+

گفتاری پیرامون روش در آینده پژوهی

۲۲ آبان ۱۳۹۶

آلیس در سرزمین عجایب می گوید: من هیچ درکی از عرض جغرافیایی و طول جغرافیایی نداشتم، فقط می دانستم کلمات با کلاسی برای ادا کردن هستند. بله آینده پژوهی و ذیل آن روش های آینده پژوهی نیز در ادبیات امروز ما گاها چنین کارکردی به خود می گیرند. کلماتی دهان پرکن برای ادا کردن.

اگر جستجوگر خوبی هستید کافی است در وب سایت های علمی در جستجوی کلمه آینده پژوهی باشید، خواهید یافت مقالاتی که در عنوانشان کلمه «آینده پژوهی» را شامل می شوند. آینده پژوهی و این، آینده پژوهی و آن، آینده پژوهی در این، آینده پژوهی در آن و … . اما نه تنها هیچ ارتباطی با مبانی اولیه ی آینده پژوهی ندارند، بلکه حتی بعضا در ضدیت با روح حاکم بر آینده پژوهی به نتیجه رسیده اند. قصدم نقد این مقالات نیست. نقد این مقالات در فضای آلوده ی علمی کشور که به مرده ای متعفن می ماند را قبلا گفته ام و دیگران هم گفته اند و فریاد زده اند.

بیشتر بر آنم تا اندکی در خصوص روش در آینده پژوهی توضیح دهم و قبل از ورود، از خوانندگان این سطور می خواهم که نقدها و  نظراتشان را در انتهای همین نوشتار در قسمت دیدگاه ها بنویسند.

از نظر من بحث روش در آینده پژوهی (Futures Studies) یک بحث دست چندمی است. در ساحت آینده پژوهی پردامنه ترین و بغرنج ترین مباحث در حوزه هستی شناسی و معرفت شناسی در جریان هستند. پاسخ به سوالاتی مانند چیستی زمان، درک و فهم انسان و رابطه ی آن با زمان، تکامل ما در فهم زمان، حدود و ثغور آگاهی انسان و محدودیت های شناختی ما در فهم آینده، انسان بودن ما و گذر زمان، اخلاق در آینده، اندیشه و جایگاه آن در آینده و روابط و تعاملات ما و فناوری در آینده در حوزه دغدغه های آینده پژوهی قرار می گیرند و از این منظر و برای پاسخ به این سوالات ساحت آینده پژوهی مانند ساحت فلسفه است و آینده پژوه فیلسوفی را می ماند که می تواند کار فکری بکند و کاری فکریش را بدون داشتن کارفرما و حدود زمانی و مکانی منتشر کند.

اما اگر روش در آینده پژوهی جایگاهی دست چندمی دارد، پس این همه نوشتارها در قالب کتاب و مقاله و … که بر موضوع روش تمرکز کرده اند در واقع چیستند؟ پاسخ من به این سوال این است که اینها روش های آینده نگاری (Foresight) هستند.‌ آینده نگاری آن قسم از فعالیت های معطوف به آینده است که سپهر فکری اش را از آینده پژوهی به عاریت می گیرد و دو بال دیگرش مشارکت اند و برنامه ریزی به قصد اقدام.

پس همانطور که مشخص است، آینده نگاری که از جنس نگاشتن و تدوین است، هم کارفرما دارد، هم حدود زمانی و مکانی اش مشخص اند و هم چون باید به برنامه ریزی یا گزاره های سیاستی یا نتیجه ای عملی منجر شود، پای بند روش است. در آینده نگاری است که روش دلفی مشارکت گسترده را به بار می آورد، سناریونگاری فضای آینده های باورپذیر را روشن می سازد، برنامه ریزی فرض بنیاد به کار نقد برنامه های راهبردی می خورد، ذهن انگیزی نتایج خلاقانه را منجر می شود، ره نگاشت فناوری، بازارهای آینده را به توسعه محصول و فناوری گره می زند و چند ده تا روش ریز و درشت دیگر که همه به نوعی به ما کمک می کنند که نگاهی دقیق تر و کاربردی تر به موجودی به اسم آینده بیاندازیم که هر لحظه در حال عوض کردن چهره خویش است.

 

روش های آینده پژوهی

روش های آینده پژوهی؛ بنویسیم آینده پژوهی بخوانیم آینده نگاری

 

برنامه های توسعه فناوری، برنامه های توسعه منطقه ای، برنامه های مربوط به حوزه های خاص مانند آموزش، صنعت، سلامتی و بهداشت، کودکان، رفاه، جمعیت، سالمندی، کشاورزی و غذا، محیط زیست، آب و خاک، و تمام این مسائل که به حق باید به آینده ی آنها فکر کرد و مهمتر اینکه برای آینده ی آنها برنامه داشت، اگر از روش های بالا استفاده ای کرده باشند، پروژه های آینده نگارانه اند.

و نکته بعد که باید متذکر شوم اینکه من تا به حال ندیده ام که پروژه ی آینده نگاری تنها با یک روش انجام شود، بلکه معمولا آینده نگاری با سبدی از روش ها انجام می شود که این مسئله یعنی تشخیص ترکیب مناسب از روش های آینده نگاری در هر پروژه خود نیازمند شناخت درست این روش ها و تجربیات کاری است. من تقریبا در هر پروژه ی آینده نگاری که انجام می دهم بخشی را به توجیه ترکیبی که انتخاب کرده ام اختصاص می دهم تا مشخص شود که چرا چنین ترکیبی از روش ها می تواند به بهترین وجه در آن حوزه ی خاص به کار آینده نگاری بخورد.

همچنین باید دقت داشت که در پژوهش های تحقیقاتی و دانشگاهی نباید به تصور اینکه از روش های آینده نگاری استفاده می شود، در مورد روش از منظر روش تحقیق چیزی ننوشت.

در پژوه­ش های آینده نگاری «روش» از دو منظر مورد توجه قرار می­ گیرد. اول از منظر تحقیق و پژوهش و دوم از منظر آینده نگاری. بدین سبب روش­ های آینده نگاری چون در قالب یک پژوهش انجام می­ شوند، باید مبتنی بر اصول روش پژوهش علمی باشند و چون آینده نگاری هستند باید چارچوب و ترکیب روش­ های آینده نگاری در آنها مشخص شود. و این را از این جهت گفتم که محققان حوزه آینده پژوهی به دلیل اینکه از روش های آینده نگاری استفاده می کنند نباید خود را بی نیاز از دانستن روش پژوهش بدانند. باید مشخص کنید که پژوهش شما از منظر یک پژوهش علمی در چه جایگاهی است و از کدام یک از روش های آینده نگاری، با چه ترکیبی و به چه دلیلی استفاده می کند. این مطلب بسیار مهم است.

سخنم را کوتاه می کنم. آینده پژوهی آینده پژوهی است. لازم نیست سناریویی در آن نوشته شود. شاید شما یک فعالیت آینده پژوهانه را در کسوت یک معلم دلسوز ببینید که با دانش آموزانش از نقش آنها در ساختن کشور صحبت می کند. او چه بداند و چه نداند دارد فعالیت آینده پژوهانه می کند. شاید یک هنرمند باشد که با اسپری روی دیوار نقشی از امید به آینده می کشد. او هم فعالیتی آینده پژوهانه کرده است. اینها شاید در ساحت فکری قلمشان در تبیین مکانیزم امید اجتماعی ننوشته باشد، اما جزیی از قلمرو آینده پژوهی برای ساخت جنبش اجتماعی هستند.

اما آینده نگار یک متخصص روش است. از او انتظار می رود که وقتی مثلا برای صنعتی سناریو می نویسد بتواند از آن دفاع کند. از این جهت آینده نگاری مخصوصا در جوامعی مانند ما که روش زده ایم جایگاهی فراخ تر یافته است و این مرض مسری دو عیب دارد که در اینجا خلاصه می کنم:

اول کسانی با استفاده از روش های آینده نگاری پروژه و پژوهش انجام می دهند که در مجموع سه کتاب آینده پژوهی نخوانده اند تا بدانند سناریو برای پیش بینی به کار نمی آید و از این موارد که بسیار است. این یعنی همان مرض دور زدن معارف اولیه یک رشته و چسبیدن به روش.

دوم اینکه بدانند اگر هم به درستی روش را فهمیده و به کار گرفته اند آینده نگاری کرده اند نه آینده پژوهی و اینقدر این اصطلاح را نابجا به کار نبرند. امیدوارم که خواننده متوجه باشد که من نخواستم فعالیت های آینده نگارانه را در مقابل آینده پژوهی کم اهمیت جلوه دهم. قصدم تفکیک ساحت این دو حوزه است و گرنه هر کدام در جایگاه خود بی شمار محاسن دارند.

