+

کتاب تصاویر آینده اثر فرد ال پولاک

۱۳ تیر ۱۳۹۵

اولین مطالعه فلسفی نظامندِ مرتبط با نقش «تصاویر آینده» در فرهنگ‌های گوناگون و در طول تاریخ را می‌توان در کتاب تصور آینده اثر فرد پولاک (Frederik Lodewijk Polak) یافت. پولاک در این کتاب که در دهه ۱۹۵۰ نوشته شده است، تصورات آرمانی و معادی از آینده و رابطه آن‌ها با فرهنگ و افت‌ و‌ خیز  تمدن ها را بررسی کرد. پولاک به عنوان یک ایده‌آل گرای تاریخی مدعی است که «ایده یا ‌اندیشه»، مخصوصاً‌ اندیشه‌های معطوف به آینده، محرک‌های اصلی تاریخ هستند که نوع بشر را به قلمرویی «دیگر» هدایت می‌کنند. پولاک در پاسخ به نظریه‌ی تغییر تاریخی و فرهنگی «چالش‌ها و پاسخ‌های» آرنولد توینبی (Arnold Toynbee) نوشت:

تا زمانی که تصویر جامعه از آینده مثبت و رو‌ به‌ رشد است، فرهنگ جامعه رو به رشد و شکوفایی است و وقتی این تصویر رو به زوال بگذارد و سر زندگی‌اش را از دست بدهد، فرهنگ بقا پیدا نمی کند و از دست می‌رود….

فریدریک پولاک

پس سوال نخست شرح چگونگی افت و خیز فرهنگ‌ها نیست، بلکه شرح ایجاد تغییرات موفقیت آمیز در تصاویر آینده است. وقتی پولاک بر مبنای فلسفه‌ی تاریخی‌اش به مطالعه دوران مدرن پرداخت، به نتیجه‌ی تکان دهنده‌ای رسید: به دلیل «مرگ آرام» تمام تصاویر معادی و آرمانی از آینده، تصاویر آینده در دنیای مدرن دچار «جابجایی شدید» شده‌اند. پولاک بر این باور بود که این گذر از دوران مدرن به دوران پسامدرن که شاید بتوان به بهترین وجه آن را زمان آخر یا مرحله آخر نامید، به دلیل تغییر در معنویات است که این خود ناشی از تخریب کل تصاویر آینده است. به علاوه، برای اولین بار در تاریخ تمدن غرب هیچ شوقی برای درک تصویرهای نو از آینده وجود ندارد. در واقع، بر خلاف تمام اعصار قبل، این دوره حمله‌ی پرخاشگرانه‌ای علیه تصاویر آینده انجام داده است. انسان قرن بیستمی ‌به صورت فعال، جامعه و تمدن «بدون آینده‌ای» را دنبال می‌کند.

آینده پژوهی

در این اثر گرانبها صرف نظر از ادعاهای تحقق نایافته در مورد زوال غرب که حداقل هنوز نشانه های جدی از آن نمی بینیم، نویسنده به درستی بر نقش تصاویر آینده در ساخت و پیشرفت تمدن ها و فرهنگ ها اشاره کرده است. آخر آنکه هر چند این کتاب حدود ۶۰ سال پیش نگارش یافته است اما هنوز خواندن آن برای پژوهشگران حوزه آینده نگاری اجتماعی، تغییرات اجتماعی و توسعه می تواند بسیار آموزنده باشد.

آینده پژوهی از گذشته تا اکنون

۱۰ تیر ۱۳۹۵

علم، هنر یا تلفیق این دو، آینده پژوهی را هر چه در نظر آوریم، تلاشی است در جهت ترسیم خط سیر زمان فراتر از زمان حال. از خطوط به جای مانده بر دیوار غارها که  نشان می دهد چگونه نیاکان بشر بر گذر زمان وقوف داشته و فصل شکار را تعیین می کردند تا جمهوریت افلاطون که آرمان شهر را به تصویر می کشد، تا به امروز که تفکر معطوف به آینده تلاش می کند در قامت رشته علمی آینده پژوهی جایی برای خود در میان علوم آکادمیک بیابد، همه و همه اینها نشان از علاقه سیری ناپذیر انسان در احاطه بر آینده دارند. اگر بخواهیم به صورت خلاصه مطالعه ای داشته باشیم بر تلاش های آینده پژوهانه از ابتدا تا کنون، می توانیم یک کار خلاصه از خانم اندرسون را مورد امعان نظر قرار دهیم.

جانا اندرسون

خانم  جانا اندرسون (Janna Anderson) از دانشگاه الون (Elon University) تاریخچه ای را تهیه کرده اند که به طور خلاصه از گذشته تا به امروز تلاش های آینده پژوهان را به ما نشان می دهد. نام بسیاری از بزرگان این رشته در کنار نام موسسات، نشریات و حتی احزاب سیاسی به همراه معرفی مختصری از آثار آنها در این تاریخچه به چشم می خورد. برای مطالعه این تاریخچه فایل پیوست را دانلود نمایید.

