VoS Viewer، جریان‌های تحقیق به تصویر کشیده می‌شود و به‌وسیله رنگ به‌صورت خوشه‌ای نظم می‌یابد، طوری‌که فاصله بین خوشه‌ها منعکس‌کننده شکاف تحقیق در ادبیات آینده‌پژوهی است.

این مقاله ازنگاشت‌های کتاب‌شناختی که توسط VoS Viewer به‌دست آمده، استفاده می‌کند تا تصاویر هدفمند، متعدد و جامعی از فعالیت‌های علمی در زمینه مطالعات آینده‌‌ها از ۵۰ سال گذشته تا کنون ارائه دهد.

در پاسخ به فقدان تحقیق هدفمند در گذشته که مستقیما به فعالیت دانشگاهی در تحقیقات مطالعات آینده پرداخته و با هدف بررسی آنچه تاکنون در این زمینه مورد مطالعه قرار گرفته است و آن‌چه تاکنون در این زمینه مورد مطالعه قرار نگرفته است، این مقاله تصاویری کتاب‌شناختی از انباشت اکادمیک پژوهش‌های آینده‌پژوهانه از سال ۱۹۶۸ تا کنون ارائه داده و ۶ گروه اصلی از تحقیقات آینده‌پژوهانه را شناسایی کرده که تم اصلی آن‌ها در جدول زیر آمده است.

آینده پژوهی

نگاشت کتاب شناختی از تحقیقات آینده پژوهی

 

هدف این مقاله، ارائه یک تصویر واضح از این‌ مسائل است که پژوهش‌های آینده‌پژوهانه کجا ایستاده‌اند؛ آنچه پیش از این مورد مطالعه قرار گرفته چیست؛ کجا بیشترین شکاف وجود دارد و چه می‌توانیم انجام دهیم تا این شکاف را کمتر کنیم. این مقاله همچنین ۶ توصیه روشن برای چگونگی پر کردن شکاف‌های تحقیق ارائه کرده است. افزون بر این، مسیر خوشه‌های تحقیق در طول زمان نشان داده است که تحقیقات با موضوع آینده‌نگاری شرکتی و گذشته و آینده، از نظر تعداد به ترتیب در جایگاه اول و دوم هستند (جدول شماره ۱). در نهایت، نتیجه تجزیه و تحلیل در سطح مکان این بوده است که بیشتر مطالعات آینده‌پژوهانه توسط یک گروه‌ بین المللی از موسسات به هم پیوسته و نزدیک به هم انجام می‌شود که به‌طور عمده در اروپا، انگلیس و آمریکا هستند و موسسه‌های نسبتا جدا از گروه‌های نام‌برده، در استرالیا و شمال اروپا نیز فعالیت کمتری دارند.

تعداد مقالات و ارجاعات به مقالات آینده پژوهی

 

موضوعات آینده پژوهی

نقشه نگاشت موضوعی در آینده پژوهی

 

 

ایده های آینده پژوهی

نقشه تراکم موضوعی در آینده پژوهی

 

نشریات آینده پژوهی

نشریات آینده پژوهی و موضوعات منشتر شده در آنها

 

 

نگاشت نهادی آینده پژوهی

نگاشت نهادی آینده پژوهی

 

نگاشت کشورهای فعال در حوزه آینده پژوهی

نگاشت کشورهای فعال در حوزه ی آینده پژوهی

 

 

 

اتمام یک پروژه آینده نگاری و چند توصیه

۱۳ بهمن ۱۳۹۷

عکس زیر را ببینید. پانزده جلسه ی رسمی دو ساعته در همین اتاق با ده تا پانزده نفر از مدیران ارشد شرکت گاز استان اصفهان برگزار شد تا ماحصلش بشود تدوین سناریوهای پیش روی این شرکت. با سبدی از روش های ریز و درشت آینده نگاری مثل چرخ آینده، چشم اندازنویسی، تحلیل لایه ای علّی، ماتریس اهمیت – عدم قطعیت، استفاده از نرم افزار سناریوویزارد و در نهایت داستان نویسی برای سناریوها.

 

پروژه آینده نگاری

مشارکت حرف اول و آخر در آینده نگاری

 

تجربه ی من در این گونه پروژه ها که می خواهم در قالب یک توصیه یا پیشنهاد به دوستانی ارائه دهم که می خواهند کاری از جنس آینده نگاری انجام دهند این است که:

«آینده نگاری بدون مشارکت کاری ناقص و ناپسند است».

 

فرقی ندارد از یک پروژه ملی تا یک پایان نامه کارشناسی ارشد. آینده نگاری یکی از ستون های اصلیش مشارکت است (آینده اندیشی، مشارکت، اقدام) و آینده پژوه باید قبل از شروع پروژه، ساز و کاری را در نظر بگیرد که جمعی از ذی نفعان (هر چه ناهمگون تر بهتر) نسبت به شرکت در جلساتِ هم اندیشی متعهد باشند. اگر آینده نگاری شرکتی انجام می دهید بهتر است مدیرعامل برای کارگروه آینده پژوهی حکم صادر کند تا مشارکت کنندگان انگیزه لازم برای حضور در جلسات را داشته باشند.
اما هر نوع مشارکتی هم نمی تواند به اطلاعات غنی و به دردبخور برای آینده نگاری منجر شود. از میان روش های رجوع به خبرگان، حتما روش پنل گل سر سبد است. پنل خبرگان ارزشش از نظر اطلاعات به دست آمده هزاران برابر بیشتر از هر روش دیگری برای جمع آوری اطلاعات است. خرد جمعی، یادگیری در حین مذاکره، شنیدن حرف های دیگران و رای گیری دموکراتیک، شما را مطمئن می کند که اطلاعات به دست آمده از سر بی حوصلگی تکمیل نشده اند.

