+

انقلاب صنعتی چهارم و پیامدهایش

۲۸ بهمن ۱۳۹۴

امسال (۲۰۱۶) در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، بیشتر مباحث حول مفهومی بود که به نام کلاوس شواب (Klaus Schwab)، یعنی رئیس این مجمع سکه خورده است، یعنی انقلاب صنعتی چهارم.

مفهومی که به کار می رود تا مفاهیم نوظهور دیگری از نسل  پیشرفت های فناورانه، مانند حسگرها، ربات ها، هوش مصنوعی، پرینترهای سه بعدی، پزشکی دقیق (precision medicine) و … را که گرد هم می آیند تا موج بعدی پیشرفت را باعث شوند، توضیح دهد.

این فناوری ها و نزدیک شدن آنها به یکدیگر می تواند زندگی بشریت را به معنای واقعی تغییر دهد. فارغ از تمامی سناریوهایی مانند استقرار در مریخ که حداقل فعلا رنگ و بوی تخیل دارند، این پیشرفت های فناورانه پتانسیل این را دارند که بسیاری از مشکلات دنیای واقعی ما را حل کنند. با هوش مصنوعی و فناوری های خودکار ما می توانیم انرژی های تجدیدپذیر را دست یافتنی تر و ارزان تر کنیم، به حل و فصل مشکلات مربوط به تغییرات آب و هوایی بپردازیم، میلیون ها و یا شاید بهتر بگوییم میلیاردها انسان در سراسر زمین را از طریق اینترنت به یکدیگر وصل کنیم، مسکن های ارزان و مقرون به صرفه بسازیم و بیماری های سخت و صعب العلاج را درمان کنیم.

این مسائل مربوط به آینده خیلی دور نمی شوند (از اینجا یک گزارش مربوط را مطالعه کنید)، در حقیقت بسیاری از ما شانس این را داریم که در طول زندگی خود از این فناوری ها استفاده کنیم و وقتی که بحث نه مربوط به هزار سال بعد بلکه مربوط به دوران معاصر ما می شود، پس حق داریم که نسبت به آن کنجکاو و محتاط باشیم. از این رو یک نکته قابل تامل در داووس آن بود که بیشتر مباحث بر روی آثار منفی بروز و توسعه این فناوری ها متمرکز بود تا آثار مثبت شان.

انقلاب صنعتی چهارم و پیامدهایش

یکی از این مباحث قابل تامل مربوط به آینده مشاغل و یا اگر بهتر بخواهیم بگوییم آینده بی شغلی بود. رشد فزاینده خودکار کردن خطوط تولید و ظهور پرینترهای سه بعدی زیر پای خیل عظیمی از مشاغل کارخانه ای یا به اصطلاح مشاغل یقه آبی ها را خالی خواهد کرد. هوش مصنوعی نیز همان وظایف کارکنان حرفه ای و یقه سفید را در صنایعی مانند صنعت بانکداری یا پزشکی به عهده خواهد گرفت. هر چند پیش بینی های متفاوتی از تاثیر تکنولوژی بر بازار کار وجود دارد اما همه این پیش بینی ها در یک امر متفق القول اند و آن تاثیر رکودی این پدیده بر اقتصاد جهانی است. با این وجود در حالی که جهش های فناورانه، بسیاری از روش های قدیمی انسان محور برای انجام کارها را منسوخ خواهد کرد، اما شغل های جدیدی را نیز ایجاد می کند. شغل هایی که حتی ما امروز خواب آنها را هم نمی بینیم.

دومین نگرانی فراگیر در اجلاس داووس مربوط به رشد نابرابری در جهان در داشته های دیجیتال (digital haves and have-nots) (شکاف دیجیتال) است. این مسئله نه تنها می تواند منعکس کننده چالش های موجود میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه باشد، همچنین می تواند یک مسئله در بین گروه های اجتماعی – اقتصادی در هر ملت و کشوری باشد که هنوز دومین و یا سومین انقلاب صعنتی یا حتی خیلی قبل تر را تجربه می کنند. برای مثال پرینترهای سه بعدی یا پزشکی دقیق در روستاهای دور افتاده ای که هنوز به درستی به برق دسترسی ندارند، چه کمکی می تواند بکند؟

سومین نگرانی عمده در داووس به ویژه حول مباحث هوش مصنوعی و رباتیک، انسان زدایی (Dehumanization) از زندگی بشریت بود. تاکیدی مجدد بر کیفیت های منحصر به فردی مانند همدلی، خلاقیت و الهام بخشی که ما را در میان موجودات دیگر منحصر به فرد می کند.

