+

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

۱۲ اسفند ۱۳۹۵

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده، عنوان یک سمینار چهار ساعته بود که به همت انجمن علمی مدیریت دانشگاه اصفهان در یک بعد از ظهر زیبای زمستانی در دانشگاه اصفهان برگزار شد. هر چند فرصت نشد تا برای برگزاری این سمینار تبلیغی انجام شود، اما در همان دو روز و از طریق شبکه های اجتماعی، دانشجویان دانشگاه و دوستانی از بیرون از دانشگاه دور هم جمع شدند تا با هم ایده هایی را برای راه اندازی یک کسب و کارهای موفق در آینده به اشتراک بگذاریم. برای من تجربه ای لذت بخش و آموزنده بود.

ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

سمینار ایده هایی نو برای کسب و کارهای آینده

سمینار ساعت ۱۲.۵ و سر موقع شروع شد و قرار بود تا ساعت چهار در کنار دوستان باشیم، اما صحبت های ما گل کرد و تا ساعت ۵ طول کشید. در طول سمینار در چند حوزه ایده هایی مطرح شد و دوستان در جلسه نیز هم ایده هایشان را گفتند و هم بعضی از تجربه های کاری خودشان را. حوزه های پیری و سلامت، آموزش، تولید محتوا، بازاریابی و تبلیغات و شهرهای هوشمند عمده بحث های ما در سمینار بودند.

ایده هایی برای کسب و کارهای آینده

آموزش ها و مهارت های لازم برای آینده

همچنین لازم بود تا گریزی بزنم بر این مسئله که چه آموزش و مهارتی ما را برای آینده آماده می کند و اینکه چطور می شود آینده را بهتر و زودتر از دیگران دید. از برنامه ریزی آینده گرا، مهارت های لازم برای موفقیت در آینده و دانش پلاگینی صحبت شد.

کارگاه آینده پژوهی

پیش به سوی آینده دوست داشتنی

حتما همه کسانی که آمده بودند ذهن هایی دغدغه مند و پر از ایده داشتند. کسانی که خواستشان ساخت آینده ای بهتر برای خودشان و جامعه شان است. همان شب به همت دوستان گروهی تشکیل شده که بتوانیم ایده هایمان را با هم به اشتراک بگذاریم و این یعنی اینکه قلبا هم دوست داریم رو به جلو حرکت کنیم. مهم نیست چقدر به چشم اندازهایمان نزدیک می شویم. مهم نیست چقدر از ایده هایمان عملی می شوند، ما برای رسیدن به آنها روز و شبمان را به هم وصل می کنیم.

مهم این است که رخوت را از خودمان دور کنیم. مهم این است که بتوانیم آینده ای را تصور کنیم. مهم این است که هر روز به سمت آینده دوست داشتنیمان قدم برداریم. و فکر می کنم آدم های جلسه دیروز همگی از این جنس آدم ها بودند. آدم هایی که مطمئن هستم در آینده ای نه چندان دور خبرهای خوبی از موفقیت هایشان خواهم شنید.

در آخر می خواهم صمیمانه از هاجر، خجسته، نیلوفر و مریم بچه های انجمن مدیریت که زحمت برگزاری این سمینار بر دوش آنها بود تشکر کنم. برای این دانشجویان خوب بهترین آینده ها را آرزو می کنم.

درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

۸ اسفند ۱۳۹۵

شنبه هفتم اسفندماه، موزه علوم و فنون آموزش و پرورش اصفهان. ساعت ۲ بعد از ظهر.

کارگاه آینده پژوهی

موزه علوم و فنون؛ کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی با محوریت آینده آموزش در حضور جمعی از کارشناسان و مدیران اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان برگزار شد. کارگاهی بی نقص با محیطی پویا و نظرات عالی که در جلسه به اشتراک گذاشته شد. سه ساعت تمام به من فرصت داده شد تا به بحث بر روی آینده های آموزش بپردازم. صحبت هایی که با مروری بر کلان روندهای تاریخی شروع و با ارائه خلاصه ای از گزارش پروژه هزاره (The Millennium Project) به پایان رسید تا خوراک فکری لازم برای دو کارگاه بعدی که قرار است به صورت مشارکتی برگزار شوند را ایجاد کرده باشم. در کارگاه های بعدی قرار ما بر آن است که با تمرکز بر موضوع یادگیری پدیده محور، به اشتراک ایده ها پرداخته و با استفاده از روش شش ستون آینده (six pillars) به تشریح فضای پیش روی آموزش بپردازیم.

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

کارگاه آینده پژوهی، کلان روندها

برای من به شخصه این کارگاه از آن جهت حائز اهمیت بود که همیشه یکی از دغدغه های فکریم آموزش و سیستم آموزشی کشور بوده و این کارگاه فرصتی به من داد تا ایده ها، نظرات و انتقادهایم را به گوش برخی مسئولان این حوزه برسانم.

اما جدای از همه چیز باید اعتراف کنم که علیرغم ذهنیت اولیه ام، در این مجموعه گوش شنوا بسیار بود و جالب تر از آن دغدغه مندی و درک بالای شرکت کنندگان در کارگاه از ضرورت تغییر در سیستم های آموزشی کشور. کارگاه برای من تجربه ای ناب و محیطی برای یادگیری بود.

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش

نوشته ی مرتبط: آینده پژوهی و سیستم آموزشی کشور

کارگاه آینده پژوهی در آموزش و پرورش حاشیه های جالبی هم داشت. مخصوصا یک حرکت خلاقانه و عالی از رییس جلسه آقای مهندس محمدی، معاونت آموزش متوسطه استان اصفهان که باعث شد همه گوش های همراه در جلسه جمع شوند. یک چشمه از نوآوری های اجتماعی که امیدوارم هم در کارگاه های آینده پژوهی بعدی و هم در همه جلسه های مهم باب شود.

کارگاه آینده پژوهی

گزارش کارگاه آینده پژوهی در استانداری سیستان و بلوچستان

گزارش کارگاه آینده پژوهی در شهرداری اصفهان

ثبت درخواست برگزاری کارگاه آینده پژوهی

گزارش یک کارگاه آینده پژوهی

۸ بهمن ۱۳۹۵

گزارش یک کارگاه آینده پژوهی؛ تنها یک گزارش خلاصه شده از یک رویداد هیجان انگیز علمی است که شما را به سفری در آینده می برد.

