مخروط آیندهها
در بخش قبل به طور خلاصه پیشینه آینده پژوهی را ارائه کردیم. روشهای سناریوی معرفیشده کاربردهایی را در زمینهها پیدا میکنند و در بسیاری از موارد، برای خلق آنها نیاز است که با ذینفعان خارجی همکاری شود. مخروط آیندهها (شکل 1) کاربرد گستردهای برای برقراری ارتباط با برخی ایدهها، مانند افزایش فضای امکان در طول زمان یا سطوح مختلف باورپذیری دارد. همچنین به مخروط معقولیت(ها) یا مخروط امکان(ها) با همین معنی، یا به طور گیجکننده، مخروط عدم قطعیت (شکل 2) اشاره میشود؛ که با این حال، نشاندهندهی سطح رو به کاهش عدم قطعیت باقیمانده با نزدیک شدن به یک چارچوب زمانی آینده است که معمولا در مدیریت پروژه از آن استفاده میشود.
استفاده از مخروط آیندهها به عنوان یک مبنا، از توانایی آن برای ارائهی هر عنصری از آیندهپژوهی سرچشمه نمیگیرد. برای مثال، مخروط به دلیل خطی بودن یا انتزاعات آن، که در ادامه بیشتر توضیح داده شده است، مورد انتقاد قرار گرفته است. با این وجود، مخروط، همچنان به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد و به عنوان مدل ذهنی حداقلی ناکافی برای ارتباط با آیندههای متعدد ظاهر میشود (کندی، 2010؛ وروس، 2017).
اولین نسخه از «مخروط معقولیت» به احتمال زیاد در اواخر سال 1986 در وزارت دفاع ایالات متحده توسط گروهی از محققان و کارکنان توسعه یافت و توسط تیلور برای اولین بار در سال 1990 و نسخهی اصلاح شدهی آن در سال 1993 منتشر شد (تیلور، 1993). یکی دیگر از مخروطهای اولیه عموما به هنکاک و بزولد (1994) نسبت داده میشود که شباهت زیادی به اکثر نسخههای امروزی – و همچنین نسخه قبلی تیلور – دارد. با توجه به یکی از ویژگیهای کلیدی تمایز بین آیندههای محتمل، معقول، ممکن و مرجح، وروس به طبقهبندی هنچی (1978، در وروس، 2003) و اولین ادغام در مخروط آیندهها توسط هانکوک و بزولد (1994) اشاره میکند. سایر ارجاعات به منشا مخروط به آیندهی هاوکینز و مخروط نوری گذشته در تاریخچه مختصر زمان (هاوکینگ، 1988) انجام شده است. این امر بر کاربرد مخروطها از جهت نمایش ساده تأکید میکند (کندی، 2010).
با وجود ویژگیهای مخروط، به دلیل دستهبندی صلب 3-پی (possible, plausible, and probable futures) آن، مرز بیرونی آن که آیندههای نامعقول را در نظر نمیگیرد، ناتوانی آن در تفکیک قائل شدن بین فضای احتمالات و قطعیتها و یا نمایش خطی از زمان مورد انتقاد قرار گرفته است (برای مثال، ببینید. کندی، 2010؛ میلر، 2011؛ سلکرک و همکاران، 2018؛ وروس، 2017). تمایز دقیق بین احتمال، در داخل یا از طریق مرز مخروط، یک ویژگی ذاتی است. با این حال، تا حدی توسط زیرشاخههای مختلف یا بدون مرز در داخل و یک مرز متخلخل به آن پرداخته شده است. جهت خطی که هم حاکی از یک توسعه زمانی خطی و هم یک مسیر پیوسته و متصل به آینده است (به جای مثلا جایگزینی یا گسیختگی)، اساس و شالوده هسته میباشد. ممکن است راههایی برای ادغام آن در تغییرات هسته وجود داشته باشد. با این حال، ما با نسخههایی از مخروط مواجه نشدیم که به این تجسمها یا سایر تجسمهایی که امکان تصویرسازی دقیقتری را میدهد، دست یافته باشند. به این دلایل، ما انتقادات را میپذیریم، اما در حال حاضر آن را به عنوان یک محدودیت ذاتی در نظر میگیریم.
علیرغم محدودیتهای آن، این نمایش بصری زنده مانده و تکامل یافته است و هنوز در اسلایدها، گزارشها و مقالات مختلف ظاهر میشود (به عنوان مثال، دریگر، 2017؛ گوداسپید، 2020؛ گوستافسون، 2010؛ تیمپ و شیپرز، 2003). علاوه بر این، ارزش آن در ارائهی مولفههای مفهومی کلیدی در پژوهشهای مربوط به کاربرد آیندهپژوهی در آموزش عالی برجسته شده است (برانچتی و همکاران، 2018؛ لورینی و همکاران، 2021). ما بارها و بارها در طول توسعه این مقاله، نسخههای مختلف مخروط را در خارج از حوزه مطالعات آیندهها با موفقیت بزرگ آزمایش کردهایم. بخش بعدی، یافتههای حاصل از تجزیه و تحلیل انواع مخروط آیندهها را ارائه میدهد. پس از آن، ما آنها را با هم مقایسه میکنیم تا مشخص کنیم که مخروطهای مختلف چگونه ویژگیهای مختلف آینده را در خود جای میدهند.
