تفکر طراحی

آینده‌نگاری در تفکر طراحی

فهرست مطالب

بسیاری از سازمان‌ها برای توسعه‌ی محصولات و خدماتشان سراغ تفکر طراحی می‌روند. تفکر طراحی چارچوبی یکپارچه می‌سازد تا تفکر تحلیلی و خلاقیت کنار هم قرار بگیرند. محققان این فرآیند را شامل سه مرحله‌ی اصلی می‌دانند: کشف نیازها از طریق مشاهده، ایده‌پردازی و ساخت نمونه‌ی اولیه. مدارس طراحی برجسته مانند دانشگاه استنفورد و شرکت‌های پیشرو نظیر آیدیو (IDEO) این مراحل را مبنای کارشان قرار می‌دهند. سازمان‌ها با این رویکرد، نیازهای مشتریان را می‌شناسند و آن‌ها را به راه‌حل‌های فنی متصل می‌کنند.

تفکر طراحی ماهیتی مساله‌محور دارد و به‌شدت در زمان حال لنگر انداخته است. طراحان معمولاً روی رفتارهای کنونی مشتری تمرکز می‌کنند. واحدهای فناوری نیز در این پروژه‌ها با تکیه بر فناوری‌های موجود پیش می‌روند. این تمرکز باعث می‌شود تیم‌های نوآوری از چالش‌های آینده، نیازهای آتی و فناوری‌های نوظهور غافل بمانند. برای خلق نوآوری‌های ساختارشکنی مانند گوشی هوشمند یا خودروی الکتریکی، تکیه‌ی صرف بر تفکر طراحی کافی به نظر نمی‌رسد. طراحی نباید فقط اشیا را زیباتر یا هوشمندتر کند، بلکه باید راه‌حل‌هایی برای چالش‌های بزرگی نظیر تغییرات اقلیمی یا نابرابری بسازد.

آینده‌نگاری راهبردی برای عبور از ابهام

محیط کسب‌وکار امروز مدام تغییر می‌کند. محققان این محیط را پرنوسان، نامطمئن، پیچیده و مبهم توصیف می‌کنند. سازمان‌ها برای بقا در این شرایط باید قابلیت‌های پویایشان را توسعه دهند. آینده‌نگاری راهبردی بخشی اساسی از این قابلیت‌های پویاست. تمرین‌های آینده‌نگاری به شرکت‌ها کمک می‌کنند عوامل تغییر را تشخیص دهند، پیامدهایشان را تفسیر کنند و واکنش مناسبی نشان دهند. فرآیند آینده‌نگاری راهبردی سه مرحله‌ی اصلی درک، کاوش و آزمون را در بر می‌گیرد.

ابزارهای پنج‌گانه برای کشف فردا

طراحان برای ورود به آینده از ابزارهای متنوعی بهره می‌برند. پیشینه‌ی پژوهش‌ها پنج روش کاربردی را در این زمینه متمایز می‌کند. برنامه‌ریزی ساختاریافته‌ی سناریوها یکی از این رویکردهاست. سناریوها تصاویری جایگزین و باورپذیر از آینده می‌سازند تا پیش‌فرض‌های ذهنی سازمان شکسته شوند. بررسی روندها رویکرد دیگری است ریشه در ردیابی سیگنال‌های ضعیف دارد. تغییرات محیط کسب‌وکار یک‌شبه اتفاق نمی‌افتند و به مرور زمان از یک سیگنال ضعیف به روندی قدرتمند تبدیل می‌شوند. روندهایی دارای اثرهای بزرگتر باشند، در دسته‌ی کلان‌روندها قرار می‌گیرند.

روش دلفی و مصاحبه با خبرگان از دیرباز برای پیش‌بینی تحولات استفاده می‌شود. طراحان با کمک متخصصان، زمان‌بندی ظهور فناوری‌ها و عوامل پیش‌برنده‌ی آن‌ها را مشخص می‌کنند. شهود و تجربه‌ی افراد حاضر در پروژه‌ها نیز اهمیت بالایی دارد. محققان می‌گویند برخی افراد گیرنده‌ی روند هستند و تحولات را زودتر از بقیه درک می‌کنند. استفاده از محصولات فرهنگی مانند داستان‌ها و فیلم‌های علمی‌تخیلی رویکرد دیگری است طراحان را یاری می‌دهد. محققان اصطلاح طراحی داستان‌محور را برای این روش به کار می‌برند. داستان‌های علمی‌تخیلی دنیاهای آینده، فناوری‌های تازه و نیازهای قهرمان داستان را با جزئیات توصیف می‌کنند و ایده‌های بکری می‌سازند. مفهوم ماندن در ارتباط همه‌جا، اولین بار در سریال پیشتازان فضا مطرح شد و مهندسان را به ساخت تلفن همراه ترغیب کرد.