Futures-Studies-Timeline Iranian-Futurist

 پی نوشت: زمانی که قصد منتشر کردن این گزارش ۱۴ صفحه ای را داشتم از نویسنده آن یعنی خانم جانا اندرسون اجازه گرفتم. جوابی که ایشان درست یک دقیقه بعد در پاسخ به ایمیل بنده دادند، برایم جالب و آموزنده بود و بد ندیدم آن را منتشر کنم. متن پیام ایشان عینا در زیر آمده است:

We need to educate as many people as possible as deeply as possible in futures thinking in order to help bring about the best future possible. I am honored that you have found the “Futures Studies Timeline” to be useful and I wish to share it with as many people as possible. As long as you credit the timeline to me you have my encouragement to post it and share it in all forms.

ما به آموزش آینده پژوهی در هر سطحی و در هر گستره ای نیازمندیم تا به مردم در گزینش بهترین آینده های ممکن پیش رویشان کمک کنیم.

پرسش از آینده

۵ تیر ۱۳۹۵

پرسش از آینده (Questioning the Future) یا به عبارت دقیق تر (Questioning the Future: Methods and Tools for Organizational and Societal Transformation) نام کتابی است از سهیل عنایت الله که در دانشگاه تام کانگ تایوان و در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسیده است.

این کتاب در مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری دفاعی و توسط آقای مسعود منزوی ترجمه شده است. ۱.مفهوم سازی آینده پژوهی، ۲. به کارگیری آینده پژوهی و ۳. پیوست ها که خود حاوی نکات خواندنی است، سه فصل این کتاب را تشکیل می دهند.

هر چند نباید تمام نوشته های این کتاب را وحی منزل پنداشت و کمی و فقط کمی هم ترجمه کتاب ناروا است، اما خواندن این کتاب برای ورود به بحث های آینده پژوهی ضروری است.

تاملی در مفهوم تصاویر آینده به مثابه ساخت هویت اجتماعی

۳۰ آذر ۱۳۹۴

خوشحالم که یکی از مقالات مستخرج از رساله ی دکتری ام در نشریه ای وزین و معتبر به چاپ رسید. اقبال به رشته آینده پژوهی در کشور ما رو به فزونی است. اقبالی که گاه مورد نقد دلسوزان و گاه مورد حسد، حسدورزان قرار می گیرد. در هر حال آینده پژوهان کشور واقف به لزوم انتشار آثار خود هستند تا علاوه بر گسترش تفکر معطوف به آینده، نوشته ها و آثار خود را در معرض نقد سازنده قرار دهند.

در ادامه چکیده مقاله آمده است:

چکیده

این نوشتار، بر اساس تفسیری نظرورزانه مترصد پاسخ به این سوال است که آیا تصاویر آینده می توانند هویت ساز باشند؟ به لحاظ استعاری، جان مایه ی کلام، اشاره به مقصد مشترک مسافران یک وسیله ی نقلیه، به جای تاکید بر همسانی مسافران آن است، جامعه ای که بسان یک کشتی در مسیری قرار دارد و هویتش را نه از یکسانی قومیت، نژاد، زبان، مشترکات فرهنگی و تاریخی مسافرانش، بلکه از مقصد مشترک آنها می گیرد. همچنین بحث خواهد شد که این خوانش جدید از هویت که آن را هویت مقصد نام نهاده ایم، در روزگار کنونی که تغییر، شاخصه ی ثابت آن است و دگرگونی های نسلی، نو به نو بر جامعه تحمیل می شوند، چه به لحاظ سازش با اقلیم جوامعِ در حال گذار، مانند جامعه ی ایرانی و چه به لحاظ مشارکت دادن جوانان در ساخت آن، از قابلیت انسجام بخشی و هویت آفرینی بالایی برخوردار است.

متن مقاله را می توانید از لینک زیر دانلود نمایید.

«تاملی در مفهوم تصاویر آینده به مثابه ساخت هویت اجتماعی»

فراماشین، کدام هوش؟ کدام مصنوعی؟

۱۸ آذر ۱۳۹۴

این نوشتار تفسیری آینده پژوهانه است بر فیلم (EX MACHINA)‌ که یکی از برترین فیلم های سال ۲۰۱۵ شناخته شده است. با من همراه باشید.

وقتی کلمه مصنوعی را در کنار واژه هوش می بینیم ناخودآگاه ذهنمان می رود به سمت هوش هایی که ما ساخته ایم. انگار که ما هوشی طبیعی هستیم و آنچه ساخته ایم هوشی است مصنوعی. یاد نقدهای ضیاء الدین سردار می افتم با همه ایرادهایی که به واژه هایی مانند شرق شناسی یا طب سنتی دارد. با این حال بگذارید با همان نگاه از بالا به پایین به هوش مصنوعی، به تماشای فیلم بنشینیم.

