از روزگار باستان که انسانها سنگ بر سنگ نهادند تا سرپناهی در برابر خشم طبیعت بسازند میل به جاودانگی در ذات معماری نهفته بوده است. اهرام مصر و برجهای سر به فلک کشیده امروزی نمادهایی از غلبه اراده بشری بر محدودیتهای فیزیکی هستند. امروزه صنعت ساختوساز با بحرانهای بیسابقهای چون تغییرات اقلیمی و کمبود مسکن مقرونبهصرفه و رکود بهرهوری دستوپنجه نرم میکند. برای عبور از این هزارتوی پیچیده دانش آینده پژوهی به عنوان یک چراغ راهنما وارد میدان میشود تا پیش از فروپاشی ساختارهای فعلی مسیرهای جایگزین را به ما نشان دهد. این نوشته بر اساس گزارش جامع رنه روربک و ایگنات کولکوف (Rene Rohrbeck , Ignat Kulkov) در ژورنال فیوچرز (Futures) تدوین شده است تا چشمانداز صنعت ساختمان را تا سال ۲۰۴۰ ترسیم کند.
معماری فردا با ابزار آینده پژوهی
صنعت ساختمان سهم عظیمی در انتشار گازهای گلخانهای دارد. با وجود پیشرفتهای فناورانه این حوزه همچنان در تامین مسکن ارزان و پایدار ناتوان مانده است. پژوهشگران برای درک بهتر این چالشها بیش از سی متخصص برجسته را گرد هم آوردند تا با استفاده از روشهای سیستماتیک آینده پژوهی سناریوهای محتمل را تدوین کنند. هدف اصلی این بود که مشخص شود چگونه فشارهای ناشی از قوانین زیستمحیطی و تحولات دیجیتال و کمبود نیروی کار میتوانند شکل شهرهای آینده را تغییر دهند.
پیشرانهای کلیدی در صنعت ساختوساز
متخصصان پس از بررسی کلان روندهای بیست عامل تاثیرگذار را شناسایی کردند. از میان این موارد هشت عامل به عنوان پیشرانهای کلیدی با بیشترین میزان عدم قطعیت و تاثیرگذاری انتخاب شدند. ظهور کلاندادهها در مدیریت ساختمان و تحول در سیستمهای انرژی و ورود متریالهای پیشرفته از مهمترین این پیشرانها هستند. به کارگیری آینده پژوهی در اینجا به تصمیمگیران کمک میکند تا به جای غافلگیری در برابر تغییرات خود را برای مواجهه با آنها آماده سازند.
غولهای فناوری در نقش رهبران جدید
در این سناریو، شرکتهای بزرگ فناوری (Big Tech) و سازندگان تجهیزات پیشساخته (OEM) کنترل بازار را به دست میگیرند. آنها با استفاده از دادهها، اتوماسیون و پلتفرمهای خدماتی، نحوه طراحی و استفاده از ساختمانها را بازتعریف میکنند. خانههای هوشمند مجهز به اینترنت اشیا رواج مییابد و مدل «ساختمان به عنوان یک خدمت» جایگزین مالکیت سنتی میشود. به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه، تمرکز شدیدی بر بهرهوری مصالح و ساختوساز در کارخانهها وجود دارد.
- معماران: تقاضا برای نقشهای سنتی کاهش مییابد و آنها به متخصصان دیجیتال و کارآفرینانی تبدیل میشوند که تجربههای فضایی و استراتژیهای مکانسازی را طراحی میکنند.
- تامینکنندگان: به شرکتهایی به شدت تخصصی تبدیل میشوند که قطعات ساختمانی بهینهسازی شده را همراه با راهکارهای مبتنی بر دادههای باز ارائه میدهند و محصولاتشان در پلتفرمهای دیجیتال ادغام میشود.
- شرکتهای ساختمانی: ابعاد و پیچیدگی این شرکتها رشد میکند و برای همگام شدن با غولهای فناوری، استعدادهای جدیدی را با شرایط کاری منعطفتر از صنایع دیگر جذب میکنند.
- شرکتهای املاک: عملیات خود را با استفاده از همزاد دیجیتال کاملا از راه دور مدیریت میکنند و مدلهای اشتراکی پرداخت به ازای مصرف را برای اجزای مختلف مسکن توسعه میدهند.
آینده چرخشی
این چشمانداز حاصل همافزایی نسل Z، قانونگذاران و انعطافپذیری خود صنعت است. طراحی پایدار جای خود را به طراحی احیاگرانه (Regenerative design) میدهد که در آن ساختمانها با طبیعت در همزیستی کامل هستند. متریالهای پیشرفته زیستی و چوب جایگزین بتن میشوند و هر ساختمان به عنوان یک بانک مصالح برای آینده عمل میکند تا در پایان عمر، قطعات آن مجددا استفاده شوند.
- معماران: با رویکردی تلفیقی از مسائل فنی، زیباییشناختی و اجتماعی به نقش تاریخی «استادکاران» بازمیگردند و طراحی برای مونتاژ و دمونتاژ لایهای را در اولویت قرار میدهند.
- تامینکنندگان: زنجیرههای تامین محلی قدرتمندی میسازند و با مدیران تسهیلات برای بازپسگیری و بازیافت محصولات و ایجاد بازارهای ثانویه همکاری میکنند.
- شرکتهای ساختمانی: فرصتهای تجاری جدیدی در حوزه خدمات تخریب مهندسیشده و ارتقای ساختمانها پیدا میکنند که باعث شکوفایی کسبوکارهای کوچک و متوسط در ارزشآفرینی منطقهای میشود.
- شرکتهای املاک: استفاده از پاسپورت متریال برای اجاره یا فروش املاک الزامی میشود و مدلهای جدید لیزینگ به سرعت جایگزین تبِ تملک املاک در طبقه متوسط میگردد.
رهبری بخش عمومی
وقتی بخش خصوصی در حل بحران مسکن و تغییرات اقلیمی کند عمل کند، دولتها فرمان را به دست میگیرند. در این شرایط، قوانین بسیار سختگیرانه و اهداف الزامآور برای کاهش انتشار کربن و مصرف منابع وضع میشود. دولتها با سرمایهگذاری کلان، پروژههای مسکن انبوه را مدیریت میکنند و استانداردسازی به اوج خود میرسد تا انطباق با قوانین راحتتر باشد.
- معماران: در یک فضای به شدت قانونگذاری شده فعالیت میکنند که ابزارهای خلاقانه آنها را محدود کرده و بیشتر روی استفاده از ابزارهای دیجیتال برای مدیریت پیچیدگی و تحویل سریع پروژههای تکرارشونده متمرکز میشوند.
- تامینکنندگان: با چالش نوسان قیمتها و مالیاتهای سنگین کربن مواجه هستند و برای مدیریت عدم قطعیت بازار، به سمت انعقاد قراردادهای چارچوبی بلندمدت با دولتها حرکت میکنند.
- شرکتهای ساختمانی: شرکتهای بزرگ سودهای کلانی از پروژههای انبوه میبرند، در حالی که شرکتهای کوچک به سختی و عمدتا به عنوان پیمانکار فرعی زنده میمانند.
- شرکتهای املاک: با خطر دائمی متروکه شدن داراییها به دلیل تغییر مکرر قوانین روبرو هستند و باید هزینههای سنگینی برای دریافت گواهینامههای دولتی بپردازند.
انقلاب انرژی سبز
در این گزارش میخوانیم که نوآوری در بخش انرژی همهچیز را دگرگون میکند. شبکههای هوشمند و انرژیهای تجدیدپذیر به هنجار تبدیل شدهاند. با حل شدن مشکل انتشار کربن در زمان بهرهبرداری از ساختمان، تمرکز قانونگذاران به سمت «کربن پنهان» در مصالح معطوف میشود. در نتیجه، بازسازی ساختمانهای قدیمی ارجحیت پیدا میکند و هر خانه به یک تولیدکننده و مصرفکننده (Prosumer) تبدیل میگردد.
شرکتهای املاک: مدیریت انرژی به هسته مرکزی تسهیلات تبدیل میشود و سرمایهگذاری سنگینی روی فناوریهای پایش مصرف و تولید انرژی در محل انجام میدهند تا هزینههای شبکه را کاهش دهند.
معماران: تمرکز آنها به طور کامل روی پروژههای پیچیده نوسازی و طراحی پوستههای هوشمندی قرار میگیرد که همزمان توانایی تولید، ذخیره و صرفهجویی در انرژی را دارند.
تامینکنندگان: سبد محصولات خود را برای پشتیبانی از تولید غیرمتمرکز برق تغییر میدهند و تجهیزاتی میسازند که ساختمانها را به زیرساختهای کلان شهری متصل میکند.
شرکتهای ساختمانی: نصب سیستمهای پیشرفته فنی در مقیاس وسیع برای بازسازیها جایگزین ساختوسازهای جدید میشود و مرز بین تخصصهای مختلف مهندسی در پروژهها از بین میرود.
سیاستگذاری هوشمندانه برای فردای پایدار
قانونگذاران برای هدایت صحیح این تحولات نیازمند تدابیر هوشمندانهای هستند. تضمین حقوق دادههای مستاجران در خانههای هوشمند و حمایت از پروژههای مسکن اشتراکی و وضع قوانین مسئولیت تولیدکننده برای بازیافت مصالح از جمله این اقدامات است. سرنوشت سکونتگاههای بشری یک تقدیر از پیش نوشته شده نیست بلکه بومی است که در انتظار نقشآفرینی نبوغ انسانی قرار دارد. به کارگیری خرد جمعی و ابزارهای آینده پژوهی به ما ثابت میکند که خلق شهرهای پایدار نیازمند همافزایی تمام ارکان جامعه است. پیروزی حقیقی در برافراشتن برجهای بلندتر خلاصه نمیشود بلکه در خلق فضاهایی است که در هماهنگی کامل با طبیعت نفس میکشند. ما باید پیش از آنکه امواج تغییرات ما را در خود غرق کنند معمار سرنوشت خویش باشیم.
منبع: Building industry in 2040: An explorative scenario analysis of alternative sustainability pathways
