+

تحلیلی آینده پژوهانه در بن مایه‌های سازنده‌ی تصاویر آینده

۶ فروردین ۱۳۹۸

مقاله آینده پژوهی

مقاله ای با عنوان «تحلیلی آینده پژوهانه در بن مایه‌های سازنده‌ی تصاویر آینده» در فصلنامه مطالعات راهبردی سیاستگذاری عمومی به چاپ رسیده است. در چکیده این مقاله می خوانید:

تصاویر آینده ارتباط وثیقی با خواسته­ ها، ارزش­ ها و آرمان‌های انسانی دارند. مهم‌ترین مسئله در تحلیل تصاویر آینده، اهمیت و جایگاه آن‌ها در بروز تغییرات اجتماعی است؛ زیرا تصاویر آینده در کنار ارزش ­ها، مهم‌ترین بلوک­ های سازنده ی تغییرات اجتماعی هستند و بدین سبب مطالعه آن‌ها حائز اهمیت است. در این راستا، پژوهش حاضر به عنوان یک پژوهش بنیادی ـ تجربی که در سنت پژوهش ­های کیفی انجام شده است، از روش تحلیل مضمون به منظور بررسی تصاویر آینده در ذهن جوانان استفاده کرده است. نتایج پژوهش نشان می­ دهد که تصاویر آینده در بین مشارکت‌کنندگان، از هفت گزاره ی اصلی ساخته شده است. این گزاره­ ها به ترتیب اینگونه نام‌گذاری شده‌اند: ۱- آثار تاریخی به جای مانده از گذشته، ۲- وزن زمان حال، ۳- در راهی که دیگران قدم گذاشته­ اند، ۴- حدس­ هایی درباره آینده، ۵- سایه جامعه، ۶- حسرت­ ها، عجز­ها و نداشته­ ها و ۷- فهم آینده. ماهیت اکثر این بن‌مایه­ های سازندۀ تصاویر‌آینده ناظر بر این فرضیات است که تصاویر آیندۀ جوانان ایرانی ارتباط عمیقی با تجربۀ زیست آن‌ها در گذشته و حال داشته و آن‌ها توانایی کمی برای رویاپردازی از یک آیندۀ مطلوب و ایجاد گسست در وضعیت موجود به نفع آن وضعیت مطلوب دارند.

کلیدواژه‌ها:
آینده پژوهی؛ تصاویر آینده؛ آینده‌های مطلوب؛ پژوهش کیفی؛ تحلیل مضمون

 

برای دریافت اصل مقاله از لینک زیر استفاده کنید

تحلیلی آینده پژوهانه در بن مایه‌های سازنده‌ی تصاویر آینده

 

 

گزارش روز جهانی آینده

۲۵ اسفند ۱۳۹۷

روزی به نام آینده، آنچه گفته و شنیده شد.

دومین سال است که روز جهانی آینده را در دانشگاه اصفهان گرامی می داریم و برای آینده‌های بهتری که همه‌ی ما خواهان آن هستیم، تلاش می‌کنیم و فریاد می زنیم: می‌توانیم احتمال آینده‌های بهتر را با اقدامات امروزمان افزایش دهیم.

شنبه یازدهم اسفندماه ۱۳۹۷، در نشستی با جمعی از استادان بزرگوار دانشگاه اصفهان به استقبال روز جهانی آینده با محوریت تاملی کوتاه بر آینده دانشگاه رفتیم. نشستی با دغدغه‌هایی از جنس آینده و افراد دغدغه‌مند بسیار. این بار فقط ما نبودیم که برای آینده‌ها فریاد می زدیم، معاونت محترم پژوهش و فناوری دانشگاه اصفهان، جناب آقای دکتر رکنی زاده نیز پا به پایمان تا آخر جلسه کنارمان بودند و این به خاطر تمام آنچه بود که اهمیت داشت یعنی آینده.