بارها گفته و باز هم می گویم: اینکه شما یک پرسش نامه میک مک یا سناریوویزارد تدوین کنید و آن را مثل روش های مرسوم پرسش نامه ای بین چند نفر توزیع کنید و بعد میانگین گیری انجام دهید، روشی بسیار ناقص و غیرقابل قبول برای تحلیل اثرات متقاطع و تدوین سناریو است. ماتریس این روش ها باید در پنل تکمیل شده و هر عددی که در این ماتریس ها قرار می گیرید با بحث و جدل اصولی در پنل نهایی شود.

هر سناریو داستانی دارد که در مورد جمله به جمله آن باید اتفاق نظر وجود داشته باشد. گاهی در مورد فقط یک کلمه در داستان یک ساعت تمام در پنل خبرگان بحث و مجادله داشتیم. گاهی بعد از سه جلسه صحبت در مورد پیشران ها، با اضافه شدن یک پیشران کل فضای سناریو تغییر می کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که خبرگان باید برای نقد هر چیزی در جلسه آزادی کامل داشته باشند و شما به عنوان تسهیل گر این جلسات باید برای شنیدن حرف های آنها صبور باشید.

آینده نگاری بیش از هر چیزی یک فعالیت اجتماعی مشارکتی است. بدون مشارکت، کاری که شما انجام می دهید شاید در مورد آینده باشد، اما آینده نگاری نیست، بلکه سیاه کردن صفحات است.

⛔️ متاسفم که از برنامه های آمایش ملی تا خیلی از پایان نامه های کارشناسی ارشد که عناوین آینده نگاری دارند، حتی یک خبره یا ذی نفع در آنها مشارکت نداشته است. به عنوان ارزیاب یادمان باشد که اولین و مهمترین مسئله در ارزیابی پروژه های آینده نگاری مشارکت است. برای ارزیابی اول بروید سراغ میزان مشارکت و اگر مشارکتی در کار نبود روی کل پروژه یک خط قرمز مردودی بکشید، حتی اگر جیم دیتور مجری پروژه بود.

آن بالا قفل شده است؛ جنبش ها را از پایین بیاغازید

۳۰ دی ۱۳۹۷

گرتا تونبرگ (Greta Thunberg) یک دختر پانزده ساله ی اهل کشور سوئد به این نتیجه رسید که اوضاع محیط زیست خوب نیست. پس تصمیمش را گرفت، در ماه آگوست سال ۲۰۱۸ کلاس های مدرسه را رها کرد، یک پلاکارد برداشت و رویش نوشت: (Skolstrejk för klimatet) یعنی اعتصاب مدرسه برای تغییرات آب و هوایی و رفت و نشست جلوی پارلمان سوئد تا سیاستمداران را به کنشگری بیشتر برای مقابله با تغییرات آب و هوایی دعوت کند.

جنبش اعتصاب مدرسه

جنبش تک نفره ی گرتا تونبرگ

 

اما به مدد شبکه های اجتماعی آزاد، او تنها نماند. به زودی جمع کثیری از همکلاسی هایش و بعدها هم سالانش از شهرها و کشورهای دیگر به او پیوستند تا صدای نسل خودشان باشند.

جنبش اعتصاب مدرسه در استرالیا

جنبش دانش آموزی در استرالیا؛ با الهام از گرتا تونبرگ

 

گرتا به عنوان سخنران به اجلاس سازمان ملل در مورد تغییرات آب و هوایی در لهستان دعوت شد و در آنجا گفت:

«چرا باید به چیزهای بیهوده مشغول شویم در حالی که حقایق بزرگتر را اصلا جدی نمی گیریم. چرا ما باید برای آینده ای آموزش ببینیم که ممکن است اصلا وجود نداشته باشد؟

«برای ۲۵ سال شمار زیادی از مردم به کنفرانس های سازمان ملل متحد آمدند تا رهبران جهان را متقاعد کنند که برای جلوگیری از تغییرات آب و هوایی کاری بکنند، اما همچنان انتشار گازهای گلخانه ای رو به افزایش است. من به رهبران جهان برای مراقبت از آینده خودمان التماس نمی کنم، بلکه به آنها می گویم تغییرات در راه اند، چه آنها بخواهند و چه نخواهند».

