+

مسابقه خنده دارترین شغل آینده

۲۲ بهمن ۱۳۹۶

جیمز آلن دیتور (James Allen Dator) به حق یکی از ارکان آینده پژوهی است. دیتور در حال حاضر استاد و مدیر مرکز مطالعات آینده در دانشگاه هاوایی است. او در ایران نیز چهره ای شناخته شده دارد. اگر همین نام یا نام جیم دیتور (Jim Dator) را در اینترنت جستجو کنید، می توانید با پژوهش های گسترده او در زمینه آینده پژوهی آشنا شوید. از منظر دیتور سه مسئله مهم در حوزه مطالعات آینده وجود دارد که اصطلاحا به آنها قوانین دیتور می گوید. البته نه قانون به معنای علمی آن بلکه بیشتر می خواهد توجه ما را به این سه مسئله جلب کند.

می توانید از اینجا به صورت مفصل در مورد این سه قانون بخوانید.

اما قانون دوم دیتور می گوید: هر ایده به دردبخوری در مورد آینده، باید مسخره به نظر برسد «Any useful idea about the futures should appear to be ridiculous».

همین قانون دست مایه ی فکری ما شد تا مسابقه ای با عنوان «خنده دارترین شغل آینده» ترتیب دهیم. مسابقه ای که در آن از شرکت کنندگان می خواهیم به آینده فکر کنند و خنده دارترین شغلی که به نظرشان می رسد را برای ما ارسال کنند.

ایده خنده دارترین شغل های آینده از این جهت برای یک آینده پژوه مهم هستند که در مورد آینده اند.

مسئله این نیست که چقدر این شغل با واقعیات امروز ما همخوانی داشته باشد بلکه دقیقا مسئله این است که در تضاد با واقعیت های امروز، ولی باورپذیر باشد. ما همه ایده ها را به دقت خواهیم خواهند و در مراسم گرامی داشت روز جهانی آینده به بهترین ایده ها (در واقع خنده دارترین ایده ها) جوایز خوبی تعلق خواهد گرفت.

 

نتایج مسابقه خنده دارترین شغل آینده

 

آینده شغل از دیدگاه یک طراح کانسپت و علاقمند به تکنولوژی و آینده پژوهی

۲۰ بهمن ۱۳۹۶

آینده شغل و اساسا شیوه زندگی در آینده، بطور فزاینده ای وابسته به تکنولوژی خواهد بود. اینکه دقیقا بگوییم ده سال آینده با چه فناوری های کلیدی و گجت های پیشرفته ای سر و کار خواهیم داشت، شاید به این سادگی نباشد، زیرا که برخی از این گجت ها و حتی فناوری های آینده در حال حاضر حتی بوجود هم نیامده اند.

علوم و تکنولوژی های جدید و نوظهور به سرعت جایگزین نیروی انسانی خواهند شد. حرفه هایی که به خلاقیت و نوآوری خود تکیه می کنند و برگ برنده آنرا، مختص مغز انسانی بودن آن می دانند نیز از این موج در امان نخواهند بود. حرفه هایی مانند طراحی و برنامه نویسی!

اما راهکار چیست؟ با بوجود آمدن حوزه های مختلف در زندگی انسانی و درگیر شدن با مسائل مختلفی که دیگر بخشی از زندگی روزمره امروزی شده است، حوزه های کاری مختلفی نیز بوجود آمده است. طراحان گرافیک دیروز تبدیل شده اند به طراحان رابط کاربری و طراحان تجربه کاربری امروز و همین طراحان رابط کاربری و طراح تجربه کاربری امروز در آینده تبدیل خواهد شد به طراحان آواتار، طراحان تعاملی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده. حرکت درست فکر می کنم این باشد که حرفه های مختلف با شناسایی و افزایش دانش فنی و عملکردی خود درباره روندهای جدید و مطالعات آینده پژوهانه، به درک درستی از فرصت های شغلی آینده برسند. آینده شغل آینده افرادی خواهد بود که بصورت هایبرید چند تخصص را پیش ببرند و تکنولوژی را در حرفه فعلی خود بصورت عمیق و جدی وارد کنند.

آینده شغل

 

طی کمتر از ۵ سال آینده، تکنولوژی یادگیری ماشین، کامپیوترها را قادر خواهد ساخت تا انتخاب های زیبایی شناختی که انسان امروزی انجام می دهد را بصورت کامل انجام دهد. تولید محصولات با تناسبات بهتر، طراحی دقیقتر و خلاقیت و تنوع بیشتر با استفاده از الگوریتم های پیشرفته میسر خواهد شد. تکنولوژی های جدید مانند یادگیری ماشین و واقعیت مجازی شغل هایی مانند محقق و پژوهشگر چه در حرفه طراحی یا علوم مختلف را نیز رو به نابودی خواهند برد. به کمک آنالیز خودکار دیتاها و تولید اتوماتیک اطلاعات، برخی از کارهای تحقیقاتی بصورت کامل توسط نیروی غیر انسانی قابل انجام است، هم با کیفیت و دقت بالاتر و هم با سرعتی بیشتر.

ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی قادر خواهند بود به سرعت برخی وظایف حتی طراحان را با استفاده از الگوریتم های پیشرفته در لی اوت های متعددی تولید کنند. این استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی در طراحی و تولید محصولات، مختص آینده نیست و امروزه درصنایع مختلفی از جمله صنعت بازی های کامپیوتری نیز می توان دید. به عنوان مثال در گیم کامپیوتری No Man Sky از استودیو بازی سازی Hello Games تعداد بیش از ۱۸٫۴ کوینتیلیون (۱۰ به توان ۱۸)  و یا به عبارت دقیقتر ۱۸,۴۴۶,۷۴۴,۰۷۳,۷۰۹,۵۵۱,۶۱۶ سیاره منحصر به فرد طراحی شده است که هر کدام پوشش گیاهی، موجودات و اکوسیستم خاص خودشان را دارند و شما اگر در این بازی بخواهید روی هر سیاره فقط یک ثانیه وقت صرف کنید، چیزی حدود ۵۸۴ میلیون سال، بازی کردن آن طول خواهد کشید. تیم طراح این گیم فقط ۴ نفر بودند و کل تیم ۱۲ نفر. خوب وظیفه خلق این تعداد سیاره منحصر به فرد با آن ظاهر و فیزیک مورد استفاده در گیم بدون استفاده از الگوریتم ریاضی پیچیده و استفاده از هوش مصنوعی برای تولید خودکار فضا در محیط بازی امکانپذیر نخواهد بود. در این بازی شما به هیچ وجه امکان این را نخواهید داشت که همه سیارات را ببینید، متاسفانه فعلا محدودیت عمر به شما این امکان را نخواهد داد.

دیزاینرها اگر می خواهند به دیزایناروس های (اشاره به دایناسورهای منقرض شده) زمان خود تبدیل نشوند، باید از حالت کلاسیک حرفه خود در حال حاضر فاصله بگیرند. طراح گرافیک، طراح صنعتی، طراح فشن و … در آینده، با تعاریف کلاسیک امروزی وجود نخواهند داشت و حرکت به سمت طراحان هایبرید خواهد بود. طراحانی که علاوه بر تخصص و توانایی ایده پردازی ظاهر و فرم، به جوانب دیگر محصول طراحی شده خود هم تسلط لازم و کافی را داشته باشند. طراحی با اجرا یکی خواهد شد و طراحانی موفق خواهند بود که تخصص های موجود خود را هر چند در رتبه عالی در حال انجام آن هستند به تخصص های بیشتری مجهز کنند. تا سال ۲۰۲۰ واقعیت مجازی و واقعیت افزوده صنعت ۱۵۰ میلیارد دلاری خود را تجربه خواهند کرد، بنابراین سرمایه گذاری از لحاظ آینده شغلی در این حوزه ها می تواند منطقی باشد. صنعتی که هر حوزه ای از جمله سلامتی، معماری، تغذیه، پوشاک و … را شامل خواهد شد. دانش افزوده بر تخصص فعلی، برگ برنده تخصص های آینده خواهد بود، و چه بهتر اگر خود را مجهز به چاشنی تخیلات علمی و تکنولوژی های نوظهور در این مسیر کنیم.

آینده پژوهی شغل

آینده پژوهی شغل و شاغل

 

به عنوان یک طراح کانسپت و علاقمند به حوزه آینده پژوهی، شغل و تخصصی را تصور می کنم با نام

 Techno-Visual Future Designer ، که به کمک ابزار و تکنولوژی های موجود و آینده، فضاسازی ها و شبیه سازی هایی را از آینده ی پیش رو، انجام می دهد، مسیر حرکت یک اتفاق را با دیتاهای موجود و الگوریتم های بدست آماده شبیه سازی کرده و در فضای محیط آپلود می کند و اتفاقات روز بر اساس تصمیمات طراحی شده توسط او پیش خواهد رفت. به نوعی طراح بازی زندگی! شاید کمی وحشتناک به نظر برسد و سناریوهای فیلم ها و سریال های علمی تخیلی را تداعی کند، اما فکر می کنم این سمت و شغل اجتناب ناپذیر خواهد بود و به مانند موضوعات تکنولوژیک دیگر، دو لبه خواهد داشت. با کمی تفکر می توان لیست بلندی از موارد مثبت آنرا تهیه کرد.