 

 

کارگاه آینده پژوهی در جهاد دانشگاهی

۱۹ آبان ۱۳۹۶

گزارش کارگاه آینده پژوهی جهاد دانشگاهی

یکی از پرشور و حال ترین کارگاه های دوره آینده پژوهی همین هفته در آبان ماه ۱۳۹۶ به همت جهاد دانشگاهی اصفهان در طی دو روز برگزار شد. کارگاهی که شرکت کنندگان در ابتدا با پیش ذهنیتی متفاوت از دوره آینده پژوهی وارد شدند، اما در انتها فراتر از انتظارشان همه چیز عالی برگزار شد.

کارگاه آینده پژوهیکارگاه آینده پژوهی، روز اول: آینده پژوهی چیست؟

 

این دوره از ایستگاه اول مطالعات تاریخی و کلان روندهای تاریخ به راه افتاد و با بررسی ضرورت دیدی از گذشته برای دانستن اینکه ما از کجا آمده ایم،کجا ایستاده ایم و در نهایت به کجاها خواهیم رفت و قیاس دوره های کشاورزی، انقلاب های صنعتی، دیجیتال و هوش مصنوعی، در ایستگاه دوم یعنی مبانی آینده پژوهی توقف کرد. در ایستگاه دوم چهار نگاه در حوزه مطالعات آینده شامل گذشته گرایی، حال گرایی، آینده گرایی و آینده سازی مورد بحث قرار گرفت و مفهوم تصویرسازی آینده با در نظر گرفتن روندها، رویداد ها و انجام اقداماتی در جهت استفاده از فرصت ها و کاهش تهدیدات، اینکه به کجاها خواهیم رفت را واضح تر نمود. پنج و نیم ساعت روز اول کارگاه به طول انجامید تا بدانیم آینده پژوهی چیست و چه نیست؟ حالا وقت آن بود که در عمل کمی فعالیت آینده پژوهانه کنیم.

اما ایستگاه سوم که بخش عملی کارگاه بود نمایی متفاوت و جدید از بکارگیری توامان عمل و تئوری ایجاد کرد و شاید دریچه ی نویی را به شیوه تفکر به آینده باز نمود. روند کارگاه عملی با طرح پرسشی از چالش های شهر اصفهان آغاز و با بررسی مرحله به مرحله روش six pillars با درگیر نمودن فعالانه تمامی اعضای گروه ها در شش مرحله ی نقشه برداری، پیش نگری، زمان بندی، تعمیق، آفرینش بدیل ها و دگرگونی در راستای تصویر آینده اصفهان به پایان مقصد رسید.

 

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی، روز دوم: مشارکتی و در قالب تیم های حل مسئله

 

کارگاه روز دوم حدود هشت ساعت طول کشید و نهار همان جا در حالی که به مرحله بعد فکر کرده می شد، صرف شد. روز دوم برای همه عالی بود. خیلی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی حالا علاقه پیدا کرده بودند که پایان نامه های کارشناسی ارشد و یا رساله های دکتری خودشان را با نگاه آینده پژوهانه انتخاب کنند.

همه مشتاق بودند که پی گیر فعالیت های بعدی گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان باشند. به همین خاطر همانجا یک گروه تلگرامی کوچک تشکیل شد تا با هم در ارتباط باشند. تلاش های همه جواب داده بود.

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

جایگاه اپلیکیشن ها در توسعه کسب و کار

۱۷ آبان ۱۳۹۶

چهارشنبه ۲۶ ام مهرماه در اتاق بازرگانی اصفهان و در چهارمین سمپوزیوم بین المللی جوانان و ثروت آفرینی در جمع کارآفرینان و علاقه مندان یک سخنرانی دو ساعته داشتم با عنوان « جایگاه اپلیکیشن ها در توسعه کسب و کار».

انرزی زیادی از من گرفته شد، اما نتیجه کار رضایت بخش بود. ابتدای جلسه در مورد اینکه اپلیکیشن چیست صحبت کردیم و مروری کردیم بر دسته بندی های موجود از اپلیکیشن ها. و بعد سفرمان را به آینده آغاز کردیم. روندهای زیادی را مرور کردیم و در مورد تاثیر هر کدام بر حوزه کسب و کار بحث شد. روندهای شغلی، روندهای مربوط به موج سوم اینترنت، اینترنت اشیاء، اینترنت همه چیز و انقلاب چهارم صنعتی

 

اپلیکیشن در کسب و کار

سمینار جایگاه اپلیکیشن ها در توسعه کسب و کار

 

مفاهیمی را مورد بررسی قرار دادیم که در نهایت نشان می داد چقدر اقتصاد مبتنی بر اپلیکیشن می تواند بزرگ شده و فرصت های جدیدی را پیش روی ما قرار دهد. با نگاه آینده پژوهانه در مورد آینده فناوری موبایل و فناوری های امیدبخش آینده مانند واقعیت افزوده صحبت کردیم.

در نهایت این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم چطور وارد این وادی شویم. امیدوارم جوانان کشورم موج سریع فرصت ها را از دست ندهند.

 

نقاشی هایی از آینده

۱۴ آبان ۱۳۹۶

برای من همیشه دنیای بچه ها یکی از جذاب ترین دنیاها بوده است و اینکه بچه ها در مورد آینده چطور فکر می کنند، جذابیتی هیجان آور داشته است. به عنوان یک آزمایش اجتماعی کوچک از دانشجویان کارشناسی ارشد یکی از کلاس هایم خواستم تا از بچه های کوچکشان بخواهند که تصویرشان از آینده را نقاشی کنند. آنچه به من تحویل داده شد زیبا و تامل برانگیز بود.

در ادامه برخی از این نقاشی ها را آورده ام و توضیحات هر کدام را هم نوشته ام.

عکس اول دنیای پزشکی آینده
تصاویری از آینده

ربات در حال جراحی قلب و جایگزینی قلب بیمار با یک قلب مصنوعی.

 

عکس های بعد؛ دنیای فضا. دنیای سفرهای فضایی راحت و سریع، دنیای ارتباط با بیگانگان فضایی.

نقاشی آینده

 

تصاویر آینده

سفرهای فضایی و ملاقات ناگزیر با بیگانگان

 

عکس های بعدی، دنیای دگرگون شده شهرها، کشاورزی شهری، شهرهای سبز و درختان چند کاره

 

نقاشی بچه ها از آینده

 

نقاشی بچه ها از آینده

 

نقاشی بچه ها از آینده

شهرهای آینده، شهرهای سبز

 

تصاویر بعد ماشین های پرنده در حال پرواز بر فراز شهرهای ما

 

تخیل بچه ها از آینده

 

ماشین های پرنده

ماشین های پرنده، آسمان در تسخیر پرنده های ماشینی

 

تصاویر بعد همزیستی مسالمت آمیز با ربات ها

نقاشی بچه ها از ربات ها

 

نقاشی از آینده

در نقاشی بچه ها ربات ها موجودات ترسناکی نیستند، اتفاقا دوستان خوبی هستند که همیار ما در زندگی اند.

دنیای دوست داشتنی بچه ها با ربات ها

 

تصاوی بعد نهایت تخیل بچه ها، آینده برای آینده، هیجان محض از تصاویر بدیع از آینده

 

تخیل کودکانه

کمدی که خودش لباس ها را جمع می کند، بستنی که حرف می زند، سیب هایی که پرواز می کنند و دوچرخه ای که پرواز می کند. نمودهایی متعالی از تخیل کودکانه. هیچ کسی حق ندارد به هیچ عنوان تخیل کودکان را سرکوب کند. هیچ توجیهی برای بستن بال تخیل کودکان نیست. تصاویر آینده هر چقدر غریب تر، ارزنده تر

 

تخیل کودکانه در تصویر آینده

ربات ها در زمین ورزش، ربات ها به عنوان پرستار، درختان وای فای، وسایل برقی خودکار و از همه مهمتر چند خورشید که قابل کنترل هستند.

 

تخیل پر پرواز کودکان به آینده است. آینده ای که امروز رویا پردازی می شود و فردا قسمتی عادی از زندگی همه آدم ها. اگر می خواهیم برای آینده کاری کرده باشیم باید تخیل بچه ها را پرورش دهیم.