در حالی که سیاست مداری مثل ترامپ می گوید بعید می دانم تغییرات آب و هوایی منشاء انسانی داشته باشند و با آمدن برف منکر گرم شدن زمین می شود و می شود الهام بخش همه ی گروه های افراطی از برزیل تا ایران، دانش آموزان که می دانند آینده وقتی فرا برسد هیچ کدام از این مغزهای پوسیده نیستند تا به آنها جواب بدهند، خودشان آستین هایشان را بالا زده اند و وارد میدان عمل شده اند.

به راستی گرتا می تواند الهام بخش امید، جنبش و حرکت برای همه ی هم نسل هایش باشد. گرتا به ما آموخت که حتی اگر تنهاییم اما حرفمان را بزنیم. گرتا به ما آموخت که آن بالا در میان سیاستمداران با همه ی حرف های خوشگلی که می زنند و ژست های حق به جانبی که می گیرند، آنقدر بازی های قدرت قوی است که حتی نمی توانند به فردا فکر کنند چه برسد به زمانی در آینده.

گرتا تونبرگ

جنبش اعتصاب مدرسه و رهبری نوجوانان برای تغییر آینده

و مهمتر از همه گرتا به ما آموخت که جنبش های انسانی نقطه شروع شان خواسته ی حق یک جماعت بزرگ است که بلاخره باید از زبان کسی شنیده شود. کسی که همین پایین در میان ماهایی است که هیچ احساس قدرتی نمی کنیم، چون به اشتباه فکر می کنیم که قدرت فقط همان بالا است. این فکر اشتباه است. بهتر است شروع کنیم قبل از آنکه خیلی دیر بشود.

سندی برای انقلاب صنعتی چهارم

۱۹ دی ۱۳۹۷

علجه کنید، قبل از اینکه خیلی دیر بشود.

⬅️به طور صریح به عنوان یک شهروند ایرانی می خواهم این سوال را از برنامه ریزان این کشور بپرسم. فرقی ندارد در چه سطحی هستند، از نخبگان الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت تا متخصصان سازمان برنامه یا حتی خودم به عنوان یک معلم.

سوال من این است:
راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای مواجه با انقلاب صنعتی چهارم چیست؟

⬅️ ممکن است رندی بر سرم فریاد بزند که مگر وضعیت کشور را نمی بینی، ما در قوت لایموتمان مانده ایم، تو از انقلاب صنعتی چهارم حرف میزنی؟ کدام انقلاب؟ کدام صنعتی؟ اول و دوم و سومش کجا بودیم که حالا دنبال سهممان از چهارمی هستی؟
خوب من برای این دسته از آدم های همیشه حق به جانب حرفی ندارم، اما بد نیست در مورد معجزه رودخانه هان و ببرهای آسیا هم کمی بخوانند، شاید باورشان شد که می شود از یکجایی بالاخره شروع کرد.

اما یک مسئله دیگر هست که وقتی یک سند بالادستی با عنوان برنامه میان تا بلندمدت کره جنوبی برای چیزی که خودشان اسمش را گذاشته اند: «آماده شدن برای جامعه اطلاعاتی هوشمند؛ مدیریت انقلاب صنعتی چهارم»، را می خواندم خیلی مرا در فکر فرو برد.
در یک جایی از سند نقل به مضمون چنین نوشته شده بود:

«آهای سیاست مداران زود باشید آینده را درک کنید و کشور را برای رویارویی با آن آماده کنید؛ قبل از آنکه خیلی دیر بشود».

سندی برای انقلاب صنعتی چهارم

 

این حرف در مغزم سوت می کشد:
آهای سیاست مداران زود باشید آینده را درک کنید و کشور را برای رویارویی با آن آماده کنید؛ قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود،
قبل از آنکه خیلی دیر بشود …

 

 

تجربه یک اکوسیستم کارآفرینی

۱۲ دی ۱۳۹۷

تجربه یک اکوسیستم کارآفرینی؛ آنچه نیازش داریم.

داستانی که می خواهم برای شما بگویم کم و بیش برای همه کسانی که در حوزه ی استارت آپ ها و کارآفرینی مشغول اند، داستانی آشناست. اما بازخوانی آن خالی از لطف نیست، مخصوصا از آن جهت که روایتگر داستان دختران یک هنرستان هستم.

⁣هنرستان دخترانه ی نوایی اصفهان را حاج حسین نوایی نامی ساخته است، مدیرش یه معلم خوشفکر به اسم خانم طحان است و هنرجویانش از میان همین دختران نجیب سرزمینمان، همه با استعداداند.
اما داستان ما از آنجایی شروع شد که خانم طحان بعد از آشنایی با گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در همایش گرامی داشت روز جهانی آینده در سال گذشته از ما خواست تا برای برگزاری کارگاه تفکر طراحی به هنرستان آنها برویم. ما با یک جمع تقریبا شصت نفره از دخترها شروع کردیم. وسط های قصه بودیم که شهرداری اصفهان ایده کاپی را برگزار کرد و این شد که کار ما با شهرداری گره خورد و نهایتا خود بچه های شهرداری هم به کمک ما آمدند.

مرکز خلاقیت و فناوری های نوین شهرداری اصفهان به بچه ها بستری برای دیده شدن و شنیده شدن طرح ها و ایده هایشان داد و در نهایت در شبی به یادماندنی از ده ایده ی برتر بچه ها تقدیر شد.