طراحان آینده از دید من، متخصصان هایبرید امروز هستند، کسانی که خود را به روندهای تکنولوژی امروز و آینده ی پیش رو مجهز کرده اند و از دانش های پایه ای و نوظهور دنیای تکنولوژی بهره برده اند. ذهن خود را با علوم کامپیوتر و برنامه نویسی و شاخه های بالاتر در این حوزه، مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و یادگیری عمیق آشنا کرده و هر روز به دانش خود اضافه می کنند. تکنیک های آینده پژوهی را بصورت جدی دنبال کرده و در پی بکار گیری آموخته های خود از این دانش، در حرفه خود هستند. خلاقیت و نوآوری خود را فراتر از مرزهای ابزارهای موجود و تکنولوژی های امروز گسترش داده و به نوعی خارج از چارچوب حال، حرکت می کنند.

شخصا به ژانر علمی تخیلی و زیر سبک علمی تخیلی سخت که به نوعی چاشنی علم و توجیه علمی در آن پر رنگتر است علاقه شدیدی دارم و فکر می کنم در کنار مهندسان و دانشمندان علوم مختلف، نویسندگان این سبک و همچنین طراحان کانسپت نقش کلیدی در شکل گیری تکنولوژی های آینده و همچنین فضاسازی و شخصیت سازی های آینده داشته و خواهند داشت و چه خوب است اگر افرادی باشند که در شاخه های مختلف خود را تقویت می کنند تا بتوانند نقش های کلیدی مشاغل آینده را به عهده بگیرند. آنچه تصور می کنم یکی از این مشاغل Techno-Visual Future Designer خواهد بود که با استفاده از دانش خود در طراحی کانسپت، تکنولوژی های روز و استفاده درست از آنها در خلق فضا و هدایت امروز (آینده) به فردا (آینده بعدتر) و همچنین دانش آینده پژوهی خود، از مهره های کلیدی آینده و مشاغل آینده خواهد شد. آینده ای که شاید دیگر نیازی به کار کردن نباشد، آینده ای که شاید انسان بایولوژیکی بصورت سایبورگ حضور داشته باشد، آینده ای که شاید فضایی مانند دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی داشته باشد یا مانند فضای بلیدرانر ۲۰۴۹ تیره و تاریک باشد و تمی سایبرپانک داشته باشد.
آنچه می دانم آینده را ما می سازیم و چه خوب است اگر به عنوان طراح آینده در شکل گیری آن اثر گذار باشیم.

محمد قزل

طراح کانسپت، علاقمند به آینده پژوهی و تکنولوژی  Techno-Visual Future Designer

آدرس کانال تلگرامی محمد قزل

کارشناسی ارشد آینده پژوهی

۲۳ دی ۱۳۹۶

دوستان بسیاری در این چند سالی که وب سایت یادداشت های یک آینده پژوه فعالیت دارد با بنده مکاتبه می کنند و علاقه مند هستند که در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری، آینده پژوهی را انتخاب کنند. یکی از خواسته های این عزیزان آشنایی با منابع کنکور است. در پاسخ به این پرسش من از دانشجویان کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان خواستم تا تجربیات خودشان از قبولی در کنکور را با شما به اشتراک بگذارند. آنچه در ادامه آمده است تجربه این سه دانشجوی خوب و کوشای من در دانشگاه اصفهان است.

 

کارشناسی ارشد آینده پژوهی از زبان شیدا

راهی که به ارشد آینده پژوهی ختم شد!

کنکور آینده پژوهی اول و آخر ماجرا نیست، عمده سختی‌ها بعد از گذشتن از خان اول کنکور تازه شروع می‌شود. این رشته پیش نیاز مهمی دارد که در کنکور کارشناسی ارشد هم دارای ضریب بالاتری است و به‌نظر می‌رسد مهمترین درسی است که برای ورود به این رشته بهتر است از آن شروع کنید، چرا که اگر آن را سخت بپندارید در بدو ورود متوجه خواهید شد که از هر کنکوری سخت‌تر می‌نماید و هر شب و روز در این رشته با آن سروکار داری، رشته جدید است و متکی بر چهار اصلِ ارتباطات، همکاری، خلاقیت و تفکر انتقادی، پس توجه به رکن اول آن پیش از کنکور هم مهم می‌نماید. بله مهمترین درس زبان انگلیسی است. کتاب های ۵۰۴ واژه می‌تواند شروع خوبی باشد. برای من به‌شخصه استفاده از تجربه‌ی مطالعات پراکنده در زبان و خواندن کتاب‌های گرامر و نمونه سوالات کنکورهای آزمایشی موسسات مختلف و حتی سری کتاب‌های کمبریج بسیار کمک کننده بود. علاوه بر این، برای کنکور کارشناسی ارشد آینده پژوهی درس ریاضی هم باید خوانده شود که شاید بعداً زیاد به کارتان نیاید، اما به هرحال برای قبول شدن در کنکور یکی از آیتم‌هایی است که باید به آن پرداخته شود و کتاب‌های ریاضی عمومی جلد ۱و۲ مسعود آقاسی انتشارات نگاه دانش بنظر کافی می‌رسد. اصول مدیریت دکتر رضائیان هم جزء منابع همیشه معروف این درس بوده است و به راحتی می‌توانید قسمت‌هایی از آن و یا خلاصه آن را از اینترنت دانلود کنید. اما از نمونه سوالات کنکورهای آزمایشی غافل نشوید! از آنجایی که این رشته در کنکور ارشد به اشتباه در زیر مجموعه‌ی مهندسی صنایع قرار گرفته است، دروس آمار و تحقیق‌ در عملیات هم هر دو دارای ضریب ۱ هستند و کتاب دکتر ایوزیان (آمار) و زاهدی سرشت (تحقیق در عملیات) بهترین منابع موجود این دروس‌ می‌باشند.

سخن آخر اینکه جمع آوری تعداد زیادی مطالب شاید دلگرمی و قوت قلبی برای خواندن کنکور باشد، اما گاهی بیشتر از آنکه مفید واقع شود، سردرگمی بهمراه خواهد داشت. لحظه‌ای به این فکر کنید که می‌توان جور دیگر هم دید و خودتان را برای یک رشته‌ی جذاب با تمام شگفتی‌هایش آماده کنید! موفق باشید.

 

کارشناسی ارشد آینده پژوهی از زبان زهرا

دوستان عزیز اول باید بگویم که برای ورود به این رشته یک جفت کفش آهنین، انگیزه قوی و تلاش بی‌نهایت و فراموش کردن ناامیدی لازمه.

نکته بعدی که باید بهش توجه کرد اینه که چه برای کنکور کارشناسی ارشد و چه برای بعد از قبولی انشالله زبان انگلیسی‌تون رو باید تقویت کنید، در غیر اینصورت شاید متحمل رنج فراوانی شوید و یا … .

همونطور که میدونید، برای اینکه ارشد این رشته رو بخونید باید کنکور مجموعه صنایع رو بدید. (متاسفانه، دلیل تاسفم هم این هست که واقعا آینده پژوهی هیچ ربطی به صنایع نداره و کنکورش برای بچه های رشته علوم انسانی کمی سخت میشه). به هر حال به عنوان آینده پژوهان بالقوه ضمن داشتن امید، واقعیت ها رو هم باید دید.

خوب بریم سر اصل مطلب یعنی منابع و سر فصل ها.

عناوین دروس:

  • زبان عمومی
  • ریاضی عمومی ۱ و ۲ رشته مهندسی: کتاب‌های تست پوران پژوهش، کتاب های تست و نکته مسعود آقاسی و برای کسانی که میخوان درس ریاضی ۲ رو یاد بگیرن کتاب ریاضی ۲ تالیف خودم و همکارم (زهرا حیدری دارانی ـ نرگس شیخی).
  • آمار مهندسی
  • تحقیق در عملیات ۱ و ۲: کتاب بازارا، کتاب های تست و نکته مازیار زاهدی سرشت.
  • اصول مدیریت و تئوری سازمان: کتاب های دکتر الوانی، رضائیان، مقیمی و تست‌های سال‌های قبل. (از کتاب های این بزرگوارن خلاصه‌هایی در اینترنت هست و می‌تونید اونها رو بجای خود کتاب‌ها بخونید.)

دوستان توجه کنید که فقط تست‌های کنکور ده سال گذشته رو بزنید و سراغ تست های تالیفی به هیچ وجه نرید.

 

کارشناسی ارشد آینده پژوهی از زبان شهریار

من به‌ شخصه با تمرکز بر زبان انگلیسی نتیجه خوبی کسب کردم. زبان در قبولی آینده‌پژوهی تاثیر به‌سزایی دارد. منبعی که پیشنهاد می کنم کتاب فوق العاده‌ای به نام زیر ذره‌بین از انتشارات نگاه دانش است. این کتاب ۳ جلد دارد و تمرکز من بیشتر روی جلد زبان‌عمومی یعنی لغات بود و البته در کنکور صنایع خواندن جلد۳ (زبان تخصصی) نیز مهم است. کتاب لغات شامل ۲۵۰۰ لغت است و تمامی لغات ۵۰۴ را در بر می‌گیرد و مرجعی کامل محسوب می‌شود. این کتاب کلمات مترادف و مثال‌های فارسی در قالب جملات و همچنین اصولی که بر مبنای آن کلمات انگلیسی ساخته شده‌اند را آموزش می‌دهد و این بسیار مفید است. شما نه تنها با خواندن آن در کنکور موفق می‌شوید بلکه دایره لغات انگلیسی خود را بسیار گسترش می‌دهید. درس دیگری که خواندنش راحت‌تر است اصول مدیریت و تئوری سازمان است که صرفا حفظی می‌باشد. کتاب مرجع مناسب برای این درس، کتابی به همین نام توسط حسین جلیلیان از انتشارات نگاه دانش است. کسانی که می‌توانند در ریاضی نمره کسب کنند هم باید ریاضی ۱ و ۲ را در نظر بگیرند. همچنین آمار و تحقیق در عملیات هم از درس‌هایی است که در آینده‌پژوهی ضریب دارند.