کشاورزی شهری (urban farming) دست مایه­ ی یک کارگاه آینده پژوهی شش ساعته در مجموعه شهرداری اصفهان شد. دو نیم روز صبح تا ظهر، در دو روز دوشنبه (۱۳۹۵/۱۱/۴) و چهارشنبه (۱۳۹۵/۱۱/۶) کارگاهی در شهرداری اصفهان برگزار شد تحت عنوان: «مقدمه ای بر آینده پژوهشی و جایگاه آن در برنامه ریزی شهری».

کارگاه به گونه ای طراحی شد که در روز اول به بررسی تئوری های حوزه ی مطالعات آینده پرداخته شود و در روز دوم با تکیه بر آموخته های جلسه اول، توان کارشناسی شرکت کنندگان و البته با چاشنی تفکر انتقادی و خلاقیت، مسئله ای با رویکرد آینده نگارانه حل شود.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ روز اول ایجاد پرسش

در روز اول هوشمندانه و به اختصار کلان روندهای تاریخی در حوزه شهر و شهرنشینی بررسی شدند. شهر در سه موج تمدنی یعنی عصر کشاورزی، عصر صنعتی و عصر دیجیتال بررسی و برخی گمانه ها راجع به آینده شهرها ارائه شد. در ادامه ی بحث بر برنامه ریزی و انواع آن پرداخته شد و جایگاه آینده پژوهی در برنامه ریزی مورد امعان نظر قرار گرفت و در انتها برخی تئوری های پایه در آینده پژوهی به فراخور جلسه معرفی شدند. در بازه زمانی جلسه هر جایی که نیاز بود از ابزار چند رسانه ای برای تشریح بهتر مفاهیم استفاده شد و در نهایت با بیان برخی جنبه های کشاورزی شهری به عنوان پدیده ای نوظهور و ضرورت پرداختن به این مقوله، برنامه ادامه کارگاه در جلسه بعد به شرکت کنندگان ارائه گردید تا بتوانند تا روز چهارشنبه بر روی جنبه های مختلف این مسئله بیشتر فکر کنند.

کارگاه آینده پژوهی در شهرداری

کارگاه آینده پژوهی؛ روز دوم تمرکز بر مسئله

روز دوم کارگاه در محیطی متفاوت برگزار شد. این بار نیاز بود تا در توصیف و تحلیل ابعاد یک مسئله با دیدگاه آینده پژوهانه، مشارکت همه شرکت کنندگان لحاظ شود. بنابراین محیط شکلی کارگاهی به خود گرفت. چهار گروه به بررسی ابعاد مختلف مسئله کشاورزی شهری در چارچوب روش شش ستون آینده پرداختند و من و همکار خوبم آقای مهندس احمدیان در نقش تسهیل گر از ترسیم نقشه آینده تا مرحله پس نگری به گروه ها کمک کردیم.

کارگاه آینده پژوهی

نقش تسهیل گری مدرس در کارگاه آینده پژوهی

ماحصل برگزاری کارگاه های آینده پژوهی چه برای مشارکت کنندگان و چه برای مدرس یک تجربه بی نظیر است. صحبت کردن در مورد روندها و کلان روندهایی که آینده ما را تغییر خواهند داد، معرفی سیگنال های ضعیفی که همه ما را به فکر فرو می برند، به تعلیق در آوردن باورها و پیش فرض های ذهنی وقتی از ابزار تحلیل لایه ای علی (CLA)، استفاده می شود، نوشتن سناریوهای آینده و فکر کردن به آینده های پیش رو همه اینها وقتی در یک کارگاه مشارکتی به بحث گذارده می شوند، بسیار آموزنده اند.

کارگاه آینده پژوهی

نوشتار مرتبط: کشاورزی نیمه شهری؛ آینده شهر سیدنی

یک نمونه از فعالیت های کارگاه در ترسیم مثلث آینده:

کارگاه های آینده پژوهی

برای ثبت درخواست برگزاری کارگاه های آینده پژوهی ابتدا نوشتار (کارگاه های آینده) را بخوانید و سپس درخواست خود را اینجا ثبت کنید.

خانه به دوش دیجیتال

۱ بهمن ۱۳۹۵

جنبش کارآفرینان بی جا و مکان و فریلنسرها (freelancers) به سرعت در حال فراگیر شدن در همه جای سیاره است و این بدان معنی است که دیدن جوان هایی که در گوشه ی پارک، یا در کنار جاده ها و یا حتی با لباس های شنا در کنار ساحل، لپ تاپ به دست مشغول کار هستند، به یک صحنه عادی در آینده تبدیل خواهد شد.

من فراگیر شدن این نوع جدید از کار را یک پیشران (driving force) می دانم. کلان روندی که وقتی شروع شود و به بلوغ برسد، همه چیز را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این نوع جدید کار کردن اگر بخواهد به صورت پایدار بخشی از آینده بازار اشتغال باشد، قطعا باید قدم های اولیه محکمی بردارد. در هلند و انگلیس، ۱۵ درصد شاغلین را خانه به دوشان دیجیتال تشکیل می دهند، این رقم برای آمریکا نزدیک به ۳۰  درصد است و پیش بینی می شود که تا سال ۲۰۲۰ به پنجاه درصد برسد. یک پیش بینی دیگر مدعی است که تعداد خانه به دوشان دیجیتال تا سال ۲۰۳۵ برای کل دنیا به عدد یک میلیارد نفر خواهد رسید. عددی که با توجه به نمودار زیر، دور از انتظار نیست.

خانه به دوش دیجیتال

میزان جستجوی واژه ی «خانه بدوشان دیجیتالی» در گوگل

در ایران نیز مخصوصا در شهرهای بزرگ، در بین اطرافیانتان شاید یک فیریلنسر را سراغ داشته باشید. هر چند هنوز در کشور ما، اگر کسی صبح زود بیدار نشود، یک صبحانه نصفه نیمه نخورد و تا غروب روی صندلی خشک یک اداره یا شرکت ننشیند، شاغل به حساب نمی آید، اما اگر این پدیده یک پیشران است، پس خواسته یا ناخواسته ما را هم با خود همراه خواهد کرد.

