نهاد علم چگونه با طوفان تغییرات مواجه میشود؟ بررسی جامع آینده پژوهی دانشگاهها با استفاده از روش نوآورانه دلفی دیالکتیک برای شناخت تنشها و سناریوهای پیش رو.
نهاد دانشگاه در دوران معاصر با فشارهای بیسابقهای از سوی نیروهای بازار دخالتهای سیاسی و انتظارات متغیر اجتماعی روبرو است. این شرایط پیچیده و مبهم نقش دانش آینده پژوهی را برای ترسیم مسیرهای پیش رو پررنگتر از همیشه کرده است. سازمانهای علمی تنها موضوع مطالعات آینده نیستند بلکه خودشان تولیدکننده دانشی هستند که فردا را میسازد. در یک گزارش علمی جدید که در ژورنال فیوچرز منتشر شده است پژوهشگران فنلاندی با ابداع یک رویکرد نوآورانه در آینده نگاری (Foresight) تلاش کردهاند تا افقهای محتمل و مطلوب دانشگاهها را تا سال ۲۰۴۰ میلادی واکاوی کنند و دریابند که خود اعضای جامعه آکادمیک چگونه تغییرات پیش رو را تحلیل میکنند.
رویکرد نوآورانه دلفی دیالکتیک در آینده پژوهی
روش دلفی به طور سنتی برای رسیدن به اجماع میان متخصصان استفاده میشود. اما در این پژوهش از رویکردی به نام دلفی دیالکتیک بهره گرفته شده است. در این شیوه تحلیلی به جای تلاش برای همگرایی نظرات گزارههای متضاد و چالشبرانگیز در برابر شرکتکنندگان قرار میگیرد. هدف از این کار وادار کردن افراد به تفکر عمیق درباره مبادلات و هزینهفایدههای هر تصمیم است. پژوهشگران با بررسی گسترده ادبیات تحقیق ده بعد حیاتی را برای آینده دانشگاهها شناسایی کردند که شامل مواردی نظیر هدف بنیادین سمتوسوی جهانی ساختار سازمانی مدلهای تامین مالی الگوهای تدریس و زیرساختهای فناوری میشود. برای هر یک از این ابعاد دو گزاره کاملا متضاد طراحی شد تا اعضای دانشگاه اعم از اساتید دانشجویان و مدیران بتوانند میزان احتمال وقوع و مطلوبیت هر سناریو را ارزیابی کرده و استدلالهای خود را بیان کنند.
روش دلفی چیست؟ آموزش جامع کاربردها، تاریخچه، مزایا و معایب
شکاف عمیق میان آیندههای محتمل و مطلوب
یکی از جذابترین یافتههای این آینده نگاری آشکار شدن تضادهای عمیق میان آن چیزی است که رخ خواهد داد و آن چیزی که دانشگاهیان آرزوی تحقق آن را دارند. شرکتکنندگان پیشبینی میکنند که به دلیل کاهش بودجههای دولتی و فشارهای اقتصادی دانشگاهها ناگزیر به سمت تجاریسازی و جذب منابع خصوصی حرکت خواهند کرد. با این حال آنها این آینده محتمل را به شدت نامطلوب میدانند زیرا معتقدند چنین رویکردی استقلال علمی و آزادی پژوهش را قربانی منافع کوتاهمدت اقتصادی میکند. در مقابل حفظ ماموریت اجتماعی و اتکا به بودجههای عمومی به عنوان یک آینده بسیار مطلوب اما با احتمال تحقق پایین ارزیابی شده است. این تضاد نشان میدهد که نیروهای بیرونی تا چه حد در حال تغییر دادن ماهیت اصیل نهاد علم هستند.
در زمینه ساختارهای مدیریتی نیز الگوی مشابهی دیده میشود. نیاز به کارایی و ثبات مالی نهادها را به سمت مدیریت متمرکز و سلسلهمراتب خشک سوق میدهد در حالی که خواسته قلبی دانشگاهیان حفظ ساختارهای دموکراتیک و غیرمتمرکز است. این تنشها نشان میدهد که رهبران آکادمیک در دهههای آینده باید مهارت بالایی در ایجاد تعادل میان الزامات اقتصادی و ارزشهای بنیادین علمی داشته باشند.