 

مروری بر اولین ترم آینده پژوهی

۲۰ دی ۱۳۹۶

آنچه در ادامه می خوانید نوشتاری کوتاه از شهریار قلی پور دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان و برشی از تجربیات او از ترم اولش است. شهریار مهندسی صنایع خوانده و ذهنی منتقد و پرسش گر دارد.

شهریور سال ۱۳۹۶ همراه بود با شروع کلاس های آینده پژوهی در دانشگاه اصفهان، آشنایی با مفاهیم و مبانی این رشته، البته با تدریس عالی اساتید گرامی، علاقه ی زیادی نسبت به این رشته ی تقریبا جدید را در من به وجود آورد. در ابتدا شاید صرفا جهت رشد فردی وارد یک رشته ی تحصیلی شدم، اما پس از آشنایی با آینده پژوهی فهمیدم که توانایی این را داریم که بر محیط پیرامون خود و بر جامعه در ابعادی گسترده تاثیر بگذاریم.
یکی از رویکردهای جالب گروه، تلاش در جهت شناساندن ر‌شته ی آینده پژوهی به جامعه بود که البته ما سعادت این را داشتیم که بخش کوچکی از این حرکت سودمند باشیم. این فعالیت ها قطعا منجر به ترویج تفکر آینده گرا و آینده اندیشی در جامعه می شود و به آن ها گوشزد می کند که هر کس در ساختن آینده ی مملکت خود سهمی دارد. ما نیامده ایم که فقط وارد یک رشته ی تحصیلی شویم و بعد از ۲ سال پرونده ی آن را ببندیم، ما از آینده پژوهی استفاده می کنیم برای ترقی و پیشرفت جامعه. آینده پژوهی تا همیشه همراه ما خواهد بود.

یادم می آید اوایل که استاد طاهری اعلام کردند باید در مدارس دبیرستان و راهنمایی کلاس هایی با محوریت آینده برای دانش آموزان برگزار کنیم، با خودم گفتم آخر چه ربطی به ما دانشجویان کارشناسی ار‌شد دارد؟. اما کمی فکر کردم و با خودم گفتم این یک حرکت بسیار جالب و سودمند است، ما با این کار در جهت خلق اثر اجتماعی گام بر می داریم. ما با این اقدامات در آموزش، روش های اندیشیدن به آینده را به دانش آموزان و آینده سازان این مرز و بوم یاد می دهیم که این، اثراتش در آینده ای نه چندان دور با پیشرفت و توسعه ی مملکتمان هویدا خواهد شد. جدای از این ها این حرکت تجربه ای منحصر به فرد برای ما نیز به حساب می آمد، البته این تنها یک مثال از تلاش های ارزشمند گروه بود. در کنار این ها برگزاری کارگاه های آینده پژوهی در دانشگاه، شرکت ها و سازمان ها و استفاده از کانال های ارتباطی مختلف از جمله شبکه های اجتماعی نیز در جهت تبدیل این رشته به یک برند از جمله اقدامات بسیار ارزشمند ما بود، خوشبختانه این فعالیت ها مستمر هستند و در آینده نیز ادامه پیدا خواهند کرد.
حضور در کلاس های آینده پژوهی همیشه همراه با شور، اشتیاق، سوال های اساسی و کنجکاوی های پایان ناپذیر همراه بود و این ریشه در زیبایی مباحث این رشته و نحوه تدریس اساتید داشت. ما در راستای یکی از اهداف مهم آینده پژوهی یعنی مشارکت جمعی، قدم های خوبی برداشته و بر خواهیم داشت و جای بسی خوشحالیست که برخی از این تلاش ها نیز برای اولین بار در کشور انجام می شوند.
در طول ترم، نکته ای که بنده را نگران می کرد ابهام در سرفصل های درسی ما بود که البته ریشه در نو بودن این رشته دارد و قطعا تلاش می شود این مسئله نیز به بهترین نحو حل شود.
برای من ورود به رشته ی آینده پژوهی در دانشگاه اصفهان قطعا از بهترین مراحل زندگی من بوده و خواهد بود، مرحله ای که ثمراتش را در آینده خواهم دید.

 

برای تماس با شهریار از اینجا استفاده کنید.

دل نوشته هایی از ترمی که گذشت

۲۰ دی ۱۳۹۶

متنی که در ادامه می خوانید نوشته ای کوتاه از شیدا طایفه هاشمی دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان است. متنی به روایت شخص اول و شاید برای شخص اول که در انتهای ترم اول و تجربه یک ترم دانشجوی آینده پژوهی بودن نوشته شده است. شیدا هر هفته از شیراز برای کلاس های درسش به اصفهان آمد و حتی یه روز و حتی یه دقیقه تاخیر نداشت. انضباطی مثال زدنی در چهره ای آرام.

 

روزهایی که به گذشته پیوست اما آینده‌ام را می‌ساخت…

سه چهار ماه گذشت گفتند ترم تمام شد، حقیقتا برایم مفهومی از ترم وجود نداشت. گویی آنقدر غرق در لذت روزهایم بودم که اینکه قرار است ترمی بگذرد، امتحانی داده شود و تمام، برایم معنایی نداشت. هنوز هم نمی توانم به آخر این خط فکر کنم به این که شاید روزی به اصفهان بر نخواهم گشت تا تعداد روزهای هرچند کوتاه کلاس درس در هفته را برای پر کردن بقیه طول هفته‌ام به خوشی و ناخوشی بگذرانم. ناگفته نیست که خوشی هایش بیشتر بود چرا که برایم خاطره‌ای ‌ساخت که انگار دلم نخواهد از آن دست بکشم و روزی تمام شود. ناخوشی‌اش هم برایم تجربه‌ا‌ی عجیب بود، شاید پختگی را تجربه می کردم، بنظر سوختنش از همان نوع است.

اما آنچه گذشت و نگذشت همه و همه آینده‌ام بود. وقتی به آن فکر می‌کنم به عنوان آغازی خوب برایم تداعی می‌شود، شروعِ خوبی که اتفاقا با شروع سومین دوران زندگی‌ام همراه شده است و من به‌ عمد یکی شدن روزهای ابتدایی کلاس آینده‌پژوهی را با تاریخ روزهای شناسنامه‌ام مدام برای خود تکرار می‌کنم تا یادم بماند که آنچه همیشه به دنبالش بودم و بخش کوچکی از آن در روزهای گذشته‌ام به وقوع پیوست با تاریخ شناسنامه‌ایم پیوند خورده است.

شاید در ابتدا، ورودم به این رشته برایم هم جالب بود و هم مبهم. اما آنچه دلم را گرم نگه می‌داشت پژوهشی بودن، دیدگاه پرسشگری داشتن، فیلتر‌های ذهنی را شکستن آموختن و در نهایت پشتوانه و تاثیرگذاری دلسوز رشته بود. اما به مرور اهلی شدنِ شازده کوچولو هم مرا با آینده‌پژوهی درگیر کرد.

اکنون که به میانه راه زندگی‌ام رسیدم، گویی حس مثلث آینده در من تقویت شده است. به گذشته نگاه می‌کنم، وزنش را به وضوح می‌بینم چرا که من را به این زمان حال، به اکنونی که هستم رسانده، اما فشار حال می‌گوید هنوز کافی نیست، باید خودت را بشکنی و دوباره از نو با تصوراتی از بهترین آینده‌ات بسازی. آینده ی تو از همین اکنون شروع شده است، پس مراقب باش!

دیگر صرفا به شروع و پایان کارها فکر نمی‌کنم، عاقبت اندیش شده‌ام. گویی رنگ و بوی یادگیری پیوسته، مداوم و امیدوارانه به خود گرفته‌ام. اما اعتراف می‌کنم سخت است، بسیار سخت. تحمل فشار و بی‌خوابی‌های شبانه و خستگی‌ها و کوفتگی‌های روزانه نمود بیشتری یافته است، شاید این هم خودش نوعی ترک اعتیاد است از اسارت در گذشته.

«زمان را سپری نکن، سوار بر زمان باش، حرکت کن و آینده خودت رو تغییر بده». ناخودآگاه گفته‌ی دکتر مطهرنیا هر لحظه در اندیشه‌ام ظاهر می‌شود و ثانیه‌ای نیست که به خود بگویم که جور دیگر چه؟!.

اینکه به طور خاص در ابتدا به دنبال رشته‌ای به نام آینده‌پژوهی بودم، حقیقتا به این اسم و رسم نه فکرش را کرده بودم نه آنچنان در موردش می‌دانستم. اما مطمئنم در تمام راهروهای ذهنم به اینکه زندگی را پویش کنم، بهتر بسازمش و آن را قدرتمندانه تصور کنم، سالیان زیادی است که حتی از کودکی با من همراه بوده و این هم برایم تصادفی نیست. مسیر زندگی من را به جایی پرتاب کرده که خواهان آن بوده‌ام، البته در حاصل پرتابش گاه‌گاهی جسمم در کبودی به سر می‌برد اما به محض ناپدید شدن آثارش، شیرینی حضورش لذت وصف ناشدنی‌ای برایم برجا گذاشته است.