اما خبر خوش آن‌که آینده‌ میان‌رشته‌ای‌ها و فرارشته‌ای‌ها در دانشگاه رنگ امید به خود گرفته است. دکتر رکنی زاده خاطر نشان کردند که در آینده پژوهی می‌خواهیم مشارکت در آینده داشته باشیم و در آینده‌‌ی دانشگاه، علوم یکپارچه خواهند شد، لذا برای داشتن نگاه به آینده، انسان آینده، انسان متخصص در یک رشته نیست. شنیدن این سخنان از جانب معاونت پژوهش می‌تواند پاداشی بر تمام تلاش‌های دوسال گذشته‌مان در گروه آینده‌پژوهی دانشگاه اصفهان و امیدی برای تلاش بیشتر در آینده این فرارشته باشد. متن کامل سخنان دکتر رکنی زاده را می‌توانید در خبرگزاری ایسنا از لینک زیر بخوانید.

سخنرانی دکتر رسول رکنی زاده در روز جهانی آینده

علاوه بر این، سخنان دکتر محسن طاهری دمنه، مدیر گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان، در روز جهانی آینده با عنوان: میان رشتگی، مد یا مدل؟، تکلیف این واژه‌های پر طمطراق و بحث برانگیز را به خوبی روشن کرد. این امر که ایجاد توانایی میان‌رشته‌ای فکر کردن، به یک مهارت برای مواجه با آینده تبدیل شده، لزوم حرکت دانشگاه به فضای میان رشته‌ای را بیش از پیش آشکار ساخته است. خروج رشته‌ها و دانشگاه از برج‌های عاج خود می‌تواند مدلی باشد که واژه‌ی میان‌رشته و فرارشته‌ را از برچسب مدگرایی رها سازد. دعوت می‌کنم برای خواندن ادامه و متن کامل سخنان دکتر طاهری لینک زیر را مطالعه بفرمایید:

سخنرانی دکتر محسن طاهری دمنه در روز جهانی آینده

در مراسم روز جهانی آینده امسال، از حضور استاد جوان و دانش آموخته‌ی دکتری آینده پژوهی از دانشگاه تهران بهره‌مند شدیم. دکتر علی ذاکری، از مهرماه سال ۹۷ در کنار خانواده آینده‌پژوهی دانشگاه اصفهان و همراه آن هستند. سخنرانی ایشان با عنوان توهم تاریخ: دانشگاه و سهم ما از آینده، نکات مهمی در مورد چگونگی مواجه با آینده در فضای میان‌رشته‌ای‌ها به همراه داشت. به بیان ایشان، کنش‌گری در یک فضای میان‌رشته‌ای از تقابل تفکر طراحی، تفکر آینده نگر و سیستم‌های پیچیده برای حل مسائل ایجاد می‌شود. متن کامل سخنان دکتر ذاکری در لینک زیر آمده است:

سخنرانی دکتر علی ذاکری در روز جهانی آینده

بعد از ۳ ساعت سخنرانی بزرگواران سخنران و یک ساعت پرسش و پاسخ، مراسم پایان یافت. اما این نقطه پایان نبود بلکه آغازی برای هر روز فکر کردن به آینده برای آن‌هایی که آمدند و گفتند و شنیدند. و البته مشارکت هرچه بیشتر گروه آینده‌پژوهی دانشگاه اصفهان برای گسترش مفاهیمی همچون میان‌رشتگی و  فرارشتگی.

شیدا طائفه هاشمی

دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان

برای ترویج آینده پژوهی

۱۳ اسفند ۱۳۹۷

در مراسم گرامی داشت روز جهانی آینده در انجمن آینده نگری ایران از آقای دکتر محسن طاهری دمنه به دلیل تلاش های ایشان در ترویج آینده پژوهی تقدیر گردید. این ترویج بیشتر معطوف به کارهای انجام شده در مدارس است.