قصه را کوتاه کنم، ما برای تربیت یک نسل کارآفرین به چه چیز دیگری نیاز داریم؟ تقریبا هیچ چیز

✳️ ما به حاج حسین های نوایی نیاز داریم که دلی به وسعت دریا داشته باشند. هر کدام از دختران هنرستان نوایی تا آخر عمرشان خیری برای جامعه داشته باشند، حاج حسینِ قصه ما هم شریک خیر خواهد بود.

⁣✳️ ما به مدیرانی از جنس طحان نیاز داریم که بلد باشند مدرسه و نسل جدید را. مدیرانی که به خودشان و توانشان در ایجاد تغییر باور داشته باشند.

⁣✳️ مابه نهادهایی مثل شهرداری نیاز داریم که حمایتگر ایده ها باشند و بدانند فارغ از نتیجه، در دنیای ایده پردازی کار نیکو کردن از پر کردن است.

⁣✳️ مابه پدرها و مادرهایی نیاز داریم که به جای استرس کنکور و اجبار بچه ها به مشق شب، به پرورش قوه های بی انتهای خیال بچه هایشان توجه کنند.

⁣✳️ و نهایتا سهم گروه های دانشگاهی برای انجام رسالت های اجتماعی و مرشدی کردن بچه ها.

بدون هر کدام از این عناصر، اکوسیستم کارآفرینی شکل نخواهد گرفت و هر چقدر این عناصر در کشور بیشتر شوند، ما امیدمان به آینده بیشتر می شود.

کارگاه آینده پژوهیاکوسیستم کارآفرینی

 

هر کسی هستید فرقی ندارد، بکوشید سهمی در آینده ای بهتر داشته باشید. نه منتظر بمانید و نه دل به تغییرات بزرگ و از بالا به پایین بدهید.

همه ی قصه های خوب قهرمان های خودشان را دارند. شما قهرمان کدام قصه ای؟؟

چالش های آینده در خودروهای برقی

۱۰ دی ۱۳۹۷

🚖 چالش های آینده در خودروهای برقی

🚘 در حال حاضر تنها دو درصد از خودروها در ایالات متحده برقی هستند، اما پیش بینی می شود تا سه دهه ی آینده بخش عمده ای از خودروهایی که در آمریکا تردد می کنند، خودروهای برقی باشند.
⁣رانندگان آمریکایی به طور متوسط سالانه حدود ۳ تریلیون مایل رانندگی می کنند و برای این حجم از حرکت بیش از ۱۷۰ میلیارد گالن بنزین و دیزل مصرف می کنند. تبدیل تمام این مایل ها به برق، تقاضای جدیدی برای سیستم تولید و عرضه برق کشور خواهد داشت.

🚙 دقت کنید دقیقا موضوع همین جا است. اگر همه خودروها در ایالت تگزاس همین امروز برقی شوند، این ایالت به ۱۱۰ تراوات ساعت برق بیشتر در سال نیاز دارد که به اندازه مصرف تقریبا ۱۱ میلیون خانه در سال است.

 

📍 اما مسئله اصلی حتی میزان مصرف برق نیست، می توان این میزان از برق را تولید کرد. مسئله مهمتر بحث زمان بندی استفاده از شبکه است. دقت کنید زمان بندی در شبکه ای که حالا هر خودرو مثل یک دوشاخه سیار عمل می کند که هر لحظه ممکن است برای شارژ شدن به برق وصل شود. نکته مهم این است که اگر حجم بالایی از این وسائل به شبکه متصل شوند می توانند پیک بالایی از مصرف را به صورت لحظه ای به شبکه تحمیل کنند و این برای شبکه یعنی فاجعه.

متخصصان صنعت برق کاملا این مسئله را درک می کنند و می دانند که هوشمندسازی شبکه و طراحی سیستم های پیش نگر برای مدیریت انرژی در آینده چقدر مسئله مهمی است.

سناریو از تحلیل داده تا داستان سرایی

۲۲ آذر ۱۳۹۷

رویکرد ساخت سناریو و تجزیه و تحلیل آن، به طور گسترده‌ای توسط بسیاری از سازمان‌ها مورد استفاده قرار می گیرد تا به وسیله آن به آینده فکر کنند، آن را پیش‌بینی کنند و راهبردهای خود را انتخاب نمایند. اجازه دهید ابتدا چند تعریف متفاوت از سناریو را مرور می‌کنیم:

  • یک توصیف اولیه از یک آینده احتمالی بر اساس گروهی از تعیین‌کننده‌های متقابلاً سازگار
  • یک تصویر کیفی یا کمی از یک سازمان یا گروه خاص که در چارچوب مجموعه‌ای از مفروضات معین، توسعه‌یافته است.
  • وسیله‌ای برای نظم دادن به ادراکات محیطی که تصمیمات  و به نمایش گذاشتن تصمیمات
  • شرح یک «آینده احتمالی» بر اساس مجموعه ای از عناصر متقابلاً سازگار، در چارچوب فرضیه‌های مشخص که به طور معمول شامل عناصر کمی و کیفی می شود.
  • شرحی روایت‌‌گونه با سازگاری درونی و چالش برانگیز از آینده‌های ممکن