اما، در مقابل تمام هیجانات ناشی از یافتن رویاها، ناخوشی‌های گذرایی که نام تجربه نهادن بر آن یقیناً درست‌تر است من را به سویی برده که پایم را از جایی، فراتر نهاده‌ام و به این فکر فرو رفتم که چرا ما در اصل رشته‌ای به نام زندگی پژوهی نداریم!!، در این حد و وصفی که برایم نمایان شده آینده پژوهی در ارتباط مستقیم و وسیعی با هنر زندگی کردن است اما تعداد بسیاری از ما از آن بی بهره‌ایم و در واقع چیزی نیاموخته‌ایم و کسی هم نبوده و نیست که آن را بیاموزد، چرا که حتی در رفتار و کردار آموزگارانی که سال های بسیاری در مهد تمدن مشغول به تحصیل بوده‌اند نمود عجیبی دارد و شاید از بوم افتادگی‌ها که یا خیلی خوب یا خیلی بد در ارزش گذاری‌های همه جانبه زندگی ما بطور ناخودآگاه تاثیرات مخربی گذاشته است. ارزش نهادن  و ننهادن ها با فیلترهای ذهنی یا حتی بدون هیچ گونه فیلتر ذهنی آدمیان هم روح‌آزارخواهد بود.

با این اوصاف و احوالات بیشتر به این فکر می‌کنم که حتی آن آینده‌ی آرمانی فردی در مکان دیگر هم نباشد. و آیا به راستی آرمان شهری وجود دارد؟ یا آرمان شهر به نوعی خود ما هستیم! همان انسان یا انسانی آرمانی یا انسانی با ایده‌های آرمانی! برای من اینگونه تفکرات گوشزد کننده این است که اینها جز در هنر زندگی نیست. و بر من این فکر که زندگی پژوه باشم فراتر از آینده‌پژوه بودنم مستولی گشته است.

در نهایت معترفم حالا دیگر نوشتن از گذر روزهایی که گذشت بسیار سخت‌تر است تا ثبت تمام آینده‌ها، هنرها و آموختن هایی که تمام ذهنم را به خود مشغول کردند و ترجیح می‌دهم، برای رسیدن به آن‌ها نقشه‌هایی نگاشت ‌کنم برای گذاشتن ردپایی از گذشته در آینده‌هایی که روزی به آن‌ها برسم!

برای تماس با شیدا از اینجا استفاده کنید.

روایت یک دانشجو از آینده پژوهی

۱۹ دی ۱۳۹۶

متنی که از نظر می گذرانید روایتی کوتاه از یک دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در آخرین روزهای ترم اولش است. زهرا حیدری دارانی یک بار پرونده کارشناسی ارشد را در رشته ریاضی بسته و حالا چون عاشق بوده عزمش را جزم کرده و روز از نو روزی از نو آن هم در رشته آینده پژوهی. زهرا عاشق است، عاشق آینده پژوهی و روایتی که می خوانید یک روایت عاشقانه است.

آینده پژوهی؛ این فرارشته‌ی جذب‌کننده!

اولین بار که این واژه را به‌عنوان نام یک رشته می‌شنوی احساس می‌کنی به سمتش کشیده می‌شوی، با تمام وجودت عزم جزم می‌کنی که بخوانی‌اش. کنده شدن از دنیای ریاضی بعد از سال‌ها تحصیل و تدریس کار آسانی نیست؛ تمام اضلاع «مثلث آینده»‌ی زندگی‌ات تکمیل است؛ «وزن زمان گذشته» تو را پایبند به ریاضی می‌کند؛ «فشار زمان حال» و «کشش تصاویر آینده» به تغییر می‌خواندت. تغییر مسیر زندگی، آن هم تغییری از جنس «شگفتی‌ساز»ها. سفری بی‌بازگشت از دنیای قطعیات به جهان «عدم قطعیت‌»ها. «پیشرا‌ن‌های تغییرِ» این شگفتی‌ساز بنیان کن را نمی‌توانی دقیقاً تعیین کنی. چندی تلاش می‌کنی تا به مقطع دکتری «مطالعات آینده‌ها» وارد شوی اما … .

آینده پژوهی دانشگاه اصفهان؛ آن هم کارشناسی ارشد!

حالا بیا ملت را توجیه کن که «آینده پژوهی چه هست و چه نیست» و تو چرا همچنان در مقطع کارشناسی ارشد هستی. خودت را به نشنیدن می‌زنی و خوشحالی؛ مثل کسی که به خودش آمپول بی‌حسی از جنس زمان زده تا اکنونش را نفهمد. مهم این است که آینده پژوهی است. تا به‌عنوان دانشجوی جدید الورود ثبت نام می‌کنی، «تصاویر ذهنی» از اساتید احتمالی و کلاس و هم‌کلاسی‌هایت به مغزت حمله می‌کنند و دیگر نمی‌توانی در زمان حال زندگی کنی و برای شروع کلاسی که چند سال انتظارش را کشیدی لحظه شماری می‌کنی؛ حتی نحوه‌ی ورودت به کلاس را بارها با خود مرور می‌کنی.

همه چیز از جنس شگفتی‌ساز!

 سعی می‌کنی زودتر از ساعت ۸ صبح سر کلاس باشی و وقتی خرسندی از این‌که زودتر ‌رسیدی، شوکه می‌شوی، استاد و هم‌کلاسی‌ات با هم آشنا شده‌اند و عملیات معرفی صورت گرفته است.‌ حالا نوبت توست. قبل از این‌که بتوانی استاد را آنالیز کنی و با تمام آن‌چه تصور می‌کردی متفاوت ببینی، شروع می‌کنی به معرفی خودت. آن‌وقت تو هم با سرگذشتت می‌شوی «شگفتی‌ساز»! این را از ظاهر استادت می‌فهمی؛ یک سره علامت سوال می‌بینی. استاد تند تند حرف می‌زند و تخته را پر می‌کند از «جغرافیای انسانی و فکری آینده‌ پژوهی در ایران» و تو سعی می‌کنی اطلاعاتی که در این چند سال کسب کردی با داده‌های او تطبیق دهی.

شروع رسمی کلاس «مبانی آینده پژوهی» از هفته آخر شهریور است؛ زمانی که هیچ کلاسی در دانشکده برگزار نمی‌شود و همه چیز تق و لق است. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ اولین توصیفات استاد از ضرورت آینده پژوهی با نگاه به فناوری، از آینده‌ایست که شاید در آن مجبور شوی از حشره گوشت بسازی و بخوری! چون خیلی پروتئین دارد؛ و تو شگفت‌زده می‌مانی که این بود آینده پژوهی که چند سال به دنبالش دویدی! و حالت خوب نیست تا چند دقیقه. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ استاد درس «نظریه‌های تغییر و تحولات اجتماعی» ات را قبلاً در تلویزیون به‌عنوان مجری دیده‌ای و حالا از تهران فقط برای کلاس تو و با هزینه خودش می‌آید. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ آخر هفته می‌شود‌ و هنوز مهر نیامده، تو کوله‌باری از «تکلیف در منزل» داری که انجام دهی. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ هفته دوم که به دانشگاه می‌آیی اتفاقی می‌افتد که رازی است بین ما آینده پژوهی‌های دانشگاه اصفهان؛ ولی به‌خیر می‌گذرد. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ استاد درس «مطالعات علم و فناوری» را که به‌تازگی از فرنگ برگشته می‌بینی و می‌فهمی قرار است ذیل عنوان این درس، «تکامل تکنولوژی» با چاشنی «فلسفه علم» یاد بگیری و در طول کلاس به شکل علامت تعجب و سؤال باشی.

و خلاصه همه چیز می‌شود از جنس شگفتی‌ساز؛ به‌خصوص وقتی می‌فهمی که آینده جهان آینده پژوهی‌ات همان «جهان ووکا» (vuca) است.

سناریوهای استاد: تو برابر است با ما!

از همان ابتدا همه ضمایر استاد «ضمیر جمع» است و تو و هم‌کلاسی‌هایت می‌شوید ما. تو برابر است با ما. تو احساس خوبی داری اما این تیر دو نشان دارد؛ انبوهی از کارها و تکالیف که بر سرت می‌ریزد ولی از نظر استاد «اصلاً به شما سخت‌گیری نمی‌شود»! کلاس‌های اساتید صمیمی است و تو راحت حرف دلت را می‌زنی و سوال‌هایت را می‌پرسی و نقد می‌کنی، به‌خصوص کلاس مدیرگروه؛ طوری که گاه دو ساعت می‌گذرد از ابتدای کلاس و تو گذر زمان را نمی‌فهمی. دو روز اول هفته می‌روی دانشگاه و دو روز دوم می‌آیی دانشگاه؛ در اولی ‌معلمی و در دومی محصل و این کار تو را هم سخت می‌کند و هم شیرین.

تو برابر است با ما؛ استاد تو را در همه «سناریو‌هایش» از آینده «گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان» شریک می‌کند و تو در این آینده برای خودت «نقش» می‌بینی و امید؛ و تو «بازیگر» هستی. استاد تو را در «سناریو ‌هایش» از آینده گروه آینده پژوهی شریک می‌کند؛ حتی در ویرایش کتاب‌هایش و تو چند هفته با نقطه‌ویرگول و نیم‌فاصله‌های کتاب‌ها و زیرنویس‌های جنجالی‌اش درگیری. استاد تو را در همه «سناریوهایش» برای آینده گروه شریک می‌کند؛ حتی زمانی که مجبورت می‌کند مقاله آینده پژوهانه بخوانی و خلاصه کنی و آن را در وب سایتش می‌گذارد، حتی زمانی که می‌کشاندت که فقط برای یک درس، «بل» و «سردار» و «گیدلی» و «عنایت‌الله» و «اسلاتر» بخوانی. استاد تو را در همه «سناریوهایش» برای آینده گروه شریک می‌کند؛ حتی زمانی که آموزش و پرورش آغوشش را به روی آینده پژوهی باز می‌کند، حتی در «برگزاری کارگاه‌هایش» در مراکز و سازمان‌های مختلف، حتی در استرس‌ها و نگرانی‌هایش برای آینده پژوهی، حتی در «کارگاه آینده دانشگاه» در دانشگاه؛ و حتی زمانی که محور تمام سخنانش «فناوری» است انگار که بدون فناوری نمی‌تواند نفس بکشد. استاد از همان ابتدا تو را وارد متن و قلب آینده پژوهی می‌کند و تلاش می‌کند و تلاش می‌کند و تلاش می‌کند … تا تو به واژه «آینده نگاری مسری» برسی تا تو را تشویق کند. واژه‌ای که خودش در عمل سعی می‌کند محققش کند البته به روش خودش و از جنس «سردار»! حال تو یک «آرمان‌شهر زمانی» داری که آینده از آن «اعاده حیثیت» می‌کند. استاد تو را در همه «سناریوهایش» برای آینده گروه شریک می‌کند؛ حتی زمانی که در «مخروط آینده‌ها» گیرافتاده‌ای و سعی می‌کنی از «آینده‌های محتمل» عبور کنی و «آینده‌های ممکن» و «آینده‌های باورپذیر» را برای خودت ترسیم ‌کنی تا به «آینده مطلوب» برسی.

اما استاد همیشه در سناریوهایش برایت «شگفتی‌ساز» دارد! حتی در شیوه برگزاری امتحاناتش و آه از زمانی که امتحان پایان ترم را مهملی برای بالابردن تحمل ابهامت می‌بیند و آه از زمانی که می‌فهمی که تمام ترم در حال برگزاری امتحان پایان ترم بوده و تو نمی‌دانستی.

و آینده پژوهی؛

به تو می‌آموزد «چرخ آینده» را به چرخه زندگی‌ات تبدیل ‌کنی تا با «گذر از نتایج به عاقبت‌ها» به «آینده‌نگاری مسری» برسی.

به تو می‌آموزد با «تفکر انتقادی» تیشه به ریشه «بی‌تفاوتی اجتماعی» بزنی و «کنش‌گری هوشیار» باشی.

به تو می‌آموزد در کنار «طیفی» از «متفاوت‌ها» نفس بکشی و بشنوی و شنیده شوی و آرام باشی و همه را در «آینده‌ها» شریک کنی.

به تو می‌آموزد جلوی «استعمار زمان» را در خاک وطنت بگیری و برای خودت «آینده مطلوب» داشته باشی.

و گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان؛

استاد گفت: «ما ویروس‌های خطرناکی برای بیماری یأس اجتماعی هستیم» شاید با این تعبیر که ما موجوداتی سه ساحتی هستیم؛ بخشی موریانه‌وار ناامیدی را نابود می‌کند، بخشی به واقعیت نظر می‌کند و بخشی همچون باغبانی بذر امید می‌کارد و این سه ساحت را تکثیر می‌کنیم به وسعت کل ایران.

برای تماس با زهرا از اینجا استفاده کنید.

آینده پژوهی و دغدغه هایش

۱۲ دی ۱۳۹۶

آفتاب یزد ـ گروه اجتماعی: گفتگوی ما با دکتر طاهری دمنه از «دامنه» آغاز می‌شود! او می‌گوید: «دمنه همان واژه دامنه است که الف آن افتاده، دامنه زادگاه من، یک شهر کوچک و زیبا در شهرستان فریدن از توابع استان اصفهان است و معروف به سردسیر بودن!
در ادامه و برای ورود به بحث‌های اصلی، دوران تحصیلی خود را این گونه تشریح می‌کند:
«آن موقع‌ها که ما کنکور می‌دادیم تب و تاب فراگیر مهندسی بود. این بود که اصولا یا باید مهندس بشوی یا خنگی! و من که ما نمی‌خواستم جزء خنگ‌ها باشم مهندسی را انتخاب کردم و سر از رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی شیراز در آوردم. ۴ سال گذشت تا فهمیدم اشتباه کردم! اینکه می‌گویند خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، جمله درستی نیست و راه را بر ایده‌ها می‌بندد. بعد از چهار سال به وادی مدیریت هجرت کردم. به یزد آمدم، مدیریت اجرایی خواندم و چه قدر از یزد مطلب آموختم. یزد خودش فرهنگی است که می‌توانی از آن یاد بگیری. یک بار سعی کردم برای دکترای دانشگاه تربیت مدرس در رشته سیاستگذاری علم و فناوری درس بخوانم که نشد. بعد دانشگاه تهران برای دکترای آینده‌پژوهی اعلام ظرفیت کرد و من هم پرونده‌ام را فرستادم و در آن جا پذیرش شدم. از سال ۸۹ تا ۹۴، ده ترم را در دانشگاه تهران در مقطع دکترای آینده‌پژوهی تحصیل کردم و مهرماه سال ۹۴ از رساله دکتری‌ام با موضوع بررسی تحلیلی تصاویر آینده در ذهن جوانان دفاع کردم و بالاخره مهرماه سال ۹۵ به‌عنوان هیئت علمی این جا در دانشگاه زیبای اصفهان مشغول به کار شدم.
آنچه در پی می‌آید حاصل گفت و شنودی است با این استاد جوان در حوزه آینده‌پژوهی:
در علوم فنی ـ مهندسی و علوم انسانی، نهضتی شکل گرفت و آن روی آوردن به رشته‌های بینا رشته‌ای است. مثلا فیزیک هسته‌ای یا جامعه‌شناسی ادبیات در علوم انسانی. آیا آینده‌پژوهی یک رشته بینارشته‌ای است یا فرآیند جدایی دارد؟
پاسخ مفصل است. آینده‌پژوهی در کشور ما چون از دانشگاه شروع شد باید پیشوندی به نام رشته داشته باشد، اما واقعیت امر این است آینده‌پژوهی یا کسانی که دغدغه آن را دارند مانند پروفسور ضیاء الدین سردار، نه تنها قائل به رشته آینده‌پژوهی نیستند، بلکه اصولا با رشتگی و رشته زدگی در خود محیط‌های دانشگاهی نیز مخالف‌اند. چون معتقدند رشته هم مسائل و هم پاسخ‌ها را از دریچه خود می‌بیند.
از رشتگی اگر بگذریم، می‌توانیم بگوییم آینده‌پژوهی یک گفتمان است در خدمت یک حوزه فکری خاص.
اما واقعیت این است اگر آینده‌پژوهی بخواهد جهان را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کند و به رسالتش عمل کند، نه رشته و نه گفتمان بلکه یک جنبش و حرکت اجتماعی است. نه رشته‌ای است که دنبال این باشیم عده‌ای تنها آموزش ببینند و نه گفتمانی است که به طیفی خاص متعلق باشد، بلکه یک جنبش از جنس نقد و کنشگری است.

طرف حساب ما دانشگاه است و ما باید با رفرنس صحبت کنیم، در هر رشته‌ای که می‌خواهیم باشیم. حتی اگر ادعا کنیم طرحی نو در اندازیم باز با دانشگاه و چارچوب و روش خودش مواجه‌ایم بیس این مسئله بر چه حوزه‌ای بنا شده است یا از هر زمینی یک تکه گرفته شده و به همه اشراف دارد یا ساختمان‌ها فضایی خالی را به شما نشان می‌دهد که از پنجره رشته‌ها، رشته آینده‌پژوهی دیده می‌شود؟
ما ۵ رویکرد در رشته آینده‌پژوهی داریم که در طول زمان تکامل پیدا کرده اند. اولین رویکرد، تجربه گرایی است. مانند وقتی که علوم اجتماعی دنبال این بود که مقلد فیزیک باشد. گفتند چون فیزیک نیوتنی می‌تواند به این خوبی حرکت اجرام را پیش‌بینی کند لذا ما نیز اگر از همین روش‌ها استفاده کنیم می‌توانیم اجتماع را پیش‌بینی کنیم. در آینده‌پژوهی نیز رویکرد پیش‌بینی اولین رویکرد به آینده است. بعد از خیر آن گذشتیم چون در اجتماع همه چیز مثل دنیای فیزیکی پیش نمی‌رود. پس از خیر آن گذشتیم و رفتیم سراغ رویکرد دوم یعنی رویکرد تفسیری. یعنی تفسیر تصاویر آینده. که این تصاویر آینده یعنی قلب آینده‌پژوهی. یعنی آدم‌ها آینده را چگونه می‌بینند. آیا نسبت به آن خوشبین‌اند یا بدبین. در این رویکرد این که این تصاویر چگونه ساخته می‌شوند و چه معنا و مفهومی دارند، بسیار مهم است.

یعنی شما سمت نظریه پردازی می‌روید؟
بله می‌رویم ما به دنبال پیشگویی نیستیم. پیش‌بینی قسمتی از فعالیت‌های ماست و عمده دغدغه ما تصاویر آینده‌اند.

پس یک جاهایی با جامعه‌شناسی و روان شناسی تلاقی پیدا می‌کنید؟
بله با روان‌شناسی به ویژه روان‌شناسی اجتماعی. بعد از رویکرد تفسیری گذشتیم و وارد رویکرد انتقادی شدیم اینجا مهم تفسیر تصاویر آینده نیست، بلکه تصاویر چه کسانی مهم است. یعنی اگر این تصویر یک مدینه فاضله مبتنی بر فناوری است، این تصویر به نفع چه کسی است؟ مانند بحث‌هایی که در مورد منشا قدرت می‌شود. یعنی اگر من می‌گویم این اتفاقات در آینده خوب است به نفع و زیان چه کسانی است و تصاویر چه کسی از آینده است. ما تلاش می‌کنیم صدای هیچ کسی ناشنیده نماند و سهم هیچ کسی در آینده نادیده گرفته نشود پس تصاویر آینده را با نگاه انتقادی بررسی می‌کنیم. بعد به رویکرد چهارم به نام یادگیری حین عمل رسیدیم که در آن می‌گوییم آینده آنقدر پیچیده و مبهم است که ما نسبت به آن دانش نداریم، نمی‌دانم‌های ما از آینده نسبت به دانسته‌های ما بسیار بسیار بیشتر است، فلذا ما فقط با یادگیری حین عمل و سعی و خطاست که می‌توانیم آینده را بهتر بفهمیم. یک قدم جلو می‌رویم یک چیزهایی از آینده می‌فهمیم و بعد قدم بعد. در نهایت رویکرد پنجمی داریم که به آن رویکرد آینده‌پژوهی یکپارچه می‌گویند. رویکردی که ذهنیت‌ها و عینیت‌ها و فردیت و اجتماعات یک چارچوب کل گرا را تشکیل می‌دهند که در‌ آن‌وقتی می‌خواهیم یک چالشی را به یک مسئله فکری نظام‌مند تبدیل کنیم، در آن ذهن فرد و ذهن جمع و عینیت فرد و عینیت جمع را با هم در نظر می‌گیریم. این پنج رویکرد در مقابل یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند و در هر کدام از روش‌هایی استفاده می‌شود.
شما با یک پیش زمینه فنی- مهندسی از رشته برق آمده‌اید تغییر رشته دادید و رفته‌اید سمت مدیریت و سپس متخصص آینده‌پژوهی شده‌اید. خیلی‌ها در رشته شما این سرنوشت دارند چرا؟ برای اینکه ما دبیرستان نداریم لیسانس آن تازه فراگیر می‌شود و یکی از عجایب این بود که از دانشگاه شروع شد و خود دانشگاه این را بازتولید کرد. با دوستانی که در مورد آینده‌پژوهی کار کرده‌اند یا درس خوانده‌اند صحبت کرده‌ایم با یک دیدگاه‌های فلسفی برخورد کرده‌ایم که اینها نهایتا شاهد مثال‌هایشان به سمت مکاتب فلسفی می‌رود.

مکاتب فلسفی یعنی چه؟
دیدگاه‌هایی که در فلسفه وجود دارد که کدام اندیشمند و چه می‌گوید. ما در مباحث علوم انسانی رمانتیک این را داریم خیلی اخت بود کسی به سراغش نمی‌رفت چند تایی هم که رفتند آنقدر انگ خوردند عده‌ای اصلا آن را نفهمیدند و حتی کتاب هم نوشتند، وقتی می‌خوانیم می‌بینیم نقد عقاید فلسفی است و ربطی به علم رمانتیک ندارد.آیا آینده‌پژوهی هم وامدار فلسفه است ما در آینده‌پژوهی فلسفه را داریم وقتی در فلسفه در ابعاد بالاتر نگاهشان به آینده است اما در رشته‌های دیگر این را نمی‌بینیم در مهندسی برق با فرمول مواجه‌ایم در آینده‌پژوهی وجود ندارد ممکن است دیدگاه تغییر کند. وامدار فلسفه در آینده‌پژوهی هستیم؟
بیشتر وامدار علوم اجتماعی هستیم تا فلسفه. از فلسفه برای روشن‌تر شدن سوالات‌مان در مورد آینده کمک می‌گیریم. مثلا من گفتم آینده واقعی نیست، اگر بخواهم این ادعا را ثابت کنم باید بروم سراغ فلسفه. فلسفه به ما کمک می‌کند در مورد آینده سوالات درستی بپرسیم.

بدیهی ترین مسئله در فلسفه سوال است. در علوم اجتماعی این گونه نیست؟
همچنین فلسفه کمک می‌کند تا درست سوال پرسیدن را تمرین کنیم.

آینده‌پژوهی پیشگویی را به چالش می‌کشد؟
اصلا پیشگویی جایی در آینده‌پژوهی ندارد. یک نکته را فراموش نکنیم که پیش‌بینی قسمتی از آینده‌پژوهی است (هرچند به نظر من قسمت کوچکی است)، چون با احتمال رویداد یا ادامه روند سر و کار دارد، اما پیشگویی چون قطعیت‌جو است، در آینده‌پژوهی جایگاهی ندارد.

می خواهم جهت سوالات را تغییر بدهم در بخش سیاسی به خصوص جامعه‌شناسی سیاسی که همه به نوعی درگیر آن هستند و همه عالم جامعه‌شناسی هستند و خودشان نمی‌دانند. شما به کمک کدام علوم بیشتر می‌آیید و خودتان را نشان می‌دهید و عرض اندام می‌کنید؟
ابتدا من پاسخ سوال قبلی را تکمیل کنم چرا ما وامدار جامعه‌شناسی هستیم چون بزرگان این رشته از حوزه علوم اجتماعی آمده‌اند. یعنی دغدغه فلاسفه آینده نبوده یا اگر بوده قسمتی از فعالیت‌های فکریشان بوده است. افرادی به این حوزه ورود کرده و آن را رشد داده‌اند که دغدغه‌هایی از جنس آینده جامعه داشتند.
یک نکته مهم در آینده‌پژوهی این است که در آینده‌پژوهی عاقبت‌ها بیشتر از نتایج مهم هستند. آن جایی که بقیه علوم روی نتایج متمرکز شده‌اند، آینده‌پژوهی می‌گوید عاقبت چه خواهد شد. عاقبت اندیشی علاوه بر دیدن آینده‌های دور، لاجرم تفکر غیرخطی و دیدگاه‌های فرارشته‌ای می‌خواهد. یعنی همان مهارت‌هایی که ما در آینده‌پژوهی دنبال توسعه آنها در دانشجویان این رشته هستیم.

یعنی در علم آینده‌پژوهی حکم صادر نمی‌کنید؟
ما به عواقب می‌اندیشیم. اجازه بدهید مثالی بزنم. در آینده‌پژوهی روشی داریم به اسم چرخ آینده. آینده‌ای را تصور می‌کنیم و بعد نتایج رسیدن به آن را دور تا دور آن ترسیم می‌کنیم. دوباره هرنتیجه، نتیجه دیگری دارد و به همین ترتیب پیش می‌رویم. در کارگاه‌های آینده از این روش استفاده می‌کنیم. یک وقتایی چیزی که فکر می‌کردیم خوب است در نهایت عاقبت خوشی ندارد یا بالعکس. ما در آموزش و پرورش کارگاهی داشتیم، آموزش و پرورش کارآمد (در نگاه اول کارآمدی جنبه مثبت دارد)، آینده قابل تصور ما شد و شروع به ترسیم دایره‌ها کردیم و بعد در لایه سوم به عاقبت‌هایی رسیدیم که متوجه شدیم نباید با عنوان کارآمد پیش برویم، یا حداقل این تصور ما از کارآمدی در آموزش و پرورش در نهایت و در بلندمدت چیزی نیست که ما بخواهیم، چون می‌تواند در بلندمدت عاقبت خوبی نداشته باشد.
جایی که مدیریت استراتژیک روی مفاهیم همگن و در بازه‌های کوتاه‌مدت پنج ساله صحبت می‌کند، آینده‌پژوهی به سراغ بازه‌های بیش از ده سال و مفاهیم ناهمگن می‌رود و عمدا همگنی و یکدست بودن را نمی‌پذیرد، برای اینکه فکر می‌کنیم اگر کسی از جایگاه فکری غریبه‌ای سر میز ما بنشیند افکاری دارد که کل فرم ذهنی ما را به هم می‌ریزد و این را ما می‌پسندیم. ما خوشبین بودیم اما فردی می‌آید دغدغه‌ای مطرح می‌کند و کل ذهنیت را بر هم می‌زند یا بالعکس. پس نسبت به رشته‌های دیگر هم کلان نگرتر و هم دوراندیش‌تر است. آن‌ها اگر همگنی را دوست دارند ما ناهمگنی را دوست داریم. آنها اگر مدنظرشان پنجساله آینده است، برای ما آینده فضای بازی است که می‌تواند تا مرز آینده‌های غیرمعقول پیش برود.
یک چیز دیگر اینکه در آینده‌پژوه بودن خوشبینی ناخواسته قسمتی از وجود ما می‌شود. آینده‌پژوه خوشبین است چون می‌داند که آینده یک قطار با ایستگاه‌های از قبل مشخص شده نیست، بلکه ساحلی است با بی‌شمار مسیر قابل انتخاب.

قبل از اینکه بحث آینده‌پژوهی اینقدر فراگیر شده که همه به دنبالش هستند که بدانند چیست مدل برخورد کارگاهی با این رشته را تائید می‌کنید؟
بله! زیاد. کارگاه‌های آینده حلقه اتصال ما با آحاد جامعه‌اند. جایی برای اثبات کارکردهای کنشگرانه آینده‌پژوهی یک جور احساس دین نمی‌کنید به جامعه اینکه نزدیک شوید و کارگاهی با آنها برخورد کنید نه دانشگاهی. جامعه امروز ما به نوعی دانشگاه را پس می‌زند؟
امروز اگر احمقانه بر همین مسیر تولید مقاله پیش برویم فردا جامعه ما را پس می‌زند. اگر نتوانیم ثابت کنیم که به درد جامعه می‌خوریم، ما را پس می‌زنند. برای همین است من کارگاه‌ها را دوست دارم. چون ارتباط مستقیم با جامعه است. چهارتا هواپیما سوار می‌شوم، چند ساعت تاخیر را تحمل می‌کنم تا بروم در یکی از شهرهای دور کشور و کارگاه برگزار کنم. برای اینکه به جامعه هدفم کمک کنم بهتر به آینده فکر کنند. من هر ماه تقریبا یکی دو کارگاه برگزار می‌کنم و به چشم می‌بینم که چقدر می‌توانند در آشتی دادن مردم با آینده موثر باشند.