 

پی نوشت:

نقاشی های زیادی به من رسید. اما فقط برای نمونه برخی را در اینجا منتشر کردم. امیدوارم این ذهن های زیبا به درستی درک شوند. از همه این بچه های دوست داشتنی تشکر می کنم. امیدوارم در آینده از نزدیک شاهد پیروزی های آنها باشم.

 

 

انقلاب هوش مصنوعی و تاثیر آن بر جامعه و شرکت ها

۶ آبان ۱۳۹۶

تغییرات گسترده ای که با نام انقلاب از گذشته تا کنون در زندگی جوامع بشری رخ داده اند، در دو دوره مهم با تعابیر انقلاب صنعتی و انقلاب دیجیتال شناخته می شوند (و البته انقلاب کشاورزی را هم نباید از قلم انداخت). همه ما با همه وجود اثرات انقلاب صنعتی و انقلاب دیجیتال را در زندگی خود حس می کنیم. اما این مربوط به گذشته است و معمولا امور گذشته چون به تجربه مستقیم و ملموس ما در می آیند، فهم می شوند. ولی وقتی در مورد آینده صحبت می کنیم آیا حسی از تغییرات در ما ایجاد می شود؟ با پیشرفت روزافزون و افزایش پیچیدگی سبک زندگی بشر، رویدادی انقلابی تحت عنوان هوش مصنوعی که رگه هایی از آن در دنیای امروز قابل مشاهده است، دور از ذهن نیست و طرح این سوال که آیا در آینده، اثرات مشابه و گسترده ای همچون انقلاب های قبلی را ایجاد خواهد کرد، تصورات جالبی به همراه خواهد داشت.

اگر از تاثیرات قابل توجهی که انقلاب های صنعتی و دیجیتال در تمام شئون جامعه، زندگی، شرکت ها و الگوهای اشتغال ما ایجاد کرده اند، بگذریم، هوش مصنوعی، چالش های بزرگی نیز پیش روی جوامع و شرکت ها می گذارد تا از مزایای ارزشمند فناوری های هوش مصنوعی استفاده کرده، فرصت های فراوانی برای محصولات جدید و خدمات فراهم نموده و بهره وری را افزایش دهند و در عین حال از افزایش بیکاری و نابرابری های اقتصادی نیز اجتناب نمایند.

در یک دهه گذشته پیش بینی های بی شماری در مورد انقلاب آینده هوش مصنوعی و آثار همه جانبه ی آن بر روی جوامع، شرکت ها و زندگی های ما شده است. برای درک بهتر مسیر پیش رو باید گذشته را مرور کنیم. جدول زیر نقاط عطف سه انقلاب صنعتی، دیجیتال و هوش مصنوعی را به صورت خلاصه آورده است.

 

انقلاب صنعتی (قدرت ماشین) انقلاب دیجیتال (قدرت کامپیوتر) انقلاب هوش مصنوعی (قدرت مغز)
سال ۱۷۱۲ میلادی، نمونه های اولیه ماشین بخار سال ۱۹۴۶، تولد کامپیوتر انیاک سال ۱۹۹۰، هوش مصنوعی اعداد دستنویس را خواند
۱۷۸۴ موتور بخار دو حالته ی وات دهه ی ۱۹۵۰ ظهور کامپیوترهای تجاری ای بی ام ۱۹۹۳، ربات پولی (polly)‌ با استفاده از کنترل کامپیوتر حرکت کرد.
 ۱۸۳۰،  نیروی الکتریسیته دهه ۱۹۷۰ پردازش داده های الکترونیکی سال ۱۹۹۷ کامپیوتر (Deep Blue)‌ توانست در بازی کامپیوتر کاسپاروف روسی را شکست دهد.
۱۸۷۶ اولین موتور احتراق داخلی اتو (Otto) سال ۱۹۷۱ کامپیوترهای چندکاره و چندکاربره مورد استفاده قرار گرفتند. در سال ۱۹۹۸، ربات (Furby) حرف زدن را یاد گرفت.
۱۸۹۰ ظهور اتوموبیل ها سال ۱۹۷۳ ظهور ریزپردازنده ها سال ۲۰۰۵، ربات اسیمو (ASIMO) به عنوان پیش خدمت در رستوران استفاده شد.
۱۹۰۱  ورود نیروی الکتریسیته به خانه ها ۱۹۷۷، ظهور کامپیوترهای اپل سال ۲۰۰۹، اولین خودروی خودران گوگل
۱۹۱۴ خطوط تولید پیوسته دهه ۱۹۸۰، عرضه کامپیوترها با مودم سال ۲۰۱۱، کامپیوتر واتسون از شرکت آی بی ام، توانست برنده مسابقه (Jeopardy) شود.
۱۹۱۹ نیروی الکتریسیته در یک سوم خانه ها ۱۹۹۳، کامپیوترهای خانگی در یک سوم خانه ها ۲۰۱۶، هوش مصنوعی (AlphaGo) شرکت گوگل، توانست بهترین بازیکن در بازی (GO ) را شکست دهد. این بازی یکی از پیچیده ترین بازی ها است.

 

شکی نیست که هوش مصنوعی پتانسیل بسیار بالایی دارد. کامپیوترها و روبات ها احتمالا هوش انسانی را در طول بیست سال آینده بدست می آورند یا به آن نزدیک می شوند و به یک رقیب جدی برای تمام شغل هایی که در حال حاضر توسط انسان انجام می شوند، تبدیل خواهند شد و برای اولین بار شک و تردید در مورد پایان برتری انسان را افزایش می دهند. از این نظر فناوری های آینده انقلاب هوش مصنوعی و تاثیر آنها بر روی بیست سال آینده، احتمالا چندین بار عظیم تر از فرم انقلاب دیجیتالی از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵ و حتی بیشتر از انقلاب صنعتی باشد. طول زمان بین اختراعات فناورانه و کاربرد عملی آنها و استفاده گسترده از آنها بطور پیوسته در حال کاهش است.
با در نظر گرفتن احتمالات نامعلوم آینده فناوری های هوش مصنوعی که ممکن است به آینده ای آرمانشهری یا ویرانشهری و رعب آور منجر گردد، طرح سوال از نقش انسان در زمانی که کامپیوتر ها و ربات ها بتوانند مشابه یا بهتر و ارزان تر از ما تمام کارها را انجام دهند، دیدگاه های متفاوتی به وجود آورده است.

انقلاب هوش مصنوعی و تاثیر آن بر جامعه و شرکت ها

انقلاب هوش مصنوعی، بیم ها و امیدها

 

به طور کلی چهار سناریو برای آینده هوش مصنوعی می توان ترسیم کرد:

اولین دیدگاه مربوط به خوش بین هایی مثل ری کروزویل (Ray Kurzweil) است. پیش بینی آینده ای آرمانی و داستان های علمی – تخیلی توسط ژنتیک، فناوری نانو و رباتیک است. اینها همه چیز را بطور بنیادینی تغییر می دهند و به انسان ها اجازه مهار سرعت، ظرفیت حافظه و توانایی به اشتراک گذاری دانش رایانه ها را خواهند داد. این خوشبین های فناوری بر این باورند که این مقوله زمانی رخ می دهد که ما به واسطه پذیرش محدودیت هایمان به جستجوی روش هایی برای افزایش توانایی در تصمیم گیری بپردازیم و اینگونه تعاملی سودمند و دوجانبه ایجاد می گردد. به عنوان مثال، در مسابقات جهانی شطرنج، انسان برای شناسایی حرکات حریفان از کامپیوتر استفاده می کند.

در مقابل، در دیدگاه بدبینان، نگرانی از اینکه ماشین های هوش مصنوعی از انسان هوشمندتر شوند و تمامی تصمیمات ما از کم اهمیت ترین موارد مانند انتخاب رستوران و سفارش غذا برای صاحبانشان تا مهمترین آنها از جمله راندن خودروها و مدیریت کردن برنامه های هسته ای را به دست بگیرند. همچنین آنها نگران نارضایتی اجتماعی هستند، زیرا از آنجایی که میزان کار موجود برای مردم کاهش می یابد، نابرابری ثروت و رفاه میان آنهایی که شاغل اند و صاحب برنامه های هوش مصنوعی اند و مابقی  افراد جامعه، افزایش خواهد یافت.

سومین سناریو مربوط به عملگرهایی مانند ایلان ماسک است. عملگراها معتقد بر عواقب رعب آور و وخیم آینده هوش مصنوعی اند و بیان می کنند که حتی عواقبی بدتر از سلاح های هسته ای دارند. ایلان ماسک از تعبیر آزاد کردن دیو برای نشان دادن قدرت هوش مصنوعی استفاده می کند.