متنی از طرف ایشان توسط سرکار خانم زهرا حیدری دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در مراسم قرائت گردید که قسمت از آن در ادامه آمده است:

خانم ها و آقایان، سروران گرامی در انجمن آینده نگری و همه ­ی دلبستگان به آینده، سلام گرم مرا از شهر موزه­ ی اصفهان، شهر گنبدهای فیروزه­ ای پذیرا باشید. شهریورماه سال ۱۳۹۶ درست ۱۸ ماه پیش برای آمدن دانشجویانم لحظه شماری می کردم. از چند سال قبلش یک دفترچه ایده ها ساختم و همه ایده های ریز و درشتم برای آینده پژوه بودن را در آن یادداشت کردم. می دانستم که مسئولیتی سنگین بر عهده من است. راه اندازی دوباره یک رشته در دانشگاهی مادر آن هم بین همه­ ی اما و اگرها کاری دشوار می نمود که من آن را پذیرفته بودم. مهرماه که شد با همان آهنگ «باز آمد بوی ماه مدرسه» و با همان شور و شوق بچگی وارد کلاس شدم. دانشجویان سر کلاس حاضر بودند و آن روز آغازی بود بر تشکیل یک تیم همدل با اهدافی کاملا آینده پژوهانه. این بخت بلند من بود که در طول این یک سال و نیمی که گذشت عضو یک تیم خوب بودم و آنچه اتفاق افتاد و من مفتخرم گوشه هایی از آن را امروز در محضر مبارکتان گزارش دهم، حاصل تلاش همین تیم است.

گر تو را بخت یار خواهد بود          عشق را با تو کار خواهد بود

عمر بی‌عاشقی مدان به حساب       کان برون از شمار خواهد بود

در طول یک سال و نیم گذشته بیش از بیست کارگاه تخصصی آینده پژوهی برگزار کرده ­ایم که البته بیشترشان در شهر اصفهان بودند، اما از دانشگاه بیرجند تا شرکت گاز مازندران و استانداری سیستان و بلوچستان و موسسه های آموزشی شیراز و پارک علم و فناوری کرمانشاه رفتیم و صدای آینده پژوهی شدیم، چون نمی خواستیم لطف این حوزه ی مطالعاتی تنها نصیب شهرهای بزرگ شود، سخت بود اما رفتیم.

همت کردیم و سرفصل کارشناسی ارشد آینده پژوهی را بازنگری کردیم. هر دانشگاهی که در هر کجای دنیا دستی بر آتش آینده پژوهی داشت رصد کردیم و در نهایت با کمک همفکرانمان در دانشگاه های کشور و فدراسیون جهانی آینده پژوهی سرفصل تحسین برانگیزی تدوین شد که حالا بر روی وب سایت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نشسته و از سال آینده اجرایی خواهد شد.

با شش موسسه دولتی و شرکت خصوصی وارد انجام پژوهش شدیم تا ثابت کنیم که در امر تصمیم سازی و برنامه ریزی، آینده پژوهی چقدر به کار می آید. روندها را رصد کردیم، ره نگاشت تدوین کردیم، برنامه آینده نگاری راهبردی ارائه دادیم و سناریو نوشتیم. هر جایی که رفتیم ثمره اش شد دیدگاه بلندمدت تر برای مدیران. نمی گویم تغییرات بنیان افکنی ایجاد شد، اما سوال های خوبی در ذهن مدیران ساختیم که برای یافتن پاسخ بدانها باید به آینده ها می اندیشیدند.

لاکن همه این فعالیت ها هنوز همه ی دغدغه ما نبود. ما باید به رسالت فرارشته ای بودنمان عمل می کردیم و مگر نه این است که فرارشته مرزهای دانشگاه را در می نوردد تا جامعه را ببینید تا جامعه را حس کند تا در کنار مردمان جامعه باشد؟.

سال گذشته همین روزها بود که به مناسبت گرامی داشت روز جهانی آینده درهای دانشگاه را بر روی علاقه مندان به آینده و آینده پژوهی گشودیم و در مراسمی باشکوه بیش از هفتصد نفر از استان اصفهان و استان های همجوار در روز آینده گرد هم آمدند تا در مورد آینده شغل بشنوند. سه ماه تمام صبحانه و نهار و گاهی شام را در دفتر گروه دور هم خوردیم تا حاصل آن بشود ترویج آینده پژوهی.  این رسالتی است که ما برای خود تعریف کرده ایم. ما گرفتار حصارهای تنگ کلاس نیستیم، ما گوشهایمان را بر روی صداهای بلند جامعه نبسته ایم. آینده پژوهی یک فرارشته است و به اقتضاء این فرارشتگی نسبت به آینده جامعه مسئولیت دارد. یک آینده پژوه اصیل برج عاج نشین نیست و به علوم خفیه نمی پردازد. آینده پژوه یک پای تفکرش در دانشگاه و یک پای حرکتش در جامعه است.

 اما در پایان می خواهم به معنادارترین فعالیتمان بپردازم که جوابی است بر این سوال که چه کاری به زندگی ما معنا می دهد؟ چه کاری ما را ما می کند؟ چه کاری ما را به زنده بودن و ادامه دادن امیدوار می کند؟ جواب به این سوال هر چه باشد، معنای زندگی ماست.

و برای ما معنای زندگی حداقل در این مقطع از زندگی، کشف کردن است. کشف یک استعداد. شناخت آدم های بزرگ آینده و کمک به آنها برای شناختن خودشان. ما آینه دار نسل آینده ایم. ما بادی هستیم که از سمت آینده می وزد و قصه ی موفقیت نسل های فردا را در گوش هایشان زمزمه می کند. چراغ دل ما برق شوقی است که از چشمان آنها می تابد، وقتی در هر کلاس دخترانه، حداقل یک رییس جمهور آینده داریم که بلند بلند مانیفست نسل خودش را می خواند.

 

ترویج آینده پژوهی

ترویج آینده پژوهی؛ همه ی معناداری زندگی یک آینده پژوه

 

ورود ما به مدارس مواجه ی مستقیم با سه ضلع آموزش و پرورش یعنی اولیا، معلمان و دانش آموزان بود و هیچ لذتی بالاتر از کار کردن بر روی نسل های آینده نیست. حالا تقریبا به صورت هفتگی با مدارس ارتباط داریم. کارگاه هایی که در مدارس طراحی و اجرا می کنیم طیفی از کارگاه های کوچک تا کارگاه های چند روزه را در بر می گیرند، اما در همه آنها بدون استثنا به دنبال پرورش چهار مهارت آینده گرا یعنی خلاقیت، کار گروهی، ارتباط موثر برقرار کردن و تفکر انتقادی هستیم. مدارس برای ما حکم درس پس دادن دارند. اگر ما آینده پژوه هستیم باید دستمان در کار ساختن آینده باشد و اگر ساختن آینده برنامه­ ی ماست، آنجا در مدارس در میان کودکان این سرزمین دست به ساختن باید زد.

در روزگاری که ما در پاشیدن بذر یاس اجتماعی در مسابقه ای بی همتا گوی سبقت از یکدیگر می رباییم، چه کسی فریاد می زند که: های انسان ایرانی تو خورشید عالم تاب امید وانهادی و بر مرگ نیامده سوگواری؟ من و ما را چه شده که پیش از مرگ تابوت می سازیم و مرثیه می خوانیم؟. من نمی گویم که واقعیت امروز ما را می شود نادیده گرفت، اما یقین دارم که در این جعبه پاندورا، ما امید را سهمی نداده ایم و درست در همین زمانه است که با آنکه دیگران به ما می خندند و کار ما حرکت بر خلاف جریان آب می پندارند، ما با عقیده راسخ تر و با فریادی رساتر از ساختن آینده ای بهتر با کودکان حرف می زنیم.