 

استاد آینده پژوهی

حالا که بحث آینده‌پژوهی است، آینده آینده‌پژوهی چه می‌شود؟
خیلی بستگی به اقدامات خودمان دارد.

سوالم را سخت تر می‌کنم. ما به ازای این آینده‌پژوهی چیست که این آینده‌پژوهی عاقبت خوشی داشته باشد. اینکه بگوییم آینده‌اش چیست باید چه کرد؟ مثلا سیاستمداران می‌گویند مردم باید همراهی و تحمل کنند وقتی می‌پرسند شما چه باید بکنید می‌گویند ما باید حکومت کنیم. ما به ازای آنچه در خودتان به وجود بیاید که آینده آینده‌پژوهی روشن باشد تا در میان این همه علم بتواند به زندگی‌اش ادامه دهد. علم به راحتی علوم جدید را نمی‌پذیرند از سخره گرفتن تا سنگ انداختن هست. شمای آینده‌پژوه چه نظری دارید.
من به این چالش شما خیلی فکر کرده‌ام. دغدغه من ماندن یا نماندن رشته دانشگاهی آینده‌پژوهی نیست. من می‌خواهم جامعه من و حتی در دیدگاهی بزرگتر، انسان‌ها با آینده آشتی کنند. می‌خواهم نوجوانان کشورم شب‌ها با رویاهایی از جنس ساخت آینده به خواب بروند، می‌خواهم زنان و مردان سرزمینم به سهمشان در ساخت آینده فکر کنند. اگر اینها اهداف آینده‌پژوهی است پس حرف اول را هنر می‌زند. اگر هنر نباشد نمی‌توان این جنبش را مردمی کرد.

ما در مشرق زمین زندگی می‌کنیم اینها عادت کرده‌اند یا مرده باد یا زنده باد. ما حد وسطی نداریم یعنی یا تصدیق یا تکذیب می‌کنیم، تحلیل نداریم. جایگاه تحلیل در آینده‌پژوهی کجاست؟!
ما در آینده‌پژوهی زنده باد مرده باد نداریم، تحلیل داریم. بهترین فعالیت‌های آینده‌پژوهانه به دنبال ارتباط حداکثری با جامعه برای پرورش تفکر و فعالیت‌های میان و فرا رشته‌ای، تفکر خلاقانه برای آفرینش بدیل‌ها، تفکر انتقادی در نقد فضای موجود به نفع فضای مطلوب و همکاری با همه اقشار ذی نفع برای ساخت هویت مقصد مشارکتی و جلوگیری از استعمار آینده به نفع گروهی خاص است. این چهار رکن، یعنی توانایی ایجاد ارتباط، خلاقیت، تفکر انتقادی و همکاری با دیگران، همان بهترین مهارت‌ها برای زیستن در آینده‌اند.

به‌عنوان یک معلم آینده‌پژوهی فکر می‌کنید بزرگترین چالش این رشته چیست؟
جدا کردن شارلاتانیسم از آن.

این سوال من را کاملا خودخواهانه جواب دهید. با آینده‌پژوهی، علم خلا خود را پیدا کرد؟ من جایی برخورد کردم که گفتند پر کرده است.
پاسخ به این سوال را من در سال ۱۳۹۳ در وب سایت خودم، یادداشت‌های یک آینده‌پژوه، نوشتم: آینده‌پژوهی نه آن ملکه علوم است که بی‌آن مابقی علوم مردگان گور باشند و نه آن رشته اژدهاکشی که من و مایی ساخته باشیم برای اسم و رسمی. آینده‌پژوهی نه می‌تواند مانند علوم دقیقه سفت و سخت و جهان‌شمول باشد که فقط ما مانند جوجه پرنده‌ای ضعیف آن را از دهان دیگران بگیریم و بی‌هیچ خط و ایده‌ای قورت دهیم، نه می‌تواند مانند شعار، هر روز بر زبانی جاری شود و هیچ پایه و اساس و صاحب‌نظری نداشته باشد. این مقوله نیاز به شناخت دارد تا جایگاه فراخور خود را به دست آورد و این مهم میسر نخواهد شد، مگر به نشر ایده‌های درست در این زمینه.

 

لینک خبر

کارگاه آینده پژوهی در دانشگاه بیرجند

۱۱ دی ۱۳۹۶

گزارش کارگاه آینده پژوهی

همایش آینده پژوهی در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست خراسان جنوبی توسط دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه بیرجند و با حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه و انجمن علمی سیستم های سطوح آبگیر باران ایران و ادارات و سازمان های مختلف اجرایی استان در ۲۱ آذر ماه ۱۳۹۶ و مقارن با هفته پژوهش در محل آمفی تئاتر پردیس امیرآباد با حضور بیش از ۱۰۰ نفر از متخصصین، اعضای هیئت علمی و کارشناسان سازمان های مختلف اجرایی استان برگزار شد. این همایش با سخنرانی مسئول پژوهشی دانشکده (خانم دکتر قلاسی مود) و دبیر همایش (دکتر هادی معماریان) شروع و در نشست اول دو سخنران کلیدی بترتیب دکتر محسن طاهری از دانشگاه اصفهان (دکترای آینده پژوهی) و دکتر مرتضی اکبری از دانشگاه فردوسی مشهد (دکترای بیابان زدایی) مطالب ارزشمندی را در ارتباط با نقش فناوری در حفظ و بهبود محیط زیست و همچنین سیستم های هشدار بیابان زایی ارائه نمودند.

در نشست دوم نیز سخنرانی های مختلفی در ارتباط با محورهای همایش (آینده پژوهی، فرسایش و تخریب سرزمین؛ آینده پژوهی، معدن کاوی و اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست؛ آینده پژوهی، آب و زیستگاه های آبی؛ آینده پژوهی و خشکسالی و تغییر اقلیم؛ آینده پژوهی و تنوع زیستی (گیاهی و جانوری)؛ آینده پژوهی و آمایش سرزمین؛ آینده پژوهی، آلودگی ها و فناوری های سازگار با محیط زیست؛ آینده پژوهی و اکوتوریسم؛ آینده پژوهی، مشارکت جوامع و سمن های محیط زیستی؛ آینده پژوهی منابع طبیعی و محیط زیست و امنیت سرزمین) انجام شد و بطور همزمان سه نمایشگاه دستان پرتوان موسسه خیریه حضرت رسول با شعار مصرف کمتر پلاستیک، نمایشگاه انجمن حامیان طبیعت (انجمن ارتوان) و نمایشگاه اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی در حاشیه همایش برگزار شد. همچنین ارائه پوستری مقالات نیز در محل پردیس امیرآباد بصورت همزمان برگزار گردید. در این همایش مدیر کل محترم اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی (مهندس آرامنش) و معاونین محترم اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان بهمراه کارشناسان ادارت و سازمان های مختلف استان حضور داشته و سخنرانی نمودند.

کارگاه آینده پژوهیکارگاه آینده پژوهی

 

عصر همان روز کارگاه آموزشی آینده پژوهی با تاکید بر برنامه ریزی محیط زیست با حضور کم سابقه بیش از ۱۰۰ نفر از کارشناسان، دانشجویان و اعضای هیئت علمی برگزار گردید و مباحث مختلف بصورت عملی و تئوری توسط مدرس مدعو کارگاه، جناب آقای دکتر محسن طاهری ارائه شد.

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

دریچه‌ای به مطالعات آینده در حوزه علم و فناوری

۳ دی ۱۳۹۶

«دریچه‌ای به مطالعات آینده در حوزه علم و فناوری» عنوان کارگاهی بود که دوم دی ماه سال ۱۳۹۶ در دانشگاه اصفهان با حضور اعضای محترم هیئت علمی این دانشگاه برگزار شد. سخن گفتن از علم و فناوری در میان فرهیختگان دانشگاهی شاید «زیره به کرمان بردن» باشد، اما بیان آخرین فناوری‌ها در چند ساعت به‌صورت فشرده و از چند حوزه‌ی مرتبط با رشته‌های حاضرین در جلسه خالی از لطف نیست؛ به‌خصوص اگر با رویکردی امیدبخش به آینده باشد و تلنگری باشد برای این‌ که باید تحقیقات و پژوهش‌های دانشگاه به‌ گونه‌ای جدی در سمت و سوی آینده قرار گیرد. این همان است که آینده‌پژوهی و آینده‌پژوهان به‌دنبال آن هستند؛ «مسری شدن تفکر درباره آینده» و رواج «تفکر انتقادی» که بهتر است از دانشگاه آغاز شود.