انسان زدایی در کنار مسائل دیگری مانند خطرات بالقوه مربوط به به­نژادی (eugenics) یا توانایی یک ماشین خود راننده (self-driving car) در تصمیم گیری برای برخورد با عابر پیاده یا حفظ جان سرنشین خود، تنها نمونه هایی از تلنگرهای کوچکی هستند که ما حق داریم نسبت به بروز آنها نگران باشیم.

برخی ممکن است این طور استدلال کنند که این نگرانی ها بزرگ نمایی شده اند. اما این یک ایراد دسته چندم است. فناوری غیر قابل اجتناب است، همان طور که تا کنون بوده است. هیچ کس در داووس برنامه ای برای متوقف کردن رشد فناوری ها را در سر نداشت. مسئله مهم و جان مایه کلام در داووس این بود که ما چطور می توانیم از آثار منفی این انقلاب اجتناب کنیم یا حدالمقدور این آثار را کاهش دهیم.

چهارمین انقلاب صنعتی به مثابه مقوله ای فرهنگی

۳۰ بهمن ۱۳۹۴

یکی از هزاران چالشی ‌که جهان امروز با آن مواجه است، چگونگی شکل‌گیری چهارمین انقلاب صنعتی است که در دهه دوم قرن حاضر با شروع آن مواجهیم. فناوری‌ها و رویکردهای جدید، جهان‌های فیزیکی، دیجیتال و بیولوژیکی‌ را به گونه ای در یکدیگر ادغام می کند که این هم آمیزی توان آن را دارد که اساسا نوع بشریت را تغییر شکل دهد. میزان مثبت و سازنده بودن این تغییر شکل، بستگی به این دارد که ما چگونه ریسک‌ها و فرصت‌های موجود در طول این مسیر را هدایت می‌کنیم.

چهارمین انقلاب صنعتی بر پیکره سومین انقلاب صنعتی که به عنوان انقلاب دیجیتال نیز معروف است و مستلزم تکثیر رایانه‌ها است، بنا نهاده می شود. اما موج جدید تحول، از ماقبلی های خود، در چند بعد اساسی، متفاوت است. اول آنکه، نوآوری‌ها را می‌توان توسعه داد و سریع‌تر از همیشه منتشر کرد. دوم آنکه، هزینه‌های حاشیه‌ای تولید کاهش پیدا کرده و شاهد رشد پلتفرم هایی هستیم که به دلیل توانایی در تجمیع و متمرکز کردن فعالیت ها در بخش های مختلف، باعث رشد بازده به مقیاس می شوند. سوم آنکه، این انقلاب جهانی بر همه‌ی کشورها تاثیر خواهد گذاشت –و توسط آن‌ها شکل خواهد گرفت- و دارای تاثیر در سطح سیستم در نواحی بسیاری است.

چهارمین انقلاب صنعتی دارای پتانسیل قدرت دادن به افراد و جوامع است، همان‌طور که فرصت‌های جدیدی را توسط توسعه‌ی اجتماعی، اقتصادی و شخصی فراهم می‌کند. به علاوه می‌تواند موجب به حاشیه راندن برخی از گروه‌ها، تشدید نابرابری، ایجاد ریسک‌های جدید امنیتی، و تضعیف روابط بشری شود. اگر ما بخواهیم بر مدار کشف فرصت پیش برویم و از مشکلات چهارمین انقلاب صنعتی اجتناب ورزیم، در این صورت باید پرسش‌هایی که ایجاد می‌شوند را با دقت در نظر بگیریم. ما باید درباره‌ی ایده‌ های خود در رابطه با توسعه ‌ی اقتصادی و اجتماعی، ایجاد ارزش، حریم خصوصی و مالکیت، و حتی هویت فردی، مجددا بیندیشیم؛ باید به صورت انفرادی و جمعی، به مسائل اخلاقی و معنوی ایجاد شده توسط پژوهش مرزی در هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی بپردازیم که توسعه‌ ی قابل توجه زندگی، دست کاری و طراحی کودکان، و استخراج حافظه را ممکن خواهد ساخت؛ و همچنین باید با رویکردهای جدید برای روبرو شدن با افراد و پرورش روابط، تطبیق یابیم.