سروران گرامی، آنچه گزارش شد، اگر در محضر مبارکتان دستاوردی تلقی شود باید بدانید که حاصل یک همزیستی  ۱۸ ماه با جمعی همدل از دانشجویان عزیزم در گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان است که بدون وجود و تلاش شبانه روزی آنها هیچ کدامشان میسر نمی شدند. به بودن در کنار آنها افتخار می کنم. ما یک تیم هستیم که از همان روز نخست با خودمان عهد بستیم که ویرویس خوشبینی و امید به آینده را در کشور عزیزمان ایران همه گیر کنیم. تار و پود ما و هویت ما با آینده عجین شده است. آینده هرگز نمی میرد، اما همچنین منتظر ما نمی ماند. این خصلت یگانه زمان است. بزرگترین ثروت ما همیشه جایی دور از دسترس ما قرار دارد.

 

در این عمر گُریزنده که گویی جز خیالی نیست

تو آن جاودان را در جهان خود پدید آور

که هر چیزی فراموش است و آن دم را زوالی نیست

در آن آنی که از خود بگذری از تنگ خودخواهی

برآیی بر فراخ روشن فردای انسانی

در آن آنی که دل، دل رانده از وسواس شیطانی

روانت شعله ای گردد فرو سوزد پلیدی را

بدرد موج دود آلود شک و ناامیدی را

به سیر سال ها باید تدارک دید آن، آن را

چه صیقل ها که باید داد از رنج و طلب، جان را

به راه خویش پای افشرد و ایمان داشت پیمان را

تمام هستی انسان گروگان چنان آنی است

که بهر آزمون ارزش ما، طرفه میدانی است

در این میدان اگر پیروز گردی گویمت، گُردی

وگر بشکستی آن جا، زودتر از مرگ خود، مُردی (شعر از احسان طبری).

گرامی داشت روز جهانی آینده در دانشگاه اصفهان

۸ اسفند ۱۳۹۷
روز جهانی آینده
روزی برای اندیشیدن به روزهای نیامده
 
 چند سالی است که اولین روز از ماه مارس مصادف با دهم اسفندماه به عنوان روز جهانی آینده در جای جای دنیا گرامی داشته می شود. روزی برای اندیشیدن به آینده ها، همان هایی که بزرگترین سرمایه های ما هستند. روزهایی که تمام سعی اکنون ما برای بهتر بودن آنهاست اما هنوز شناخت درستی از‌ آنها نداریم. 
گرامی داشت روز جهانی آینده

گرامی داشت روز جهانی آینده در دانشگاه اصفهان؛ با محوریت آینده دانشگاه

 

به هر تقدیر آینده بالاخره فرا خواهد رسید با یا بدون ما، اما هیچ آینده ای خالی از ردپای کنش و بی کنشی امروز ما نیست. بنابراین باید بیاموزیم که چطور می توان به آینده فکر کرد. در گرامی داشت روز جهانی آینده، امسال نیز مانند سال گذشته در دانشگاه اصفهان به عنوان یکی از دانشگاه های مادر مراسمی با محوریت آینده دانشگاه برگزار خواهد شد. 
ما نیاز داریم که مردمان سرزمینمان را با آینده آشتی دهیم، قبل از آنکه قهر ما به جدایی بیانجامد.

اتمام یک پروژه آینده نگاری و چند توصیه

۱۳ بهمن ۱۳۹۷

عکس زیر را ببینید. پانزده جلسه ی رسمی دو ساعته در همین اتاق با ده تا پانزده نفر از مدیران ارشد شرکت گاز استان اصفهان برگزار شد تا ماحصلش بشود تدوین سناریوهای پیش روی این شرکت. با سبدی از روش های ریز و درشت آینده نگاری مثل چرخ آینده، چشم اندازنویسی، تحلیل لایه ای علّی، ماتریس اهمیت – عدم قطعیت، استفاده از نرم افزار سناریوویزارد و در نهایت داستان نویسی برای سناریوها.

