«اگر شما یک کارآفرین هستید، شما سازنده آینده هستید». این جملهای است که در قلب تحولات نوین دنیای کسبوکار قرار دارد. اما در جهانی که با بحرانهای چندگانه (Poly-crisis)، تغییرات اقلیمی و آشوبهای تکنولوژیک محاصره شده است، چگونه میتوان آیندهای را ساخت که نه تنها سودآور، بلکه پایدار و انسانمحور باشد؟ پاسخ در یک مفهوم کلیدی نهفته است: آینده پژوهی.
پژوهش جریانساز و جدیدی که توسط جولیا وگله (Julia Vögele) در ژانویه ۲۰۲۶ در ژورنال Futures منتشر شده است، استدلال میکند که کارآفرینان دیگر نمیتوانند تنها به شم اقتصادی خود تکیه کنند. آنها نیازمند مجهز شدن به دانشی هستند که فراتر از پیشبینیهای ساده بازار است. این نوشتار به بررسی تقاطع جذاب میان آینده پژوهی و کارآفرینی میپردازد و نشان میدهد که چگونه ترکیب این دو، ابرقدرتی به نام «سواد آینده» را خلق میکند.
عبور از مدیریت بحران به سمت آیندهسازی هوشمندانه
برای سالها، مدلهای مدیریت و کارآفرینی بر پیشفرض ثبات استوار بودند. ما استراتژی مینوشتیم چون باور داشتیم فردا شبیه امروز خواهد بود. اما آن دوران به سر آمده است. ما از دنیای پیچیده (VUCA) عبور کرده و وارد دنیای شکننده و غیرقابلدرک (BANI) شدهایم. در چنین فضایی، آیندهپژوهی از یک کالای لوکس برای سازمانهای بزرگ، به قطبنمای بقا تغییر ماهیت داده است.
پژوهشهای نوین نشان میدهند که کارآفرینی ذاتاً یک فعالیت آیندهمحور است. کارآفرینان کسانی هستند که در زمان حال، روی پتانسیلهای فردا سرمایهگذاری میکنند. اما اگر ابزار آنها برای درک فردا کند باشد، شکست حتمی است. ادغام آینده پژوهی در فرآیندهای کارآفرینی، به رهبران کمک میکند تا از واکنشگر بودن (Reactive) به سمت کنشگر بودن (Proactive) حرکت کنند و به جای اینکه قربانی تغییرات باشند، معمار آن شوند.
سواد آینده: مهارتی حیاتی برای قرن بیست و یکم
در قلب آینده پژوهی مدرن، مفهومی به نام سواد آینده (Futures Literacy) وجود دارد. این مفهوم که توسط یونسکو به عنوان یکی از مهارتهای کلیدی قرن ۲۱ معرفی شده، به معنای توانایی درک، تخیل و استفاده از آینده است. برخلاف تصور رایج، سواد آینده به معنای پیشگویی و دیدن گوی بلورین نیست.
سواد آینده یک شایستگی (Competence) است که به فرد اجازه میدهد دو کار را همزمان انجام دهد: اول، «تدارک برای آینده» (Anticipation for Future) یعنی برنامهریزی برای روندهای محتمل و دوم، «تدارک برای ظهور» (Anticipation for Emergence) یعنی آمادگی برای پذیرش اتفاقات کاملاً نو و غیرمنتظره. برای یک کارآفرین، این یعنی داشتن پلن A و همزمان باز بودن ذهن برای تغییر کامل مسیر در صورت تغییر قواعد بازی.
کارآفرینی مبتنی بر سواد آینده
وقتی مهارتهای سختِ کارآفرینی (مانند مدیریت منابع، بازاریابی و ریسکپذیری) با مهارتهای نرمِ آینده پژوهی (مانند تفکر سیستمی، تخیل رادیکال و بازتابگری) ترکیب میشوند، پارادایم جدیدی شکل میگیرد که پژوهشگر مقاله ۲۰۲۶ آن را کارآفرینی مبتنی بر سواد آینده (Futures-Literate Entrepreneurship) مینامد.
در این مدل، کارآفرین تنها به دنبال پر کردن خلاءهای بازار نیست؛ بلکه دائماً فرضیات بنیادین خود را به چالش میکشد. او میپرسد: «آیا مدلی که امروز سودآور است، در دنیای ۱۰ سال آینده که با بحران آب یا هوش مصنوعی اداره میشود، اخلاقی و ممکن خواهد بود؟» اینجاست که نوآوری رادیکال متولد میشود. نوآوری که نه تنها محصول جدیدی میسازد، بلکه سیستمهای کهنه را منسوخ میکند.