شکاکین هم آخرین دسته اند و به احتمال امکان هوش مصنوعی باور ندارند. آنها می گویند، هوش انسان توسط قوانینی منظم به اسارت در نخواهد آمد و لذا هوش مصنوعی هیچگاه نمی تواند خطری برای آینده انسان باشد.

اما تاثیر انقلاب هوش مصنوعی بر شرکت ها و اشتغال بحثی بسیار قابل تامل است، چرا که عدم قطعیت فراوان درباره ی آینده، بر توان بالقوه ی آن و ایجاد آینده ای آرمانی و یا بالعکس موثر خواهد بود و از آنجایی که ما به سمت آب های بی مرز و  گزینه های نامشخص عازم هستیم، چالش بارز این است که چه کاری می توان برای به بیشینه رساندن شانس استفاده از مزیت ها انجام داد، در حالی که از عواقب منفی فناوری های هوش مصنوعی نیز بتوان اجتناب کرد.

انقلاب صنعتی، تغییرات زیادی برای شرکت ها و اشتغال، به همراه داشت و از قدرت ماشین آلات به جای کارهای دستی که توسط انسان انجام می شد، استفاده کرد و به میزان قابل توجهی بهره وری را افزود، محصولات مقرون به صرفه تری را به مصرف کنندگان ارائه داد و بطور گسترده ای سایز بازارها را همچون استاندارد زندگی افزایش داد. بعد از آن، انقلاب دیجیتال با استفاده از توانمندی کامپیوترها، وظایف ذهنی معمولی و تکراری که توسط انسان ها انجام می شد را جایگزین کرد و بهره وری را افزایش داد و در نتیجه منجر به کاهش هزینه ها شد.

اما باید گفت در انقلاب هوش مصنوعی تمامی کارهای عملی که در حال حاضر توسط انسان انجام می شود جای خود را به فناوری های هوش مصنوعی می دهند و لذا رقیب جدی برای بشر محسوب می گردد. چنانچه تغییرات از دو انقلاب قبلی مهمتر و عمده تر خواهد بود. به طور کلی نمی توان موفقیت شرکت های موفق عصر هوش مصنوعی را پیش بینی کرد اما احتمالا آنها به فرم عصر دیجیتال نزدیک ترند. آنها می توانند از فرصت های جهانی در سفارش برای طراحی، تولید و در نهایت فروش محصولاتشان حداکثر استفاده را ببرند و مشتاق بر عهده گرفتن ریسک های کارآفرینانه برای نوآوری و توسعه باشند. سرعت تغییرات فناورانه آینده انقلاب هوش مصنوعی، فرصت های گسترده ای برای رشد و سود بخشی پیش رو قرار خواهد داد اما همچنان چالش های جدید و رقابتی از بنگاه های جدید استارت آپی وجود دارد و از آنجایی که ایده های موفقیت آمیز می تواند از هرجایی بیایند، توسعه و تامین مالی آنها، از طریق انبوه منابع و سرمایه های پر ریسک و مخاطره آمیز آسان تر خواهد بود.

آنچه که محتمل است این است که، هوش مصنوعی تغییرات بنیادینی را در محیط کسب و کار ایجاد خواهد کرد، البته در مقیاسی بسیار فراتر از عصر دیجیتال.

 

باید از خانم شیدا هاشمی دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان که زحمت ترجمه مقاله بیس این نوشته بر دوش ایشان بود تشکر کنم. این مقاله را می توانید از لینک زیر دانلود کنید:

 

اصل مقاله

 

در پایان باید نوید ترجمه ای گیرا از کتاب صنایع آینده (industries of the future) را بدهم که به زودی به بازار عرضه خواهد شد. این کتاب حاوی مطالب بسیار جالب توجهی در خصوص جایگاه هوش مصنوعی در صنایع آینده است.

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز استان اصفهان

۲ آبان ۱۳۹۶

فرصت کوتاهی دست داد تا در شرکت گاز استان اصفهان و در میان جمعی از معاونان، مدیران و کارشناسان این شرکت، کارگاه آینده پژوهی برگزار شود. مانند تجربه قبلی ام در شرکت گاز استان مازندران، این بار نیز ساعاتی پربار طی شد.

من همیشه تا جایی که می توانم در کارگاه ها انرژی می گذارم و ثمره کار همیشه رضایت بخش است. خوشحالم که اندیشه ها به سمت آینده معطوف می شوند و یاد می گیریم که آینده موجودی آن بیرون نیست که منتظر وقوع اش باشیم، بلکه جایی در ذهن ما شکل می گیرد و اقدامات کنونی ما آن را می سازند.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز استان اصفهان

 

هدف من در کارگاه ها این است که برخی مسائل مهمی که حوزه درک و اندیشه ما را تغییر می دهد و متحول می سازد را به زبانی ساده بیان کنم و در ادامه می کوشم بنابر اقتضائات جایی که کارگاه برگزار می شود برخی پیشران ها، روندها و علائم ضعیف تغییر در آن حوزه را مرور کرده و ذهن شرکت کنندگان را درگیر آینده بلند مدت آن حوزه کنم.

کارگاه های آینده پژوهی را به همین خاطر دوست دارم. که جمعی هستند، میان رشته ای هستند و در نهایت به ما توان پرسیدن سوالات درست از آینده را می دهند.

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

جهان بی ثبات، غیرقطعی، پیچیده و مبهم؛ جهان UVCA

۹ مهر ۱۳۹۶

زندگی در جهان VUCA

در بسیاری از صنایع یک روند رو به رشد از نوسان، عدم قطعیت و پیچیدگی در کسب و کار، بازارها را آشفته و ماهیت رقابت را تغییر می دهد. این شرایطی است که برای نام گذاری آن از یک کلمه مخفف استفاده می شود. جهان ووکا (VUCA world). جهانی نوسانی (volatility)، سرشار از عدم قطعیت (uncertainty)، پیچیده (complexity) و مبهم و رازآلود (ambiguity).

چنین جریان مداومی در محیط های کسب و کار، منجر به ایجاد دشواری های بی شماری برای رهبران و مدیران شرکت ها می شود. البته خوشبینی هایی هم وجود دارد که این جریان را همراه با فرصت می بیند و معتقد است در صورت فراست و بینش مدیران، می توان از دل این جریان به فرصت هایی نیز دست پیدا کرد.

سرمایه گذاری در فرصت ابتدا نیازمند درک آن است؛ اما به نظر می رسد که این جهان به درستی درک نشده است. بررسی گفتار و رفتار مدیران شواهد آشکاری از سوء برداشت ها از این مفاهیم است و به طور عمده سه مشکل در بکارگیری این واژه ها از سوی مدیران وجود دارد.

اول آنکه VUCA تبدیل به یک مد روز برای صحبت کردن در مورد “تغییرات غیرقابل پیش بینی” شده است. برای مثال با جستجویی ساده در فضای وب احتمالا دو چیز را متوجه خواهید شد: هر چهار اصطلاح معمولا به عنوان مجموعه ای واحد در مصاحبه های مدیران اجرایی، وبلاگ های مشاوران مدیریت و مطبوعات کسب و کار استفاده می شوند و در واقع به صورت مترادف و هم معنی در نظر گرفته می شوند. اگر چه این چهار واژه دارای معانی مرتبط هستند، اما چهار جزء اختصار VUCA دارای معانی منحصر به فردی هستند که هر یک برای مدیران درسی دارند و باید به صورت یگانه مورد فهم قرار گیرند.

دوم اینکه، حتی زمانی که متخصصان و رهبران به تفاوت های معنایی میان این واژه ها حساس هستند، کمبود اطلاعات در مورد آنچه که رهبران باید برای مقابله با یکی از این شرایط انجام دهند، وجود دارد. مدیران اجرایی اغلب در مصاحبه ها و مطبوعات مشکلات “انجام کسب و کار در جهان VUCA” را ذکر می کنند، اما به سرعت به مباحث ساده تر می پردازند، بدون این که دقیقا به چگونگی رویارویی یک شرکت در چنین شرایطی اشاره کنند. آن دسته از کسانی که در مورد چگونگی برخورد با VUCA فکر می کنند، معمولا راه حل های کاملا عمومی برای همه ی اجزای آن ارائه می دهند. راه حل هایی مانند “نوآوری”، “خلاق بودن”، “انعطاف پذیری” یا “گوش دادن بیشتر” معمولا لقلقه ی زبان همه مدیران است. هر بار مدیران با این سوال مواجه می شوند که در این جهان با این ویژگی ها چه باید کرد؟

در واقع مثل نوارهای از قبل ضبط شده و مثل مصاحبه های صدا و سیما همه یک سری ایده ها و پیشنهادهای کلی را ارائه می دهند که در نهایت عملیاتی شدن آنها خود باعث سوالات بیشمار دیگر خواهد شد.

