+

نقدی بر سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

۳ آذر ۱۳۹۷

هر چند اساسا با هر چه سند از هر نوعش آن هم به دلایل علمی مخالفم و از هر چه شعار تو خالی و عوام فریبانه مثل «آینده را باید ساخت» متنفرم که اگر هم خوب باشند دارند بد به کار می روند، اما ایراد اساسی من ساختن آرمانشهر است. البته با آرمانشهرهایی که دن کیشوت های سوار بر اسب های لنگ می سازند مخالف نیستم، دیوانگانِ تنها هیچ وقت برای جوامع ضرری نداشتند. اما آرمانشهرهای حکومتی، آینده پژوهانه و عاقلانه جلوه دادن همه اشتباهات وحشتناک احتمالی آینده است که هیچ کس امضاکنندگان مانیفست های اولیه آنها را به یاد ندارد.

بگذریم، خاطر سندنویسان عزیز را با زیر سوال بردن اصل سندنویسی و آرمانشهرنگاری مکدر نمی کنم. با این فرض که سند را مفید بدانم در مورد این سند یعنی « الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت»، یک سوال مهم دارم. حداقل برای خودم مهم است. این که می گویم من، برای مهم جلوه دادن خودم نیست. دارم تمرین می کنم که بتوانم به جای خودم حرف بزنم و واژه مردم و جامعه را به هر نحوی استفاده نکنم.

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

آرمانشهر و چالش اعتبار آینده پژوهانه

 

سوالم این است اگر آیندگان نخواهند مبانی ما را بپذیرند با آنها چه باید بکنیم؟ در رسانه های شما چهل سال است یک ساز به نمایش در نیامده است، چهل سال است برای زنانی که عزت را برایشان به ارمغان آورده اید و آنها را به مقام انسانی رساندید، هنوز رفتن به آوردگاه های ورزشی تابویی وحشتناک است که می شود موضوع روز منبرهای نماز جمعه. شما چه تضمینی به آیندگان می دهید که اگر نخواهند در آرمانشهر شما زندگی کنند یک در پشتی هست که بدون مزاحمت می توانند از آن بیرون بروند.

در سند پایبندی بر بنیادی ترین ارزش های تعریف شده و توافق شده در چهل سال پیش از این و اصرار بر تداوم آنها تا حدود پنجاه سال بعد یعنی سال ۱۴۴۴، اولین چیزی است که برای منی که بر روی تصاویر آینده کار کرده ام و کمی در مورد آرمان و آرمان ها فکر کرده ام، عجیب به نظر می رسد.

 

نوشته ای دیگر: آرمانشهر، ویرانشهر، آینده پژوهی

 

برای میکرو آرمان های شخصی شده در جامعه ای که در نیم قرن گذشته بخت خویش را در همه ی راه ها و بی راهه ها آزموده اند و حالا دور خودشان یک حصار کشیده اند و تراز شناخت خودی و ناخودی و بی خودی محصور به متراژی تا نوک دماغشان شده و بنیان دین و دنیاشان همه اش شده «من اینجوری بیش تر حال می کنم»، آرمان نگاری می کنید و بعد حتی حاضر نیستید کمی و فقط کمی پای مبارک را جمع کنید تا ببینید زیر پوست شهر، دهه هفتادی ها و هشتادی ها که ساقی های محله را از معلم هایشان بیشتر می شناسند، نه مبانی انسان شناسی شان، نه مبانی دین شناسی شان و نه هیچی شان اصلا شبیه تو که مبارز زندانی زمان شاه بودی یا منِ دهه شصتی که بلند بلند در سگ لرزه زمستان در صف های صبحگاهی دبستان با تمام وجودم داد می زدم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نیست.

سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

بهترین آرمانشهر نداشتن آرمانشهر است

 

حالا بگذریم که برای نسل های بعد که تو از اینجا از سال ۱۳۹۷ برایشان خط و نشانِ سعادت و شقاوت می کشی اساسا شاخص ها هم متفاوت خواهد شد. آنچه امروز تو پیشرفت می دانی و سندش را نوشتی از کجا می دانی برای پنجاه سال بعد پسرفت نیست. سندنویس عزیز شما کلمات خوبی نوشتی، همه اینها بار معنایی خوبی دارند اما الان و برای من و تو. سندی که من می بینم بیشتر اعترافاتمان برای مسیر نرفته است تا شناخت مسیر پیش رو.

بیا به ماندنمان در ۱۴۰۴ فکر کنیم تا به بهشت موعودمان در ۱۴۴۴.

پروژه ایران ۲۰۴۰ در دانشگاه استنفورد

۲ آذر ۱۳۹۷

در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه استنفورد پروژه ای کلید خورد که هدفش بررسی کمی وضعیت ایران در آینده یا به عبارتی پیش بینی ایران تا سال ۲۰۴۰ در حوزه های مختلف بود. این پروژه ی دانشگاهی بر اساس تحلیل داده های کمی و با استفاده از نگاهی آینده نگارانه به بررسی روندهای حاکم بر ایران در حوزه های جمعیت شناسی، اقتصاد، انرژی، آب، کشاورزی و سیستم های مالی پرداخته است.