مخروط آیندهها در ادبیات
تیم تحقیقاتی متشکل از سه نویسنده، 14 مخروط را از طریق نمونه برداری هدفمند از نسخههای اصلی یا به عنوان نمایندهی رایجترین مخروطهای ظاهر شده برای درک بهتر مخروطهای موجود و تغییرات آنها گردآوری کردند. آنها هم در ادبیات علمی و هم در ادبیات خاکستری ظاهر شدند. ما آنها را به موازات کارهای مرتبط در حال انجام بین اواخر سال 2019 و اوایل سال 2022 جمع آوری کردیم. ما پایگاه دادهی در حال رشد ارگانیک را از طریق جستجوی سیستماتیک برای عبارات «مخروط آیندهها»، «قیف آیندهها»، «مخروط معقولیت(ها)» و «مخروط امکان(ها)» در نتایج گوگل اسکولار (103) و Web of Science (2) و همچنین از طریق موتور جستجوی گوگل تکمیل کردیم. نویسندهی اول مخروطها را در تبادل منظم با سایر اعضای تیم تحقیقاتی گردآوری و تجزیه و تحلیل کرد. تمام مخروطهای موجود در ادبیات علمی، در صورتی که صرفا مخروط نویسندهی دیگری که قبلا درج شده را نشان نمیدهد، گنجانده شدهاند. اکثر مخروطهای موجود در گزارشها و ارائهها، حتی اگر اغلب به آنها ارجاع داده نمیشد، با مخروطهای موجود در ادبیات تفاوتی نداشتند. آن موارد، در این روند داخل نشدهاند. این امر منجر به 13 مخروط مختلف شد که توسط دو مخروط دیگر که در سایر مقالات به آنها اشاره شد، تکمیل گردید. مخروط اخیر کریستوفیلوپولوس (2021) گنجانده نشده است؛ زیرا مخروط متفاوتی را مطرح نمیکند، اما در عوض مخروط موجود را میگیرد و آن را به سمت حوزهی کاربردی دیگری، یعنی مقایسهی آیندهپژوهی با نظریه نسبیت خاص، گسترش میدهد.
این امر منجر به 14 مخروط تجزیه و تحلیل شده میشود (جدول 1) که شش مورد از آنها از ادبیات علمی (پنج مقاله، یک پایان نامه)، شش مورد از ادبیات خاکستری (گزارشها و کتابها) و دو مورد از منابع آنلاین هستند. ما قصد داریم از طریق گردآوری آنها اطمینان حاصل کنیم که ویژگیها و اجزای نمایندگیهای موجود در نظر گرفته شده است. تمام مخروطها در جدول 1 ترسیم شدهاند. از آنجایی که چنین مخروطهایی در انواع مختلف ارائهها، گزارشها، کتابها و مقالهها، اغلب با نامهای متفاوت یا بدون نام، استفاده شدهاند، محدودیتهایی ذاتی وجود دارد. علاوه بر این، مقایسهی بصری ممکن است تحت تأثیر انتخابهای ذهنی تیم تحقیقاتی قرار گیرد و ممکن است به دسته بندیهای مختلف در زمینههای مختلف منجر شود.
زمینهی کاربرد مخروطها (جدول 1) از بحث های علمی (به عنوان مثال، کندی، 2010؛ هانکوک و بزولد، 1994؛ هینس و بیشاپ، 2013؛ وروس، 2003)، تمرینهای سناریوی موضوعی (به عنوان مثال، دریگر، 2017؛ وندرسر و همکاران، 2018؛ گرت، 1999؛ گوستافسون، 2010؛ تیلور، 1993؛ تیمپ و شیپرز، 2003) و همچنین ارتباطات پایهای آیندهپژوهی (دان و رابی، 2013؛ لورینی و همکاران، 2022؛ سومایا، 2018؛ وروس، 2017) متفاوت است. جدای از مخروطهای نمونه گردآوری شده، در ارائهها و گزارشها، با اکثرا مخروطهای ساده شدهی تقریبا یکسان مواجه شدیم که به طور خلاصه توضیح میدهند که چگونه فضای ممکن آینده گسترش مییابد و سناریوها، رویدادها یا مسیرها چگونه قرار میگیرند. اکثر آنها بر اساس مخروط هنکاک و بزولد از سال 1994 یا یکی از نسخه های وروس (2003، 2017) ساخته شدهاند.
پس از جمعآوری و تجزیه و تحلیل ویژگیهای هر مخروط، ما یک ماتریس مقایسهای ایجاد کردیم که شامل تمام ویژگیهای موجود در حداقل یکی از مخروطها است (شکل 3). همه مخروطها بر اساس (1) رویکرد موقت خطی و (2) دامنهی گستردهای از احتمالات استوار هستند و اکثر آنها (3) بین سطوح مختلف احتمال تمایز قائل میشوند. با این حال، ویژگیهای 4 تا 11 تنها توسط برخی به طور صریح و توسط برخی دیگر به طور ضمنی بیان شده است و در موارد باقی مانده وجود ندارند (شکل 3). مقایسه نشان میدهد که بیشتر ویژگیهای شناسایی شده را میتوان در مخروط نشان داد. با این حال، به طور همزمان همه نمایش ها در 9 معیار از 11 معیار متفاوت هستند و بنابراین سازگاری کمی را نشان میدهند.