سوم و در نهایت آنکه به دلیل کمبود توصیه های عملی، تعداد زیادی از رهبران به دلیل اتخاذ تصمیمات ساده با جهان VUCA مواجهه می شوند. همانطوری که یک مدیر اجرایی بیان کرد، برنامه ریزی استراتژیک در شرکت او بیهوده است، زیرا او معتقد است که: “چگونه می توانید چیزی را در چنین جهانی برنامه ریزی کنید؟”

در حقیقت، یک جنبش رهبری در حال رشد ادعا می کند که به دلیل بی نظمی کامل و عدم کنترل جهان VUCA، ایده های “منسوخ” مانند استراتژی و بازاریابی دیگر مرده اند.

به این ترتیب، ما توصیه های عملی کمی برای مقابله با VUCA داریم و احتمالا وسوسه می شویم تا این طور بگوییم که هیچ کار خاصی نمی توان برای مواجه با این شرایط انجام داد، زیرا اجزای VUCA را نمی توان غیر یکپارچه در نظر گرفت و نمی توان به طور کامل از طبیعت دقیق مشکلاتی که با آنها مواجه هستیم، آگاهی پیدا کنیم. و تا زمانی که رهبران قادر به شناسایی چالش های منحصر به فرد ناشی از نوسانات، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام نشوند، نمی توانند موقعیت ها را برای دست یابی به فرصت های نهفته در این شرایط کسب کنند. این امر بدان دلیل است که نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام همه نیازمند به پاسخ های جداگانه و منحصر به فرد خود هستند. هر یک از این چهار مورد دارای ذات متمایزی هستند که واکنش متمایزی را می طلبد.

رهبران با دو مشکل روبرو هستند: اول آنکه شرایط VUCA را به صورت کلی اجتناب ناپذیر و غیرقابل حل بدانند که در آن صورت هیچ گونه اقداماتی را انجام نخواهند داد و قادر به حل مشکلات واقعی نیستند. و دوما اینکه محیط را اشتباه مطالعه کنند و برای چالش اشتباه آماده شوند، آنگاه طبیعتا منابع را به اشتباه هدایت خواهند کرد و در پاسخ به مشکل واقعی شکست خواهند خورد.

حال اجازه دهید این اصطلاحات چهارگانه را با وسواس بیشتری مورد مداقه قرار دهیم. معنی این اصطلاحات چیست؟ … و برای شرکت شما چه معنایی دارند؟

نوسان (Volatility)

صنعت بسیار رقابتی شده است و سرعت عمل به یک صلاحیت کلیدی برای رهبران و سازمان هایشان تبدیل شده است. یک وضعیت نوساندار را می توان به صورت یک شرایط ناپایدار یا غیر قابل پیش گویی تعریف کرد. این وضعیت لزوما شامل ساختار پیچیده، کمبود بحرانی دانش و یا تردید در مورد نتایج حاصل از رویدادهای کلیدی نمی شود. در عوض، نوسانات بیشتر نشان دهنده تعریف کلی VUCA هستند که معمولا در مسئله کسب و کار استفاده می شود و تحت عنوان تغییرات نسبتا ناپایدار معرفی می شوند. مدیری که با یک وضعیت ناپایدار مواجه می شود، به دنبال پاسخ به سوالات خاص خواهد بود: آیا این وضعیت موجب افزایش قیمت ها خواهد شد؟ اگر چنین است، چقدر بالا خواهد رفت؟ و این افزایش تا چه مدت بالا خواهد ماند؟ برای مثال فرض کنید در یک کارخانه تولید تراشه­ های رایانه ای آتش سوزی اتفاق افتاده است. برای شرکت هایی که این کارخانه تامین کننده آنها است این مسئله به معنی نوسان در هزینه ها خواهد بود. اما این موضوع را هم باید در نظر بگیریم که چندین دارایی مفید – شاید بحرانی – برای کنترل اوضاع وجود دارد. این شرکت ها می دانند که آتش می تواند باعث افزایش قیمت ها شود، و همچنین از تاریخچه نوسانات قیمت برای تراشه رایانه ای اطلاع دارند، و احتمالا ایده خوبی درباره علل بروز چنین روندهایی دارند. علاوه براین، آنها اطلاعاتی در مورد تامین کنندگان دیگر تراشه دارند که می توان از آنها خرید کرد. راز برخورد با بی ثباتی و نوسانات، همانند هر جزء VUCA، درک فرصت ها و تهدیدات ذاتی در وضعیت موجود است. زمانی که انتظار می رود که تغییرات نوسانی اتفاق بیافتد، بهترین راه برای آمادگی، اختصاص منابع در جهت توسعه چابکی باشد. چابکی، کلید مبارزه با نوسانات محیطی است. زمانی که تغییر با میزان بزرگی، جهت و طول ناشناخته بروز می کند، رهبران سازمانی دسترسی به منابع خود را جهت آمادگی برای یک زمستان طولانی بالقوه ایجاد می کنند. در کوتاه مدت این وضعیت هزینه بر و اغلب غیر ضروری به نظر می رسد. با این حال، اگر بازار واقعا بی ثبات باشد، این همان نسخه نهایی برای موفقیت در دراز مدت است. پس به طور خلاصه می گوییم وضعیت نوسانی یعنی وضعیتی که در آن بی ثباتی وجود دارد و کلید مواجه با چنین شرایطی چابکی و داشتن منابع ذخیره است.

جهان بی ثبات و نوسانی

جهان بی ثبات و نوسانی

 

 عدم قطعیت (Uncertainty)

فرض کنید که یک رقیب قدرتمند به دنبال وارد کردن یک محصول به بازار است، این عمل ممکن است باعث تغییر بازی توسط محصول جدید شود و این می تواند پیامدهای قوی برای نحوه مدیریت تحقیق و توسعه در شرکت شما داشته باشد. در اینجا شما با عدم قطعیت مواجه هستید. عدم قطعیت اصطلاحی است برای توصیف وضعیتی که به علت فقدان دانشِ مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. این فقدان دانش مربوط به دانستن علت ها و معلول ها نیست، بلکه به این معنی است که آیا یک رویداد خاص به اندازه کافی برای شکل دادن به زنجیره ای از علت ها و معلول ها، مهم و معنادار است یا خیر.

عدم قطعیت بی ثباتی و نوسان نیست. یک وضعیت بی ثبات وضعیتی است که در آن تغییرات به سرعت و در اندازه های مختلف اتفاق می افتند. به عنوان مثال، در مورد محصول مورد انتظار که توسط رقیب ارائه می شود، بی ثباتی وجود ندارد. اما شما به اندازه کافی در مورد اینکه بتوانید بهترین پاسخ را به این موقعیت بدهید، آگاهی ندارید. چابکی و ایجاد منابع در دسترس راه حلی برای بی ثباتی به حساب می آید، در این حالت نداشتن اطلاعات کافی در مورد تغییرات پیش رو می تواند به انباشت بیهوده منابع و هدر رفت هزینه و زمان بیانجامد. اما در وضعیت عدم قطعیت مسئله دقیقا همین نبود اطلاعات کافی برای نشان دادن یک پاسخ مناسب است. از آنجا که عدم قطعیت در فقدان اطلاعات کافی وجود دارد، پرداختن به این موضوع، دستیابی به اطلاعات را به عنوان راه حل ارائه می دهد. سرمایه گذاری در اینجا بر روی جمع آوری، تفسیر و به اشتراک گذاری اطلاعات متمرکز می شود. عدم قطعیت را می توان با تخصیص منابع بیشتری به فعالیت های پوشش مرزی به صورت ساختاری حل کرد که حرکت به ماوراء شبکه های موجود، منابع داده ها و فرایندهای تجزیه و تحلیل برای جمع آوری اطلاعات از شرکای جدید و نگاه متفاوت به آن را شامل می شود. شبکه های اطلاعاتی از منابع مختلف بسیار در داخل و خارج از شرکت ایجاد می شوند. این اصل به خوبی پس از حملات تروریستی ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ نشان داده شد. به دلیل این حوادث، جهان با حساسیت بیشتری عدم قطعیت در مورد اینکه، چرا، چه زمانی و در چه جایی یک حمله بعدی ممکن است اتفاق بیفتد را دنبال کرده است. برای اینکه مجددا تمایز بین اجزای مختلف VUCA را نشان دهیم، یادآوری می کنیم که وضعیت پس از یازدهم سپتامبر لزوما بی ثباتی نبود. مسئله اصلی که دولت های جهان با آن مواجهه بودند، نبود ثبات و پیش بینی ناپذیری نیست. بلکه رهبران دولت متوجه شدند که موفقیت حملات به مرکز تجارت جهانی احتمالا منجر به ترغیب عملیات های تروریستی دیگر و ایجاد طرح های مشابه شود. با چه تعداد حملات تروریستی دیگری می توانیم مواجه شویم؟ چه زمانی و کجا ممکن است این حملات رخ دهند؟ چه کسانی ممکن است پشت این حملات باشند؟ اینها از عدم قطعیت های غرب بودند – اما نه لزوما نوسانی، نه مبهم و نه بیش از حد پیچیده بودند. پرداختن به عدم قطعیت در مورد استراتژی های اقدامات تروریستی بالقوه موجب شده است تا دولت ها در سراسر جهان به جمع آوری و تفسیر مقادیر غیرقابل تصوری از اطلاعات اقدام کنند. مشارکت های جدید شکل گرفت و شبکه های اطلاعاتی ایجاد شدند که منجر به یک مبارزه ضد تروریستی نسبتا موفقیت آمیز شد. کلید موفقیت غرب در بازدارندگی بیشتر حملات به سبک ۱۱ سپتامبر، کاهش عدم قطعیت از طریق جمع آوری اطلاعات بی قید و شرط بود. پس در مورد مثال ورود محصول جدید رقیب در بازار احتمالا شما نباید به دنبال انعطاف پذیری بیشتر باشید بلکه باید به دنبال اطلاعات بیشتر و تجزیه و تحلیل و تفسیر درست این اطلاعات باشید. مشخصات محصول جدید کدامند، چگونه آنها را با بازار فعلی مقایسه می کنند، و چه تأثیری باید بر تحقیق و توسعه و بودجه شرکت شما داشته باشند؟ اینها همه سوالاتی هستند که می توانند با جمع آوری اطلاعات پاسخ داده شوند تا یک وضعیت غیرقطعی به وضعیتی قطعی و قابل مدیریت تبدیل شود.