مقیاس چالش نباید کم برآورد شود. چهارمین انقلاب صنعتی می‌تواند منجر به شکل ‌هایی از رشد بشر شود که ماهیت اصلی وجود بشر برای ما پرسش‌برانگیز شود. زودتر از آن چه که بتوان تصور کرد این اتفاق رخ خواهد داد. تاثیری فناوری تلفن همراه بر زندگی ‌ها و روابط ما را در نظر بگیرید. یک پدیده ی دو سو، از یک سو بیش از هر زمانی در تاریخ ما را سریع تر و با کیفیت تر به یکدیگر نزدیک کرده است و از سویی پرسش های تامل برانگیزی مانند حریم خصوصی و اعتیاد به فناوری را مطرح ساخته است.

چهارمین انقلاب صنعتی به مثابه مقوله ای فرهنگی

البته فناوری نیروی خارجی نیست که مردم روی آن کنترل نداشته باشند. ما توسط یک انتخاب دودویی بین پذیرش و رد، در نظر گرفته نمی‌شویم. بلکه، تصمیماتی که ما هر روزه به عنوان شهروند، مشتری و سرمایه‌گذار می‌گیریم، فرایند فناوری را هدایت می‌کند. هر چه بیشتر درباره‌ ی این تصمیمات بیندیشیم، خود و مدل ‌های اجتماعی که به آن ‌ها وابسته هستیم را بیشتر بررسی خواهیم کرد، و شانس ما در شکل ‌دهی به انقلابات فناورانه به روشی که اهداف مشترک ما را رشد دهد و ارزش ‌های ما را حفظ کند، بیشتر خواهد بود. در این کار، شکل ‌های جدید همکاری و حکومت، در ترکیب با یک دیدگاه و هدف مشترک، ضروری خواهد بود. برای این منظور، نیاز به سه گام اساسی است:

اولا، ما باید به رشد آگاهی و شناخت مسائل پایه ادامه دهیم. تصمیم‌ گیری نمی‌ تواند در انزوا رخ دهد. ما نیاز به رویکرد منحصر به فردی داریم که ذهن ‌های برتر را از سراسر جهان، از هر دو بخش عمومی و خصوصی، گرد هم ‌آورد.

دوما ما باید شرح ‌های سازنده و جامعی را درباره ‌ی چگونگی ایجاد چهارمین انقلاب صنعتی، توسعه دهیم. برای مثال، باید اطمینان حاصل کنیم که ارزش‌ ها و معنویات، در قلب رفتارهای جمعی و انفرادی ما هستند. از جمله در بازارهای مالی و سرمایه. ما باید فراتر از تحمل و با در نظر گرفتن مهربانی و توجه هوشمندانه حرکت کنیم. اگر تا مرز تحمل پیش برویم، ممکن است خطاهای احتمالی در محاسبات، ما را به جایی آن طرف تحمل پیش ببرد و این یعنی آسیبی بزرگ و شاید غیرقابل جبران.

سوما، باید برای بازسازی سیستم‌ های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود حرکت کنیم. واضح است که ساختارهای حکومتی جاری ما و مدل‌ های غالب ما برای ایجاد ثروت، برای براوردن نیازهای جاری و مهمتر آینده مجهز نیستند. آن ‌چه اکنون لازم است تطبیق ‌های کوچک مقیاس یا اصلاحات حاشیه ‌ای نیست، بلکه تحول نوآورانه ‌ی سیستماتیک است.

چگونگی پیشرفت چهارمین انقلاب صنعتی، مربوط به افراد، فرهنگ و ارزش ‌ها خواهد بود. فناوری ‌های جدید، اگرچه ممکن است قابل توجه به نظر برسند، اساسا فقط ابزارهای ایجاد شده توسط افراد برای افراد هستند. ما باید این را در ذهن خود داشته باشیم و اطمینان حاصل کنیم که نوآوری و فناوری، به قرار دادن مردم در درجه ‌ی اول اهمیت، ادامه می‌ دهند، و ما را به سمت توسعه ‌ی منحصر به فرد و پایدار سوق می ‌دهند. هنگامی که ما به آن‌جا برسیم، می ‌توانیم حتی بیشتر پیشرفت کنیم.

