امروز۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

پیش پا یا انتهای جاده‌ها؟

فرض کنید شما مدیرعامل یک سازمان تولیدی هستید، چه محصولی تولید خواهید کرد؟ محصولی برای امروز یا کالایی برای فردا؟ شما می‌دانید که مد امروز جامعه چیست و مشتریان از شما چه چیزی می‌طلبند. اگر تنها به  همین مد و درخواست امروز جامعه اهمیت بدهید، بدون اینکه متوجه باشید در حال کندن یک گور دسته‌جمعی برای نوآوری، خلاقیت، بازار فردا و در یک کلام، برای آینده‌ی شرکت خود هستید. هنری فورد (Henry Ford)، که مخترع اولین خط صنعتی تولید خودرو بود، برای این حالت تعبیر جالبی بکار برده است. آینده پژوهی و تفکر طراحی

هنری فورد

اما فورد به کالسکه‌های بدون اسب فکر می‌کرد. از طرف دیگر در صورتی که تنها به فردا فکر کنید و به دوردست‌ها خیره شوید، باید سازمان خود را تعطیل کنید زیرا دیگر محصول شما امروز خریداری ندارد و به طبع درآمدی ندارید و کارمندی ندارید و سازمانی ندارید. آینده پژوهی و آینده نگاری

سوال ابتدایی را می‌توان برای هر یک از جنبه‌های مدیریت پرسید؛ زنجیره‌ی تأمین خود را چگونه طراحی می‌کنید؟ چه نیروهایی استخدام می‌کنید؟ فرآیند‌های عملکردی خود را چگونه تنظیم می‌کنید؟ با مشکلات و چالش‌های پیش آمده با چه رویکردی مواجه خواهید شد؟ به کمک «تفکر طراحی» برای امروز؟ یا به کمک «آینده‌اندیشی» برای فردا؟ اصلا این مفاهیم چه معنایی دارند؟ در ادامه با تمرکز بر طراحی و تولید محصولات به بررسی این مفاهیم می‌پردازیم. 

تفکر طراحی

تفکر طراحی (Design thinking) یک رویکرد انسان‌محور برای طراحی است که بر نیاز‌های مشتری، تولید سریع پروتوتایپ و خلق ایده‌های خلاقانه تمرکز دارد تا روش توسعه محصولات، خدمات، فرآیندها و سازمان‌ها را تغییر دهد. این رویکرد چشم خود را بر شواهد دیروز می‌بندد تا با غریزه‌ی خود برای امروز و آنچه که مشتریان واقعاً می‌خواهند، تصمیم بگیرد. رویکرد تفکر طراحی، آنچه را از نظر مشتریان مطلوب است با آنچه از نظر فناوری امکان‌پذیر و از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه است، گرد هم می‌آورد.

تفکر طراحی

مراحل زیر را می‌توان برای فرآیند تفکر طراحی در نظر گرفت: آینده پژوهی و آینده اندیشی

فرآیند تفکر طراحی
آینده‌اندیشی

آینده‌اندیشی (Future thinking) رویکردی آینده‌محور به استراتژی بلندمدتی است که با درک عوامل پیشران و زمینه سناریوهای مختلف ممکن که امکان دارد در آینده اتفاق بیفتد، ایجاد مصنوعات آینده و ایجاد ایده‌های خلاقانه، راهبرد شما را در قبال محصولات، خدمات، فرآیندها و سازمان‌ها بهبود می‌بخشد. با استفاده از آینده‌اندیشی، دیدگاهی پس‌نگرانه برای جلوگیری از شوک‌های آینده و ایجاد نوآوری‌های برهم‌زننده خواهید داشت.

اصول آینده‌اندیشی
اصول آینده‌اندیشی

برای مثال، مدیرعاملی که به دنبال هدایت شرکت خود به آینده است و می‌خواهد از مختل شدن توسط فناوری‌های جدید یا رقبا اجتناب کند، باید از این رویکرد بهره ببرد. این فرد باید به این پرسش فکر کند که «شرکت برای در امان ماندن از تغییرات و اختلالات بازار، چه کاری را باید متفاوت شروع کند؟» یا کارآفرینی را تصور کنید که می‌خواهد برای جهانِ دائما در حال تغییر ما، خدمات جدیدی را ابداع کند. این فرد باید از خود بپرسد که «مردم در آینده به چه نوع کمکی نیاز خواهند داشت که تا به حال هیچ فرد دیگری هنوز راه‌حلی برای آن ارائه نکرده است؟»

آینده‌اندیشی نیز مانند تفکر طراحی، سه عامل مطلوبیت از منظر مشتریان، امکان‌سنجی فناورانه و پایداری اقتصادی را گرد هم می‌آورد، با این تفاوت که آینده‌اندیشی این امر را در بستر آینده انجام می‌دهد؛ یعنی مطلوبیت در آینده، امکان سنجی در آینده و پایداری اقتصادی در آینده. علاوه بر این، آینده‌اندیشی این مقوله را برای سناریوهای مختلف انجام می‌دهد. بر اساس تجزیه و تحلیل فرآیند آینده‌نگری، یک استراتژی بلند‌مدت برای رشد و نوآوری ایجاد خواهد شد.

تفکر طراحی

امروزه بیش از هر زمان دیگری، توجه به آینده اهمیت پیدا کرده است. اکنون در دورانی زندگی می‌کنیم که هم سرعت تغییرات و هم مقیاس آن‌ها در حال افزایش هستند. از این رو خطرات و فرصت‌هایی که در مسیر سازمان‌ها قرار می‌گیرند، تلاش‌های گسترده‌تری را در راستای تبدیل شدن به یک سازمان پیشرو و نه سازمان دنبال‌کننده، توجیه می‌کنند. مانند تفکر طراحی، آینده‌اندیشی نیز در طی مراحلی به انجام می‌رسد.

تفکر طراحی

البته آینده‌اندیشی منوط به تکرار است. بنابراین باید سناریوها را مطابق علائم جدید  بازبینی و حتی در صورت لزوم تمام فرآیند را تکرار کنید.

این نکته حائز اهمیت است که آینده‌اندیشی بیشتر بر عوامل کلان تمرکز دارد اما تفکر طراحی اینگونه نیست.

 

جدول زیر به خوبی این دو رویکرد را با یکدیگر مقایسه می‌کند:

آینده‌اندیشی و تفکر طراحی

با تمام این تفاوت‌ها، نمی‌توان تنها بر یک رویکرد تمرکز کرد، بلکه آینده‌اندیشی و تفکر طراحی به نوعی مکمل یکدیگر هستند. آینده‌اندیشی راه را برای یک استراتژی بلند مدت و تفکر طراحی راه را برای محصولات و خدمات کاربرمحور هموار می‌کند. بینش‌های حاصل از آینده‌اندیشی را می‌توان در تفکر طراحی و بینش‌های حاصل از تفکر طراحی را می‌توان در آینده‌اندیشی لحاظ کرد. این دو رویکرد، ابزارهای قدرتمندی هم برای استراتژیست‌ها و هم برای طراحان خواهند بود که آن‌ها را در ایجاد و ساخت محصولات و خدمات ارزشمند یاری می‌کنند.

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *