امروز۱۲ فروردین ۱۳۹۹
پروژه امید

پروژه امید

وقتی تاریخ می‌خوانیم یک قانون خیلی مهم کشف می‌کنیم، قانونی که فرد ال پولاک به عنوان یک اصل از آن نام می برد:

آینده بی‌حد و مرز و لایتناهی است و با خلق تصاویر مثبت از آن می‌توانیم به صورت فعال در ساختن آن مشارکت داشته باشیم.

برخلاف گذشته که مقوله‌ای فهمیدنی است، آینده مقوله‌ای ساختنی است و برای ساختن هر چیزی ابتدا باید بتوانید آن را در ذهن خودتان تصور کنید. وقتی یک مخترع یا یک کارآفرین می‌خواهد چیزی خلق کند آن را در ذهن خود تصور می‌کند. تخیل اجتماعی هم چیزی از همان جنس است. تخیلات اجتماعی ما به ابداعات اجتماعی منجر می‌شوند و این ابداعات جامعه را به جایی بهتر تبدیل می‌کنند. توانایی امیدوار بودن مهم‌ترین حقیقت زندگی است و ما به امیدوار بودن و آفرینش امید محکوم هستیم. انسان خردمند محکوم به امید است، زیرا آینده پیش‌بینی ناپذیر است و در این آینده که فضایی لایتناهی و نامعلوم است، باید نقشی داشته باشد.

 امید یعنی ساختن رویاها و آرزوها، یعنی تعهد برای ساختن آینده‌ای بهتر.

رنج و امید اجتماعی

اما وقتی می‌توانیم در مورد امید صحبت کنیم که اساسا در رنج باشیم، در غیر این صورت امید معنا نمی‌دهد. شما باید در بستر بیماری باشید تا امید به بهبود معنا بدهد. شما باید در فقر باشید تا امید به رفاه معنا بدهد. مردم یک جامعه باید در تنگنا باشند تا امید به بهبودِ وضعیت معیشت معنا بدهد. آدم‌های امیدوار اساسا ناراضی هستند و این تفاوت بین خوش‌بینی و امیدواری است. خوش‌بین همیشه در پی توجیه امر موجود است، اما امیدوار، ناراضی از وضع موجود و مُصر برای ساختن وضعیتی بهتر است.

ناراضی از وضعیت موجود، خوش‌بین به وجود یک آینده بهتر و البته متعهد به ساختن آن آینده بهتر.

امید ترکیبی است از رنج و زمان. 

ویکتور فرانکل می گوید اگر زندگی زیستن در رنج است پس سعی کنیم برای این زیستن در رنج هم معنایی پیدا کنیم. ما که داریم در رنج زندگی می‌کنیم، چه بهتر که برایش معنایی ایجاد کنیم.

اجتماعی شدن امید

اما چطور می‌شود امید اجتماعی خلق کرد؟

این سوال یک جواب ساده دارد: «امیدهای فردی خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید». دیوارهای بینمان را برداریم و با هم در مورد آینده‌های مشترک بهتر حرف بزنیم. وقتی شما آرزوی یک ماشین بهتر دارید پس حتما آرزوی یک کارخانه ماشین‌سازی بهتر، ایجاد شدن شغل در آن کارخانه، ساختن شهرهای بهتر، سوخت بهتر، محیط زیست بهتر و هزاران بهتر دیگر را دارید. برای دیگران شرایطی ایجاد کنید که بتوانند از آرزوهایشان صحبت کنند. از آینده حرف بزنند و بگویند چه کاری می‌توانند بکنند تا دنیا جای بهتری برای همه شود. وقتی این شرایط برای دیگران ایجاد شود ظرفیت امید، ظرفیت رویاپرادزی و ظرفیت آرزومندی در کل جامعه بالا می‌رود و جامعه‌ای که بتواند فرای واقعیت‌های روزمره‌اش به آینده‌های بهتر فکر کند این جامعه زنده و رشدیابنده است. هستی هر جامعه شامل آن چیزهایی که جامعه می‌تواند بشود نیز هست. من نمی‌توانم در مورد جامعه صحبت کنم بدون آن‌که بگویم این واقعیت تاریخی، جغرافیایی و انسانی به کجاها می‌تواند برود. شناختن واقعیت یک جامعه بدون در نظر گرفتن رویاهای جمعی آن جامعه نشدنی است.

4
بیایید خالق امید باشیم. نه برای خودمان با ترفندهای روانشناسی، بلکه با قرار گرفتن در بطن جامعه براساس ساختن داستانی در مورد آینده‌های جمعی.

حالا اگر از من بپرسید که به آینده کشور امید داری یا نه جوابم قطعا بله است. من یک آینده پژوهم و داستان‌های آینده را خوب می دانم. ایران کشور ماست و اگر قبلا بارها و بارها توانسته‌ایم بهتر باشیم این بار هم می‌توانیم. 

اشتراک‌گذاری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code