عدم قطعیت در استراتژی

جهانی سرشار از عدم قطعیت

 

پیچیدگی (Compexlity)

وضعیت پیچیده با بسیاری از بخش های متصل به هم مشخص می شود. باز هم این مورد از وضعیت متزلزل و نوسانی یا نامعین و همراه با عدم قطعیت، متفاوت است. در اینجا تغییر غیر قابل پیش بینی یا ناپایدار وجود ندارد و شما با فقدان اطلاعات کلیدی مواجه نیستید. در واقع، اطلاعات زیادی هم در مورد موضع مورد بررسی وجود دارد، اما پردازش همه آنها باعث گیجی و سردرگمی می شود. در شرایط پیچیده، تلاش های بسیار زیادی برای جمع آوری، پردازش و درک اطلاعات کلی مورد نیاز است. وضعیت پیچیده نیازمند به یک پاسخ منحصر به فرد مشخص است که کاملا جدا از آنچه که اجزای دیگر VUCA نیاز داشتند، می باشد. این امر نشان دهنده ی خطر عدم شناخت درست و تعیین چالش ها است. اگرچه این وضعیت در شرایط بی ثبات موثر است اما انباشت منابع نیز در صورتی که یک شرکت درکی از بهترین راه برای تخصیص آنها در یک محیط پیچیده نداشته باشد، بی فایده خواهد بود. به طور مشابه، ایجاد شبکه های اطلاعاتی جدید، مانند وقتی که می خواهیم به عدم قطعیت ها پاسخ دهیم ریسک انباشت اطلاعات بارگذاری شده را به همراه خواهد داشت که باعث منجمد شدن شرکت ها شده و در نهایت هیچ تصمیم گیری صورت نمی گیرد. در عوض، ساده ترین راه برای یک سازمان برای رسیدگی به پیچیدگی، ساده کردن وضعیت با اتخاذ ساختاری است که منعکس کننده محیط باشد. تحقیقات نشان داده اند که سازمان هایی که خودشان را با تغییرات محیطی “سازگار” می کنند بطور قابل ملاحظه ای عملکرد بهتری دارند. در عوض شرکت هایی که ساختارها و فرآیندهای گذشته را در مواجه با محیط کسب و کار جدید حفظ می کنند، کمتر موثر واقع می شوند. سازمان ها برای هم گامی باید ساختار یافته باشند تا بتوانند از پیچیدگی های محیطی به جای مبارزه با آن، استفاده کنند. به عنوان مثال، زمانی که یک سازمانِ کوچک و غیر رسمی رشد می کند، انتظار می رود ادارات رسمی برای رسیدگی به آنچه که مدیریت آن برای یک شخص مشکل است، ظاهر شوند. عملیات کوچکتری که با گروه کوچکتری از تامین کنندگان، پایگاه مشتری کوچکتر و مقررات کمتری سروکار دارد، در ساختار سازمانی نسبتا ساده بهتر کار می کند، اما این ساختار به دلیل رشد سازمان، منسوخ می شود و در نتیجه محیط عملیاتی سازمان پیچیده تر می شود. امور مالی، عملیاتی، بازاریابی و کارکردهای منابع انسانی طوری ایجاد می شوند تا هر قسمت از سازمان، موضوعی را که در آن تخصص دارد، به آن پاسخ دهد. با بزرگتر شدن سازمان، پیچیدگی افزایش می یابد و ادارات بیشتری ممکن است ظاهر شوند. اداره منابع انسانی می تواند متخصصانی را در بخش حقوق و دستمزد و اداره جبران خسارت استخدام کند. علل این تجدید ساختار داخلی نباید محدود به تغییرات در سازمان باشد؛ تغییر در محیط کسب و کاری که به طور فزاینده پیچیده است (به عنوان مثال، تغییرات خارج از سازمان) نیز نشان دهنده نیاز به تغییر داخلی است. به عنوان مثال، بسیاری از سازمان های ایالات متحده فعالیت های خود در مورد مزایای کارکنان را به دلیل آغاز اصلاحات در قانون مراقبت های بهداشتی تغییر دادند. قانون سلامت جدید فوق العاده پیچیده است و بسیاری از رهبران، تجدید ساختار در بخش های مرتبط شرکت های خود را بر حسب شرایط مورد نیاز، کارآمدترین راه حل برای مقابله با آن یافتند. در اینجا باید به قانون تنوع ضروری اشبی (Ashby) نیز اشاره کنم. این قانون نیز چنین اشاره ای دارد و می گوید که در مقابل متنوع تر شدن محیط باید سازمان نیز متنوع شود تا بتواند پاسخگو باشد. البته این به نظرم به معنای بزرگ شدن بیش از اندازه ی سازمان با معاونت ها و ادارات بیش از اندازه نیست بلکه به معنای تغییر ساختار در جهت تغییر محیط است.

پیچیدگی در استراتژی

جهان پیچیده

 

ابهام (Ambiguty)

