آینده پژوهی ریسک های جهانی

آینده پژوهی ریسک‌های فاجعه‌بار جهانی

فهرست مطالب

ایده پایان جهان از دیرباز یکی از جذاب‌ترین و در عین حال هراس‌انگیزترین مشغولیات ذهنی بشر بوده است. این روایت که روزی از اساطیر کهن و سیل‌های بنیان‌کن آغاز شده بود امروز در قالب سناریوهای علمی-تخیلی و فجایع هسته‌ای بر پرده سینما خودنمایی می‌کند. آخرالزمان فراتر از یک احتمال جغرافیایی بخشی جدایی‌ناپذیر از ساختار روانی و فرهنگی ماست. با این وجود هنگامی که با واقعیت‌های علمی نابودی خود روبرو می‌شویم یک مکانیسم دفاعی روانی عجیب در ذهنمان فعال می‌شود و ترجیح می‌دهیم روی خود را برگردانیم.

یک پژوهش جامع و تازه که در ژورنال فیوچرز (Futures) منتشر شده است دقیقا به همین پارادوکس عمیق می‌پردازد. این گزارش از دریچه دانش آینده پژوهی بررسی می‌کند که چگونه خطاهای شناختی ذهن ما باعث می‌شوند تا ریسک‌های فاجعه‌بار جهانی را نادیده بگیریم و چشم بر روی زنجیره‌ای از تهدیدات درهم‌تنیده ببندیم.

پنج سناریو برای پایان کار انسان

پژوهشگران برای درک بهتر نحوه مواجهه انسان با پایان جهان پنج سناریوی تاریک اما محتمل را برای سال ۲۰۷۵ میلادی طراحی کردند. این سناریوها شامل فاجعه اقلیمی، جنگ جهانی سوم، رشد و فروپاشی سیستم‌ها، هوش مصنوعی کنترل‌نشده و انتشار بیولوژی مصنوعی در طبیعت بودند. نتایج بررسی واکنش صدها نفر به این سناریوها پرده از حقایق روان‌شناختی شگفت‌انگیزی برداشت که نشان می‌دهد ذهن انسان برای پردازش تهدیدات بی‌سابقه و پیچیده آمادگی چندانی ندارد.

توهم آشنایی و خطای در دسترس بودن ذهن

یافته‌های این نوشتار نشان می‌دهد که مردم به شدت تحت تاثیر خطای شناختی در دسترس بودن هستند. پاسخ‌دهندگان سناریوهای فاجعه اقلیمی و جنگ جهانی سوم را بسیار محتمل‌تر از ظهور هوش مصنوعی کنترل‌نشده یا انتشار بیولوژی مصنوعی ارزیابی کردند.

دلیل این امر ساده است: ذهن ما با الگوهای تاریخی آشنایی دارد و تصویرسازی از جنگ یا قحطی برای آن راحت‌تر از درک یک فاجعه پیچیده تکنولوژیک است. در واقع ما از چیزهایی که می‌توانیم آن‌ها را در ذهن خود تجسم کنیم بیشتر می‌ترسیم و این موضوع باعث می‌شود تهدیدات نوین و نوظهور که پیشینه‌ای در تاریخ ندارند به حاشیه رانده شوند.

تله خوش‌بینی مفرط

یکی از زیباترین ویژگی‌های بشر امیدواری اوست اما همین صفت گاهی نقاب خطرناکی به چهره می‌زند. این بررسی نشان می‌دهد یک رابطه معکوس و معنادار میان میزان خوش‌بینی افراد و باورپذیری سناریوهای پایان جهان وجود دارد.

افراد خوش‌بین می‌پذیرند که ممکن است فجایع محلی با صد هزار کشته رخ دهد اما به شدت در برابر پذیرش نابودی کامل مقاومت می‌کنند. این سوگیری شناختی باعث می‌شود تا جوامع به جای آماده شدن برای بدترین حالت‌های ممکن همواره به یک نجات معجزه‌آسا در آخرین لحظه امیدوار بمانند و ابعاد واقعی ریسک‌های فاجعه‌بار جهانی را دست‌کم بگیرند.

افسانه تخصص در برابر ناشناخته‌ها

شاید تصور کنید کسانی که متخصص مدیریت ریسک هستند نگاه واقع‌بینانه‌تری به این فجایع دارند. اما یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این گزارش ثابت می‌کند که هیچ تفاوت معناداری میان ارزیابی افراد متخصص و افراد عادی وجود ندارد.

هنگامی که با سناریوهای بی‌سابقه و درهم‌تنیده روبرو می‌شویم دانش تخصصی نمی‌تواند بر خطاهای بنیادین و شناختی انسان غلبه کند. متخصصان نیز مانند مردم عادی در دام خوش‌بینی و خطای در دسترس بودن می‌افتند. این امر به ما یادآوری می‌کند که برای مواجهه با ریسک‌های فاجعه‌بار جهانی نیازمند ابزارهای تحلیلی جدیدی هستیم که فراتر از تخصص‌های تک‌بعدی عمل کنند.

تبعید پایان جهان به آینده‌های دور

ما تمایل داریم خطرات را در زمان به تعویق بیندازیم. بیش از هشتاد و یک درصد از شرکت‌کنندگان در این ارزیابی باور نداشتند که سال ۲۰۷۵ می‌تواند پایان راه بشر باشد. ذهن انسان فاجعه را به قرن‌های بسیار دورتر مانند سال ۲۵۲۵ یا حتی ۳۰۲۵ موکول می‌کند. این پدیده که تخفیف زمانی نام دارد باعث می‌شود خطراتی که در چند دهه آینده ما را تهدید می‌کنند کوچک بشماریم.

نام سوگیری شناختیتاثیر مخرب بر درک خطر فاجعه‌بار
خطای در دسترس بودنترس شدیدتر از خطرات آشنا مانند جنگ نسبت به تهدیدات نوین تکنولوژیک
خوش‌بینی مفرطانکار احتمال وقوع سناریوهای پایان جهان با وجود پذیرش بحران‌های کوچک‌تر
تخفیف زمانیدور پنداشتن زمان نابودی و موکول کردن آن به قرن‌های بسیار دور و نامعلوم

داستان آینده ما قطعی نیست؛ هنوز می‌توان آن را نوشت یا تغییر داد. درک این نقص‌های شناختی نخستین گام برای ایجاد یک تاب‌آوری حقیقی در برابر ریسک‌های فاجعه‌بار جهانی است. رسالت واقعی آینده نگاری استراتژیک پیش‌گویی دقیق مکانیزم نابودی ما نیست. هدف اصلی این است که امروز نقاط کور ذهن خود را بشناسیم تا بتوانیم فردای امن‌تری بسازیم. اگر آسیب‌پذیری‌های روانی خود را بپذیریم شانس بسیار بیشتری خواهیم داشت تا از نگارش فصل پایانی تاریخ بشر در زمان حیات خود جلوگیری کنیم. در نهایت بقای ما در گرو غلبه بر فریب‌های ذهن خودمان است.

منبع: Cascading global catastrophic risks: The role of cognitive biases | Futures (2025)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *