در فضای کسبوکار امروز، برنامهریزی قطعی غیرممکن است. به همین دلیل، استفاده از یک گزینه واقعی برای پروژههای بلندمدت کاملاً ضروری به نظر میرسد.
مدیران در فرآیندهای آیندهنگاری پیوسته با یک چالش بزرگ روبرو هستند. آنها باید منابع مالی خود را در محیطی به شدت متغیر تخصیص دهند.
روشهای سنتی ارزیابی سرمایه (مانند ارزش خالص فعلی یا NPV) فقط روی پیشبینیهای ایستا تکیه میکنند.
این روشهای قدیمی نمیتوانند ارزش انعطافپذیری مدیریتی را اندازه بگیرند. در حالی که همین انعطافپذیری، قلب تپنده و اساس آیندهنگاری است.
در این میان، گزینه واقعی یک حق اقتصادی ارزشمند است. این ابزار به مدیران برای اصلاح تصمیمات مالی کمک میکند. مدیران این اصلاحات را متناسب با تغییرات بازار انجام میدهند.
این حق بر داراییهای فیزیکی و پروژههای عملیاتی تمرکز دارد. این ویژگی آن را از قراردادهای مالی متمایز میکند. در نتیجه، این ابزار در آیندههای پرابهام کاربرد مؤثری دارد.
ماهیت و ضرورت گزینه واقعی در آیندهنگاری
گزینه واقعی، حق انجام یک اقدام تجاری است. بازار این حق را در آینده به مالک میدهد. البته این ابزار هیچ تعهدی برای او ایجاد نمیکند.
مدیران با این ابزار تحولات مثبت را شکار میکنند. آنها در صورت بروز نتایج نامطلوب، زیان را مدیریت میکنند.
استراتژیستها و آیندهپژوهان این رویکرد را ابزاری برای خرید زمان میدانند. سازمانها با صرف هزینهای مشخص، زمان بیشتری میخرند. این کار مستقیماً از تصمیمات عجولانه جلوگیری میکند.
این حق، انعطافپذیری تصمیمات را به متغیری قابلاندازهگیری تبدیل میکند. داشتن یک گزینه واقعی مانع از قمار بر سر یک مسیر میشود.
مدیران با این ابزار مسیرهای جایگزین را باز نگه میدارند. به این ترتیب، آنها رویکردی کاملاً منعطف در مدیریت سرمایه اعمال میکنند.
دستهبندی تصمیمات در چارچوب گزینه واقعی
ادبیات مالی به این ابزار توجه ویژهای دارد. ما انواع گزینه واقعی را در سه قالب دستهبندی میکنیم. هر قالب کارکرد خاصی دارد.
۱. گزینه واقعی برای اندازه و مقیاس پروژه
این گروه شامل تصمیماتی برای گسترش یا انقباض است. مدیران مقیاس پروژه را بر اساس احتمالات تغییر میدهند.
۲. طول عمر و زمانبندی در گزینه واقعی
این تصمیمات به زمانبندی دقیق پروژه مربوط میشوند. مدیران زمان آغاز، تأخیر یا لغو یک پروژه را تعیین میکنند. استراتژیستها توالیبندی مراحل اجرایی را نیز در این بخش قرار میدهند.
۳. تغییرات عملیات پروژه
این دسته انعطافپذیری در فرآیندهای عملیاتی را نشان میدهد. تغییر ترکیب محصولات در حین اجرا نمونهای از آن است.
ارزشگذاری گزینه واقعی و چالشهای محاسباتی
محاسبه ارزش دقیق برای یک گزینه واقعی بسیار دشوار است. مدیران پتانسیل ارزش این ابزار را در تصمیمگیری لحاظ میکنند. حتی اگر نتوانند این ارزش را دقیقاً اندازه بگیرند.
تحلیلگران برای ارزشگذاری، تکنیکهایی را از بازار مشتقات وام میگیرند:
تکنیکهای رایج ارزشگذاری
- ارزش فعلی خالص (NPV): کارشناسان این مورد را به عنوان قیمت لحظهای در نظر میگیرند.
- هزینههای غیرقابل بازیابی: استراتژیستها این هزینهها را معادل قیمت اعمال مدلسازی میکنند.
- نوسانات: این شاخص مهم، میزان ریسک سرمایهگذاری را نشان میدهد.
- شبیهسازی مونتکارلو: تحلیلگران با کمک ریاضیات، احتمالاتی را به نتایج تخصیص میدهند.
مثال کاربردی در صنایع: شرکت مکدونالد
شرکت مکدونالد مثال جذابی برای کاربرد این مفهوم ارائه میدهد. تصمیم مدیران برای افتتاح رستورانهای جدید، یک گزینه واقعی است. آنها هزینههای ساختمان، پرسنل و تجهیزات را بررسی میکنند.
مدیران در گام بعدی یک ارزیابی دقیق انجام میدهند. آنها توانایی درآمدها برای پوشش بیثباتیهای اقتصادی را میسنجند.
همین سناریو یک گزینه واقعی برای انتظار نیز ایجاد میکند. مدیران تا زمان ثبات وضعیت سیاسی برای سرمایهگذاری صبر میکنند.
شرایط استفاده از گزینه واقعی در بازار
این ابزار در بازارهای پرنوسان کارایی بیشتری دارد. تحلیل این مدل در محیطهای پایدار چندان مفید نیست. کارشناسان در این موارد استفاده از روشهای سنتی را پیشنهاد میدهند.
استراتژی سازمان برای اجرای این رویکرد به انعطافپذیری نیاز دارد. همچنین سازمان باید جریان اطلاعات را برای پوشش ریسکها تامین کند.
چشمانداز آینده و قدرت مانور سازمان
گزینه واقعی یک ابزار استراتژیک بسیار حیاتی است. این ابزار به سازمانها اجازه دوری از پیشبینیهای قطعی میدهد. آنها با حفظ انعطافپذیری درباره توسعه پروژهها تصمیم میگیرند.
این رویکرد به مدیران برای عملکرد هوشمندانهتر کمک میکند. آیندهپژوهان با این انتخابها یک مزیت رقابتی ارزشمند میسازند. آنها مسیر آیندهنگاری را با درک احتمالات مدیریت میکنند.
منبع: investopedia