شایستگیهای کلیدی برای رهبران فردا
برای اینکه بتوانید به یک کارآفرین مسلط به آینده پژوهی تبدیل شوید، نیازمند پرورش مجموعهای از شایستگیها هستید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این مهارتها همپوشانی زیادی دارند و یکدیگر را تقویت میکنند:
یکی از مهمترین این شایستگیها، تفکر انتقادی و هنجاری است. آیندهپژوهانِ کارآفرین، فرضیات غالب درباره رشد بیپایان و موفقیت مالی را زیر سوال میبرند و به دنبال ارزشآفرینی پایدار هستند. شایستگی بعدی، تابآوری در برابر ابهام است. در حالی که مدیران سنتی از عدم قطعیت میترسند، کارآفرینانِ آیندهنگر آن را در آغوش میگیرند و به عنوان منبع فرصت به آن نگاه میکنند.
همچنین، تخیل و خلاقیت در این رویکرد جایگاه ویژهای دارد. آینده پژوهی به ما میآموزد که آینده یک خط مستقیم نیست، بلکه فضایی از احتمالات (Futures Cone) است. کارآفرین موفق کسی است که میتواند آیندههای بدیل (Alternative Futures) را تصور کند و سپس استراتژیهای خود را برای رسیدن به «آینده مطلوب» طراحی نماید.
پایداری: حلقه گمشده در اتصال آینده و کسبوکار
شاید مهمترین دستاورد ادغام آینده پژوهی با کارآفرینی، تأثیر عمیق آن بر پایداری (Sustainability) باشد. بسیاری از کارآفرینان به دلیل فشارهای روزمره (تأمین مالی، پرداخت حقوق، رقابت)، دچار کوتاهبینی میشوند. آنها «امروز» را میبینند و «فردا» را فراموش میکنند.
اما کارآفرینی پایدار نیازمند دیدگاهی بلندمدت است. سواد آینده به کارآفرینان کمک میکند تا پیامدهای ناخواسته و بلندمدت تصمیمات امروز خود را ببینند. این رویکرد، کسبوکارها را از مدلهای استثماری و مخرب دور کرده و به سمت مدلهای مسئولانه و احیاگر (Regenerative) سوق میدهد. آیندهنگاری به ما یادآوری میکند که ما آینده را از گذشتگان به ارث نبردهایم، بلکه از آیندگان قرض گرفتهایم.
📖 مطالعه بیشتر: ابزارهای نوین آیندهنگاری
موانع و چالشها: چرا همه این کار را نمیکنند؟
با وجود تمام مزایا، پیوند میان آینده پژوهی و کارآفرینی هنوز در ابتدای راه است. یکی از دلایل اصلی، فشار زمان است. کارآفرینان اغلب در حالت «بقا» هستند و زمانی برای تفکر عمیق درباره ۱۰ سال بعد ندارند. علاوه بر این، اندازهگیری تأثیر آیندهنگاری دشوار است. سرمایهگذاران معمولاً به دنبال بازگشت سرمایه (ROI) سریع هستند و آیندهنگری را گاهی به عنوان یک فعالیت انتزاعی و غیرضروری میبینند.
اما این دیدگاه در حال تغییر است. با افزایش سرعت تغییرات، کسبوکارهایی که فاقد نگاه آیندهنگرانه باشند، به سرعت منسوخ میشوند. همانطور که این پژوهش نشان میدهد، ادغام این دو حوزه میتواند تابآوری کسبوکار را در برابر شوکهای ناگهانی (مانند پاندمیها یا تحولات ژئوپلیتیک) به شدت افزایش دهد.
کلام آخر: دعوت به آیندهسازی خردمندانه
پیام نهایی مقاله سال ۲۰۲۶ روشن است: ما برای عبور از چالشهای قرن حاضر، به نسل جدیدی از کارآفرینان نیاز داریم. کارآفرینانی که نه تنها مهارت راهاندازی کسبوکار را دارند، بلکه به سوادِ آینده پژوهی نیز مسلح هستند.
ادغام این دو حوزه به ما کمک میکند تا آینده را نه به عنوان چیزی که باید از آن ترسید یا پیشبینی کرد، بلکه به عنوان فضایی برای «خلق کردن» ببینیم. اگر میخواهید کسبوکاری بسازید که در سال ۲۰۳۵ نه تنها وجود داشته باشد، بلکه پیشرو باشد، باید از همین امروز تمرین کردنِ عضلات آیندهنگری خود را آغاز کنید. آینده جایی نیست که به آن میرویم، جایی است که آن را میسازیم.
منبع: Shaping futures wisely: Integrating futures literacy with entrepreneurship