ایران 2040

ایران در سال ۲۰۴۰ به روایت استنفورد

 

دسترسی به گزارش های این پروژه رایگان است و آینده پژوهان و دیگر علاقه مندان به بررسی روندهای حاکم بر آینده ایران می توانند از آن استفاده کنند.

برای ورود به صفحه گزارش از لینک زیر استفاده کنید:

ایران ۲۰۴۰

کارگاه سناریونگاری به مثابه رویکردی نوین در برنامه ریزی

۲۸ آبان ۱۳۹۷

گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در راستای مسئولیت های علمی و اجتماعی خود اقدام به برگزاری کارگاه سناریونگاری خواهد کرد. این کارگاه رایگان است، اما به دلیل محدودیت در ظرفیت تنها کسانی که از طریق لینک زیر ثبت نام می کنند، مجاز به شرکت در کارگاه خواهد بود.

 

کارگاه سناریونگاری

 

کارگاه سناریونگاری به مثابه رویکردی نوین در برنامه ریزی

 

لطفا برای ثبت نام وارد لینک زیر شوید و در قسمت موضوع بنویسید: ثبت نام در کارگاه سناریونگاری

 

لینک ثبت نام

 

تکینگی؛ پای اندیشه های ری کورزویل

۲ شهریور ۱۳۹۷

ما در حال ورود به عصر جدیدی هستیم. من این را تکینگی می نامم، ادغام هوش انسانی و هوش ماشینی که چیزی برتر از خود خلق می کند. این جا لبه ی تیغ انقلاب در سیاره ما است.

 

تکینگی

تکینگی؛ آخرین مرحله یا مرحله ای دیگر

 

ری کورزویل (Ray kurzweil) می گوید اگر قصد دارید مخترع خوبی باشید باید شناخت خوبی در مورد آینده داشته باشید. او می گوید: من شروع به کشیدن نقشه بعضی از روندهای تکنولوژیک، با استفاده از قانونی که آن را (تسریع برگشت ها) می خوانم، کردم. من این کار را با طرح ره نگاشت آن چه می توانست شبیه دهه های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ باشد و به خوبی نیز جواب داد، در کتابی که در سال ۱۹۸۰ نوشتم انجام دادم. حال آن محاسبات ریاضی را اصلاح کردم و شروع به بررسی آنچه که شبیه  قرن ۲۱ خواهد بود کرده ام. این به من اجازه می دهد که با تکنولوژی های قرن ۲۱ همچنان ابداع گر بمانم، چرا که من فهمی از چگونگی تکنولوژی، اندازه تکنولوژی، ارتباطات و هوشمندی بشر در سال ۲۰۱۰ ،۲۰۲۰ و ۲۰۳۰ دارم.

کورزویل می گوید ما در ادغام هوش انسانی و هوش ماشینی به چالشی بر می خوریم. یک واکنش این است که نخواهیم به انسان های تقویت شده  تبدیل شویم و نخواهیم نانوروبات ها در بدنمان قرار گیرند. خیلی از مردم می گویند که می خواهیم انسان بیولوژیکی باقی بمانیم، اما تکینگی برای انسان هایی که می خواهند بیولوژیکی باقی بمانند چگونه خواهد بود؟ پاسخ این است که مردم در واقع به آن توجه نمی کنند، جز این که هوش ماشینی برایشان به منزله ی خدمت گزارانی برتر ظاهر شود.

یک مسئله که ناظران توجه نمی کنند این است که سرعت تغییر  خود دچار شتاب شده است. سده های قبل مردم فکر نمی کردند که اصلا دنیا در حال تغییر است. تکنولوژی در حال تغییر طبیعت اجتماع است، ۲۰ سال اخیر نمی تواند راهنمای خوبی برای ۲۰ سال بعد باشد. ما در حال دو برابر کردن نرخ تغییر پارادایم در طول هر دهه  هستیم.

رو کورزویل

رو کورزویل؛ مردی که باید دنبال کرد

 

انقلاب بزرگ بعدی که زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد فناوری های بیولوژیکی است، چرا که ما دانش بیولوژیکی را با پردازش اطلاعات ادغام کردیم. ما در مراحل اولیه از فهم فرایندهای زندگی و فرایندهای بیماری ها به کمک فهم ژنوم و چگونگی بروز آن در پروتئین، هستیم. ما از توانایی در تولید سلول های جدید دور نیستیم، برای مثال برای یک فرد ۵۳ ساله سلول های قلب یک انسان ۲۵ ساله تولید کنیم و قلب را بدون جراحی با انتقال این سلول ها از طریق تزریق به خون، تعویض کنیم.