خودتان را تصور کنید. بیست سال بعد در بیابان های زیبای اطراف یزد یا در جنگل های مرطوب شمال (هر چند در مورد وجود این جنگل ها تا ۲۰ سال بعد خیلی مطمئن نیستم) از توی کوله پشتیتان لپ تاپ تان را بیرون می آورید و کارتان را شروع می کنید، در حالی که شلوارک پوشیده اید و می توانید بدون استرس خودتان را بخارانید. (نگران اینترنت نباشید. پیش بینی می شود فناوری های ۵g‌ و ۶g، یک انقلاب در اینترنت باشند، دقت کنید انقلاب نه تکامل نسل های قبلی. متوسط سرعت اینترنت تا آن سال هزار برابر زمان حال خواهد شد و البته دسترسی به اینترنت تقریبا سیاره ای خواهد بود).

خانه بدوش دیجیتالی

تمام آنچه یک خانه بدوش دیجیتالی با خود به همراه دارد

از منظر مدیریت و سازمان ها، باید این پدیده را یک فرصت بزرگ (big opportunity) دانست. یک برگه برنده که می تواند بازی را تغییر دهد (game changer). شرکت هایی که بتوانند به سرعت خود را با این پدیده وفق دهند، این مزیت را دارند که دست بالا را در جذب و به کارگیری نخبگان به دست آورند. ما امروز با دو مفهوم جدید سر و کار داریم. شرکت های از راه دور (Remote companies) که در آنها کار از راه دور (Remote Work) تعریف می شود. برای روش تر شدن این واژه ها بایستی ابتدا تفاوت بین دو مفهوم (teleworking)‌ و (telecommuting) مشخص شود. اولی به نوعی از کار اشاره دارد که در آن شما به دور از محل و مقر اصلی شرکت مشغول به فعالیت هستید. برای مثال کار در یک شعبه فرعی نوعی (teleworking)‌ به حساب می آید. اما واژه دوم بدین معنی است که علاوه بر اینکه از محل اصلی شرکت دور هستید، هیچ نیازی به رفت و آمد هم ندارید. بنابراین (telecommuting) مشمول رفت و آمد به محل کار نمی شود و آنچه ما در فارسی کار در منزل می نامیم، ترجمه ای از واژه دوم است. با این تفاسیر (Remote work)، (freelancing) و (digital nomad)، همگی زیر لوای همین مفهوم قرار می گیرند.

همین حالا سرمایه گذاری های سنگینی در کشورهای پیشرفته بر روی ایده هایی که تمرکزشان این بازار کار است، انجام شده است و البته این پدیده ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بزرگی هم خواهد داشت.

یک اجتماع بزرگ و چندفرهنگی که تنها با شناسه های اینترنتی به یکدیگر وصل هستند، چه حجمی از اقتصاد را به سیاه چاله خود می کشد؟ تافلر در کتاب ثروت انقلابی خود می نویسد: «در اقتصاد مغزبنیاد، نیاز به سرمایه در ازای هر واحد کالا کاهش می یابد و هیچ چیز از این انقلابی تر نیست». پس از منظر اقتصادی این موج جدید کار و اشتغال، تعریف های سنتی از شاخص هایی چون تولید ناخالص داخلی، مالیات و … را بر هم خواهد زد.

از منظر سیاسی نیز، چالش های فراوانی پیش روی سیاست مداران خواهد بود. اصولا بر خلاف رویه های سیاسی که کنترل کردن و بیشتر کنترل کردن هر چیزی یک مزیت به حساب می آید. کولی های لپ تاپ به دست، هیچ کنترلی را بر نمی تابند و این تعارض در آینده دیدنی خواهد بود.

و البته نباید برونداد اجتماعی این پدیده را نادیده گرفت. آیا فردگرایی و تنهایی بیشتر و بیشتر دامن جوانان را می گیرد؟ آیا مصرف مواد مخدری مانند ماریجوانا بیشتر خواهد شد؟ آیا جرائم اینترنتی مانند جاسوسی از اشخاص بیشتر خواهد شد؟

خانه بدوشان دیجیتال

دفتر کار خانه بدوش دیجیتال کجاست؟  همه جا و هیچ جا

شرکت هایی مانند (wework) یا (coboat)، بر مبنای همین فلسفه در حال رشد هستند. کنار هم قرار دادن و خدمت رسانی به جماعتی کولی مسلک که شاید دلشان بخواهد، قسمتی از زمانشان را با هم بگذرانند و این پلتفورم ها می توانند ایده هایی برای کسب و کارهای آینده در کشور ما هم باشند.

یک نوشته مرتبط دیگر در زمینه ی آینده شغل: انقلاب صنعتی چهارم و پیامدهایش

به نظر من وقت آن است که تعریف جدید از شغل در کشور ما شکل بگیرد که قطعا در سطح استعاری می تواند به این جنبش جدید کمک کرده و ما را هم مشمول مزایای آن کند. ما واژه «شغل آزاد» را برای کسانی به کار می بریم که شغلی غیر دولتی دارند. اما واقعا کسانی که در شرکت های خصوصی کار می کنند و حقوق بگیر دولت نیستند، از چه چیزی آزادند؟؟

 وقتی از فیلتر مصاحبه های اولیه برای کسب یک شغل دولتی عبور کنید، که تقریبا همه ما راهش را بلد هستیم، به معنای واقعی شما خیلی آزادتر از یک فعال حوزه کسب و کار در بخش خصوصی هستید. در بخش خصوصی شما از هیچ چیز آزاد نیستید.