عصر جدید فناوری، در صورتی که به روشی مسئولانه و پاسخگو شکل بگیرد، می ‌تواند رنسانس فرهنگی جدید را تسریع کند. با حسی شبیه به این که ما بخشی از چیزی بیش از خودمان هستیم  – یک مدنیت جهانی واقعی.

چهارمین انقلاب صنعتی می‌تواند با منابع سنتی (هر چیزی قبل از این انقلاب) مربوط به کار، جامعه، خانواده و هویت بشر سازگار شود و یا می تواند منجر به یک سطح عالی از هوشیاری جمعی اخلاقی شود که بر اساس درک ما از سرنوشت مشترک (shared destiny)، شکل می گیرد. این دو راهی یک انتخاب از سوی ماست.

منبع با کمی تغییرات (اینجا)

برای مطالعه بیشتر در خصوص چهارمین انقلاب صنعتی بنگرید به: (اینجا)

انقلاب دیجیتال و آینده شهرها

۵ اسفند ۱۳۹۵

انقلاب دیجیتال و آینده شهرها یک نوشته برای کارآفرینان فناورانه است

انقلاب دیجیتال چطور چهره شهرها را دگرگون خواهد کرد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا بیاید یک مقدمه ببینیم.

نمایش یک روند تکاملی ۳۴ ساله در ویدیویی یک دقیقه ای. نمایشی کوچک از آنچه یک نسل بر روی میز کار خود تجربه کرده است. خیلی از جوان ترها، دیدگاه ضعیفی نسبت به نسل های گذشته پیشرفت دارند و اگر به آنها بگوییم که به گذشته برگردند، به ما خواهند خندید. آنها از کارهایی که نسل های گذشته با فناوری های آن روز انجام می دادند، تعجب می کنند و با تمسخر می گویند واقعا تا ۱۰ سال پیش برای فکس از یک دستگاه بزرگ و پر سر و صدا استفاده می کردید؟ واقعا تقویم رو میزی و دفترچه یادداشت داشتید؟

ویدیو زیر نشان می دهد که چطور ظرف مدت ۳۴ سال (من امروز ۳۴ سال را تمام کردم، حالا این عدد برای من معنای خاصی دارد 🙂 ) چنین پیشرفت بزرگی حاصل شده است. البته به این مسئله هم دقت کنیم که تنها تبدیل شدن یک ابزار از روی میز کار به یک نرم افزار روی کامپیوتر شخصی نیست و این فرایند جنبه های مختلفی دارد. نابود شدن برخی مشاغل، پدید آمدن مشاغل جدید. بی نهایت برابر شدن حجم ذخیره و پردازش اطلاعات و ….

 

انقلاب دیجیتال و آینده شهرها

فهم تغییر مخصوصا اگر سریع باشد، سخت است و سخت تر از آن آماده شدن برای تغییر و سخت تر از این دو، بهره بردن از تغییرات احتمالی آینده است. حالا اجازه دهید ویدیو دیگری را مشاهده کنیم. در این ویدیو تغییرات مربوط به حوزه شهر هستند و این بار گوشی هوشمند و اپلیکیشن های موبایل در حال تغییر دادن چهره شهرهای ما هستند.

اقتصاد دیجیتال، فشرده سازی، تولیصرف یا هر تئوری دیگر که پشت این مسئله باشد، یک چیز کاملا روشن است. آینده هایی روشن در حوزه دیجیتالی کردن شهر. حوزه ای با پتانسیل بالا برای سرمایه گذاری و کارآفرینی. تغییرات در این حوزه خیلی سریع در حال رخ دادن هستند و هر روز یکی از خدمات شهری یا کسب و کارهای پر رونق شهری به یک اپلیکشین بر روی موبایل تبدیل می شود. اقتصاد سریعی که به قول کلاوس شواب (Klaus Schwab)، در آن به جای آنکه ماهی های بزرگ تر، ماهی های کوچکتر را بخورند، این ماهی های سریع هستند که ماهی های کند را می خورند.