محاسبات به صورت نمایی در حال رشد است. ما در حال دو برابر کردن قدرت محاسبات در هر ۱۲ ماه هستیم. ۱۵ تا ۲۰ سال بعد شاهد کامپیوترهایی بر پایه ی  مدل بیولوژیکی خواهیم بود. توسط بسیاری از ناظران پذیرفته شده است که در آینده قادر خواهیم بود توسط سخت افزارها هوش انسان را دست کاری کنیم که به نظر من این کار تا ۲۰ سال آینده انجام خواهد شد. مردم اذعان می کنند که ما کامپیوترهای بسیار سریعی  خواهیم داشت که با مغز انسان رقابت می کنند. ما واقعا نمی دانیم که مغز ما چگونه کار می کند، اما دانش ما از نحوه ی کار کردن مغز هم به صورت نمایی در حال رشد است. یک سناریوی محتاطانه می گوید که ما تا ۳۰ سال آینده یا خیلی زودتر، به یک نقشه ی کامل از مغز انسان دست خواهیم یافت. ما قادر خواهیم بود هوش بیولوژیکی مان را از طریق ارتباطات درونی توسط هوش غیر بیولوژیکی تقویت کنیم، این یعنی تعبیه هوش غیر بیولوژیکی در بیلیون ها نقطه ی مختلف در مغزمان. ما قادر به تقویت الگوهای شناختی خود خواهیم بود  تا سریع تر فکر کنیم و دانش را در مغزمان بارگذاری کنیم. اگر این روند ها را دنبال کنیم به نقطه ای می رسیم که یک گسستگی در تاریخ حیات انسان اتفاق می افتد، بعضی این را تکینگی می خوانند.

آنچه در مورد گونه بشر منحصر به فرد است قابلیت ساخت مدل های انتزاعی و استفاده ی از آن ها برای فهم جهان است. این مدل ها با قرار گیری در تکنولوژی، بسیار قدرتمند شده اند و حال ما می توانیم ذهن خود را فهم کنیم. قابلیت افزایش قدرت تمدن ما ویژگی منحصر به فرد گونه بشر است.

اقتصاد اشتراکی، تحولی در اقتصاد آینده

۲۷ مرداد ۱۳۹۷

در سال‌های اخیر، شکل خاصی از کارآفرینی دیجیتالی ظهور کرده است که اغلب به عنوان اقتصاد اشتراکی (sharing economy) مطرح می‌شود و در حالت جنینی (نوزایی) خود به سر می‌برد. همترازی با عناوینی همچون “اقتصاد مشارکتی”، “اقتصاد گیگ” و “اقتصاد پلتفرم” عموما می‌تواند به عنوان یک شکل جدید از مبادلات در نظر گرفته شود که خریداران و فروشندگان از طریق یک پلت فرم واسطه‌ی ICT همدیگر را ملاقات کرده و از این رو هزینه‌های معامله را کاهش دهند.

در سال ۲۰۰۴ مفهوم به اشتراک گذاری (اشتراکی) به مثابه خیرخواهی دوجانبه براساس رفتار اجتماعی توصیف شد. به همین ترتیب، در سال ۲۰۰۷ مفهوم به اشتراک گذاری را اینگونه توصیف کردند: فرایند توزیع دارایی برای استفاده دیگران برای مدت زمان محدود بدون در نظر گرفتن حقوق قانونی برای آن دارایی.

اقتصاد اشتراکی

اقتصاد اشتراکی؛ فرم باستانی مبادله در لباس جدید فناوری

 

امرزوه اصطلاح “اشتراک گذاری” به عنوان یک چتر بر روی انواع شیوه‌های اجتماعی، از جمله اشکال اولیه رفتار اقتصادی که از نخستین جوامع مدنی شناخته شده بود، سیطره یافته است و همچنین تعاملات دیجیتالی که در سراسر پلتفرم‌های اینترنتی بوجود می‌آیند را فراهم می‌نماید. ظهور فن‌آوری‌های وب اجتماعی و قابلیت‌های خلق شبکه‌های بی‌نظیر آن (به طور مثال، فیس بوک ۲٫۲ میلیارد نفر را باهم ارتباط می‌دهد و eBay دارای ۱۶۰ میلیون کاربر فعال است) مرز بین تمایل انسان برای ارتباطات و جامعه، ارائه داوطلبانه و یا غیر داوطلبانه اطلاعات، تبادل، به اشتراک گذاری، تجارت و دسترسی را محو می‌کند.

اما چرا اشتراک‌گذاری فایل، نرم افزار اپن سورس، P2P، Crowdfunding، بیت کوین و گاهی اوقات حتی رسانه‌های اجتماعی، غالبا تحت اصطلاح چتری به عنوان “اقتصاد اشتراکی” قرار می‌گیرند؟

برخی از منتقدین استدلال کرده‌اند که تعریف به اشتراک گذاری، پرداخت مالی را شامل نمی شود. در واقع این یک پاسخ محبوب به استفاده از کلمه به اشتراک گذاری است، در حالی که اصطلاح دقیق‌تر ” کرایه دادن” است. اما انعکاس لحظه‌ای نشان می‌دهد که این کلمه در بسیاری از موارد بخصوص هنگامی که پول بخشی از قرارداد است مورد استفاده قرار می‌گیرد، از قبیل مواردی همچون اشتراک یک آپارتمان و یا تقسیم هزینه‌ی غذا یا حتی اصطلاح معمولِ “به اشتراک گذاشتن هزینه‌ها”.

این پدیده در حال رشد در سراسر جهان ممکن است بازارهای جدیدی را ایجاد کند. از جمله بازار خانه‌ی اشتراکی که Airbnb پیشگام آن است. بنابراین می‌تواند فرصت‌هایی را برای افراد فراهم کند تا شغلی موقت پیدا کرده و درآمد بیشتری کسب کنند، چرا که نیازمندی‌های جستجوگران شغلی امروز ممکن است توسط مشاغل سنتی برآورده نشود. این مفهوم نوپا برای کارگران، یا برای افرادی که مشغول به کار دوم هستند و یا برای مثال، والدینی که به دنبال برنامه‌های انعطاف‌پذیری که می‌توانند با تعهدات خانوادگی سازگار شوند، انعطاف پذیری را ارائه می‌دهد.

اقتصاد اشتراکی

اقتصاد اشتراکی؛ تغییر در مفهوم مالکیت؟

 

در سال ۲۰۱۵ پژوهشگران نشان دادند که اقتصاد اشتراکی بیشتر مورد استقبال بیکاران و افرادی است که به لحاظ برطرف کردن مسائل مالی در تلاشند.

در دنیای پیچیده کسب و کار، ابتکارات در سازمان‌ها به همان اندازه‌ی تنوع باشگاه‌های اشتراک محلی خودرو و اقامتگاه‌های سیار شرکت‌های جهانی مانند Airbnb و Uber به این نوع جدید از فعالیت اقتصادی، یعنی «هماهنگی استفاده از منابع مانند فضای زندگی، نیروی انسانی یا اتومبیل‌ها معمولا از طریق فن آوری اطلاعات و ارتباطات مبتنی بر وب»، متکی هستند.

اما علاوه بر ارائه فرصت‌های فراوان، این مقوله یک تهدید جدی نیز هم برای کسب‌و‌کارهای جوان و هم پابرجا محسوب می‌شود. کسب‌و‌کارهای متعارف متوجه شده‌اند که تبدیل کردن خودشان از یک کسب‌و‌کار خرده فروشی سنتی به ارائه دهنده‌ی خدمات بدون مالکیت کار ساده‌ای نیست.

البته سیستم‌های دیجیتال در اقتصاد سنتی نیز تاسیس شده‌اند. اما در اقتصاد اشتراکی آنها به عنوان یک جایگزین برای روابط بین تامین کنندگان، تولید کنندگان و مشتریان که در اقتصاد سنتی معمول هستند، عمل می‌کنند. بنابراین، در اقتصاد اشتراکی، سیستم‌عامل‌های دیجیتال می‌توانند به عنوان زیرساخت اصلی مورد توجه قرار گیرند. برچسب “اقتصاد پلتفرم” بر اهمیت سیستم‌ عامل‌های دیجیتال تاکید می‌کند. در نمونه Airbnb اگر چه کارکنان هتل ندارند، Airbnb افرادی را استخدام می‌کند که پلتفرم دیجیتال خود را اجرا و بازسازی می‌کنند.

متخصصان صنعت، به روشنی تخمین می‌زنند که اقتصاد اشتراکی تا سال ۲۰۲۵ به ۳۳۵ میلیارد در مقایسه با ۱۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ افزایش خواهد یافت. انقلاب پلتفرم و رشد اقتصاد اشتراکی، هرچند که جدید نیستند، اما همچنان یک کلان روند مهم‌اند که ممکن است اقتصاد ما را به طور چشمگیری در دهه‌های آینده تغییر دهند.

کارگاه آینده پژوهی در شرکت فولاد مبارکه

۲۶ مرداد ۱۳۹۷

به بهانه ی بودن در میان مدیران و متخصصان صنعت فولاد کشور؛ کارگاه آینده پژوهی با طعم صنعت

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ نمای اول بوم شش ستون آینده پژوهی

 

برای ما، یعنی گروه آینده‌پژوهی دانشگاه اصفهان، برگزاری کارگاه هیچ‌گاه کاری تکراری نیست. برگزاری هر کارگاه، با ایده‌ای جدید همراه با همفکری و همکاری، آن هم صمیمانه و از ته قلب، از دغدغه‌های اصلی ماست و همین اصل، در کارگاه آینده‌پژوهی فولاد مبارکه، منجر به تولد ایده ی «بوم شش ستون آینده» شد.