نقد فیلم فراماشین

فضای فیلم عاری از شلوغی های مربوط به جلوه­ های ویژه است. از ماشین های غول پیکر، موجودات عجیب و غریب یا بیگانگان فضایی با چهره ­های مضحک خبری نیست. در عوض به عنوان یک فیلم آینده گرا ذهن مخاطب را درگیر بغرنج ترین سوالات بشری می کند، البته اینجا با حضور شخصیتی ماشینی به نام Ava که ساخته دست ناتان است. ناتان صاحب بزرگترین موتور جستجوی جهان یعنی (BLUE BOOK) است. موتوری که برای ساخت آوا از آن استفاده کرده است. ناتان ویلا یا به قول خودش یک مرکز تحقیقاتی در دل طبیعت بکر دارد. جایی که تقابل بین بیرون و درون را به خوبی نشان می دهد و این تقابل تا آخرین لحظه فیلم ذهن مخاطب را درگیر می کند. جایی میان حصارهایی که تو ساخته ای و آن بیرونی که خدایان، خدا یا طبیعت مالک آن است. جز ناتان و مخلوقش یعنی آوا، کالیب (Caleb) سومین شخصیت داستان است. جوانی باهوش از خیل کارمندان ناتان که عامدانه به یک مسابقه خوانده می شود. ناتان او را به خلوت گاه خودش کشانده تا در تقابل با آوا قرارش دهد. برای آزمایش او یا آوا و این خود یکی از سرگشتگی های مخاطب می شود در کل فیلم که چه کسی در به اصطلاح آزمایش تورینگ دارد به آن یکی به عنوان مورد آزمایشی می نگرد. انسان یا ماشین؟! کالیب در اولین گفتگوهایش با ناتان وقتی می فهمد که قرار است طرف انسانی در تست تورینگ باشد هیجان زده این بازی را نه تاریخ بشر که تاریخ خدایان می خواند. گویی ناتان خالقی خداگونه است که از او می خواهد در برابر مخلوقش آوا سجده کند. به واقع صحنه فیلم، جنگ میان خدایان است. چه کسی خالق برتر است، خدای کالیب یا خدای آوا؟؟ و این ذهن ما را درگیر کهن الگوی همیشگی خلقت می کند. ناتان مانند خدایی چیره دست و کم و بیش مانند خدایی که داستان های خلقتش را شنیده ایم، آوا را خلق کرده، از روح خود (BLUE BOOK) در او دمیده و حالا برای او مبارز می طلب.  گویی همه ی صحنه های خلقت و راز و رمز میان خدایان و آدمیان در همین مرکز تحقیقاتی کوچک در حال از سر گیری است. انسانی که در مقابل خدای خود نافرمانی می کند، انسانی که سعی در فریب خدا دارد و انسانی که از بهشت خسته شده است.

نقد فیلم فراماشین

از سوی دیگر دیالوگ های میان این سه شخصیت و حضور مرموز یک زن دیگر که در میانه های فیلم اسکلت فلزیش نمایان می شود، ذهن ببیننده را دادگاهی می کند که شاکی و متشاکی و قاضی و وکیل و حضار، همه و همه خودش می شود.

مسیر فیلم به سمتی کشیده می شود که آوا و کالیب به زبان احساس سخن می گویند. و اینجا نقطه اوج دیگر فیلم است. ناتان به کالیب گوشزد می کند که تو بعد من دومین مردی هستی که آوا را ملاقات می کند و چون من نقش پدر او را بازی می کنم، پس او اجازه دارد به تو علاقه پیدا کند. کالیب می خواهد مطمئن شود که ناتان، آوا را برای عاشق او شدن برنامه ریزی کرده است یا نه؟ و این شاید یکی از ترسناک ترین سوالات باشد. آیا ما برای عاشق شدن برنامه ریزی می شویم؟ آیا هوش مصنوعی یا همان ماشین می تواند به سطحی از پیشرفت دست پیدا کند که بدون برنامه ریزی خالق آن بتواند احساساتی را بروز دهد؟ آیا ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه ما برنامه ریزی شده است؟ و اگر برنامه ریزی در کار نیست، آیا هوش مصنوعی می تواند بدان سطح از آگاهی برسد. کالیب که در اولین برخورد با آوا هیجان زده برخورد با او را مانند نگاه کردن در آینه توصیف می کند، تا آنجا در فهم آوا درمانده می شود که حتی به انسان بودن خود شک می ­کند، جلوی آینه می ایستد و رگ دست خود را می برد تا مطمئن شود که ماشین نیست. کالیب در آخر می فهمد که انتخاب او نه به خاطر باهوش بودنش بلکه به خاطر بی خانواده بودن، پایبند به اخلاقیات بودن، بدون دوست دختر بودن و … است. یک موش آزمایشگاهی برای تست یک ابر ماشین.

و نقطه اوج سوم جایی است که آوا برنده می شود. او از تمامی خصوصیات انسانی مانند عشق، نفرت، دروغ گفتن، فریب دادن، بازی کردن و … استفاده می کند و بر علیه خدایان خود شورش می کند. این شورش او را از قفسی که برایش ساخته اند می رهاند و او به بهشت هبوط می کند. اما این بار نه به جرم خوردن میوه ممنوعه بلکه خودخواسته، برنامه ریزی شده، فریب کارانه، هوشمندانه و البته با قتل خدایانش.