چهار نوشته ی مرتبط تحت عنوان کلی انقلاب صنعتی چهارم

کمرنگ شدن آژانس های املاک با روی کار آمدن وب سایت و اپلیکیشن دیوار، کم رنگ شدن آژانس های جابه جایی مسافر در شهر با روی کار آمده اسنپ و تپسی، ظهور فروشگاه های آن لاین، بلیط فروشی های آن لاین، کلاس های آموزشی آن لاین و حتی میوه فروشی های آن لاین (همین عبارت را در گوگل جستجو کنید و ببینید چند وب سایت خوب در زمینه فروش آنلاین میوه مشغول به کارند)، نمادهای این پدیده در شهرهای بزرگ ما هستند. پدیده بزرگ بعدی چه خواهد بود؟ به آن فکر کنید.

خانه به دوش دیجیتال

۱ بهمن ۱۳۹۵

جنبش کارآفرینان بی جا و مکان و فریلنسرها (freelancers) به سرعت در حال فراگیر شدن در همه جای سیاره است و این بدان معنی است که دیدن جوان هایی که در گوشه ی پارک، یا در کنار جاده ها و یا حتی با لباس های شنا در کنار ساحل، لپ تاپ به دست مشغول کار هستند، به یک صحنه عادی در آینده تبدیل خواهد شد.

من فراگیر شدن این نوع جدید از کار را یک پیشران (driving force) می دانم. کلان روندی که وقتی شروع شود و به بلوغ برسد، همه چیز را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این نوع جدید کار کردن اگر بخواهد به صورت پایدار بخشی از آینده بازار اشتغال باشد، قطعا باید قدم های اولیه محکمی بردارد. در هلند و انگلیس، ۱۵ درصد شاغلین را خانه به دوشان دیجیتال تشکیل می دهند، این رقم برای آمریکا نزدیک به ۳۰  درصد است و پیش بینی می شود که تا سال ۲۰۲۰ به پنجاه درصد برسد. یک پیش بینی دیگر مدعی است که تعداد خانه به دوشان دیجیتال تا سال ۲۰۳۵ برای کل دنیا به عدد یک میلیارد نفر خواهد رسید. عددی که با توجه به نمودار زیر، دور از انتظار نیست.

خانه به دوش دیجیتال

میزان جستجوی واژه ی «خانه بدوشان دیجیتالی» در گوگل

در ایران نیز مخصوصا در شهرهای بزرگ، در بین اطرافیانتان شاید یک فیریلنسر را سراغ داشته باشید. هر چند هنوز در کشور ما، اگر کسی صبح زود بیدار نشود، یک صبحانه نصفه نیمه نخورد و تا غروب روی صندلی خشک یک اداره یا شرکت ننشیند، شاغل به حساب نمی آید، اما اگر این پدیده یک پیشران است، پس خواسته یا ناخواسته ما را هم با خود همراه خواهد کرد.

خودتان را تصور کنید. بیست سال بعد در بیابان های زیبای اطراف یزد یا در جنگل های مرطوب شمال (هر چند در مورد وجود این جنگل ها تا ۲۰ سال بعد خیلی مطمئن نیستم) از توی کوله پشتیتان لپ تاپ تان را بیرون می آورید و کارتان را شروع می کنید، در حالی که شلوارک پوشیده اید و می توانید بدون استرس خودتان را بخارانید. (نگران اینترنت نباشید. پیش بینی می شود فناوری های ۵g‌ و ۶g، یک انقلاب در اینترنت باشند، دقت کنید انقلاب نه تکامل نسل های قبلی. متوسط سرعت اینترنت تا آن سال هزار برابر زمان حال خواهد شد و البته دسترسی به اینترنت تقریبا سیاره ای خواهد بود).