بررسی میدانی رفتار طراحان

برای سنجش میزان استفاده از این ابزارها، مطالعه‌ای روی ۳۰۲ متخصص تفکر طراحی انجام گرفت. محققان شرکت‌کنندگان را از طریق شبکه‌ی اجتماعی لینکدین پیدا کردند. بیش از نیمی از این افراد پنج سال تجربه‌ی کار در پروژه‌های تفکر طراحی داشتند و ۳۱ درصدشان حداقل ۱۰ سال در این حوزه فعال بودند. سه‌چهارم پاسخ‌دهندگان در سازمان‌های انتفاعی کار می‌کردند و از نظر جغرافیایی، نیمی از آن‌ها ساکن اروپا بودند. یک‌چهارم طراحان نیز در سازمان‌های بسیار بزرگ با بیش از ده‌هزار کارمند فعالیت داشتند. سوالات پژوهش بر اساس یک مقیاس هفت‌تایی لیکرت تنظیم شد. محققان برای ارزیابی استفاده‌ی مستمر، پاسخ‌های یک تا پنج را در دسته‌ی «خیر» و پاسخ‌های شش و هفت را در دسته‌ی «بله» قرار دادند.

داده‌ها نشان می‌دهند طراحان بسیار بیشتر از تصورات قبلی از روش‌های آینده‌نگاری استفاده می‌کنند. نمودار زیر سهم هر یک از روش‌های آینده‌نگر را در موفقیت پروژه‌های تفکر طراحی به‌روشنی تصویر می‌کند.

آمارهای این پژوهش ثابت می‌کنند مصاحبه با خبرگان بالاترین میزان استفاده را دارد و بیشترین اثر مثبت را روی موفقیت پروژه‌ها می‌گذارد. سادگی استفاده از این روش و بینش‌های دقیق متخصصان دلیل اصلی این میزان از محبوبیت است. برنامه‌ریزی سناریوها و تحلیل روندها در جایگاه‌های بعدی قرار دارند. سازمان‌ها سال‌هاست سناریوها را تمرین می‌کنند و تیم‌ها تسلط خوبی بر اجرای آن‌ها دارند. داستان‌های علمی‌تخیلی کمترین میزان استفاده را بین طراحان ثبت کرده‌اند. کارآفرینان مطرح فناوری علاقه‌ی زیادی به این داستان‌ها دارند، اما تیم‌های طراحی هنوز بهره‌ی کافی از آن‌ها نمی‌برند. با این حال، نتایج بررسی‌ها تایید می‌کنند کاربرد همین روش کمتررایج نیز همبستگی مثبتی با موفقیت پروژه‌ها دارد.

دو رویکرد اصلی در ابزارهای آینده‌نگاری

پژوهشگران در ادامه‌ی مطالعه، این پنج روش را تحلیل عاملی کردند تا دسته‌بندی دقیق‌تری بیابند. نتایج تحلیل دو گروه مجزا را نشان داد. گروه اول شامل روش‌های نظام‌مند است دامنه‌ی گزینه‌های پیش‌رو را گسترش می‌دهد. تحلیل روندها، برنامه‌ریزی سناریوها و داستان‌های علمی‌تخیلی در این گروه قرار می‌گیرند. این ابزارها محدودیت‌های ذهنی تیم را می‌شکنند و مسیرهای تازه‌ای می‌سازند. برای نمونه، بررسی اقتصاد اشتراکی ایده‌های تازه‌ای برای طراحی خدمات جدید خلق می‌کند. گروه دوم بر پایه‌ی بینش انسانی استوارند. مصاحبه با خبرگان و استفاده از تجربیات شهودی در این دسته قرار می‌گیرند و آینده را از نگاه متخصصان تفسیر می‌کنند.

مسیر توسعه برای تیم‌های نوآوری

این مطالعه محدودیت‌هایی نیز دارد. تکیه بر پاسخ‌های یک نفر از هر سازمان ممکن است سوگیری ایجاد کند. انتخاب مشارکت‌کنندگان از لینکدین نیز احتمال دارد نتایج را کمی تحت تاثیر قرار دهد. تفکر طراحی سبدی از ابزارهای متنوع است بررسی دقیق‌تر آن‌ها تحقیقات بیشتری می‌طلبد. بررسی جزئیات بیشتر در مورد شیوه‌ی دقیق اجرای این روش‌ها در مراحل مختلف تفکر طراحی، نیازمند مطالعات آینده است. سازمان‌ها برای غلبه بر عدم‌قطعیت‌های بازار باید جعبه‌ابزار طراحانشان را مجهزتر کنند. ادغام آینده‌نگاری راهبردی با تفکر طراحی باعث می‌شود محصولات توسعه‌یافته صرفاً نیازهای امروز را پوشش ندهند و پاسخی محکم برای چالش‌های فردا باشند.

منبع:

sciencedirect

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *