امروز۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
رهبری استراتژیک در دانشگاه

علت نیاز دانشگاه‌ها به رهبری استراتژیک قدرتمند

دانشگاه‌ها قدرت زیادی پیدا کرده‌اند. میانگین عمر ۲۰ دانشگاه برتر اروپا ۳۴۵ سال است. آن‌ها نه‌تنها در مواجهه با تحولات تاریخی مقاوم بوده و تاب آورده‌اند، بلکه جزئی گریزناپذیر از جامعه هستند. آن‌ها شاکله و اساس پیشرفت علمی و فنی را تشکیل می‌دهند، در حیات فرهنگی نقش دارند، دانش تولید می‌کنند و انسان‌هایی بسیار شایسته را پرورش می‌دهند که بقای اقتصاد مدرن وابسته به آن‌ها است. هر مسئله‌ای که دانشگاه را درگیر می‌کند، برای کل جامعه اهمیت دارد.

پرداختن به فرصت‌ها و مشکلات دانشگاه‌ها در دوران تردیدها و بلاتکلیفی‌ها نیازمند رهبری ممتاز و استراتژیک است. تمامی ما، چه در داخل محیط دانشگاه و چه در خارج از آن، از این مسئله نفع می‌بریم. مدیریت استراتژیک و آینده پژوهی

  • دانشگاه‌ها با موانع مهمی روبه‌رو هستند

همزمان با بزرگ‌تر شدن سیستم‌های آموزش عالی در سرتاسر جهان، چه از نظر مقیاس و چه از نظر دامنه، فشارهای بیشتری نیز بر دولت و شرکت‌هایی که هزینه‌های دانشگاه‌ها را تأمین می‌کنند، وارد می‌شوند. در همین حین، پژوهش‌های دانشگاهی باید تهدیدهای هستی‌گرایانه‌ای چون تغییرات جوی، مشکلات زیست‌محیطی و سلامتی و رفاهی (چاقی، پیری، عفونت میکروبی)، انرژی و امنیت غذایی، نوسانات اقتصادی و تلاطمات سیاسی، افزایش نابرابری بین ملت‌ها و حتی در میان ملت‌ها، درگیری‌های نژادی و مذهبی و هم‌چنین استفاده و سوءاستفاده از داده‌ها را درک کند و در اصلاح آن‌ها بکوشد. علاوه‌براین، دانشگاه‌ها با شک‌گرایی‌های بسیاری در سطح عموم درباره کارشناسان خود مواجه هستند؛ تقاضاهای دولت‌های غیرهمفکر برای همراهی دانشگاه‌ها با آن‌ها نیز در حال بیشتر شدن است. مجوز دانشگاه‌ها بستگی زیادی به اثبات ارزش و تأثیرگذاری بالای آن‌ها دارد. آینده پژوهی

مدیریت استراتژیک در دانشگاه

مدیریت استراتژیک در دانشگاه

سال‌های بسیاری، رهبران دانشگاه‌ها تشویق می‌شدند تا مدیریت استراتژیک را از موفق‌ترین کسب‌وکارها بیاموزند. در حالی که بسیاری از مهارت‌های کلی مدیریت قابلیت تعمیم دادن به رشته‌های مختلف را دارند، اما تفاوت‌های چشمگیری در میان ترکیب و پیچیدگی مسائلی که رهبران دانشگاه‌ها با آن‌ها روبه‌رو هستند با مسائل سایر شرکت‌ها وجود دارد. برای پیمودن هر دو مسیر، فرصت‌های بسیاری برای یادگیری وجود دارند و بخش خصوصی نیز می‌تواند از موفق‌ترین دانشگاه‌ها درس‌های بسیاری بیاموزد.

رهبران برای ساختن سازمان‌های پایدار و تأثیرگذار چه در  عرصه دانشگاهی و چه در عرصه‌های تجاری، باید چشم‌اندازی فراتر از چشم‌انداز کنونی خود را بنگرند، از فرضیات سؤال کنند، تفکر انتقادی داشته باشند و مسائل را تحلیل کنند.

برنامه ریزی استراتژیک و آینده پژوهی

معضلات اساسی و مهارت‌های موردنیاز برای رهبری استراتژیک دانشگاه‌ها

  • همکاری با شرکت‌های تجاری امری است ضروری، اما نیازمند مدیریت دقیق

یکی از مسائل مهم استراتژیک، چگونگی برقراری ارتباط بین دانشگاه و شرکت‌های تجاری است. این مسئله خود نمونه‌ای از چالش‌های مدیریتی آن‌ها است. امروزه، بیشتر دانشگاه‌ها در کنار پژوهش و آموزش، مدیریتی برای روابط خارج از دانشگاه را نیز شامل می‌شوندکه بخشی از مأموریت اصلی آن‌ها به شمار می‌آید. در برخی از دانشگاه‌ها نیز تأمین بودجه صنعتی تبدیل به یکی از مهم‌ترین بخش‌های درآمدی آن‌ها شده است. تنوع منابع تأمین بودجه و افزایش آن‌ها یکی از اهداف استراتژیک و مهم دانشگاه‌ها است و واکنشی است که دانشگاه‌ها در برابر افزایش فرصت‌ها و مقیاس و  دامنه چالش‌ها در علوم و فناوری و به‌ویژه، علوم مهندسی از خود نشان می‌دهد.

دانشگاه و تأمین بودجه

دانشگاه و تأمین بودجه

مدیریت روابط دانشگاه-صنعت تبدیل به موضوعی شده که مورد آزمایش‌های متعددی قرار گرفته و گاه گداری جنجال‌هایی را پدید آورده است. این مسئله، تنش‌ها و کشمکش‌هایی را بین رفتارهای «شرکت‌گونه» و فرهنگ سنتی دانشگاه مانند طرز فکر «برج عاج نشینی» دانشگاهیان پدید آورده است. بسیاری از دانشمندان برخوردهای بین مؤسسات دانشگاهی و صنعت را تنش بین هنجارهای پژوهش‌های دارای منفعت عامه علیه منافع تجاری می‌نامند.

اما شرکت‌های تجاری نیز در حال متحول شدن و در فکر لزوم پرداختن به نگرانی‌های کارمندان خود با هدف انگیزه‌بخشی به آن‌ها برای کار کردن هستند و در همین حین، آن‌ها باید مشکلات زیست‌محیطی و سایر چالش‌های اقتصادی و اجتماعی بلندمدت خود را نیز حل کنند. در همین حوزه، رهبران صنعت‌ها می‌توانند درس‌های بسیاری از دانشگاهیان بیاموزند.

آینده پژوهی آموزش عالی

  • دانشگاه‌ها نیاز به استراتژی‌های مؤثر دارند

حل معضلات دانشگاه‌ها نیازمند رهبری استراتژیکی است که نقاط قوت همیشگی فرهنگ آن‌ها را با انواع جدید تعاملات آشتی ببخشد. رهبران دانشگاه‌ها نیز برای دستیابی سازمان متبوع‌شان به دانشی در راستای منفعت عمومی باید بر تشریک مساعی و نگرانی‌های مشترک متکی باشند. این ویژگی‌ها پتانسیل متحول‌سازی تجارت را نیز دارند. دانشگاه‌ها همچنین می‌توانند بین پژوهش‌های راه حل مشکلات زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی و نیز چگونگی مشارکت شرکت‌های تجاری در پرداختن به این مشکلات، پیوند ایجاد بکنند. این ریسک‌پذیری بازار، مقیاس و  دامنه شرکت‌های بزرگ و کارآفرینی شرکت‌های کوچک است که می‌تواند پژوهش‌ها را به نوآوری در ارزش‌ها برای جامعه تبدیل کند. همانگونه که رهبران دانشگاه‌های استراتژیک با بخش خصوصی رابطه برقرار می‌کنند، باید این اطمینان را نیز به دانشگاهیان بدهند که آن‌ها را هدف شیوه‌های مدیریتی نادرست قرار نمی‌دهند و در عین حال، آن‌ها را تشویق کنند که وقتی با مشکلات عاجل اجتماعی روبه‌رو می‌شوند رویکردی تجاری‌تر اتخاذ کنند. کلید موفقیت آن‌ها در تعامل همدلانه با بخش خصوصی است. باید با صراحت اعلام کرد که هدف از این تعامل، پیشبرد مأموریت محوری تحصیلی دانشگاه است. دانشگاه‌هایی که در این کار موفق می‌شوند، همکاری‌های خود را با صنعت به‌طور چشمگیری تقویت کرده‌اند و راه‌های عمل و خدماتی که به دانشجویان، کارمندان و جوامع ارائه می‌دهند را بهبود بخشیده‌اند.

شرایط موردنیاز برای رهبری دانشگاه‌ها و شرکت‌ها با یکدیگر همگرایی‌هایی دارند. برای  اداره سازمان‌های بزرگ و پیچیده نیاز به مهارت‌های مشترکی است. آنچه در دانشگاه‌ها بسیار حائز اهمیت است، کارایی عملیاتی و رضایت دانشجویان از خدماتی است که دریافت می‌کنند. شرکت‌های بزرگ  بودجه پژوهش‌ها را تأمین می‌کنند و ویژگی‌های «سازمان‌های آموزشی» را در معرض نمایش قرار می‌دهند.

آینده پژوهی و آینده نگاری

هم رهبران دانشگاه‌ها و هم رهبران شرکت‌ها رفتارهای اخلاقی و مسئولیت‌های زیست‌محیطی را در رأس اولویت‌های خود قرار داده‌اند. هر دو گروه نیز درک می‌کنند که در محیط‌های پرابهام و پیش‌بینی‌ناپذیر که نوآوری، برترین اولویت‌ها است، چابک بودن، علاقه‌مندی نسبت به فرصت‌های جدید و نیز اتخاذ استراتژی‌های در حال تحول به‌جای استراتژی‌های تغییرناپذیر، خود یک مزیت به شمار می‌آیند. رهبران در دانشگاه‌ها و شرکت‌ها می‌آموزند که از مزیت‌های استقرار دانشگاه‌ها و شرکت‌های تجاری در مناطق و گروه‌های دارای نوآوری بهره ببرند. تمامی رهبران باید مهارت‌های تفویض اختیار مدبرانه را داشته باشند و از اثر اقدامات روزمره چاره‌جویانه برای حل مشکلات، کنترل امور از دستشان خارج نشود.

دانشگاه و استراتژی های مؤثر

دانشگاه و استراتژی‌های مؤثر

تفاوت‌های زیادی نیز بین آن‌ها وجود دارد. با اینکه رهبران دانشگاه‌ها نباید نگران قیمت سهام و موجودی‌های خود باشند (و کمتر مجبور هستند آن‌ها را با قیمت پایین‌تر در اختیار دیگران قرار بدهند)، اما حالا دیگر باید ذینفعان بیشتری را مدیریت کنند و چون کارکنان‌شان به‌شدت از دستورالعمل‌های آموزشی و پژوهشی که سرنوشت‌تان به دست آن است محافظت می‌کنند، خدمات‌شان را در مدت کوتاه‌تری ارائه بدهند و خود را برای بلندمدت آماده بکنند. آن‌ها در صورتی که پژوهش‌ها به نتایجی دست یابند که منافع دست‌اندرکاران قدرت را به لرزه می‌اندازند، مسئولیت محافظت از آزادی‌های دانشگاهی را به عهده دارند.

پژوهش‌های ما درباره مدیریت استراتژیک دانشگاه منطبق بر مفهوم تئوری سازمانی «ترکیبی» و آثار مکتوب درباره مدیریت با موضوع «سازمان‌های کارکشته» است. به این نتیجه رسیدیم که در صورت اتخاذ یک رهبری استراتژیک و مؤثر، دانشگاه‌ها هم می‌توانند «ترکیبی» عمل کنند، به این معنی که می‌توانند بین منطق‌های متفاوت سازمانی آشتی برقرار کنند، هم می‌توانند سازمان‌هایی «کارکشته» باشند، به این معنی که هم بر روی برتری در فعالیت‌های فعلی خود تمرکز کنند و هم به کشف حوزه‌های جدید بپردازند.

آن‌ها نه‌تنها با اتکا به ایجاد تحولات عظیم در  مأموریت، استراتژی و ساختار خود، بلکه با ترکیب موارد جدید و قدیم با یکدیگر می‌توانند به چنین مهمی دست یابند. رهبران استراتژیک برای طراحی رویکردها و روش‌های جدید که تکمیل کننده رفتارهای موجود هستند، از دانش فراگیر خود  درباره بخش‌های مختلف و نهادهای آن‌ها استفاده می‌کنند. آن‌ها از روش‌هایی حمایت می‌کنند که همکاری‌های تجاری بزرگ‌تر را به اهداف دانشگاه‌ها و کارمندان‌شان مبنی بر داشتن تأثیر مثبت اجتماعی رسانده‌اند. آن‌ها چارچوب‌ها، خط ‌مشی‌ها و مشوق‌ها را برای پشتیبانی از / پاداش‌دادن به دانشگاهیان همکاری‌های خارجی در محدوده دستورالعمل‌های اخلاقی آشکار تعریف می‌کنند. آن‌ها چارچوب‌ها، سیاست‌ها و انگیزه‌ها(مشوق‌ها)را به منظور ارائه پشتیبانی و پاداش برای تعامل خارجی در خط ‌مشی‌های اخلاقی مشخص فراهم می‌کنند.

یکی از الزامات برای دانشگاه‌ها، لزوم تمرکز و حق انتخاب داشتن در مشکلاتی پیش‌رو و در نتیجه، شرکایی است که برای همکاری انتخاب می‌کنند. این امر نیازمند وجود پیشنهادات متفاوت و قانع‌کننده درباره توانایی‌های ویژه آن‌ها است. فرایند استراتژیک تصمیم‌گیری در مورد آنچه باید / نباید بر آن تمرکز شود، خود فرآیندی نوبنیاد است که در طول زمان تکوین می‌یابد. ملاحظات استراتژیک چالش‌برانگیز درباره چگونگی پشتیبانی از زمینه‌های در حال ظهور دانش نیز یکی دیگر از الزامات ضروری دانشگاه‌ها است.

جایگاه آینده پژوهی در آموزش

فرهنگ‌های دانشگاهی به ‌آهستگی تغییر می‌کنند و رهبران‌شان از لزوم ساخت اشکالی بهتر از تعامل در طول زمان به‌خوبی آگاه هستند. مهارت‌های پیشرفته و صلاحیت‌های مدیریتی جدیدی در حوزه‌هایی چون درک اثر تخریبی فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی روی فعالیت‌های دانشگاهی شکل گرفته‌اند. رهبران دانشگاه‌ها همیشه به دنبال یافتن ایده‌هایی جدید و روش‌هایی موثر برای کمک به توسعه و اجرای استراتژی‌های در حال ظهور  بوده و این موضوع را درک کرده‌اند که نهادهای دانشگاهی، بازیگرانی مهم در طیف گسترده‌ای از اکوسیستم‌ها هستند.

ساختارهای سازمانی و فرایندهای آن‌ها طوری رشد و توسعه یافته‌اند که نیازهای هر دو طرف را برآورده سازند و اختلاف‌های احتمالی را برطرف کنند. نقش‌های جدید ایجاد شده است که اغلب حاصل تفکیک مسئولیت‌های مختلف است؛ مانند مدیر اجرایی ارشد (معاون رئیس و قائم‌ مقام) و مدیر عملیاتی ارشد (مدیر ارشد دانشگاه) همراه با پست‌های رهبری ارشد در همکاری و نوآوری. حکومت‌ها به‌دنبال ایجاد توازن بین مزیت‌های انجمن‌ها یا شوراهایی هستند که آنقدر بزرگ‌اندکه بتوان مهارت‌ها و تخصص‌های دقیقی را از میان ذینفعان متنوع آن‌ها استخراج کرد و در عین حال، باید آنقدر کوچک باشند که بزرگی‌شان خاطر کسی را نیازارد.

در دانشگاه‌هایی که پیشرفت تجربه‌های علمی و یادگیری را به‌عنوان دلیل بودن‌شان مطرح می‌کنند، رهبران باید استراتژی‌هایی تجربه‌گرا را به کار بگیرند که در ذات خود، مبتنی ‌بر یادگیری باشند.

با سپاس از پروفسور ماکس لو، رئیس و قائم‌مقام دانشگاه، دانشگاه  سوره، که نظرات و دیدگاه‌های ارزشمندی ارائه داد.

 

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code