خانه بدوش دیجیتالی

تمام آنچه یک خانه بدوش دیجیتالی با خود به همراه دارد

از منظر مدیریت و سازمان ها، باید این پدیده را یک فرصت بزرگ (big opportunity) دانست. یک برگه برنده که می تواند بازی را تغییر دهد (game changer). شرکت هایی که بتوانند به سرعت خود را با این پدیده وفق دهند، این مزیت را دارند که دست بالا را در جذب و به کارگیری نخبگان به دست آورند. ما امروز با دو مفهوم جدید سر و کار داریم. شرکت های از راه دور (Remote companies) که در آنها کار از راه دور (Remote Work) تعریف می شود. برای روش تر شدن این واژه ها بایستی ابتدا تفاوت بین دو مفهوم (teleworking)‌ و (telecommuting) مشخص شود. اولی به نوعی از کار اشاره دارد که در آن شما به دور از محل و مقر اصلی شرکت مشغول به فعالیت هستید. برای مثال کار در یک شعبه فرعی نوعی (teleworking)‌ به حساب می آید. اما واژه دوم بدین معنی است که علاوه بر اینکه از محل اصلی شرکت دور هستید، هیچ نیازی به رفت و آمد هم ندارید. بنابراین (telecommuting) مشمول رفت و آمد به محل کار نمی شود و آنچه ما در فارسی کار در منزل می نامیم، ترجمه ای از واژه دوم است. با این تفاسیر (Remote work)، (freelancing) و (digital nomad)، همگی زیر لوای همین مفهوم قرار می گیرند.

همین حالا سرمایه گذاری های سنگینی در کشورهای پیشرفته بر روی ایده هایی که تمرکزشان این بازار کار است، انجام شده است و البته این پدیده ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بزرگی هم خواهد داشت.

یک اجتماع بزرگ و چندفرهنگی که تنها با شناسه های اینترنتی به یکدیگر وصل هستند، چه حجمی از اقتصاد را به سیاه چاله خود می کشد؟ تافلر در کتاب ثروت انقلابی خود می نویسد: «در اقتصاد مغزبنیاد، نیاز به سرمایه در ازای هر واحد کالا کاهش می یابد و هیچ چیز از این انقلابی تر نیست». پس از منظر اقتصادی این موج جدید کار و اشتغال، تعریف های سنتی از شاخص هایی چون تولید ناخالص داخلی، مالیات و … را بر هم خواهد زد.

از منظر سیاسی نیز، چالش های فراوانی پیش روی سیاست مداران خواهد بود. اصولا بر خلاف رویه های سیاسی که کنترل کردن و بیشتر کنترل کردن هر چیزی یک مزیت به حساب می آید. کولی های لپ تاپ به دست، هیچ کنترلی را بر نمی تابند و این تعارض در آینده دیدنی خواهد بود.

و البته نباید برونداد اجتماعی این پدیده را نادیده گرفت. آیا فردگرایی و تنهایی بیشتر و بیشتر دامن جوانان را می گیرد؟ آیا مصرف مواد مخدری مانند ماریجوانا بیشتر خواهد شد؟ آیا جرائم اینترنتی مانند جاسوسی از اشخاص بیشتر خواهد شد؟

خانه بدوشان دیجیتال

دفتر کار خانه بدوش دیجیتال کجاست؟  همه جا و هیچ جا

شرکت هایی مانند (wework) یا (coboat)، بر مبنای همین فلسفه در حال رشد هستند. کنار هم قرار دادن و خدمت رسانی به جماعتی کولی مسلک که شاید دلشان بخواهد، قسمتی از زمانشان را با هم بگذرانند و این پلتفورم ها می توانند ایده هایی برای کسب و کارهای آینده در کشور ما هم باشند.

یک نوشته مرتبط دیگر در زمینه ی آینده شغل: انقلاب صنعتی چهارم و پیامدهایش

به نظر من وقت آن است که تعریف جدید از شغل در کشور ما شکل بگیرد که قطعا در سطح استعاری می تواند به این جنبش جدید کمک کرده و ما را هم مشمول مزایای آن کند. ما واژه «شغل آزاد» را برای کسانی به کار می بریم که شغلی غیر دولتی دارند. اما واقعا کسانی که در شرکت های خصوصی کار می کنند و حقوق بگیر دولت نیستند، از چه چیزی آزادند؟؟

 وقتی از فیلتر مصاحبه های اولیه برای کسب یک شغل دولتی عبور کنید، که تقریبا همه ما راهش را بلد هستیم، به معنای واقعی شما خیلی آزادتر از یک فعال حوزه کسب و کار در بخش خصوصی هستید. در بخش خصوصی شما از هیچ چیز آزاد نیستید.

اگر آزادی واقعی می خواهید باید راه و رسم کولی ها را پیش بگیرید. بی مکان، آزاد، رویا پرداز و شاد. نسل های بعدی باید تعریف جدیدی از شغل آزاد داشته باشند. شغل آزاد یعنی شغلی که در نظم های امروزی نمی گنجد. شغلی به نام خانه به دوش دیجیتال

دگرگونی نسلی به مثابه موضوع پژوهش در آینده پژوهی

۱۵ بهمن ۱۳۹۳

age-cohort analysis که در فارسی می توان آن را تحلیل گروه همسنان یا تحلیل نسل ها معنی کرد، یک روش کمتر معرفی شده در متون آینده پژوهی است که هر چند به لفظ دقیق زیاد به گوش نمی رسد، اما در مکالمات علمی و حتی محاورات روزانه کاربرد زیادی دارد. در صحبت با بزرگترها صحبتی این چنینی به گوش ما آشناست «ما جلوی پدرمون پامونم دراز نمی کردیم. اما حالا بچه ی من صبح که دارم از خونه میام بیرون می گه بابا امروز برای من فلان چیزو نخریدی خونه نیا (گلایه های یک راننده تاکسی با من در مسیر انقلاب- امیرآباد)» یا در شبکه های اجتماعی لطایف زیادی در خصوص تفاوت بین دهه شصتی ها و دهه هفتادی ها و دهه…. شنیده و خوانده اید. برای یک آینده پژوه به عنوان یک طراح اقدام اجتماعی که سعی می کند به جای ناظر، کنش گری فعال باشد، این قبیل شنیده ها نه دست مایه لطیفه و خنده بلکه موضوع پژوهشی عمیق است که می تواند در چارچوبی روشمند انجام گیرد. البته اذعان داریم که پژوهش هایی از این دست و در چارچوب مفهومی به نام دگرگونی نسلی در جامعه شناسی صورت گرفته است. برای مثال جمشیدیها و خالق پناه بیان می دارند که:

«مدرنیته تداوم تاریخی و ساختاری نسل‌ها را هم در کشورهای صنعتی و هم در کشورهای در حال توسعه سست کرده است. این امر از یک طرف تمایزات مهمی را در درون جوامع مختلف ایجاد کرده و از طرف دیگر گروه‌های اجتماعی مختلف را در شبکه‌ای از روابط فراملی درگیر کرده و آن‌ها را به سوی همسانی سوق داده است. در هر دو صورت این تمایزات و همسانی‌ها بازتاب دگرگونی در تجربه‌های سازنده‌ای است که نسل‌های مختلف در فضاهای اجتماعی خویش با آن سروکار دارند. جامعه‌شناسان از این واقعیت جدید با عنوان دگرگونی نسلی یاد می‌کنند. دگرگونی نسلی دلالت‌های متعددی دارد و دامنه تأثیرات آن به زمینه‌های اجتماعی و امکانات این زمینه‌ها وابسته است. دگرگونی نسلی طیف وسیعی از تغییرات و تفاوت‌های ذهنی و عینی را شامل می‌شود که در نهایت برداشت نسل‌ها از عناصر مشترک فرهنگی-اجتماعی را شکل می‌دهد. دگرگونی نسلی خودآگاهی درباره هویت و هویت اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد. چنین خودآگاهی‌ای در تعامل با عناصر اجتماعی-تاریخی نسل‌ها همیشه اشکال خاص خود را دارد. نسل‌ها عمدتا برداشت‌های خود از دوره و زمانه خود را در زندگی روزمره خود به کار می‌گیرند و بدین ترتیب هویت خویش را در جریان زندگی و متفاوت از نسل‌های پیش خلق می‌کنند. از طرف دیگر دگرگونی نسلی به بهترین نحو دیالکتیک سطوح خّرد (زندگی روزمره) و سطوح کلان (ساختارهای سیاسی و اقتصادی) را بازنمایی می‌کند. به عبارت دیگر شکل‌گیری هر نسلی به طور هم‌زمان با رخ دادن فرآیندهای ذهنی (تعریف هویت خود، تعریف ابژه‌های نسلی و …) و فرآیندهای عینی (تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) همراه است. افراد هر نسلی از طریق اشکال مختلف (موسیقی، مّد لباس، تعابیر زمانی، رفتارهای اجتماعی، رفتار سیاسی) ضمن جدا کردن خویش از نسل‌های قبلی و هویت‌سازی برای خویش، آینده را را نیز تعریف و اراده خویش را بر آن تحمیل می‌کند. در این جریان، خشونت‌های نمادین نسلی (هرنسلی با نسل‌های قبل و بعد از خود) بروز پیدا می‌کند.» (۱)