برنامهریزی سناریو؛ ابزاری کلیدی در آینده پژوهی و تصمیمگیری استراتژیک
تحول در الگوهای پژوهش و آموزش
در بخش رویکردهای پژوهشی چشمانداز روشنتری دیده میشود. تحقیقات ماموریتگرا که با هدف حل مشکلات عینی جامعه انجام میشوند هم به عنوان یک روند محتمل و هم یک رویکرد مطلوب شناسایی شدهاند. اعضای دانشگاه معتقدند که این نوع پژوهشها منافاتی با تحقیقات بنیادین و کنجکاویمحور ندارند بلکه مکمل یکدیگرند. همچنین در زمینه ساختارهای علمی رویکردهای بینرشتهای به شدت مورد استقبال قرار گرفتهاند. پژوهشگران بر این باورند که حل مشکلات پیچیده فردا نیازمند عبور از مرزهای سنتی رشتههای علمی است و این همگرایی به صورت طبیعی در حال وقوع است.
اما در حوزه آموزش تقابلها دوباره نمایان میشوند. فشارهای بیرونی دانشگاهها را به سمت استانداردسازی آموزش و استفاده حداکثری از ابزارهای دیجیتال هل میدهند. با این وجود جامعه دانشگاهی به شدت نگران از دست رفتن کیفیت آموزش و تعاملات انسانی است. آنها آموزشهای شخصیسازیشده را ترجیح میدهند اما آگاهند که محدودیتهای منابع اجرای چنین الگوهایی را در مقیاس وسیع دشوار میسازد.
نقش فناوری و هوش مصنوعی در زیرساختهای فردا
ورود فناوریهای نوین و هوش مصنوعی به محیطهای آموزشی بخش مهمی از این آینده پژوهی را به خود اختصاص داده است. تقریبا تمام اعضای جامعه دانشگاهی اتفاق نظر دارند که فناوریهای دیجیتال میتوانند کارایی را بالا ببرند. اما آنها به شدت نگران از دست رفتن تعاملات چهرهبهچهره هستند. پردیسهای فیزیکی همچنان قلب تپنده خلاقیت هویتسازی و شبکهسازی اجتماعی به شمار میروند و آموزشهای کاملا مجازی با وجود احتمال وقوع بالا به عنوان یک سناریوی نامطلوب شناخته میشوند. اعضای دانشگاه تاکید دارند که هوش مصنوعی باید به عنوان یک ابزار کمکی برای غنیسازی آموزش حضوری استفاده شود نه جایگزینی برای آن.
مدل هوش مصنوعی چیست ؟ 0 تا 100 مدلهای هوش مصنوعی
در نهایت این مطالعه نشان میدهد که اعضای جامعه دانشگاهی دارای تفکری بسیار مشروط و پیچیده هستند. آنها به دنبال انتخابهای صفر و یک نیستند بلکه میکوشند تا در میان فشارهای فزاینده راهحلهایی ترکیبی پیدا کنند. به عنوان مثال در زمینه تعاملات بینالمللی رویکردی محلیجهانی پیشنهاد میشود که در آن دانشگاه ضمن حضور فعال در شبکههای بینالمللی ارتباط ارگانیک خود را با نیازهای جامعه بومی حفظ میکند. این گزارش ثابت میکند که برای طراحی استراتژیهای اثربخش در نهاد علم هیچ راهی جز مشارکت دادن خود دانشگاهیان در فرآیندهای برنامهریزی استراتژیک وجود ندارد زیرا آنها به خوبی میدانند چگونه باید از ارزشهای اصیل آکادمیک در برابر طوفان تغییرات محافظت کرد.
منبع: University futures: Insights from a dialectic delphi study