و برای من این تمسخر را به همراه داشت که انسانی که در اسطوره هایش با فریب خوردن از یک حیوان از بهشت رانده می شود، خود را هوش طبیعی می داند، و موجودی که با فریب و قتل خدایان خود وارد بهشت می شود را هوش مصنوعی می نامد. ما به زودی مجبور خواهیم بود تا در استعاره های خود تجدید نظر کنیم.

معرفی کتاب کاربست آینده نگاری راهبردی در دولت

۱۹ خرداد ۱۳۹۴

آینده نگاری راهبردی درباره ی درک چشم انداز کلی از موقعیتی خاص و گزینه های پیش روی تصمیم گیران در آن موقعیت و مرتبط با آینده نگاری مسایل راهبردی است. به عبارت دیگر آینده نگاری راهبردی فرایندی است برای افزایش توانایی های فردی و سازمانی به منظور درک فرصت ها و تهدیدهای در حال ظهور، عناصر وابسته ی مسیر، پیشران ها، محرک ها، منابع و علت و معلول ها، که با تصمیمات بدیل مرتبط هستند؛ تصمیمات بدیلی که فضای مسیرهای آینده های ممکن، باورپذیر، محتمل و مرجح را شکل می دهند تا تصمیمات مرتبط با برنامه ریزی های راهبردی و عمومی سازمان و مرتبط با ابزارهای دستیابی به اهداف بلند مدت، بتوانند با آگاهی و آمادگی بهتر اتخاذ شوند.

معرفی کتاب کاربست آینده نگاری راهبردی در دولت

کتاب «کاربست آینده نگاری راهبردی در دولت» درباره به کارگیری آینده نگاری راهبردی در تصمیم گیری عمومی دولت های کشورهای مدنظر بحث می کند و تلاش دارد به سوالات زیر پاسخ دهد:

– چه اقداماتی می توان برای قوی تر ساختن ارتباط بین آینده نگاری و تصمیم گیری صورت داد؟

– چگونه می توانیم نظام های آینده نگاری خود را به منظور پاسخ گویی بهتر به نیازهای تصمیم گیری عمومی توسعه دهیم؟

کتاب مزبوربا عنوان‌ اصلی «Practising strategic foresight in government» نوشته کوواسا تئومو (Kuosa Tuomo) است که توسط آقایان محسن کشاورز ترک و مصطفی کشاورز ترک ترجمه شده و موسسه افق آینده پژوهی راهبردی آن را به چاپ رسانیده است.

کتاب در ۴ فصل کلی تنظیم شده است. فصل اول به بیان کلیاتی در زمینه آینده نگاری راهبردی می پردازد. فصل دوم جایگاه آینده نگاری راهبردی در سیاست های عمومی  کشور فنلاند، کشور سنگاپور و اتحادیه اروپا را مورد امعان نظر قرار می دهد، فصل سوم مجموعه ای از مصاحبه هاست و در نهایت فصل چهارم شامل دو مقاله ی چاپ شده در نشریه فیوچرز است.

با توجه به کمبود منابع فارسی در زمینه آینده نگاری راهبردی، امیدوارم این کتاب مدخل خوبی برای ورود به این بحث باشد. در انتها  از دوست خوبم آقای محسن کشاورز که یک نسخه از کتاب را در اختیار بنده قرار داده اند، تشکر و آینده ای پر از بهروزی و پیروزی برایشان آرزو دارم.

درس نامه ای در روش دلفی

۲۴ فروردین ۱۳۹۴

پروژه هزاره (The Millennium Project) را دانشجویان آینده پژوهی با کتاب روش شناسی ملنیوم می شناسند. پروژه هزاره یا ملنیوم  سازمانی مستقل و غیرانتفاعی است که در سال ۱۹۹۶ و پس از سه سال مطالعه امکان سنجی متولد شد. این سازمان در واقع یک اتاق فکر متشکل از آینده پژوهان، مدیران کسب و کار و سیاست گذارانی است که برای سازمان های بین المللی، دانشگاه ها، دولت ها، سازمان های غیرانتفاعی و .. کار می کنند. هدف این سازمان ارتقا چشم اندازهای انسانی به منظور دست یابی به آینده های بهتر است و ماموریتش تفکر در مورد آینده و در معرض نقد قرار دادن این تفکرات است تا از بازخوردهایی که از این نقدها می گیرد بتواند با رجوع به خرد جمعی تصمیمات بهتری در مواجه با مسائل آینده بگیرد. دو پروژه همواره در ملنیوم دنبال می شوند. یک مورد گزارش های سالیانه ای است تحت عنوان «وضعیت آینده» که برخی از این گزارش ها به فارسی نیز ترجمه و خلاصه اجرایی آنها در وب سایت این سازمان در دسترس قرار دارند. این گزارش ها بر روی مهمترین چالش های پیش روی بشر در سطح جهانی است. همچنین کتاب روش شناسی که به تواتر به روز می شود و جز منابع خوب در روش شناسی آینده نگاری است.