اگر چه در میان تعاریف بالا از سناریو شباهت‌های بسیاری وجود دارد، اما تفاوت‌ها در جنبه‌های مربوط به اهداف، روند تکامل متغیرها، بازیگران و … می‌باشد. شایع‌ترین کلمه در این تعاریف، «توصیف» است که با کلماتی چون «تصویر (picture)» یا «روایت (narrative)» یا «شرح (description)» یا حتی کلمه انتزاعی «دستگاه (device)» جایگزین شده است. بنابراین، نکته مشترک در همه این تعاریف این است که یک سناریو باید یک وضعیت را در آینده توصیف کند که این همان ماهیت یا ذات واقعی سناریو است. با این وجود، بسیاری از مشکلات هنگام بررسی و گسترش مفهوم «شرح (description)» پدیدار می‌شود؛ زیرا یک «روایت»، «نمودار»، «تصویر» یا حتی یک «فرمول ریاضی» می تواند توصیف یا یک شرح باشد.

سناریونگاری

سناریونگاری از دیتا تا داستان

 

دو مرحله‌ی ساخت سناریوها

مرحله اول. تحقیق و تجزیه و تحلیل (R & A): این مرحله شامل توسعه سناریو به روش منطقی، مفهومی یا ریاضی است. این اطلاعات کمی و کیفی معمولاً در چهار حوزه تقسیم می‌شوند: دامنه، اهداف، جنبه های داخلی شرکت (ساختار، ظرفیت، منابع و …) و زمینه خارجی (محیط، روندها، زمینه، پیشران‌های تغییر و …). این مرحله همچنین شامل مفروضات و پیش‌بینی‌ها است.

مرحله دوم. روایت‌پردازی (storytelling): در این مرحله کارشناسان سعی می‌کنند تمام اطلاعات مربوطه را که در طول مراحل تحقیق و تحلیل مطرح شده است، به وسیله مکانیسم‌های ارتباطی قدرتمند، که عمدتاً روایت‌ها هستند، بیان کنند. این مرحله می‌تواند موفقیت کل فعالیت را تعیین کند. این روایت‌ها باید بتوانند مهم‌ترین اطلاعات کشف شده در طول تحقیق را در یک قالب، عمدتاً متن، ارائه دهند. البته گاهی این کار برای توصیف شرایط پیچیده مناسب نیست. به عنوان مثال، برخی از انواع روابط، عوامل عددی و احتمالات با استفاده از روایت متن‌ها به راحتی قابل انتقال نیستند. به غیر از روایت متنی، منابع دیگر مانند تصاویر، فیلم ها و نمودارها نیز به طور فزاینده‌ای برای غنی‌سازی روایت استفاده می‌شوند.

کاهش اطلاعات

تفاوت‌های ماهوی عمده در نوع اطلاعات بین مرحله اول و دوم وجود دارد. ساخت سناریو در گذر از مرحله اول به مرحله دوم حاصل می‌شود. گذر از مرحله اول که سرشار از داده‌ها، متغیرها و تجزیه و تحلیل آن‌ها است، به مرحله دوم که بیشتر توصیفی و ارتباط‌‌‌گرا است، به این ترتیب است که برای کاهش پیچیدگی مرحله اول و رهایی از صدها متغیر موجود در این مرحله، برخی از اطلاعات توسط خالق روایت، حذف می‌شود. از این فرآیند به عنوان «کاهش اطلاعات» یاد می‌شود. از دست دادن عدم اطمینانِ اطلاعات حذف شده، از دست دادنِ اطلاعات لازم برای ساخت کلان‌تصویر (big picture)، حذف هویت‌های غیر مرتبط در نسبت با هدف سناریو و در نتیجه ناقص شدن شبکه ارتباطی بین هویت‌ها، از جمله آسیب‌های مرحله کاهش اطلاعات است. همین امر باعث می‌شود در برخی از سازمان ها، اهداف سناریوها مورد تردیدهایی جدی قرار گیرد و این سؤال مطرح شود که آیا سناریوها ارزش‌مند هستند و موجب اتلاف وقت نمی‌شوند؟ برای مقابله با این آسیب‌ها رویکرد نشانه‌شناسی پیشنهاد می شود.

سناریونویسی

نوشته ی مرتبط: نقدی برروش سناریو

 

رویکرد نشانه‌شناسی به روایت‌پردازی

این رویکرد بر مبنای سه‌گانه پدرِ علم نشانه‌شناسی، چارلز سندرز پیرس، شکل گرفته است. این سه‌گانه عبارتند از:

  • هدف (object): وضعیتی است که باید شرح داده شود (وضعیت آینده در جهان)، یا چیزی که معنی دار است.
  • نشانه یا نماینده (sign,representation): به هر بخش از روایت، متن و سایر منابعِ مورد استفاده برای توصیف گفته می‌شود.
  • تفسیر (Interpretant): اثری که هر قسمت از روایت بر روی مخاطب ایجاد می‌کند.