بوم شش ستون آینده که حالا به آن «بوم آینده» می‌گوییم؛ الهامی هوشمندانه از بوم کسب و کار است که با روش شش ستون آینده‌پژوهی از سهیل عنایت‌الله ترکیب شده است. بومی که در آن تمام دغدغه‌های فکر به آینده یک‌جا نگاشت می شود تا راهنمایی برای ترسیم آینده‌ها و رسیدن به آینده ی مطلوب باشد.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه های آینده پژوهی مشارکتی اند.

 

حضور در میان مدیران حوزه راهبرد و تکنولوژی و کارشناسان قسمت‌های مختلف یکی از بزرگترین و موفق‌ترین صنایع کشور یعنی فولاد مبارکه، به مدت دو روز، برای ما هیجان‌انگیز و درس‌آموز بود. فرارشته بودن آینده‌پژوهی و تسهیل‌گر بودن آن را این‌جا به وضوح لمس کردیم؛ زمانی‌ که متخصصان فولاد، واگرایی در تفکر را تجربه و به صورت گروهی آینده را تجسم کردند و با توجه به گسست‌ روندهای آینده، برای تصاویر خود از آینده سناریو نوشتند و بوم‌ها را با آینده‌نگری و آینده‌اندیشی آراستند. همنشینی آینده‌پژهی و تخصص، آینده را می‌سازد به شرط این‌که اراده تغییر وجود داشته باشد و چارچوب‌های ذهنیِ حال شکسته شود؛ همان‌چیزی که عزمش را در مدیران، کارشناسان و کارکنان فولاد مبارکه اصفهان دیدیم.

کارگاه آینده پژوهی

یک هفته برنامه ریزی برای برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

و حالا یادگاری این کارگاه درس‌آموز برای ما، بوم‌های آینده ی تکمیل شده با کار جمعی، همکاری، تفکر انتقادی و خلاقیت مدیران و کارشناسان یکی از بزرگ‌ترین صنایع موفق کشور است و تجربه ی زیست دو روزه در میان افرادی متخصص که برای بهبود وضع موجود تلاش می‌کنند و دغدغه‌مند هستند.

و ما، مسری بودن آینده‌نگری را دوباره شاهد بودیم … و ما همچنان امیدواریم … .

 

نوشته ی مرتبط:

نحوه برگزاری کارگاه های آینده پژوهی

 

برای ثبت درخواست برگزاری کارگاه های آینده پژوهی به لینک زیر مراجعه کنید:

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده در مدرسه

۱۷ خرداد ۱۳۹۷

منتظرمان بودند، از هجومشان به محل برگزاری کارگاه معلوم شد. آنقدر شلوغ‌اند که صدایمان به صدا نمی‌رسد. نسل z، نسل z که می‌گویند همین‌ها هستند؛ گودزیلا.

بدون توجه به ما و به سرعت وارد نمازخانه‌ای که محل برگزاری کارگاه است، می‌شوند و پس از لحظاتی که سلام‌شان می‌کنیم طوری نگاه‌مان می‌کنند انگار آدم فضایی دیده‌اند. زمانی که خودمان را معرفی می‌کنیم، لبخندزنان سرتاپایمان را برانداز و در گوشی پچ پچ می‌کنند.

قرار است «گروهی» فعالیت کنند و برای‌شان خبری خوش‌‌تر از این نیست. با کسی رودربایستی ندارند، راحت حرف می‌زنند و اگر تمایل به انجام کاری نداشته باشند، نمی‌توانید مجبورشان کنید حتی اگر آن کار بستن چشم‌شان فقط برای چند لحظه باشد. تازه همه این‌ها زمانی اتفاق می‌افتد که در جمع‌های دخترانه‌شان قبولتان کنند وگرنه با چشم و ابرو به شما می‌فهمانند که خیلی هم برایشان جذاب نیستید و باید همچنان تلاش کنید تا دل‌شان را به‌دست آورید.

نوشته مرتبط: کارگاه آینده پژوهی

 

بازی شروع می‌شود و ما غرق در نشاط می‌شویم. قرار است مبانی فکر کردن به آینده را بیاموزند؛ کار جمعی، تفکر انتقادی، مباحثه و احترام به نظرات یکدیگر و … . اما انگار ما بیشتر به آموختن نیاز داریم. انتظارش را شاید نداشتیم. بعضی‌شان آنقدر خوب فکر می‌کنند و خوب حرف می‌زنند که شگفت‌زده می‌مانیم. کاش بعضی سیاست‌مدارن مباحثه را از این بمب‌های امید و انرژی یاد بگیرند. بعضی‌شان کار جمعی را خوب یادمان می‌دهند، بحث‌ها را به هم پاس می‌دهند و نظرات همدیگر را نقد می‌کنند. گاه در میانه کارزار با زبان خودشان به هم تکه‌پرانی می‌کنند البته با زبانی که مخصوص نسل خودشان است و نصیب ما فقط لبخند می‌شود. ناگفته نماند که چاشنی نطق‌هایشان یکسره طنز است. بی‌اختیار آرزو می‌کنیم، کاش کار جهان دست این‌ها بیفتد. بعضی که تا اواسط کار ساکت هستند و نظر نمی‌دهند، یخ‌شان باز می‌شود و دیگر به بقیه مهلت نمی‌دهند و اینجاست که معنی مسری شدن تفکر را درک می‌کنیم.