روش دلفی

 در سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی پروژه هزاره مطالعه ای در زمینه مسائل نوظهور اخلاقی در مقیاس جهانی را در دستور کار خود قرار داد. این تحقیق بر آن بود تا مهمترین مسائل اخلاقی که در سطح جهانی و در افق زمانی تا سال ۲۰۵۰ میلادی امکان وقوع دارند را شناسایی، احتمال وقوع آنها را بررسی و برای مقابله با هر کدام راه کارهایی را پیشنهاد بدهد. همچنین تحلیل هایی نیز بر روی اثر تفاوت های گوناگون بر روی شناسایی مسائل اخلاقی و احتمال وقوع آنها صورت گرفت. برای مثال اینکه مردم در مذاهب و ملیت های مختلف مسائل گوناگونی را به عنوان معضلات اخلاقی پیش روی بشر شناسایی می کردند و یا جنسیت پاسخ دهندگان بر روی درک آنها از مسائل اخلاقی تاثیرگذار بود. در این پژوهش به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه دلفی سه مرحله ای (three-round Delphi) استفاده شده است. علاوه بر اینکه مطالعه این پژوهش برای همگان و بخصوص علاقه مندان به حوزه آینده پژوهی و اخلاق پژوهان خالی از لطف نبوده و حاوی نکات تامل برانگیزی در زمینه مسائل اخلاق جهانی است، از منظر تکنیکی و چگونگی اجرای یک پروژه آینده پژوهی نیز قابل ملاحظه بوده و چه بسا می تواند به عنوان یک درس نامه در سرفصل درس روش شناسی آینده پژوهی در دانشگاه های کشور تدریس شود. برای مثال برخی از نکات آموزنده این تحقیق عبارت اند از:

۱ نحوه صحیح پیاده سازی روش دلفی آن هم در مقیاس جهانی
۲ کمیته اجرایی؛ نزدیک به ۴۰ پژوهشگر از کشورهای مختلف دنیا در این کمیته حضور داشته اند.
۳ ترجمه پرسش نامه ها به چندین زبان زنده دنیا
۴ وجود مسئولین منطقه ای (۲۳ نفر) که هر کدام مسئولیت هماهنگی در یک کشور و یا منطقه را به عهده دارند.
۵ ادامه پروژه تا سطح ارائه پیشنهاداتی برای مقابله با چالش های اخلاقی شناسایی شده مبتنی بر خرد جمعی

و مسائل زیادی از این قبیل که این پژوهش را به یک نمونه خوب در روش دلفی تبدیل می کند. می توانید از لینک زیر گزارش این پروژه را دانلود نمایید.

Global_Ethics-study

مبانی آینده پژوهی

۲۴ آذر ۱۳۹۳

وندل بل (Wendell Bell) یکی از چهره های جهانی شناخته شده در حوزه آینده پژوهی است. از بل آثار متعددی در زمینه آینده پژوهی به چاپ رسیده است، اما به نظر می رسد که برجسته ترین اثر وی در این حوزه، کتاب دو جلدی مبانی آینده پژوهی با عنوان کامل:

(foundations of futures studies history, purposes and knowledge)

است.

آینده پژوهی

آینده پژوهی

جلد اول این کتاب با عنوان «مبانی آینده پژوهی: تاریخچه، اهداف و دانش، علم انسانی برای عصر جدید » توسط آقای دکتر مصطفی تقوی و محسن محقق ترجمه شده است و به زودی ترجمه ای از جلد دوم کتاب که به همت برخی از دوستان در دانشگاه تهران در حال انجام است، روانه کتاب فروشی ها خواهد شد. شاید به نوعی بتوان کتاب مزبور را کتاب مقدس آینده پژوهی نام نهاد. کتابی که خواندن آن یک فرض مسلم برای ورود به حوزه ی آینده پژوهی است.

نقد اسلاتر بر کتاب «آینده: تمام آنچه اهمیت دارد»

۱۳ آبان ۱۳۹۳

آینده پژوهی

ریچارد اسلاتر کتاب “ آینده: تمام آنچه اهمیت دارد“، نوشته ضیاءالدین سردار را که در سری تمام آنچه اهمیت دارد توسط انتشارات هادِر اند استاتن در لندن، سال ۲۰۱۳، در ۱۵۸ صفحه منتشر شد، نقد می کند. این کتاب می تواند به عنوان مقدمه ای جامع و آگاهی بخش بر آینده پژوهی با رویکردی جستجوگرانه (استفساری) به حساب آید، اما پیام های آن در مورد کیفیات رهایی بخش یک چنین استفساری و اهمیت حفاظت از نسل های آینده در برابر پیامدهای اقدامات امروز، عمیق تر هستند. این کتاب سزاوار آن است که به طور گسترده ای خوانده شود، چرا که جهت گیری موجزی نسبت به مسائل و مطالب آینده پژوهی ارائه می کند.