در این رویکرد، روایت به عنوان مجموع نشانه‌ها و روایت‌پردازی به عنوان فرآیند سمیوز (semiosis: هر فعالیتی که شامل سه مرحله فوق باشد) در نظر گرفته می‌شود. هدف این بخش توسعه یک چارچوب برای کمک به روایت‌پردازان به‌منظور حفظ انسجام و ادامه (ردیابی) آن‌چه در مرحله تجزیه و تحلیل انجام شده است (مرحله اول)، می‌باشد. این کار از طریق حفظ حداکثر اطلاعات با توجه به هدف انجام می‌شود. در این چارچوب با استفاه از عناصر سه‌گانه پیرس، دو فعالیت اصلی انجام می‌شود: انتخاب (what) آن‌چه که منتقل می شود (شامل دو مرحله: انتخاب هدف و انتخاب اطلاعات مرتبط با هدف) و انتخاب نحوه (how) انتقال آن است (شامل دو مرحله: انتخاب نشان ـ ابزار (sign-vehicles) یا سه سطح تفسیر عاطفی (emotional)، منطقی (logical) و عملی (pragmtic) و ساخت روایت). این مراحل با ورودی‌ها و خروجی‌های اصلیِ هر یک از آن‌ها، در شکل زیر نشان داده شده است.

 

سناریونگاری

فرایند روایت پردازی در سناریو

 

آنچه در بالا خواندید ترجمه ای کوتاه از مقاله ای با همین عنوان است که توسط سرکار خانم زهرا حیدری دارانی از دانشجویان کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان ترجمه شده است. برای دریافت ترجمه مفصل تر می توانید از طریق لینک تماس با من درخواست خود را ثبت کنید.

 

لینک اصل مقاله:

From data analysis to storytelling in scenario building

 

راه حل های تکنولوژیک یا تغییرات اجتماعی؟

۱۹ آذر ۱۳۹۷

اگر راه حل شما برای حل یک مشکل نیاز به این دارد که شخص دیگری رفتارش را تغییر دهد، در حقیقت مشکل شما حل نشده است. بشریت با مشکلات بسیار زیادی روبروست که برای حل شدن نیاز به تلاش های مشترک بسیاری از افراد و حتی همکاری بین دولت ها دارد. می خواهیم به بررسی این موضوع بپ ردازیم که چرا یک راه حل تکنولوژیکی بیش از یک راه حل اجتماعی ترجیح داده می شود.

با بررسی یک نمونه از راه حل های موفق تکنولوژیکی در می یابیم که  هنگامی که محققان دریافتند که CFC ها که در اسپری ها و یخچال ها استفاده می شوند در تقابل با لایه ی محافظ اوزون هستند و باعث از بین رفتن این لایه می شوند، شروع به تحقیق برای یافتن یک جایگزین با قدرت تخریب کمتر برای CFC ها کردند. اولین پیشنهاد این بود که هر شخص باید از استفاده از یخچال یا اسپری ها خودداری کند که بسیار بعید به نظر می آمد زیرا این ها دستگاه های محبوبی بودند که همه استفاده می کردند و بعید بود که افراد بتوانند از استفاده از آنها صرف نظر کنند و موجب تغییر شوند. خوشبختانه HCFC ها پیدا شدند که جایگزین مناسبی برای CFC ها هستند و بنابراین قوانینی در سطح جهان برای این جایگزینی وضع گردید و مشکل توسط یک راه حل تکنولوژیک حل شد که در آن تغییر اجتماعی عملاً غیرممکن بود.

راه حل های فناورانه

فناوری؛ هم درد و هم درمان

 

تولید گازهای گلخانه ای عمدتاً بدلیل استفاده از سوخت های فسیلی افزایش یافته است که این افزایش منجر به تغییرات آب و هوایی شده و جالب توجه است که بسیاری از راه حل های پیشنهادی برای تغییرات آب و هوایی شامل تغییرات اجتماعی می شوند به این ترتیب که برای مثال همه ی ما گیاه خوار شویم، از رانندگی کردن صرف نظر کنیم و یا اینکه برق کمتری حاصل از سوخت های فسیلی مصرف کنیم. با این حال، ما قادر به انجام این کار نیستیم، زیرا انسان ها رفتارشان را تغییر نمی دهند مگر اینکه مستقیماً در معرض آسیب باشند. تهدید آسیب های حاصل از این گاز ها برای خودمان و نسل های آینده به اندازه کافی قانع کننده نیست که ما رانندگی کردن را متوقف کنیم. اگر فرض را بر این بگذاریم که ما هیچ راه حل تکنولوژیکی پیدا نمی کنیم و تغییر در آب و هوا کاملاً به تغییر جامعه وابسته است، آن وقت به احتمال زیاد ما تولید گازهای گلخانه ای را با سرعت بیشتری ادامه دهیم تا زمانی که مردم از شدت قحطی و کمبود غذا به شدت رنج ببرند و آن موقع است که رفتارشان را تغییر خواهند داد.