کارگاه آینده پژوهی در مدرسه

کارگاه آینده پژوهی در مدرسه

 

آینده؛ تمام آن‌چه اهمیت دارد…. این گزاره در میان دهه هشتادی‌ها، همان نسل z و در مدرسه معنای دیگری پیدا می‌کند. جایی که مسری شدن آینده‌اندیشی معنا می‌شود و ما می‌آموزیم جای درستی را برای گسترش نگاه معطوف به آینده انتخاب کرده‌ایم؛ مدرسه جایی برای تزریق امید به جامعه.

نامه ای به دخترم

۱ خرداد ۱۳۹۷

نامه ای به نفس خیالیم

دختر عزیزم نفس بابایی سلام
تو یک انسان واقعی نیستی، در واقع تو یک خیال هستی در ذهن من. اینکه من دوست داشتم اگر پدر می شدم فرزند دختری داشته باشم که نامش را نفس بگذارم. حالا اصلا خیالی یا واقعی بودن تو چه اهمیتی دارد؟. چه فرقی می کند؟ اصلا از کجا معلوم من هم خیال نباشم؟ تو یک خیال در ذهن یک خیال دیگری که او هم در ذهن خیالی کس دیگری زندگی می کند. یا بگذار قضیه را کمی ساده تر کنم، بیا فرض کنیم من و تو قبلا بوده ایم و قبلا زندگی کرده ایم.
به هر حال دختر عزیزم می خواهم اعتراف تلخی را از زبان من بشنوی. بدان که همیشه آینده ی تو برایم مهم بود. فکر می کردم نفس من باید آدم بزرگی شود. در خیالم که تو را نصیحت می کردم می گفتم نفسم تو باید به مدرسه بروی، حسابی درس بخوانی و برای خودت آدم مهمی بشوی. دلداری ات می دادم که زن بودن تو نه تنها ضعف تو نیست، بلکه اوج بالندگی توست. در خیالم تو را به بهترین مدرسه می بردم، کارنامه هایت برایم مهم بود، همیشه با معلم هایت در ارتباط بودم مبادا یادشان برود که نفس من و نفس های خیلی دیگر از والدین، آنجا دارند رشد پیدا می کنند. همیشه با خودم مدارس را تحلیل می کردم و مُصر بودم ببینم مدرسه خوب چگونه جایی است.

کارگاه آینده پژوهی مدارس

کارگاه آینده در مدارس با رویکرد آینده ی محیط زیست

 

اما نفس عزیزم پدرت را ببخش، من اشتباه بزرگی در حق تو کردم. جایی که تو رفتی و جایی که همه کودکان این سرزمین می روند، جای ترسناکی است. وحشت سلاخی خلاقیت تو در راهروهای زنگار گرفته ی مدرسه. وحشت میزهای جداجدای شما در سلول های کلاس، وحشت تازیانه معدل و نمره بر پشت ذهن شما و وحشت پدری چون من که می خواهم همه آنچه نبودم تو باشی. مدرسه ها زندان های وحشتناکی هستند که نظام آموزشی در همکاری با ما والدین ساخته اند تا نگذارند تو و دوستان تو چیزی شوید که دوست دارید.

کارگاه آینده در مدارس ابتدایی

 

من را و ما را ببخش. دلم می خواست به عقب برگردم. همان روز اول مدرسه اول مهرماه، دست تو را می گرفتم می رفتیم بیرون شهر. می رفتیم پناهگاه حیوانات به سگ ها غذا می دادیم، بعد توی راه درباره حیوانات با هم حرف می زدیم. می رفتیم پارک تا تو با هم سن و سال هایت بازی کنی که بلد شوی اگر دست کسی را موقع زمین خوردن بگیری یکی دستت را می گیرد.
شب با هم می رفتیم تئاتر و وقتی برگشتیم با هم آشپزی می کردیم. و در همه این مراحل به تو چیزهایی یاد می دادم. حساب و فیزیک و زیست شناسی یاد می گرفتی اما برای یاد گرفتنشان چیزی را از دست نمی دادی.

ما را ببخشید.

کارگاه آینده پژوهی در سازمان مدیریت صنعتی

۳۱ فروردین ۱۳۹۷

سی ام فروردین ماه مهمان سازمان مدیریت صنعتی اصفهان بودم تا در جمع دانشجویان فهیم DBA یک کارگاه یک روزه آینده پژوهی برگزار کنم. همیشه برایم دانشجویان سازمان مدیریت صنعتی قابل احترام بودند، چرا که حس می کردم این سازمان محیطی پویا برای یادگیری است که البته سهم عمده این پویایی به خاطر خود این دانشجویان است. دانشجویانی که تقریبا همگی شاغل هستند و آمده اند تا چیز یاد بگیرند.

وقتی در چنین محیطی به یادگیری بپردازی طبعا به جای تمرکز بر معدل و نمره و حفظ کردن درس ها، بیشتر به کیفیت درس خواهی اندیشید. پیش خودم فکر می کردم شاید این قانون نانوشته در این گونه موسسات وجود دارد: «برای دل خودت یاد بگیر». قانونی که یادگیری را به یک علاقه تبدیل می کند و لاجرم چیزی که از دل برآید بر دل نشیند.

کارگاه آینده پژوهی سازمان مدیریت صنعتی

کارگاه آینده پژوهی در سازمان مدیریت صنعتی

 

کارگاه را به رسم همیشگی برگزار کردم. بخشی تئوری برای همزبان شدن و بخشی عملی برای مشارکت در به کارگیری روش ها. هر چند هشت ساعت زمان کمی برای برگزاری کارگاه است، اما من تذکر می دهم که دانشپذیران این کارگاه را مقدمه ای بدانند برای آشنایی با حال و هوای یک ذهن آینده پژوه.

کارگاه آینده پژوهی

بوم شش ستون آینده پژوهی: نتیجه فعالیت یکی از گروه ها

 

مثل همیشه این کارگاه هم برای من آموزنده بود. آشنای با مردان و زنان موفقی که هر کدام به نوعی دغدغه آینده را داشتند. امیدوارم چنین تلاش هایی مردمان ما را با آینده آشتی دهد. در زمانه ای که از زمین و آسمان گرد نا امیدی بر چهرها می نشیند و آدمیان دل می کنند از ماندن و ساختن، آینده پژوهی می تواند و باید در کار تدارک نظام امید باشد.

عکس های زیر سناریوهای تدوین شده به روش سناریونویسی دو دویی برای سه گروه است. گروه ها برای هر سناریو اسمی بامسما و داستانی گیرا نوشتند.

 

سناریوهای مربوط به آینده داروخانه های مجازی

 

سناریوهای مروبط به آینده ی تولید آب

 

کارگاه آینده پژوهی

سناریوهای استفاده از خودروهای خودران در شهر اصفهان

 

برای ثبت درخواست برگزاری کارگاه های آینده پژوهی به لینک زیر مراجعه کنید:

کارگاه آینده پژوهی

مفهوم ارزش – زمان و کامپیوتوپیا

۲۹ فروردین ۱۳۹۷

مفهوم ارزش – زمان و کامپیوتوپیا

ارزش – زمان یک مفهوم جدید از ارزش است که در جامعه اطلاعاتی آینده جایگزین ارزش مادی جامعه صنعتی خواهد شد. اگر کار فیزیکی در جامعه صنعتی منجر به تولید ارزش می­ شود، در جامعه اطلاعاتی کار ذهنی انسان منجر به تولید ارزش خواهد شد. بنابراین هدف غایی جامعه اطلاعاتی، انسان و توانایی ­های ذهنی و فکری اوست. این مفهوم چارچوب اصلی سبک و سیاق اقدام و عمل را در جامعه آینده تعیین خواهد کرد. ارزش- زمان، ارزشی است که انسان­ های تجهیز شده به ابزار تمهید شده در جامعه اطلاعاتی با بهره ­برداری هدفمند از زمان­ های آینده ایجاد می ­کنند. به ­عبارت دیگر، هر انسانی در جامعه اطلاعاتی هدفی را بر یک بوم نامرئی از آینده خود طراحی می ­کند و تلاش می ­کند به آن دست یابد و در این راه از مساعدت نهادینه شده در جامعه اطلاعاتی برای آحاد اعضای آن بهرمند می­ شود. ماسودا ارزش تولید شده در این فرآیند را «ارزش- زمان» نامیده است.

زمان یک مفهوم انتزاعی و غیرمستقیم است. در حقیقت زمان نزد ما، اندازه ­گیری گذر زمان است. اما اگر این گذر زمان به­ عنوان طول زندگی یک فرد که برای رسیدن به خواسته­ هایش صرف می­ کند در نظر گرفته شود، زمان ذاتاً تولید ارزش می­ کند. همان­طور که ذکر شد، این ارزش در جامعه اطلاعاتی، جایگزین ارزش مادی در جامعه صنعتی می­ شود.