ابهام مشخص کننده موقعیت هایی است که شک و تردید در مورد ماهیت روابط علت و معلول وجود داشته باشد. ابهام بی ثباتی نیست: هیچ دلیلی برای تغییر سریع، غیر قابل پیش بینی و ناپایدار وجود ندارد. ابهام پیچیدگی نیز نیست: زیرا تعداد قریب به اتفاقی از بخش های متحرک در اینجا وجود ندارد، فقط فقدان درک اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد می تواند مورد نظر باشد. و این فقدان درک از عدم قطعیت متمایز است: در یک وضعیت کاملا غیر قطعی، شما یک ایده خوبی از آنچه که باعث چیزی می شود، دارید. از سوی دیگر، یک وضعیت مبهم معمولا در اطراف یک محصول کاملا جدید، بازار، نوآوری و یا فرصت می چرخد. در شرایط عدم قطعی، شما می توانید در صورت جمع آوری اطلاعاتی علل اتفاقات را پیش بینی کنید. یک وضعیت مبهم به دلیل نوآوری چالش برانگیز است: پیشینه کمی برای تعیین نتایج علل یا دوره های اقدام خاص وجود دارد. ذخیره سازی منابع، در حالی که مناسب برای شرایط نابسامان باشد، می تواند اتلاف بزرگی از وقت و انرژی در شرایط مبهم باشد. جمع آوری اطلاعات نیز در صورت وضعیت مبهم، کارا نخواهد بود، و این احتمالا به این دلیل است که اصولا باید پرسید چه اطلاعاتی برای جمع آوری مفید خواهد بود. به همین ترتیب، تجدید ساختار شرکت ها در صورت عدم آگاهی شرکت ها از آنچه که تجدید ساختار منجر به چیزی می شود، می تواند به شدت ناکارآمد باشد. جزء چهارم VUCA روند کلی را ادامه می دهد: راه حلی که برای یک بخش از VUCA کار می کند، احتمالا برای سه جزء دیگر کار نخواهد کرد. هر بعد از VUCA منحصر به فرد است. در مورد ابهام، ما اعتقاد داریم که کلید موفقیت نه منابع در دسترس، نه جمع آوری اطلاعات و نه تجدید ساختار است. به یاد داشته باشید که موقعیت های مبهم، موقعیت هایی هستند که در آنها رابطه بین علت و معلول دارای عدم قطعیت است. این مسئله در صنعت چاپ با سوالاتی مانند اینکه چگونه دنبال کنندگان اخبار می خواهند همیشه مطلع باقی بمانند، چگونه دانش آموزان می خواهند مواد آموزشی خود را دریافت کنند، و چگونه دوستداران داستان می خواهند اثر نویسندگان جدید را بخوانند، عجین شده است. علاوه بر این، تکنولوژی این امکان را برای ارائه دهندگان محتوا فراهم می آورد تا ناشران سنتی را دور بزنند. معلوم نیست کدام مدل درآمدی، بازده را به حداکثر خواهد رساند. ناشران موفق کوچک و بزرگ، تاکنون به این ابهام با آزمایش و تمایل به اتخاذ ریسک پاسخ داده اند. در یک صنعتی که به طور معمول برای نوآوری پیشگامانه شناخته شده نیست، ناشران قراردادهایی برای نویسندگان با هر دو انتشارات سنتی و کتاب الکترونیکی ایجاد کرده اند، که محتوای پاداشی برای مشتریانی که کتاب الکترونیکی را از طریق بازارهای دیجیتال خود خریداری می کنند، ارائه می دهند و فیلم های منحصر به فردی را درون کتاب الکترونیکی خود جاسازی می کنند. و حتی فصل هایی از کتاب و یا کل کتاب را به طور رایگان (برای مدت زمان محدود) به منظور جذب خوانندگان جدید ارائه می کنند. چه چیزی به عنوان یک مدل کسب و کار از الان تا ۱۰ سال دیگر کار خواهد کرد؟ تنها راهی که این ناشران می تواند بیابند آزمایش است. اثر بالقوه محصول جدید شرکت برای شما بسیار مبهم است. بنابراین بهترین گزینه احتمالا همان آزمایش می باشد. بسیاری از استراتژی های مختلف جدید را آزمایش می کنید و هر کدام به دقت تا بدست آوردن اطمینان کامل از اینکه کدام یک مناسب ترین گزینه نسبت به محیط بازار می باشد، تجزیه و تحلیل می شوند. پس راه حل مواجه با ابهام آزمودن راه حل های مختلف است.

ابهام در استراتژی

جهان مبهم

 

جدول زیر به طور خلاصه مبحث را به نمایش گذاشته است.

VUCA چیست

VUCA چیست

 

جهان VUCA در ادبیات آینده پژوهی مورد توجه قرار می گیرد. مخصوصا این واژه در حوزه آینده نگاری راهبردی که معمولا در سطح شرکت مطرح است، مورد امعان نظر است. به نظرم می رسد که در ادبیات آینده پژوهی تا حد زیادی بر روی عدم قطعیت ها تمرکز شده است و سه وجه دیگر یعنی ابهام، پیچیدگی و نوسان که در این مدل بررسی می شوند، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. در حالی که توصیف جهانی که در آن زندگی می کنیم، توصیفی با همه این اصطلاحات است و همان طور که در متن اشاره شد هر کدام از این مفاهیم شرحی از دنیایی متفاوت هستند.

بنابراین شاید آینده پژوهان هم اگر به این مسئله توجه نکنند در بسیاری از کارهای خود به اشتباه آن چیزی که نوسان، پیچیدگی یا ابهام است را با برچسب عدم قطعیت تحلیل کنند.

این چالش احتمالا می تواند موضوع خوبی برای تحقیق و تجربه کردن باشد.

 

در متن بالا از ترجمه مقاله زیر استفاده شده است.

What a difference a word makes: Understanding threats to performance in a VUCA world

کارگاه آینده پژوهی

۲۸ مرداد ۱۳۹۶

گزارش یک کارگاه آینده پژوهی

یک ویلا در کنار رودخانه زنده رود و به دور از هیاهوی شهر. مکانی ایده ال برای برگزاری یک کارگاه یک روزه با طعم آینده پژوهی.

قبل از این در اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان یک سمینار یک روزه برگزار شد تا مبانی اولیه و برخی وجوه مربوط به آینده ی حوزه آموزش را با مدیران این سازمان در میان بگذارم و حالا نوبت کارگاه بود تا با مشارکت و تشریک مساعی به دغدغه هایمان در مورد آینده آموزش بپردازیم.

 

تا حدی از خلاقیتمان برای سرهم کردن کلاس استفاده کردیم. مخصوصا برای درست کردن صفحه وایت برد که برای نمایش اسلایدها نیاز داشتیم.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ بیرون از محیط رسمی سازمان

 

قبلا این توصیه را برای برگزار کردن کارگاه هایی که مخصوصا برای به نتیجه رسیدن نیاز به تفکر انتقادی و خلاقانه دارند، در بیرون از محیط کاری خوانده بودم و حالا تجربه خوبی از این کارگاه دارم.

 

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ مواد لازم:

یک تسهیل گر
آدم هایی با فکرهای متفاوت اما دغدغه هایی مشترک
یک جای مناسب و آرام
کمی ابزار مثل کاغذ و ماژیک های رنگی

 

هر چند نقطه ضعف کار این بود که زمانمان کم بود و به خیلی مباحث ورود نکردیم، اما همین چند ساعت هم نتیجه بخش بود. هر بار که کارگاهی برگزار می شود، برای خود من یک کلاس یادگیری کامل است.

✅ یاد می گیریم که ناظر باشم و نه متکلم الوحده.
⁣✅ یاد می گیریم که نظارت کنم تا کسی به هر دلیلی سخنش ناشنیده نماند.
⁣✅ یاد می گیرم که همه انسان ها تجربه های زیست ارزشمندی دارند که باید حداقل یک بار شنیده شوند.
⁣✅ یاد می گیرم که دیکتاتورها خودشان ایجاد نمی شوند بلکه سکوت دیگران ایجادشان می کند. پس اجازه ندهم فریاد یکی صدای همه گروه باشد.
⁣✅ یاد می گیرم که برای یاد گرفتن گوش بدهم نه برای جواب دادن.
⁣✅ یاد می گیرم که من گزارشگر سیما با یک متن از قبل تعیین شده نیستم، من اندیشه دارم و می توانم بدیهی ترین چیزها را نقد کنم.
⁣✅ یاد می گیرم که می توانم تاثیرگذار باشم حتی اندکی و حتی در زمانی در آینده که شاید خودم نباشم و نبینم.

 

کارگاه آینده پژوهی

نقش تسهیل گری من در کارگاه آینده پژوهی

 

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

گزارشی هایی از برخی کارگاه های آینده پژوهی را می توانید از لینک های زیر بخوانید:

کارگاه آینده پژوهی در استانداری

کارگاه آینده پژوهی در شهرداری

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

کارگاه آینده پژوهی در دانشگاه

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز

سمینار آینده پژوهی در شرکت برق منطقه ای یزد

 

 

یا استارت آپ یا هیچی

۲۰ مرداد ۱۳۹۶

از منظر بنگاه ­داری در دنیای مدرن، مشخصا می ­توان سه دوره را در ایران شناسایی کرد.

دوره اول؛ دایناسورها: بنگاه ­های غول پیکری که با مدرنیزاسیون ایران از پهلوی اول پا به عرصه وجود گذاشتند و همواره بخش بزرگی از موسسان و مدیران آنها دولت بوده است. هدف عمده این بنگاه­ ها در وهله اول تقویت دولت مرکزی بود. در واقع این بنگاه­ ها آنقدر بزرگ هستند که اغلب برای بخش خصوصی لقمه­ ای بزرگ­تر از دهان محسوب می­ شوند. بنگاه­ های بزرگ نفتی، معادن بزرگ، صنعت فولاد و غیره نمونه­ هایی از این تیپ بنگاه­ های اقتصادی ­اند. در اینجا دولت به نوعی همه کاره است. خودش سرمایه گذاری می­ کند، خودش تولید می­ کند، خودش توزیع می ­کند و نهایتا خودش می­ خرد و مصرف می ­کند. بنگاه­ های خصولتی و خصوصیِ فعال در کنار این دایناسورها هم برای بقاء قطعا باید مورد تایید دولت­ ها باشند.

شرکت های بزرگ

نسل اول بنگاه داری؛ بنگاه های بزرگ

 

دوره دوم؛ گذار پرهزینه: اگر دوره اول عصر ایکس ایکس لارج­ ها است، دوره دوم را باید عصری برای مدیوم­ ها و اسمال­ ها دانست. دولت بنا بر هزار و یک دلیل قبول کرده است که بخش خصوصی باید پا به میدان اقتصاد بگذارد. دوره ­ای برای معرفی مفهوم بنگاه­ های کوچک و متوسط (SEMs) است که با مفاهیمی مانند خوشه­ های صنعتی، بنگاه ­های زودبازده و کارآفرینی گره خورده است. دولت در اینجا بیشتر نقش حامی مالی را بر عهده دارد و مدیریت این بنگاه­ ها با بخش خصوصی است. این دوره را باید به نوعی گذار از اقتصاد دولتی به اقتصاد نیمه دولتی دانست. هر چندتجربه ایران در بنگاه­ های کوچک و متوسط به زعم بسیاری از کارشناسان تلخ بوده و در نهایت کارنامه­ ی ما در سهم این گونه از بنگاه ­ها در اقتصاد، نمره ­ای بیشتر از مردودی نگرفت.

شرکت کوچک و متوسط

نسل دوم بنگاه داری؛ بنگاه های کوچک و متوسط

 

دوره سوم؛ تدفین دولت: دوره سوم را باید دوره ­ای برای کنار گذاردن کامل دولت و نهادهای حکومتی از فرایند تولید از ابتدا تا انتها دانست. هر چند تدوین قانون، اجرای قانون و نظارت بر اجرای قانون هنوز امری حکومتی است، اما دیگر پاشنه آشیل بنگاه­ ها در دوره سوم مدیران دولتی ناشایسته یا بدتر از آن نیاز به تامین مالی دولتی نیست. موج سوم رویش استارت آپ­ ها (start up) یا شرکت­ های نوپا با مفاهیم همراهی مانند شتاب دهی، ایده پردازی و کارآفرینی فناورانه است. در دنیای کنونی توجه بسیاری از کشورهای پیشرفته به رشد این نوع از بنگاه ها جلب شده است و به حق تاکنون خوب خود را نشان داده اند. سهم دولت در این بنگاه ها تقریبا صفر است. نه نقشی در مدیریت دارد و نه نقشی در تامین مالی.

شرکت های نوپا

نسل سوم بنگاه داری؛ استارت آپ ها

 

 

اما و اما و اما در ایران، برای اینکه این نوع از کسب و کارها به سرنوشت دو نوع بنگاهی که قبلا بازشناختم دچار نشوند، نکات زیر باید مدنظر قرار گیرند:

– دولت باید دست از سر این بنگاه ها بردارد و به هیچ وجه وارد میدان حمایت مالی از این بنگاه ها نشود. حمایت مالی دولت یعنی مرگ تدریجی این کسب و کارها در هزارتوی سیستم بانکی

– بهتر است دولت به جای ادای پدر پولدار دلسوز را در آوردن، فکری به حال سیستم آموزشی کشور کند تا خلاقیت جای خط خطی مشق شب را بگیرد و در بلند مدت اکوسیستم استارت آپ ها از منظر نیروهای انسانی با مشکل روبرو نشود.

– دولت باید در حوزه قوانین موانع را بردارد. نباید هیچ شرکت فناورانه ­ای به خاطر تجمع عده ­ای جلوی یک مرکز دولتی متوقف شود. این ما هستیم که باید با فناوری تطبیق پیدا کنیم. یا منطبق شو یا بمیر.

و

– نوآفرینان جوان کشورم باید یاد بگیرند که در سیستم آموزشی فعلی چیزی برای عرضه نیست. اگر می خواهید در دنیای جدید کارآفرین باشید، سرنخ هایش جایی بیرون از دانشگاه­ ها است.

– نوآفرینان جوان کشورم باید شرکای مالی از میان مردم پیدا کنند. دولت (هیچ دولتی) هیچ وقت تامین کننده مالی خوبی نبوده است. اگر استارت آپی وام بانکی بگیرد به سرنوشت همان بنگاه های کوچک و متوسط دچار می شود. کشور پر است از فرشتگان کسب و کار که با مذاکره از تو حمایت می­ کنند، با آنها شریک شو. بانک ­ها مارهای خوش خط و خالی هستند که خونت را در شیشه می ­کنند.

– نوآفرینان جوان کشورم باید این جمله از ایلان ماسک را بالای دفتر ایده هایشان بنویسند: «شروع کردن یک ایده جدید مانند این است که بر لبه پرتگاه در چشمان ملکه مرگ زل بزنید». از هیچ چیز نترسید استارت بزنید. آینده از آن شماست.

 

نوشته ی «یا استارت آپ یا هیچی» در شماره ۵۴۷۰ ام روزنامه نسل فردا به چاپ رسیده است.

 

 

برگزاری سمینار آینده پژوهی در شرکت برق منطقه ای یزد

۱۸ مرداد ۱۳۹۶

گزارشی مختصر از سمینار آینده پژوهی در شرکت برق منطقه ای یزد

هدف از برگزاری هر نوعی از سمینارهای‌ آموزشی، یادگیری است. اما اگر یادگیری را به معنای تغییر در رفتار بدانیم، پرسش اولیه این است که سمینار آینده پژوهی با تمرکز و تامل در مفهوم آینده، چگونه می تواند موجبات تغییر در رفتار را فراهم آورد؟

به عبارت دیگر پرسش اینجاست که دانش درباره آینده، چگونه بر رفتار ما تاثیر می گذارد؟. حقیقت امر این است که در آینده پژوهی هدف زمان حال است. زیرا تنها چیزی که می توان به معنای واقعی آن را تغییر داد، نه گذشته ی رفته و نه آینده ی نیامده، بلکه لحظه اکنون است.

اما تامل در این مسئله حائز اهمیت است که آینده پژوهی می کوشد به گونه ای در رفتار ما تغییر ایجاد کند که در نهایت اعمال کنونی ما به سوی یک آینده ی بهتر هدایت شوند. هر تغییر مثبتی باید هر سه مرحله ی ۱.ادراک، ۲.تفکر و ۳. اجرا را مدنظر قرار دهد و این سمینار کوششی علمی برای تغییر در درک آینده و ترویج تفکر آینده گرا بود.

سه مرحله ی سمینار به ترتیب عبارت بودند از:
۱. ایستگاه اول: تاریخ
۲. ایستگاه دوم:‌ مقدمه ای بر آینده پژوهی
۳. ایستگاه سوم: تمرکز بر انرژی

سمینار در روز دهم مردادماه و به مدت شش ساعت با میزبانی گرم مدیران و کارشناسان شرکت برق منطقه ای استان یزد و با حضور مهمانانی از دیگر دستگاه های اجرایی استان برگزار شد.

از همه این عزیزان در شرکت برق منطقه ای یزد و به ویژه جناب آقای مهندس صباغ زادگان، آقای مهندس جاودانی، آقای دکتر شرافت و آقای مهندس مدنی باید تشکر کنم که بانی این کار خوب بودند.

سمینار آینده پژوهی

قدم اول: چیستی و چرایی آینده پژوهی

 

پی نوشت: این اولین جلسه و در واقع استارت شروع یک پروژه آینده پژوهی در شرکت برق منطقه ای یزد است که امیدوارم بتوانم آن را با استانداردهای علم و هنر آینده پژوهی به سرانجام برسانم.

 

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

گزارشی هایی از برخی کارگاه های آینده پژوهی را می توانید از لینک های زیر بخوانید:

کارگاه آینده پژوهی در استانداری

کارگاه آینده پژوهی در شهرداری

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

کارگاه آینده پژوهی در دانشگاه

کارگاه آینده پژوهی در شرکت گاز

 

آینده پژوهی، آینده نگاری، کارگاه آینده پژوهی، برگزاری کارگاه آینده پژوهی، سمینار آینده پژوهی، دکتر محسن طاهری، محسن طاهری دمنه، آینده نگاری راهبردی، ره نگاشت فناوری، ره نگاشت اولویت های پژوهشی، کارگاه آینده پژوهی در شرکت برق، درخواست کارگاه آینده پژوهی، آینده پژوه

 

logo-samandehi تایید