https://iranianfuturist.com

آینده پژوهی هیبریدی

قرن‌هاست که انحصارِ «قصه‌گویی درباره فردا» در دستان ما بوده است. انسان همواره با تکیه بر شهود، ترس و امید، تصاویری از آینده می‌ساخت تا در برابر ناشناخته‌ها زرهی بر تن داشته باشد. اما ورق برگشته است. ما دیگر تنها راویان این داستان نیستیم. موجودیتی دیگر وارد اتاق فکر شده که نه خستگی می‌شناسد و نه ترس، و با سرعتی سرگیجه‌آور سناریو می‌سازد. این لحظه، نقطه آغاز عصری است که می‌توان آن را دوران آینده پژوهی ترکیبی نامید.

عبور خاموش از مرزهای تشخیص

شاید تصور کنیم که روحِ نوشته‌های انسانی همواره قابل تشخیص است، اما پژوهش‌های جدید خط بطلانی بر این باور می‌کشند. دایانا کوزاچک (Diana Kozachek) در نوشتاری که در فوریه ۲۰۲۶ در ژورنال معتبر Futures منتشر شده، پرده از واقعیتی عجیب برمی‌دارد. او در یک آزمایش گسترده، بیش از سه هزار سناریوی تولید شده توسط مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs) را در کنار هزار سناریوی نوشته شده توسط انسان قرار داد.

نتیجه حیرت‌آور بود. خبرگان و متخصصان این حوزه در بسیاری از موارد نتوانستند تشخیص دهند کدام متن زاییده ذهن یک استراتژیست اروپایی است و کدام خروجی یک الگوریتم ریاضی. هوش مصنوعی در سناریونویسی، عملاً از آزمون تورینگ عبور کرده و مرزهای سنتی مولف بودن را در هم شکسته است.

سوگیری سیلیکونی در برابر تعصب بیولوژیکی

با وجود این شباهت ظاهری، تفاوت‌های بنیادینی در زیر پوستِ کلمات نهفته است. آینده پژوهی هیبریدی به ما می‌آموزد که هر کدام از این دو راوی، ضعف‌های خاص خود را دارند. هوش مصنوعی به شدت «تکنولوژی‌ زده» است. وقتی از مدل‌هایی مانند GPT خواسته می‌شود آینده را ترسیم کنند، آن‌ها جهان را عمدتاً از دریچه ابزارها و گجت‌ها می‌بینند و اغلب از درک ظرافت‌های پیچیده فرهنگی، تغییرات نرم اجتماعی و عواطف انسانی عاجز هستند. همچنین مفهوم «زمان» برای ماشین هنوز گنگ است؛ آن‌ها نمی‌توانند تفاوت ماهوی میان یک تغییر پنج ساله و یک دگردیسی پنجاه ساله را به درستی تفکیک کنند.

در سوی دیگر ما انسان‌ها قرار داریم که اگر بدانیم متنی توسط ماشین نوشته شده، ناخودآگاه گارد می‌گیریم. پژوهش کوزاچک نشان می‌دهد که متخصصان حتی در مواجهه با سناریوهای ماشینی بسیار منطقی، اگر برچسب هوش مصنوعی را روی آن ببینند، امتیاز باورپذیری پایین‌تری به آن می‌دهند. این یعنی ما هنوز برای پذیرش یک همکار غیر ارگانیک آماده نیستیم.

📖 مطالعه بیشتر: تعامل انسان و هوش مصنوعی

معماری نوین: هم‌رقصی انسان و الگوریتم

پیام اصلی این تحول روشن است. دوران سناریونویسی انسانی به سر آمده است. راه حل نه در طرد کردن ماشین است و نه در سپردن فرمان به دست آن. آینده پژوهی ترکیبی پیشنهاد می‌دهد که ما وارد یک مدل همکاری جدید شویم.

در این مدل، هوش مصنوعی نقش موتور محرک را بازی می‌کند؛ تنوع ایجاد می‌کند، هزاران احتمال را در ثانیه بررسی می‌کند و ذهن ما را از بن‌بست‌های خلاقیت خارج می‌کند. در مقابل، انسان نقش رهبر ارکستر را دارد؛ اوست که باید روح، اخلاق و معنا را به کالبدِ بی‌جانِ سناریوهای ماشینی بدمد.

ما در حال ورود به دورانی هستیم که ارزش یک سناریو دیگر به این نیست که «چه کسی» آن را نوشته، بلکه به این بستگی دارد که انسان و ماشین تا چه حد توانسته‌اند در تعامل نقاط کور یکدیگر را پوشش دهند. آینده دیگر یک مقصد دوردست نیست که تنها با دوربین دوچشمی انسان رصد شود؛ بلکه تابلویی است که نیمی از آن با قلم‌موی ما و نیمی دیگر با کدهای باینری رنگ‌آمیزی خواهد شد.

منبع:        Human-AI hybrid foresight: The effect of source on the credibility and quality of future scenarios | Futures (Volume 166)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x