 

کامپیوتوپیا: آرمان­شهر ماسودا

جامعه اطلاعاتی در نظر ماسودا با آن­چه امروزه تعریف شده است، کاملاً متفاوت است. مدل ذهنی ماسودا مبتنی بر این باور است که نیروی پیشران تغییرات اجتماعی و اقتصادی تولید ارزش اطلاعات و نه ارزش مادی است. به­ خصوص فناوری رایانه نه تنها کار ذهنی انسان را جایگزین و تقویت خواهد کرد، بلکه منجر به تولید انبوه دانش روش مند می­ شود. ابزار آلات اطلاعاتی شامل شبکه­ های اطلاعاتی و پایگاه­ های داده جایگزین کارخانه – به­ عنوان نماد اجتماعی – می­ شوند و مرکز تولید و توزیع کالاهای اطلاعاتی خواهند شد. مرزهای دانش فردا، در مقابل مرزهای فیزیکی و مادی گذشته، بازارهای پرظرفیت آینده را شکل خواهند داد. صنایع فکری، صنایع پیشرو خواهند بود.

همچنین ماسودا ادعا می­ کند در جامعه اطلاعاتی، اقتصاد تبادلی به اقتصاد هم­افزا تبدیل خواهد شد. با تغییر ساختارهای اجتماعی، اصل هدف جایگزین دست نامرئی لسه فر (عدم دخالت) در اقتصاد خواهد شد. نهادهای داوطلبانه، به ­عنوان رهبران پیشتاز توسعه اجتماعی و اقتصادی، سازمان های عمومی و خصوصی می شوند. اصل هم فزایی  و اصل منافع اجتماعی جایگزین حداکثر کردن سود به­ عنوان اخلاق غالب خواهند شد. در نتیجه یک جامعه افقی و چند مرکزی به جای یک قدرت مرکزی و طبقات سلسله ­مراتبی شکل خواهد گرفت. تحقق «ارزش- زمان»، که تلاش برای به ثمر رساندن فرد فرد انسان ­های موجود است، جایگزین دولت رفاه خواهد شد.

تاریخ نشان می­ دهد تغییرات اجتماعی از این نوع به­ سادگی ممکن نیست. ویل و آریل دورانت در مقدمه کتاب درس­ هایی از تاریخ می ­نویسند: «تاریخ شناخته شده نشان می­ دهد که سلوک بشری و رفتار انسان ­ها تغییرات اندکی داشته است. ابزارها و لوازم تغییر می­ کنند، اما سرشت­ها و سرنوشت­ ها ثابت باقی می ­مانند».

اما آرمان­شهر حتی اگر محقق نشود، می­ تواند مسیر آینده را روشنی بخشد. ماسودا به­ منظور تبیین ایده جامعه اطلاعات، آرمان­شهری به نام کامپیوتوپیا – اتوپیایی کامپیوتر مبنا – تبیین کرده است. وی در تعمیم نظریه اصلی «آدام اسمیت»، شش ویژگی آرمان­شهر خود را این گونه تبیین کرده است:

۱. در این دیدگاه، هر شهروند کامپیوتوپیا، اهمیت ارزش- زمان و جایگزینی آن را با ارزش ­های مادی جامعه صنعتی پیشین درک کرده است و از زمانی که در اختیار دارد به­ منظور تحقق بخشیدن آینده مطلوب خود استفاده بهینه و حداکثری خواهد کرد.

۲. در کامپیوتوپیا، آزادی تصمیم­ گیری و تساوی در بهره ­برداری از فرصت ­ها وجود دارد. به­ عبارت دیگر شهروندان این آرمان­شهر در واقعیت بخشیدن به ارزش- زمان از فرصت مساوی برخوردارند.

۳. در این آرمان­شهر، مشارکت شهروندان در اجتماع ­های داوطلبانه گوناگون افزایش خواهد یافت. گسترش قدرت فرآوری اطلاعات، بشر را از زحمت معیشت رها خواهد کرد.

در کامپیوتوپیا، جوامع هم ­افزای وابسته به یکدیگر گسترش خواهند یافت. یک جامعه هم ­افزا جامعه ­ای است که در آن افراد و گروه­ ها برای رسیدن به اهداف مشترکی که توسط جامعه برای همگان تعیین شده مشارکت می­ کنند.

۴. در آن­جا جوامع وظیفه­ محور بدون نیاز به قدرت بالاتر تحقق خواهند یافت. جامعه هم­ افزاینده جامعه­ ای است که استقلال فردی هماهنگ با نظم گروهی دارد.

۵. هدف کامپیوتوپیا، تولد دوباره هم ­افزایی ربوبی انسان به­ عنوان مخلوق برتر است. ماسودا می­ گوید تولد مجدد روحانی انسان وابسته به تلاش انسان و فیض پروردگار است.

 

برگرفته از: گزارش تصویری از ایده جامعه اطلاعات (تاثیر فناوری بر توسعه انسانی)، دفتر مطالعات بنیادین حکومتی

. logo-samandehi تایید