آینده پژوهی در تجسد نوین خود، برای حداقل نیم قرن حول صورت های مختلف، تکامل یافته است. این پدیده طی این زمان گسترش پیدا کرد و به موجودیتی متمایز، جهان گستر و پیچیده تبدیل گشت که به سختی می توان آن را برای تازه واردان و دیگر علاقه مندان توصیف و تشریح نمود. با این حال، با وجود نیاز آشکار و تلاش های گوناگون، ثابت شده بود که جای یک مقدمه ی واقعا رضایت بخش و به لحاظ فرهنگی آگاهی بخش، هنوز خالی است. من حدود ده سال پیش مکالمه ای با سردار در مورد همکاری برای نوشتن یک کتاب مقدماتی داشتم. اما آن زمان ناشران علاقه ای به این موضوع نداشتند. بنابراین اولین سخنی که می توانم در مورد این کتاب کوچکِ و مفید بگویم، این است که خوشحالم که سرانجام یک ناشر، واقعا به اهمیت موضوع پی برد. دوم آنکه، در حالیکه ممکن نیست هیچ دو نفری به شیوه ای یکسان با چنین کتابی مواجه شوند، شک دارم که شخص بهتری می توانست آن را بر عهده گیرد. به عنوان ویراستار سابق فیوچرز، و نویسنده و پژوهشگری توانمند در چندین رشته، افراد معدودی در دیگر مکان ها می توانند برای ارائه این مقدمه خواندنی که در حال حاضر در اختیار داریم، شایسته تر باشند.

کتاب حاضر با یک پرسش دقیق و ظریف آغاز می شود و با همان خاتمه می یابد: فردا چه خواهید کرد؟ این پرسش به طرزی استوار «آینده» را درست همان جایی قرار می دهد که به آن تعلق دارد، یعنی در ساختار و بافتار زندگی روزمره. سردار به سرعت تمایل متعارف برای داشتن این فرض را که «آینده از خود مراقبت خواهد کرد»، رد نمود. مسلما آینده از خود مراقبت نخواهد کرد. شما ناگزیر هستید در مورد مسائل آشنا و روزمره از قبیل خانواده، مدارس، اموال، مشاغل، سرمایه گذاری ها، بازنشستگی ها و مانند آن عمیقا تفکر نمایید. پس، این روش بسیار خوبی برای شروع است. به علاوه، او اشاره می کند که هر کسی در آینده سرمایه ای دارد، به ویژه اینک در جهانی که توسط نیروهای قدرتمندِ تغییر احاطه شده است. من به این نکته در ادامه باز خواهم گشت.

سردار این دیدگاه را اتخاذ نمود که آینده پژوهی حالتی از تحقیق است- و نه فی نفسه یک رشته علمی- که همانند موضوع آن، اعتراضات و مذاکرات پیرامون ایده های آینده را بر می گزیند. هدف اساسی آن «باز نگاه داشتن آینده به روی تمام گزینه های بدیل و حصول اطمینان از این امر است که ایده ها در مورد آینده صرفا به گام هایی به سوی اشکال جدیدی از ظلم و ستم مبدل نشوند». این ادراک که آینده پژوهی می تواند به شدت رهایی بخش باشد، به کلی حفظ شده است، همان طور که در مورد اهمیت ارزش نهادن به تنوع و سنت ها چنین است. او به طور خلاصه نشان می دهد که چگونه دیدگاه های فرهنگی نسبت به زمان، پیامدهایی دارد و خواننده را از طریق چهارگانه ی آشنای آینده های ممکن، محتمل، پذیرفتنی و دلخواه همراهی می کند. پاسخ او به مسئله ی چگونگی تطبیق دادن تعداد کثیری از آینده های میان مدتِ پیشنهاد شده، پاسخی جامع و شفاف است که پیامدهای آن برای نسل آینده را در نظر می گیرد.

همان طور که نویسنده تاریخ مختصری از آینده پژوهی، اصطلاحات، اصول، مفاهیم و روش ها را مرور می نماید، ظرافتی رشک برانگیز و در این متن، لازم در مواجهه با موضوع به چشم می خورد. فصل کوتاهی به سناریوها،به عنوان گسترده ترین و مشهورترین روش آینده پژوهی، اختصاص یافته است. آرمان شهر و ویران شهر به عنوان بخشی از این تاریخ و بر حسب کاربردهای معاصر آن ها مطرح شده اند. پس از آن، بخشی وجود دارد که به طرز رندانه ای «نگاه به تمام جهات» نامیده شده است، جاییکه او مروری مناسب از دو دورنمای غالب یعنی همان آینده اندیشی یکپارچه و تجزیه و تحلیل لایه ای علی (CLA)‌ را ارائه می کند. پس از چندین سال کار با سردار، تقریبا می دانم که موضع او در این قضایا کجاست و تحت تاثیر بی طرفی و خویشتنداری او قرار گرفتم.  سپس به منظور نشان دادن اینکه چگونه آینده پژوهی به مردم و اجتماعات مربوط است، بخش یکی مانده به آخر به آینده های گروهی رسیدگی می کند. مسائل عدم اقتدار در برابر مشارکت، به طور خلاصه مطرح شده است.