جالب توجه است که یک راه حل فناورانه برای کاهش انتشار دی اکسید کربن در حال حاضر وجود دارد و از سال ۱۹۵۰ در قالب انرژی هسته ای در دسترس بو ده است. نیروی هسته ای می تواند جایگزین تمام نیروگاه های سوخت زغال سنگ، گاز و نفت ما شود و تولید گاز دی اکسید کربن حاصل از تولید برق ما را به صفر برساند، اما با این وجود مقاومت زیادی در برابر استفاده از نیروی هسته ای به دلیل خطرات آن وجود دارد. خطرات ناشی از این انرژی اغلب توسط گروه های زیست محیطی مانند Greenpeace بسیار پر رنگ شده است. با این وجود آسیب ناشی از نیروی هسته ای در مقایسه با خسارت ناشی از سوخت های فسیلی بسیار ناچیز است. مطمئناً اتفاقات هسته ای با تلفات و آسیب های زیست محیطی روی داده است، اما سوخت های فسیلی در آستانه به وجود آوردن فاجعه ای جهانی قرار دارند که اکثریت گونه های موجود در سیاره ما را منقرض می کنند و مناطق بزرگی را غیرقابل زیست می سازند و مهمتر از همه، تولید غذا را دچار مشکل می کنند. از هر جهت که بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که انرژی هسته ای باید هرچه سریعتر جایگزین سوخت های فسیلی شود ولی با این حال ترس عمومی در مورد انرژی هسته ای امکان استفاده از این انرژی را در این مقطع زمانی ناممکن می سازد.

در حالی که انرژی خورشیدی و باد اکنون جایگزین مناسبی برای سوخت های فسیلی هستند ولی برای استفاده از این انرژی ها بسیار دیر است و آن ها نمی توانند تغییراتی را که ما در حال ایجاد آن هستیم موجب شوند. این در حالی است که دوست داران محیط زیست که داعیه دار حفاظت از زمین هستند با گسترش ترس از فناوری تخریب آن را به ارمغان آورده اند. ما می توانیم رفتار دقیقاً مشابهی را در مورد استفاده از درخت خرما برای تولید روغن و انقراض احتمالی اورانگوتان ها ببینیم. روغن نخل در بسیاری از غذاها، شامپوها و مواد شوینده استفاده می شود. نخل های روغنی در کشورهای گرمسیری مثل اندونزی و مالزی رشد می کنند که بسیاری از گونه های مختلف جانوری مانند اورانگوتان ها در آنجا زندگی می کنند. همه ما از این موضوع آگاه هستیم اما به خرید غذاهای میان وعده، شامپو و مواد شوینده ادامه می دهیم. ما رفتار خود را تغییر نخواهیم داد، زیرا انقراض اورانگوتان ها باعث آسیب مستقیم ما نمی شود. بنابراین آیا یک راه حل فنی برای حل این مشکل وجود دارد؟ آیا می توانیم روغن حاصل از درخت خرما را با ماده دیگری جایگزین کنیم تا بتوانیم به استفاده از محصولاتی که ما به استفاده از آنها علاقه داریم بدون نابودی جنگل ها ادامه دهیم؟ ایکوور، یک تولید کننده مواد شوینده، جایگزین روغن حاصل از درخت خرما را برای استفاده در مایع لباسشویی خود تولید کرد. روغن از جلبک هایی که به لحاظ ژنتیکی اصلاح شده بودند به دست می آمد. با این وجود به دلیل ترس از اصلاح ژنتیکی که توسط گروه های زیست محیطی مانند Greenpeace گسترش یافته، بسیاری از مردم از استفاده از محصولات اصلاح شده ژنتیکی خودداری می کنند. طی یک نامه سرگشاده به ایکوور که توسط بسیاری از گروه های زیست محیطی مانند Friends of the Earth امضا شد، او را مجبور به تجدید نظر در استفاده از جایگزین روغن نخل حاصل شده از جلبک های اصلاح شده ژنتیکی کردند تا یکبار دیگر، ترس غیر منطقی از فناوری – توسط کسانی که بیشترین نگرانی در مورد محافظت این سیاره را دارند، منجر به تخریب آن شود.

ما اگر می خواهیم مشکلاتی که با آنها مواجه هستیم را حل کنیم، باید به این ترس از فناوری توجه کنیم و این واقعیت را بپذیریم که ما با تغییر رفتار مردم قادر به حل این مشکلات نخواهیم بود.

 

پی نوشت:

می دانیم که برای برخی خوانندگان این مقاله پذیرفتن آن ممکن است دشوار باشد، اما ما ناگزیر از شنیدن همه نظرات هستیم تا در نهایت به دموکرات ترین حالت بتوانیم تصمیم بگیریم.

این نوشتار حاصل کوشش آقای اکبر قدیری دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در ترجمه ی مقاله زیر است:

Technological solutions are always preferable to societal change

نقدی بر سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

۳ آذر ۱۳۹۷

هر چند اساسا با هر چه سند از هر نوعش آن هم به دلایل علمی مخالفم و از هر چه شعار تو خالی و عوام فریبانه مثل «آینده را باید ساخت» متنفرم که اگر هم خوب باشند دارند بد به کار می روند، اما ایراد اساسی من ساختن آرمانشهر است. البته با آرمانشهرهایی که دن کیشوت های سوار بر اسب های لنگ می سازند مخالف نیستم، دیوانگانِ تنها هیچ وقت برای جوامع ضرری نداشتند. اما آرمانشهرهای حکومتی، آینده پژوهانه و عاقلانه جلوه دادن همه اشتباهات وحشتناک احتمالی آینده است که هیچ کس امضاکنندگان مانیفست های اولیه آنها را به یاد ندارد.