اگر آزادی واقعی می خواهید باید راه و رسم کولی ها را پیش بگیرید. بی مکان، آزاد، رویا پرداز و شاد. نسل های بعدی باید تعریف جدیدی از شغل آزاد داشته باشند. شغل آزاد یعنی شغلی که در نظم های امروزی نمی گنجد. شغلی به نام خانه به دوش دیجیتال

در سوگ آموزش

۲۲ دی ۱۳۹۵

برای من شروع جدی فعالیت در دانشگاه، توام بود با چالش های فکری حول این پرسش مهم که آیا من به عنوان یک آموزگار و سیستم آموزش کشور به عنوان یک نهاد تمام عیار با کرور کرور کارشناس و صاحب نظر و مدیر و مدبر، راه درستی را در پیش گرفته ایم؟ آیا جوان بیست و اندی ساله ای که یکی از بهترین روزهای زندگیش را صرف شرکت در کلاس های دانشگاه می کند، متاعی به ارزش آن روز به دست می آورد؟

پاسخ به این سوال تا حدی در نوشته های قبلی (آینده پژوهی به مثابه دانش کاربردی)، (تحصیلات عالیه آینده گرا)، (پیتر بی شاپ و آموزش آینده)، (واقعیت مجازی و آینده آموزش) و (آینده پژوهی و سیستم آموزشی کشور) دنبال شد. نوشتار حاضر نیز در راستای پاسخ به همین چالش در معرض نقد شما عزیزان قرار می گیرد. آنچه از نظر خواهید گذراند، برداشتی است از مقاله ای تحت عنوان:

(No Job Is Safe, But These Skills Will Always Be Valued in the Workplace)

که در ۱۹ نوامبر سال ۲۰۱۵ در وب سایت (سینگولاریتی هاب) منتشر و در ۴ ژانویه ۲۰۱۷ بازنشر داده شده است. بیش از ۱۸ هزار بار از این مطلب بازدید شده است و در ابتدای مقاله توضیح کوتاه زیر در بیان دلیل بازنشر دوباره آن آمده است:

«با گذشت زمان، تیم سینگولاریتی هاب گوهرهایی را از میان آرشیو خود بیرون می کشد تا دوباره آن را با همه به اشتراک بگذارد. گوهری که در زمان خودش درخشیده است و حالا لازم می دانیم دوباره به آن رجوع شود. این یکی از آن گوهرهاست. امیدواریم لذت ببرید»:

بگذارید کمی به عقب برگردیم. مثلا ۳۰۰ سال پیش، کشاورزی را پیدا کنیم و از او بپرسیم که فرزندان او به چه مهارت هایی برای گذران زندگی نیاز خواهند داشت. پاسخ به شما خیلی سریع و قاطع خواهد بود. لیستی کوتاه از مهارت هایی مانند دوشیدن شیر، آماده کردن زمین برای کشاورزی و … . مهارت های لازم برای یک حرفه در طول هزاران سال متمادی به کندی تغییر کردند.

اما تنها در چند قرن اخیر، دگرگونی های عظیمی در همه چیز ایجاد شده است. از نسلی به نسل دیگر یا حتی در طول یک نسل، ما شاهد آن هستیم که مشاغلی به کلی نیست و نابود می شوند، و گروه دیگری از مشاغل ناگهانی و کوتاه مدت ظهور می کنند. ماشین، بر کارخانه ها و مراکز تولید تسلط پیدا کرده است. اما همان طور که مشاغل کارخانه ای ناپدید می شوند، گونه ای دیگر از مشاغلِ گاها عجیب و غریب رخ نشان می دهند، از بلاگرها و کدنویس ها گرفته تا داگ واکرها (dog walker)  (این شغل یعنی اینکه شما سگ مردم را برای گردش بیرون می برید و در ازای این کار پول دریافت می کنید. و این هم یک نمونه کسب و کار در این زمینه (اینجا).

با این توصیف کوتاه، سوال اساسی این است که در جهانی که چرخه های کار هر روز با شتاب بیشتری تغییر می کنند، کدام مهارت ها را به نسل های بعد بیاموزیم تا شرمنده آنها نشویم؟ (در حال حاضر مجموعه مهارت هایی که ما به دانش جویان می آموزیم عبارت اند از: حفظ کردن پاره ای مزخرفات، دورویی با میزانی نفاق، شب زنده داری در ایام امتحان، تقلب و البته کاربر شبکه های اجتماعی بودن).

تحقیقات بیشماری نشان می دهند که حجم بالای آموزش موضوعات به صورت فله ای و آموزش های حرفه ای خاص، دانش آموزان را برای موفقیت در قرن بیست و یکم آماده نمی کند. قرن شتاب فناوری، نوسانات بازار و عدم قطعیت ها.

برای موجه با این چالش برخی از مدارس شروع به آموزش دوره هایی مانند کدنویسی بر اساس تکنولوژی روز به دانش آموزان خود کرده اند.  اما این یک حرکت مزحک است. زیرا زمانی که دانش آموزان به خیل عظیم فارغ التحصیلان بپیوندند دیگر آن فناوری ها کاربردشان را از دست داده اند و جای آنها را فناوری های نو گرفته است.

به جمله زیر دقت کنید. جمله ای از کتی دیودسون (cathy Davidson) در کتاب «Now You See It»:

«شصت و پنج درصد دانش آموزانی که امسال (سال ۲۰۱۱) وارد مقطع ابتدایی می شوند، در نهایت در مشاغلی مشغول به فعالیت خواهند شد که هنوز اختراع نشده اند.»

بنابراین نه تنها پیش بینی بازار کار آینده دشوار است، بلکه صحبت از موجودیت مهارت های مبتنی بر فناوری تا پنج یا ده سال آینده نیز خنده دار است.

اگر آینده تا این حد آبستن تغییرات و آشفتگی هاست به راستی چه باید کرد؟

گیریم که از فردا یک اراده قوی در بالاترین سطح آموزش و پرورش و نیز آموزش عالی کشور تصمیم بگیرد که نسل آینده را برای آینده و نه برای پر کردن روزهایشان، تربیت کنند، خوب اولین پرسش، چه باید تدریس شود؟

به فنلاند یکی از سردترین کشورهای اروپا می رویم (در لاپلند در شمال فنلاند به مدت دو ماه تمام در زمستان خورشید طلوع نمی‌کند و در تابستان نیز دو ماه غروب آفتاب وجود ندارد). جایی که جهان اول حسرت سیستم های آموزشی آن را می خورد. این کشور به تازگی سیستم آموزشی خود را بازبینی و مدل جدیدی در ارائه برنامه درسی معرفی کرده است (یک نوآوری اجتماعی بزرگ، و ما چقدر نیازمند این نوآوری ها هستیم).

رویکرد یادگیری پدیده محور (Phenomenon – based Learning)

«در این رویکرد از کتاب و سیستم آموزش سنتی مرسوم خبری نیست. یک پدیده مثلا رویش گیاهان یا تلفن همراه یا تولد یک نوزاد، با همکاری همه کلاس و مربی گری معلم (راهنما نه مدرس)، به عنوان یک پدیده مورد تحقیق قرار گرفته و با رویکرد میان رشته ای بدان پرداخته می شود».

یادگیری پدیده محور

قدم اول تحول، تغییر ادراک است. درکمان از مدرسه باید تغییر کند.

تا سال ۲۰۲۰، در کلیه مدارس فنلاند رویکردهای سنتی کلاس های درس با رویکرد (four Cs) جایگزین خواهند شد.

«رویکرد‌ four Cs،  طی یک تحقیق در انجمن ملی آموزش و پرورش آمریکا (NEA)، ابداع گردید. تحقیقی که در آن از آدم های بزرگ هم در حوزه آموزش و هم حوزه کسب و کار (رهبران شرکت هایی مانند اپل، اچ پی، اینتل و ..) خواسته شد که مهارت های لازم برای کودکان در مواجه با آینده را مشخص کنند و چهار مهارتِ (همکاری و مشارکت (Collaboration))، (خلاقیت (Creativity))، (ارتباطات (Communication)) و (تفکر نقادانه (Critical Thinking))، در نهایت شناسایی شدند».

مهارت های کلیدی آینده

سوال: برای آینده چه می خواهیم؟   جواب: این چهار مهارت و دیگر هیچ

این چهار مهارت کارآفرینان آینده را خواهند ساخت. بدون آنکه بی جهت در راستای آموزش مهارت ها یا از آن بدتر مشاغلی قدم برداریم که در آینده وجود نخواهند داشت.

علاوه بر مهارت های چهارگانه مذکور، کارآفرینان سه مهارت نرمِ (soft skills)، دیگر را در خود پرورش می دهند. ویژگی وفق پذیری (adaptability)، تاب آوری و استحکام (resiliency and grit) و آموختن مداوم (continuous learning).

این مهارت ها به دانش آموزان (کارآفرینان آینده) توانایی حل مسئله و رویارویی با تغییرات سریع محیطی را می دهند و آنها را به متفکران مبتکر تبدیل می کنند، زیرا در دنیای عدم قطعیت ها، تنها امر ثابت، توانایی تطبیق و چرخش و دوباره روی پای خود ایستادن است.

و اما درباره ما…

از رویکرد مدرک گرایی (degree gathering)‌ به رویکرد یادگیری از گهواره تا گور (continuous learning)

رویکرد یادگیری پیوسته بر خلاف رویکرد مدرک گرایی، بر آموزش به مثابه یک نیاز همیشگی برای همسویی و رقابت پذیری در دنیای پیچیده و متغییر امروزی تاکید دارد. راب نیل (Rob Nail) ریاست دانشگاه سینگولاریتی توضیح می دهد که رویکرد مدرک گرایی نمی تواند جوابگوی جهان کنونی ما باشد. شما مدرک می گیرید و بعد فکر می کنید که همه چیز خوب پیش رفته است و ظاهرا شما شایسته ورود به دنیای کسب و کار هستید. اما ….. دنیای واقعی چیز دیگری است.

این تغییر رویکرد البته محاسن بی شماری برای دانش آموزان و دانشجویان دارد. اما در این رویکرد دانشگاه های معتبر نیز ارزش خود را حفظ خواهند کرد. دانشگاه ها و موسساتی که آموزش را نه در قالب یک دوره محدود، بلکه در یک فرایند دموکراتیک و تمرکز زدایی شده، پرورش و توسعه می دهند.

این تغییرات در سیستم های آموزشی ما نه تنها شدنی است، بلکه الزامی است. اما تغییر همیشه سخت است و موانع دانسته و نادانسته زیادی به همراه دارد. ما همیشه در مورد بهبود اتوموبیل هایمان بحث می کنیم به جای آنکه به ساخت خودروهای پرنده فکر کنیم. ما نیاز داریم که خودروی پرنده درست کنیم، اما نمی توانیم از اتوموبیل هایمان دل بکنیم. بعضی تغییرات به نظر گسترده می رسند. اما حقیقت این است که ما هنوز اتوموبیل داریم و متاسفانه این اتوموبیل ها پرواز نمی کنند.

این دلیل این است که چرا سیاست های آموزشی ما پرواز نمی کنند. آموزش و یادگیری نیاز به خلق دوباره (نه تغییر چهره وضع موجود) دارند و الان زمان آن است. آموزش شوخی بردار نیست. وقت نداریم تا هر سال متن کتاب ها را تغییر دهیم یا دوره های ابتدایی و متوسطه را به هم بچسبانیم و دوره ای جدید درست کنیم یا اسم پیش دانشگاهی را به کلاس چهارم تغییر دهیم. همانطور که اینجا عمر و انرژی مهمترین سرمایه های کشور یعنی سرمایه های انسانی صرف سیکل معیوب (حفظ کن – نمره بگیر – فراموش کن و برای حفظ کردن بعدی آماده شو) می شود، آن سوی دنیا رهبران آینده دنیا یاد می گیرند که چگونه با همفکری هم، با تفکر انتقادی، با خلاقیت و با ارتباطات به پیچیده ترین چالش ها فکر کنند.

دست برداریم از فروختن مدرک، دست برداریم از خود را به نفهمی زدن. ما که ادعای مسلمانی می کنیم، ز گهواره تا گورمان صرف گرفتن مدرک شد. باید در سوگ آموزش نشست.

مدیریت تحول؛ درسی که آینده پژوهان می دهند

۱۲ دی ۱۳۹۵

ترمی که گذشت برای من یک فرصت بود تا به عنوان یک آینده پژوه در یک کلاس بیست و اندی نفره، مدیریت تحول را تدریس کنم. به جد باید بگویم که برای خودم شیرین و آموزنده بود. مخصوصا بدین خاطر که حس کردم که این درس قرابت های زیادی با مفاهیم مطروحه در آینده پژوهی دارد و آینده پژوهان قطعا می توانند این درس را از جنبه های تازه ای رشد دهند.

مدیریت تحول یک درس، یک گرایش، یک دوره تحصیلی یا هر چیزی شبیه به اینها، در مورد یک چیز است؛ تغییر. کتاب ها و اساتید مختلف بنابر علایق خود، بر روی جنبه خاصی از این تغییر متمرکز می شود. گاهی تغییر در سطح فردی مورد امعان نظر است و مدیریت تغییر می کوشد تا کارکنان یک سازمان را در جهتی خاص متحول کند، گاهی تغییر را می خواهند بر بخشی از یک سازمان اعمال کنند، گاهی تغییر در برنامه ها مدنظر است و گاهی کلیت یک سازمان باید دستخوش تغییرات شوند.

وقتی این سوال را از یک آینده پژوه می پرسیم که آینده پژوهی چه نقشی در مدیریت و سازمان دارد، یک پاسخ همیشه آن است که آینده نگاری استراتژیک یا آینده نگاری سازمانی مشخص کننده جایگاه آینده پژوهی در سطح سازمان است، اما من می خواهم دریچه جدیدی را بر روی این مسئله باز کنم. مدیریت تحول می تواند پر از فرصت هایی باشد که آینده پژوهی خودش را در مدیریت ثابت کند. چرخه های بلند تغییر و کلان روندها، نوآوری، سناریو و مابقی روش ها، آینده فناوری و تاثیرات آن روی مدیریت و ده ها کلمه کلیدی دیگر که بین این دو حوزه مشترک اند و نگاه ویژه هر کدام می تواند به رشد حوزه دیگر کمک قابل توجهی بکند.

و البته پر واضح است که نگاه کلان و میان رشته ای در آینده پژوهی، به مباحث تغییر نیز نگاهی وسیع تر دارد. شاید آینده پژوهی حتی خود مباحث مدیریت تحول را نیز تغییر دهد.

مدیریت تحول

مدیریت تحول با طعم آینده پژوهی؛ لذت تغییر پیش دستانه

آینده پژوهانی که به مباحث مدیریت علاقه مند هستند و دوست دارند تا از آینده پژوهی در سازمان کمک بگیرند، بدانیم که همه آینده پژوهی روش نیست و اصرار نداشته باشیم تا روش ها را بدون داشتن درک درست در هر جایی به کار ببریم. مدیریت تحول تشنه روح آینده پژوهی است. اینجا همان جایی است که آینده و مطالعات آینده تحت لوای آینده پژوهی می تواند به بالندگی سازمان های ما کمک کند.

دعوت می کنم از همه آینده پژوهان تا در مدیریت تحول ورود پیدا کنند.

تحصیلات عالیه آینده گرا

۲ دی ۱۳۹۵

«تحصیلات عالیه آینده گرا؛ چه چیزی هایی باید در دانشگاه ها تدریس و یادگرفته شوند؟» عنوان دقیق این نوشته است. یک نوشته انتقادی از خودمان، ما از نقد خودمان چیزهای زیادی یاد می گیریم. 

برایم جالب بود که مقاله ای با عنوان «Future-oriented higher education: Which key competencies should be fostered through university teaching and learning» که در سال ۲۰۱۲ در نشریه فیوچرز «futures» به چاپ رسیده است، سومین مقاله پر استناد در این نشریه است. مقاله اول البته مقاله ای است با عنوان «A review of scenario planning» که قبلا نیز در این وب سایت به آن اشاره شده بود (اینجا)، و عنوان آن یعنی مروری بر روش برنامه ریزی سناریویی، تقریبا توجیه کننده جایگاه اولی آن به عنوان پر استنادترین مقاله در نشریه فیوچرز است. اما جایگاه سومی مقاله ای که می خواهیم در این نوشتار مختصری آن را مرور کنیم، قابل تامل است.

چرا باید مقاله ای کم حجم که بیشتر از آنکه بر معرفت شناسی یا روش شناسی آینده پژوهی متمرکز باشد، بر یک مسئله متمرکز است، یکی از سه مقاله پر استناد در معتبرترین نشریه حوزه آینده پژوهی باشد؟!

مقاله به دنبال پاسخ بدین سوال است که مهمترین شایستگی هایی سیستم آموزشی که با توسعه پایدار در ارتباط اند و لذا باید در سیستم های آموزش عالی آینده گرا توسعه پیدا کنند، کدامند؟

برای پاسخ به این سوال، مقاله هدف خود را به شناسایی قابلیت ها و شایستگی های فردی معطوف کرده و با استفاده از روش دلفی به سراغ خبرگانی از آلمان، بریتانیا، شیلی، اکوادور و مکزیک رفته است. در انتها ۱۲ شایستگی محوری شناسایی شده اند که نتایج آن قابل توجه است.

  • شایستگی در تفکر سیستمی و مدیریت پیچیدگی
  • شایستگی در تفکر پیش بینانه
  • شایستگی در تفکر انتقادی
  • شایستگی در اقدام منصفانه و دوست دار محیط زیست
  • شایستگی برای همکاری در گروه های ناهمگن
  • شایستگی برای مشارکت
  • شایستگی برای همدلی و تغییر چشم انداز
  • شایستگی برای کار میان رشته ای
  • شایستگی برای برقراری ارتباط و استفاده از رسانه
  • شایستگی برای برنامه ریزی و تحقق پروژه های نوآورانه
  • شایستگی برای ارزیابی
  • شایستگی در تحمل ابهام و نا اطمینانی

حالا به عنوان یک مدرس دانشگاه متاملانه به این ۱۲ شایستگی فکر می کنم و به اینکه چقدر در تدریس موفق به رشد این قابلیت ها در میان دانشجویانم هستم؟ به عادت های بد خودم فکر می کنم جایی که فراموش می کنم به عنوان قسمتی از سیستم من هم باید این شایستگی ها را در خود رشد دهم و به عادت های بد دانشجویانم وقتی دلشان می خواهد جزوه نویس باشند، از نقد می ترسند، از صحبت کردن در کلاس پروا دارند و بعضی وقت ها با گذشت چندین ترم، حتی یک بار هم با هم کلاسی های خود کار گروهی نکرده اند.

تحصیلات آینده گرا

تحصیلات عالیه آینده گرا؛ چه چیزی هایی باید در دانشگاه ها تدریس و یادگرفته شوند؟

به هر حال تغییر از خود ما شروع می شود، نوبت دیگر که در کلاس بودیم چه به عنوان مدرس و چه به عنوان دانشجو، از خودمان سوال کنیم چقدر این شایستگی های آینده محور در این کلاس در حال رشد هستند.

این مقاله پر استناد گواهی است بر اهمیت این سوال. جسارت داشته باشیم و بپرسیم.

گزارش یک دانشجوی مدیریت از کلاس سیستم های پویا

۲۷ آذر ۱۳۹۵

فرصتی بود که ترمی که گذشت، کلاسی داشته باشم در دانشکده مدیریت دانشگاه اصفهان تحت عنوان سیستم های پویا. در طول ترم دو کارگاه کوچک در بین دانشجویان برگزار شد، تا آنچه آموخته بودند را بیازمایند. نوشته زیر گزارش یکی از این کارگاه ها از قلم سینا محمودی یکی از دانشجویان خوش ذوق کلاس است.

یکشنبه ها ساعت دو بعد از ظهر کلاسی متشکل از سی و اندی دانشجوی مدیریت با گرایشات صنعتی، بازرگانی و دولتی به استادی دکتر محسن طاهری تشکیل می شود.

این بار اما کلاس متفاوت بود. کارگاه طراحی ایده های خلاقانه با رویکرد سیستمی متشکل از گروه های حداقل چهار نفره، که هر گروه موظف بود به صورت توافقی پیامی واضح را به تصویر بکشد. پیامی که باید در آن از مفاهیم از پیش تعیین شده ای استفاده می شد و نگاه سیستمی به یک مسئله می داشت.
با توجه به زیاد بودن انتخاب ها، گزینش یک ایده متفاوت بنظر کار ساده ای می رسید. اما مشاهدات صورت گرفته خلاف این موضوع را نشان داد. هدف از تشکیل این کارگاه طراحی خلاقانه یک پوستر تبلیغاتی با طعم تفکر سیستمی بود، که گویا در همان وهله اول در انتخاب ایده ها خلاقیت آنچنانی دیده نمی شد و اغلب کلمات انتخاب شده توسط گروه ها یکسان بود.

کلاس دکتر محسن طاهری دمنه

کار تیمی در کلاس سیستم های پویا

محیط زیست، تکنولوژی و سلامت بیشترین کلمات انتخابی بودند، که هر کدام به بگونه ای متفاوت به تصویر کشیده شده بودند. اغلب دغدغه ها و هم و غم دانشجویان مربوط به استفاده افراطی از تکنولوژی به گونه ای مخرب، از بین رفتن محیط زیست در صورت عدم استفاده بهینه از آن و نادیده گرفتن سلامت جسم و روح بود.

در ادامه هر گروه به توضیح ایده های خود پرداختند، جلسه ی نقد و بررسی شکل گرفت و گروهی از دانشجویان از یک کلاس دیگر به طرح ها امتیاز دادند.

گویا انتظارها آن گونه که توسط استاد پیش گرفته شده بود، تحقق نیافت.
البته این رضایت نسبی را می توان از آن جهت توجیه کرد که این کارگاه در نوع خود جدید بود و ما اولین گروهی بودیم که همچین سبکی از کلاس را تجربه می کردیم.

اما سوالاتی که بهتر است به آن فکر کنیم:
چه تعداد از ما واقعا به محیط زیست اهمیت می دهیم!؟ و چقدر در صرفه جویی کردن نقش فعالی را بازی می کنیم!
چه میزان به درست مصرف کردن آب که در حال حاضر به یک معضل در جامعه ما تبدیل شده جامه عمل می پوشانیم!!؟
چه اندازه باور داریم که تکنولوژی اکنون به یک درد اجتماعی تبدیل شده است!!؟
چقدر به سلامت فکری و جسمی خودمان اهمیت میدهیم؟!
آیا ما جز آن دسته از افرادی هستیم که همیشه در جیبمان جعبه پند و نصیحت برای دیگران داریم اما خودمان گوشمان بدهکار نیست!؟
آیا ما فقط در پی عیب جویی کردن از دیگرانیم که ای تو درست مصرف کن
فلانی بسه باگوشی کار کردن
آدم… چرا به فکر سلامتیت نیستی!!
و خودمان را خارج از رعایت کردن این قوانین می بینیم!؟
پاسخ دادن به این قبیل سوالات به عهده هر شخص است.

اما در حاشیه این کارگاه بنظر چیزی جذاب تر هدف واقعی این کلاس بود.

تفکر سیستمی

پیشنهاد می کنم در کلاس های دانشگاهی برخی جلسات را کارگاهی برگزار کنید

در ابتدای مجلس همکلاسی ها با این سوال که مگر اینجا دبستان است که مداد رنگی و آبرنگ بیاریم!، یکدیگر را تا کلاس همراهی می کردند.

در نگاه اول همه به این ایده خندیدم ولی در ناخودآگاه در پس ذهنمان به آنچه قرار است در کلاس رخ بدهد، رضایت داشتیم.
بعد از تقسیم شدن گروه ها دانشجویان برای انتخاب ایده ها به بحث و گفتگو نشستند. اگر کمی دقت می کردیم انگار همه واحدهای درسی که گذرانیده بودیم به نوعی در این کارگاه دیده می شد. از نوآوری و سیستم گرفته تا رفتار گروهی، تحقیق در عملیات تا قدرت رهبری و یا حتی بی میلی افراد در مشارکت برای پیشبرد اهداف گروهی.

بعضی گروه ها بیش از یک نقاشی داشتند و بعضی دیگر به تنهایی یک گروه شده بودند و بعضی ها اصلا در جریان کلاس نبودند.

با همه اینها انرژی وصف ناشدنی دانشجوها و احساس رضایت از کاری که در حال انجام دادن آن بودند را با هیچ واژه ای نمی توان توصیف کرد.

کلاس تفکر سیستمی

خلاقیت، تفکر انتقادی، همکاری تیمی و ایجاد ارتباط موثر مهارت هایی که در کارگاه می آموزیم.

دوری در میان گروه ها زدم و از حس حال آن روز پرسیدم، اغلب دید مثبت داشتند. مثل جملات زیر:

۱. خوب بود، روحیه بخش بود، رقابت بین بچه ها جالب بود.

۲. خوش گذشت، هیجان کلاس تا ساعت ها بعد هم همچنان بود.

۳. حس قشنگی بود، استاد خوب، دوستان خوب، بهترین کلاس تا به الان.

۴. جذاب و خوب بود، باعث ارتقای خلاقیت و حس اتحاد و همبستگی شد.

۵. در کل خوب بود، باعث شد از مغزمون استفاده کنیم بعد این همه ترم.

۶. تفکر جمعی، هم افزایی، مشارکت در کار …  عالی بود.

۷. خلاقیتمون به چالش کشیده شد. اتحاد موقت بین بچه ها خوب بود.

۸. حال نکردم … بچه بازی بود بیشتر.

اما آن روز حس و حال همه ما خوب بود.

خلاصه ای از هنر شفاف اندیشیدن

۱۷ شهریور ۱۳۹۵

کتاب « هنر شفاف اندیشیدن» کتابی است با مضمون جامعه شناسی، روان شناسی و خودشناسی؛ که توسط یک رمان نویس و اقتصاددان سویسی (رولف دوبلی) نوشته شده و عادل فردوسی پور به همراه دو نفر دیگر آن را ترجمه کرده اند.
کتاب درباره ی اشتباهاتی است که انجام داده ایم، ولی نباید انجام می دادیم. اشتباهاتی که انجام دادنشان نارواست لاکن به دلیل عدم آشنایی به این اشتباهات روزانه به دفعات در‌ زندگی‌ ما تکرار می شوند.
در کتاب به ۹۹ خطا اشاره شده است که به زعم خود نویسنده این تعداد خطا کامل نبوده و می توان به آن ها فزود و صد البته باید دانست که خطاهای موجود در اکثر موارد با دیگر خطاها همپوشانی هایی را خواهند داشت.
بعد از مطالعه و البته خودداری از انجام خطاهای ذکر شده می توانیم ذهن و زندگی شفاف تری داشته باشیم و مسائل را با دیدی متفاوت از قبل بنگریم.

هنر شفاف اندیشیدن

خلاصه ای از کتاب هنر شفاف اندیشیدن

 

آنچه در ادامه می توانید دانلود کنید، خلاصه ای از این کتاب ارزشمند است که توسط محمدصالح فضلی یکی از دانشجویان خوب من انجام شده و به صورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد. البته که خواندن اصل کتاب لذت دو چندانی دارد، اما خلاصه کتاب هم آنقدر با کیفیت و روان تدوین شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

از آن جهت این کتاب را در وب سایت معرفی کردم که بسیاری از فصول آن با تمرکز بر تفکر آینده و آینده اندیشی نوشته شده اند.

از خواندن کتاب لذت ببرید و با ذکر منبع آن را بازنشر دهید.

خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده

۲ شهریور ۱۳۹۵

حین تماشای یک فیلم قدیمی به چه چیزی فکر می کنیم؟!؟ این تجربه را تقریبا همه ما داشته ایم. دیدن یک فیلم قدیمی و برداشت های متفاوت و گاه متضاد از آن.

اما هنوز ما مانند خیلی از همه کسانی که در یک  فیلم ۴۰ سال پیش بازیگر بوده اند، می خوریم، می نوشیم، احساس می کنیم، عاشق می شویم و برای کسب رفاه کار می کنیم. مثل پدران و پدربرزگ هایمان. گاهی به سادگی آن دوران غبطه می خوریم و گاهی هم خوشحال می شویم که در دورانی زندگی می کنیم که می توانیم با فشار یک دکمه اطراف خودمان را روشن کنیم، با دوستمان در آن طرف دنیا صحبت کنیم یا چقدر خوب که همان بدو تولد بر اثر یک بیماری ساده مجبور به سفر آخرت نیستیم.

اما اگر یک روز شما را به تماشای یک فیلم از آینده دعوت کنند، فکر می کنید چه چیزی بیش از همه شما را مجذوب خواهد کرد؟ فرض کنید مشغول تماشای یک مستند در مورد زندگی مردم تهران در سال ۲۰۵۰ هستید. آیا مردمان ۴۰ سال بعد درست مثل ما غذا می خوردند؟ آیا احساساتشان مثل ماست؟ و مثل ما که با دیدن فیلم های ۴۰ سال پیش چارلی چاپلین می خندیم، با دیدن فیلم های جیم کری خواهند خندید؟

آینده سرشار از عدم قطعیت هاست و هیچ کس قادر نیست به صراحت به این پرسش ها جواب دهد. اما آینده پژوهان سعی دارند با دنبال کردن روندها و شناسایی کلان روندها و همچنین رصد مداوم سیگنال های ضعیف تغییر، تا جایی که می توانند آگاهی انسان از آینده را افزایش دهند. بدون شک پیشرفت های علم و فناوری ما را بر روی صندلی سینمایی که فیلمی از آینده را نمایش می دهد، میخکوب خواهد کرد و شاید هم از این همه پیشرفت کمی بترسیم. به هرحال پیروزی رقابت در صحنه آینده بر سر بقا باشد یا پیشرفت، از آن کسانی خواهد بود که بتوانند از اکنون نه تنها برای آینده آماده شوند، بلکه آینده های مطلوب خود را تشخیص و سعی در ساخت آینده به گونه ای باشند که مطلوب هایشان برآورده شود.

روندهای آینده

روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده

 

فایلی که به پیوست می توانید دانلود کنید در مورد پیش بینی آینده در ۱۶ بستر متفاوت و تا سال ۲۰۵۰ میلادی است.

۱. جامعه و فرهنگ، ۲. جغرافیای سیاسی، ۳. انرژی و موادخام، ۴. علم و تکنولوژی، ۵. سلامت و بهداشت، ۶. تفریحات و فراغت، ۷. اقتصاد، ۸. سرویس های مالی، ۹. محیط زیست و آب و هوا، ۱۰. غذا و نوشیدنی، ۱۱. حمل و نقل، ۱۲. سفر و گردشگری، ۱۳. خانه و خانواده، ۱۴. فناوری اطلاعات و ارتباطات، ۱۵. اخبار و رسانه و ۱۶. کسب و کار و تجارت.

فایل pdf پیوست با کیفیت است و می توانید با بزرگ نمایی به دقت بیشتری آن را مطالعه نمایید. امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید.

trends_and_technology_timeline_+2010

دیدگاه‌ها برای روندها و کلان روندها؛ نگاهی به آینده بسته هستند دسته‌بندی : یادداشت های روزانه
logo-samandehi تایید