دگرگونی نسلی به مثابه موضوع پژوهش در آینده پژوهی

به نظر مید سه نوع جامعه در رابطه بین دو نسل وجود دارد. جامعه‌ای که در آن نسل جدید کاملا دنباله‌رو نسل قبل است و فرهنگ نسل‌های قبل بدون تغییر به نسل بعد منتقل می‌شود (Postfigurative culture). حالت دوم در جوامعی است که دچار تغییر و تحول می‌شوند و شرایط اجتماعی طوری دگرگون می‌شوند که دیگر نسل گذشته نمی‌تواند الگوی مناسبی برای زندگی نسل بعد باشد. انتقال فرهنگی از نسل قبل به نسل بعد بسیار ناقص صورت می‌گیرد و فرهنگ قبل نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای نسل بعد باشد. بنابراین نسل جدید دیگر اعضای هم نسل خود را الگوی زندگی خود قرار می‌دهند (Cofigurative culture). مید معتقد است چنین وضعی تنها با صنعتی شدن جوامع اتفاق نمی‌افتد بلکه در شرایطی مانند مهاجرت روستاییان به شهر، وقوع انقلابات اجتماعی و روی آوری به دین جدید نیز رخ می‌دهد. حالت سوم وضعیتی است که در جامعه دگرگونی‌های بسیار شدیدی روی می‌دهد طوری که نسل قبل ناچار می‌شود برای تداوم حیات خود‌، ارزش‌ها و هنجارهای قدیمی خود را بر اساس فرهنگ نسل بعد اصلاح کند و دست به اجتماعی شدن مجدد بزند. نسل جدید نیز الگوی مشخصی ندارد و باید وارد دنیایی مبهم و نامعلوم شود (Prefigurative culture). مید ادعا می‌کند که فاصله نسلی بین دو نسل قبل و بعد از جنگ جهانی دوم از این نوع است، چرا که نسل‌های قبل هیچ یک این همه تغییر را تجربه نکرده بود. (۲)

شاید بتوان وجه تمایز مطالعات آینده پژوهانه و مطالعاتی از این قبیل که در جامعه شناسی و دیگر شاخه های علوم اجتماعی انجام می شوند را، تمرکز آینده پژوهی بر تولید دانش مربوط به آینده دانست. به عبارت دیگر آینده پژوهی در بررسی مسائل اجتماعی تا بررسی وضع موجود همپای دیگر رشته های علوم اجتماعی جلو آمده و در جایی که دیگر علوم، به نقطه پایان می رسند، تازه شروع کار آینده پژوهی است. در اینجا آینده پژوهی علاوه بر نقد وضع موجود به ارائه گزاره های سیاستی و یا حداقل شفاف سازی مسیرهای پیش رو می پردازد. لذا اگر در یک مطالعه آینده پژوهی از روش دگرگونی نسلی استفاده شود، در نهایت انتظار می رود تا در مورد مسائلی از قبیل شاخص های فرهنگی رو به رشد و یا رو به افول، تغییرات جمعیتی و جنسیتی، پیشران های کلیدی تغییر در نسل ها و موضوعاتی این چنینی به تفصیل به بحث بپردازد. در نهایت فکر می کنم بتوان این روش را به مثابه یک روش عمیق و کاربردی در مطالعات آینده پژوهی معرفی کرد.

۱. جمشیدیها، غلامرضا و خالق پناه، کمال (۱۳۸۸)، دگرگونی نسلی و هویت اجتماعی در کردستان: مطالعه جوانان شهر سقز، پژوهش جوانان، فرهنگ و جامعه، شماره سوم.

۲. سرایی، حسن؛ سوادیان، پروین (۱۳۹۰)، اوقات فراغت در گذر نسل ها، مجله مطالعات توسعه اجتماعی ایران، سال چهارم، شماره اول.

logo-samandehi تایید