بخش کوتاه پایانی به نام «بعد چه؟» تاریخ پیشگویی های شکست خورده را به منظور یادآوری این نکته که «آینده کمتر عرصه پیشگویی و بیشتر عرصه تغییر و اقدام است» تکرار می کند. این بخش منابع متنوعی را به منظور بحث در این مورد پیش می کشد که تفکر کوتاه مدت و اولویت های نهادهای اصلی غربی در حال حاضر به طرز گسترده ای در حال فعالیت علیه منافع مشترک در آینده های قابل زیستن و صلح آمیز هستند. قسمت های هایلایت با حروف برجسته، یک نقد مختصر اما قوی از این موضوع است که چگونه علاقه جاری در حوزه کسب و کار به موضوع رشد، مشتری گرایی و ارزش سهامداران، ناپایدار و حتی گمراه کننده به نظر می رسد. در اینجا تعجب می کنم که چرا نویسنده تصمیم گرفته از دیگران نقل قول نماید، اما از ابراز هرگونه اظهار نظر واقعی از طرف خود، خودداری کرده است. او یک نکته معتبر اما کلی تر را مطرح کرد که «تفکر آینده پژوهانه هنگامی معنادار می شود که خطرات بالقوه ای را که می توانند به آینده نزدیک شوند یا آن را استعمار کنند، شناسایی و نقد نماید، و بکوشد معنای زمان حال را دریابد.» چه کسی می تواند با آن مخالف باشد؟ یا مجددا، با این دیدگاه نویسنده در مورد «دغدغه مهم» آینده پژوهی که به عنوان این نیاز توصیف شده است که «آینده را واقعی تر، در دسترس تر و بی واسطه تر بسازیم و از این رو زمان حال را عرصه ای قرار دهیم که اقدام برای انتقال به دهه های آینده در آن صورت پذیرد.» بنابراین، چرا آنچه را که من «اضطرار جهانی» و دیگران «مگابحران» می نامند، کنار نگذاریم؟

پیش تر ذکر کردم که هیچ دو نویسنده ای ممکن نیست به کاری از این نوع با شیوه ای دقیقا یکسان برخورد کنند. با توجه به شناختی که از سبک شجاعانه و معمولا صریح سردار داشتم، تعجب کردم از اینکه او دو تهدید بزرگ برای نوع بشر را به طور صریح و مستقیم نام نبرد، یعنی همان تغییرات اقلیمی/گرم شدن خارج از کنترل کره زمین و دورنمای رو به رشد آینده های «انفجار جمعیت و نابودی منابع»، و فرصت «ساختن آینده واقعی تر» را از دست داد. به طور قطع، هر دوی این ها پشتیبانی قوی برای این منطق که پیشتر مطرح شد، فراهم می کنند. بدان معنا که، این ها دلایلی نه تنها برای جدی تر گرفتن آینده پژوهی، بلکه همچنین برای پشتیبانی از ظهور  آن به عنوان یک دغدغه اصلی هستند.

اگر چه این درست است که در مجموع بسیاری از افراد گزارشات آینده های مثبت را ترجیح می دهند، این واقعیت که ما نمی توانیم به سادگی بدون شناسایی و رسیدگی به این مسائل کنترل ناپذیر به هیچ یک از آن ها دست یابیم، به قوت خود باقی می ماند. آن ها به طور مستدل در قلب اقدامات آینده پژوهانه قرار گرفته اند، بدون در نظر گرفتن اینکه چگونه درون فرهنگ ها یا سنت های مختلف مفهوم سازی شده اند. برخورد فرهنگ ها با چرخه های ژئوفیزیکی، یک واقعیت اجتناب ناپذیر در زمان ماست. از این منظر، ضروریست در مورد احتمال فزاینده سناریوهای ویران شهر در آینده نزدیک، شفاف باشیم. چرا که این سناریوهای ویران شهری به اشتباه به طرز گسترده ای به عنوان پیشگویی های قدری (جبری) تیره و تاری توصیف شده اند، که باید به بهترین نحو از آنها اجتناب شود. اما، توجهی ناکافی به این واقعیتِ بسیار امید بخش معطوف شده است که تصاویر چالش برانگیزِ آینده های بدبینانه می توانند به فراخواندن نیروهای انسانی و اجتماعی که برای ابطال آن آینده های بدبینانه مورد نیاز است، کمک کنند. به نظرم، نقل قول از دیگران در مورد چنین مسائلی و آشکارا صریح نبودن در مورد آن ها، کاری را که در غیر این صورت می توانست بخش تاثیر گذار کار باشد، تضعیف کرده است. نکته آخر اینکه بشریت به طور موثق در حال از دست دادن زمان برای مواجهه با دامی جهانی است، دامی که حاصل بی بصیرتی و توسعه طلبی آنهاست. بنابراین از دیدگاه من، یک یا دو پاراگراف کوتاه و دقیق در مورد «مسیرهای انفجار جمعیت و نابودی منابع»، می توانست سطح این نتیجه گیری را به طرز سودمندانه مثبتی بالا برد و بدین وسیله تاثیر کلی آن را افزایش دهد.