بگذریم، خاطر سندنویسان عزیز را با زیر سوال بردن اصل سندنویسی و آرمانشهرنگاری مکدر نمی کنم. با این فرض که سند را مفید بدانم در مورد این سند یعنی « الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت»، یک سوال مهم دارم. حداقل برای خودم مهم است. این که می گویم من، برای مهم جلوه دادن خودم نیست. دارم تمرین می کنم که بتوانم به جای خودم حرف بزنم و واژه مردم و جامعه را به هر نحوی استفاده نکنم.

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

آرمانشهر و چالش اعتبار آینده پژوهانه

 

سوالم این است اگر آیندگان نخواهند مبانی ما را بپذیرند با آنها چه باید بکنیم؟ در رسانه های شما چهل سال است یک ساز به نمایش در نیامده است، چهل سال است برای زنانی که عزت را برایشان به ارمغان آورده اید و آنها را به مقام انسانی رساندید، هنوز رفتن به آوردگاه های ورزشی تابویی وحشتناک است که می شود موضوع روز منبرهای نماز جمعه. شما چه تضمینی به آیندگان می دهید که اگر نخواهند در آرمانشهر شما زندگی کنند یک در پشتی هست که بدون مزاحمت می توانند از آن بیرون بروند.

در سند پایبندی بر بنیادی ترین ارزش های تعریف شده و توافق شده در چهل سال پیش از این و اصرار بر تداوم آنها تا حدود پنجاه سال بعد یعنی سال ۱۴۴۴، اولین چیزی است که برای منی که بر روی تصاویر آینده کار کرده ام و کمی در مورد آرمان و آرمان ها فکر کرده ام، عجیب به نظر می رسد.

 

نوشته ای دیگر: آرمانشهر، ویرانشهر، آینده پژوهی

 

برای میکرو آرمان های شخصی شده در جامعه ای که در نیم قرن گذشته بخت خویش را در همه ی راه ها و بی راهه ها آزموده اند و حالا دور خودشان یک حصار کشیده اند و تراز شناخت خودی و ناخودی و بی خودی محصور به متراژی تا نوک دماغشان شده و بنیان دین و دنیاشان همه اش شده «من اینجوری بیش تر حال می کنم»، آرمان نگاری می کنید و بعد حتی حاضر نیستید کمی و فقط کمی پای مبارک را جمع کنید تا ببینید زیر پوست شهر، دهه هفتادی ها و هشتادی ها که ساقی های محله را از معلم هایشان بیشتر می شناسند، نه مبانی انسان شناسی شان، نه مبانی دین شناسی شان و نه هیچی شان اصلا شبیه تو که مبارز زندانی زمان شاه بودی یا منِ دهه شصتی که بلند بلند در سگ لرزه زمستان در صف های صبحگاهی دبستان با تمام وجودم داد می زدم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نیست.

سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

بهترین آرمانشهر نداشتن آرمانشهر است

 

حالا بگذریم که برای نسل های بعد که تو از اینجا از سال ۱۳۹۷ برایشان خط و نشانِ سعادت و شقاوت می کشی اساسا شاخص ها هم متفاوت خواهد شد. آنچه امروز تو پیشرفت می دانی و سندش را نوشتی از کجا می دانی برای پنجاه سال بعد پسرفت نیست. سندنویس عزیز شما کلمات خوبی نوشتی، همه اینها بار معنایی خوبی دارند اما الان و برای من و تو. سندی که من می بینم بیشتر اعترافاتمان برای مسیر نرفته است تا شناخت مسیر پیش رو.

بیا به ماندنمان در ۱۴۰۴ فکر کنیم تا به بهشت موعودمان در ۱۴۴۴.

پروژه ایران ۲۰۴۰ در دانشگاه استنفورد

۲ آذر ۱۳۹۷

در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه استنفورد پروژه ای کلید خورد که هدفش بررسی کمی وضعیت ایران در آینده یا به عبارتی پیش بینی ایران تا سال ۲۰۴۰ در حوزه های مختلف بود. این پروژه ی دانشگاهی بر اساس تحلیل داده های کمی و با استفاده از نگاهی آینده نگارانه به بررسی روندهای حاکم بر ایران در حوزه های جمعیت شناسی، اقتصاد، انرژی، آب، کشاورزی و سیستم های مالی پرداخته است.

ایران 2040

ایران در سال ۲۰۴۰ به روایت استنفورد

 

دسترسی به گزارش های این پروژه رایگان است و آینده پژوهان و دیگر علاقه مندان به بررسی روندهای حاکم بر آینده ایران می توانند از آن استفاده کنند.

برای ورود به صفحه گزارش از لینک زیر استفاده کنید:

ایران ۲۰۴۰

. logo-samandehi تایید