کارگاه آینده پژوهی در دانشگاه اصفهان

آینده پژوهی در حوزه ی علم و فناوری

 

در این کارگاه پس از بیان خلاصه‌ای از دوره‌ها و روندهای فناوری از گذشته تا کنون، به‌صورت خاص اثرات آخرین فناوری‌ها بر چهار حوزه سلامت، قانون، اقتصاد و دانشگاه بررسی شد. همچنین «آینده سلامت»، «آینده قانون»، «آینده اقتصاد» و «آینده دانشگاه»، روندهای هریک از این حوزه‌ها و برخی سناریوهایی که در هر حوزه می‌تواند مطرح باشد، ارائه شد. طبیعی است که مناقشه برانگیزترین حوزه برای اساتید «آینده دانشگاه» باشد که اتفاقاً با تمام شئون تکنولوژی و نوآفرینی گره خورده است. به‌ ویژه زمانی که بحث به «آینده تدریس» و نگاه انتقادی به وضع موجود در این زمینه می‌رسد و داستان زمانی به وضعیت تراژدیک نزدیک می شود که سخن از «مرگ دانشگاه» به میان می‌آید. اگر تفاوت نسل‌های آلفا و z با نسل‌ x و y و تطبیق دانشگاه با فناوری‌های روز نادیده گرفته شود، آیا دانشگاه باقی می ماند؟

بالاخره کارگاه با پرسش و پاسخ و بیان نقد پایان یافت. پرسش‌ها و نقدهایی که نشان از به فکر فرو رفتن مخاطبین درباره آینده دانشگاه و بیم ها و امیدهای آن‌ها داشت و این یعنی نزدیک شدن به هدف آینده‌پژوهی.

در آخر چیزی که برای ما ماند، یک دنیا یادگیری، چند دنیا سوال و عکسی یادگاری بود. یادگار بماند که ما ویروس های خطرناکی برای بیماری یاس اجتماعی هستیم که ناقل امیدیم.

کارگاه آینده پژوهی

گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان

 

از لینک زیر فایل ارائه قابل دانلود است.

دریچه‌ای به مطالعات آینده در حوزه علم و فناوری

مثلث آینده ها

۲۵ آذر ۱۳۹۶

آینده پژوهی از روش ها و ابزارهای گوناگونی بهره می برد تا بتواند فضای آینده های پیش رو را بهتر ترسیم کند. یکی از این ابزارها مثلث آینده ها است. ابزاری کارآمد که به ما می گوید وقتی می خواهیم تصویری (مثبت یا منفی) از آینده را بررسی کنیم، ناگزیریم به عقب برگردیم و به فشار زمان حال و وزن زمان گذشته نیز نظر کنیم. در ادامه توضیحات مفصل تری در خصوص این روش ارائه شده است.

مثلث آینده ها یک روش آینده نگاری برای شناسایی آینده های باورپذیری است که در میان یک مثلث ظاهر می شوند. هر کدام از راس های این مثلث شامل مجموعه ای از پیشران ها و بازدارنده ها است. میان بردارهای هر گوشه ­ی مثلث، آینده ای باورپذیر تعریف می شود. به عبارت دیگر، اگر نیروی یک گوشه تغییر کند، این امر بر پویایی و دینامیک کل مثلث و همینطور زاویه ی آن تأثیر می گذارد و به همین دلیل منجر به تغییر احتمالی مسیر آینده باورپذیر می شود. روش اصلی مثلث آینده ها توسط پروفسور سهیل عنایت الله و با هدف نگاشت “وضعیت بازی”  قبل از شروع یک فرآیند آینده نگاری ارائه شده است.

پویایی های گاها متقابل در مثلث آینده، در بافتار شرایط گذشته، حال و آینده نهفته اند. هر یک از این سه گوشه ی مثلث دارای مجموعه ای از روندها، پیشران ها و باز دارنده ها می باشند که کاربران این روش می­ بایست آن ها را  فهرست و رتبه بندی کنند. روش مثلث آینده ها می تواند در کارگاه های آینده پژوهی و پانل خبرگان استفاده شود که در آن متخصصان آینده نگاری یا گروهی از کاربران، تمام شرایط کنونی که منجر به شکل گیری آینده باورپذیر می­ شوند را نگاشت می کنند.

مثلث آینده ها دارای کاربردهای دیگری نیز هست. این روش یک ابزار مناسب و ساختار یافته­ برای جلسات طوفان فکری در کارگاه های مشارکتی آینده نگاری است. همچنین یک ابزار ساده و سریع است و می توان در هر جایی از آن استفاده کرد. تمام چیزی که شما نیاز دارید، تخته وایت برد یا یک ورق بزرگ کاغذ برای رسم مثلث آینده ها و نوشتن ایده های مختلف، پیشران ها، بازدارنده ها و… است. شما همچنین می توانید از کاغذ یادداشت های چسبنده استفاده کنید و آنها را در گوشه های مثلث قرار دهید.

 

مثلث آینده ها

 مثلث آینده ها؛ در نظر گرفتن زمان به عنوان یک پیوستار

در ادامه به توضیح بیشتر هر کدام از وجوه مثلث پرداخته ایم.

 

۱. کشش تصاویر آینده

فرایند ترسیم مثلث آینده ها با نام گذاری کشش آینده آغاز می شود که شامل یک تصویر یا دیدگاهی برجسته است که تبدیل به مسئله یا موضوعی می شود که در مراحل بعدی مورد بررسی قرار می گیرد. به طور طبیعی تصاویر انتخابی بسیاری برای آینده وجود دارد، اما در اینجا تنها باید یکی از آن ها همراه با تمام باورها و ایده هایی که گروه فکر می کنند با تصویر مرتبط هستند، قرار داده  شود.

سوالات مفید برای تشخیص تصویر آینده و کشش های  آن عبارتند از:

  • آینده ایده آل برای این موضوع خاص چیست؟
  • آیا ما یک چشم انداز مشترک از آینده مرجح و آینده ای که می خواهیم از وقوع آن جلوگیری کنیم، در اختیار داریم؟
  • آیا ما یک تصویر مشترک از منطق پشت چگونگی شکل گیری آینده در این مورد خاص در اختیار داریم یا آیا باورهای منطقیِ بدیلی وجود دارند؟
  • چه ابزار و منابعی داریم که می تواند مسیر را تغییر دهد و ما را به سوی آینده هدایت کند؟
  • چه کمبودهایی برای تاثیرگذاری بر تغییرات داریم و محدودیت های ما چیست؟
  • آیا تاثیر گذاری بر آینده ممکن است؟ آیا اصلا نیازی به تغییر هست؟

 

۲. فشار زمان حال

زمان حال شامل نیروهای بسیاری است که هم اکنون منجر به تغییرات آینده می شوند. این فشارها شامل روندها، پیشران ها، فناوری ها و تصمیمات یا اقدامات است که منجر به تغییرات جدید می شوند. چیزهایی که به عنوان فشارهای کنونی وجود دارند باید در محیط به صورت کمی وجود داشته باشند، به این معنی که ما حداقل باید در تئوری قادر به نشان دادن تاثیر آن ها بر مسیر تغییر باشیم. به عنوان مثال، یکی از شناخته شده ترین پیشران های فشار، تصمیم جان اف کندی در اوایل دهه ۶۰ بود تا یک  انسان را به ماه بفرستند.

سوالات مفید برای تشخیص فشار های  زمان حال عبارتند از:

  • در حال حاضر چه روندها و فن آوری هایی در حال تغییر آینده اند؟
  • چه چیزی هایی تغییرات پیش رو را هدایت می کنند؟
  • چه سیاست ها، رویه ها، قوانین، بودجه ها، تصمیمات و فن آوری هایِ شناخته شده ای، منجر به تغییرات پیشِ رو در آینده نزدیک می شوند؟

 

۳. وزن زمان گذشته

وزن گذشته شامل آن عوامل ساختاری اند که مانع از تغییر شده و از دستیابی ما به یک کشش یا فشار خاص آینده جلوگیری می کنند. این وزن های تاریخی را می توان به عنوان ساختارهای سازمانی، سیاست ها، قوانین، مقررات، رویه ها، ساختارهای علمی یا روایت های تاریخی دانست که مانع از حرکت رو به جلوی ما می شوند. این ها می توانند شامل سرمایه گذاری های موجود در زیرساخت ها، فن آوری، آموزش و تمام قراردادهای اجتماعی و ساختار های جمعیتی باشند. بسیاری از سازمان های اجتماعی قدرتمند مانند اتحادیه های کارگری، ادیان، نیروهای نظامی و… متعهد به حفظ وضعیت فعلی هستند.

 سوالات مفید برای شناسایی وزن های گذشته عبارتند از:

  • چه کسی از حفظ وضعیت موجود بهره می برد یا اگر وضعیت تغییر کند، خسارت می بیند؟
  • موانع تغییر چیست؟
  • چه چیزی ما را عقب نگاه می دارد یا بر سر راه ما است؟
  • ساختارهای عمیقی که در برابر تغییرات مقاومت می کنند، چه چیزهایی هستند؟

با استفاده از این سه گوشه ی مثلث یعنی وزن گذشته، فشار حال و کشش آینده، ترسیم یک آینده باورپذیر میسر می شود و این یک جزء ضروری از کار آینده نگاری است.

به هر حال پیش از مثلث آینده، ممکن است بخواهید از روش FSSF استفاده کنید. این چارچوب نیز بسیاری از عناصر مثلث مانند کشش آینده، فشار حال و وزن تاریخ را شامل می شود. اما به جای ارزیابی بردارهای نیروهای تغییر برای دیدن آینده های باورپذیر، برای ترسیم و تمایزِ بیشترِ انواعِ مختلف آینده، به شش دسته توسعه داده شده است.

این دو روش به همراه روش های دیگری همچون دورنماهای آینده و تاریخ مشترک، ابزارهای نگاشتی قدرتمندی برای شناسایی موقعیت های فعلی و یا “وضعیت بازی” که آینده های باورپذیر می توانند از آنجاها شروع به ظهور کنند، هستند.

 

منبع

نوشته ی مرتبط: کارگاه آینده پژوهی

. logo-samandehi تایید