بخش پایانی منابع که از روی سلیقه «۱۰۰ ایده» نام گرفته، منبعی ارزشمند، گسترده و به طرز سخاوتمندانه ای متمایل به توسعه است که امیدوارم افراد بسیاری از آن بهره ببرند. اما یک نکته در مورد آیتم ۳۶ یعنی «موسسه آینده نگاری استرالیایی» وجود دارد که اگر ویرایش دومی بر این کتاب نوشته شود، امیدوارم این تصور که آن «بستر پیشرفت آینده پژوهی در دهه ۹۰ بوده» اصلاح شود چرا که در واقع آموزش در نیمه سال ۲۰۰۰ آغاز شد. روی هم رفته، به هر حال، همان طور که در ابتدا ذکر کردم، شک دارم که شخص دیگری، در هر جایی، می توانست کار بهتری از نوشتن این مقدمه که برای مدت های طولانی مورد انتظار بوده، انجام داده باشد. این کتاب به عنوان یک مقدمه ی عالی در زمینه آینده پژوهی استحقاق آن را دارد که توسط هر کسی که به آینده این حوزه و جهان اهمیت می دهد، بسیار خوانده، توزیع و ترویج شود.

خبر خوب اینکه این کتاب را ترجمه کرده و در حال حاضر بر روی ویرایش نهایی آن کار می کنم. امیدوارم به زودی با یک ناشر خوب آن را به دست علاقه مندان برسانم.

نشریات آینده پژوهی

۲۳ مهر ۱۳۹۳

فیوچرز (Futures)، ماهنامه سیاست، برنامه ریزی و آینده پژوهی، قدیمی ترین و مشهورترین ژورنال اصلی در این رشته است. ژورنالی چند رشته ای که با دقت بسیار داوری شده و مربوط به آینده های میان مدت و بلند مدت فرهنگ و تمدن، علم و فناوری، اقتصاد و سیاست، محیط زیست و کره زمین، فرد و اجتماع است.

فورسایت (Foresight)، یک دو-ماهنامه مربوط به آینده اندیشی است که بر علوم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، توسعه پایدار، پویش افق ها، مدیریت عدم قطعیت و پیچیدگی، شیوه ها، روش ها، ابزارها و تکنیک های آینده نگاری و تغییرات فناورانه و علمی و نتایج آن برای جامعه و سیاست، متمرکز است.

پیش بینی فناورانی و تغییرات اجتماعی (Technological Forecasting and Social Change)، یک نشریه بین المللی با ضریب تاثیر بالا که همان طور که از نام آن پیداست، در مورد پیش بینی های فناورانه و بررسی آینده در ارتباط با عوامل فناورانه و زیست محیطی است. نشریه پر است از مقالاتی که روش های آینده نگاری چون تحلیل روند، ره نگاشت فناوری، سناریو نویسی و … را به کار برده اند.

ژورنال آینده پژوهی (Journal of Futures Studies)، به صورت فصلنامه توسط انتشارات دانشگاه تام کانگ منتشر می شود، مسائل معرفت شناختی، روش شناختی، روش ها و آینده های بدیل و کاربردی را بررسی می کند. مقالات این نشریه شاید به لحاظ کیفیت در سطح پایین تری از نشریه فیوچرز باشند، اما آینده پژوهان به نامی در آن دست به انتشار مقالات خود زده اند که این نشان از مقبولیت این نشریه در بین جامعه آکادمیک آینده پژوهی دارد.

بازبینی آینده جهان (World Future Review)، به عنوان فصلنامه مطالعات آینده اندیشی آغاز به کار کرد، ژورنالی حرفه ای که توسط انجمن جهانی آینده در واشنگتن دی. سی. منتشر شد، اما با پویش آینده (Futures Survey) ادغام گشت و توسط انجمن جهانی آینده در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. نشریه خود را به این صورت توصیف می کند:  ژورنال آینده نگاری راهبردی، انجمن عالی  برای تمام کسانی که به صورت حرفه ای به بررسی روندها و جایگزین ها برای آینده می پردازند.

 پیش بینی (The Journal of Forecasting)، نشریه ای بین المللی مربوط به مسائل نظری، محاسباتی و روش شناختی در پیش بینی با تمرکز بر کسب و کار، دولت، فناوری و محیط زیست.

نشریه اروپایی آینده پژوهی (European Journal of Futures Research) شاید جوان ترین نشریه در حوزه آینده پژوهی باشد که می توانید به صورت آزاد به مقالات آن دسترسی داشته باشید.

logo-samandehi تایید