 

پروژه آینده نگاری

مشارکت حرف اول و آخر در آینده نگاری

 

تجربه ی من در این گونه پروژه ها که می خواهم در قالب یک توصیه یا پیشنهاد به دوستانی ارائه دهم که می خواهند کاری از جنس آینده نگاری انجام دهند این است که:

«آینده نگاری بدون مشارکت کاری ناقص و ناپسند است».

 

فرقی ندارد از یک پروژه ملی تا یک پایان نامه کارشناسی ارشد. آینده نگاری یکی از ستون های اصلیش مشارکت است (آینده اندیشی، مشارکت، اقدام) و آینده پژوه باید قبل از شروع پروژه، ساز و کاری را در نظر بگیرد که جمعی از ذی نفعان (هر چه ناهمگون تر بهتر) نسبت به شرکت در جلساتِ هم اندیشی متعهد باشند. اگر آینده نگاری شرکتی انجام می دهید بهتر است مدیرعامل برای کارگروه آینده پژوهی حکم صادر کند تا مشارکت کنندگان انگیزه لازم برای حضور در جلسات را داشته باشند.
اما هر نوع مشارکتی هم نمی تواند به اطلاعات غنی و به دردبخور برای آینده نگاری منجر شود. از میان روش های رجوع به خبرگان، حتما روش پنل گل سر سبد است. پنل خبرگان ارزشش از نظر اطلاعات به دست آمده هزاران برابر بیشتر از هر روش دیگری برای جمع آوری اطلاعات است. خرد جمعی، یادگیری در حین مذاکره، شنیدن حرف های دیگران و رای گیری دموکراتیک، شما را مطمئن می کند که اطلاعات به دست آمده از سر بی حوصلگی تکمیل نشده اند.

بارها گفته و باز هم می گویم: اینکه شما یک پرسش نامه میک مک یا سناریوویزارد تدوین کنید و آن را مثل روش های مرسوم پرسش نامه ای بین چند نفر توزیع کنید و بعد میانگین گیری انجام دهید، روشی بسیار ناقص و غیرقابل قبول برای تحلیل اثرات متقاطع و تدوین سناریو است. ماتریس این روش ها باید در پنل تکمیل شده و هر عددی که در این ماتریس ها قرار می گیرید با بحث و جدل اصولی در پنل نهایی شود.

هر سناریو داستانی دارد که در مورد جمله به جمله آن باید اتفاق نظر وجود داشته باشد. گاهی در مورد فقط یک کلمه در داستان یک ساعت تمام در پنل خبرگان بحث و مجادله داشتیم. گاهی بعد از سه جلسه صحبت در مورد پیشران ها، با اضافه شدن یک پیشران کل فضای سناریو تغییر می کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که خبرگان باید برای نقد هر چیزی در جلسه آزادی کامل داشته باشند و شما به عنوان تسهیل گر این جلسات باید برای شنیدن حرف های آنها صبور باشید.

آینده نگاری بیش از هر چیزی یک فعالیت اجتماعی مشارکتی است. بدون مشارکت، کاری که شما انجام می دهید شاید در مورد آینده باشد، اما آینده نگاری نیست، بلکه سیاه کردن صفحات است.

⛔️ متاسفم که از برنامه های آمایش ملی تا خیلی از پایان نامه های کارشناسی ارشد که عناوین آینده نگاری دارند، حتی یک خبره یا ذی نفع در آنها مشارکت نداشته است. به عنوان ارزیاب یادمان باشد که اولین و مهمترین مسئله در ارزیابی پروژه های آینده نگاری مشارکت است. برای ارزیابی اول بروید سراغ میزان مشارکت و اگر مشارکتی در کار نبود روی کل پروژه یک خط قرمز مردودی بکشید، حتی اگر جیم دیتور مجری پروژه بود.

آن بالا قفل شده است؛ جنبش ها را از پایین بیاغازید

۳۰ دی ۱۳۹۷

گرتا تونبرگ (Greta Thunberg) یک دختر پانزده ساله ی اهل کشور سوئد به این نتیجه رسید که اوضاع محیط زیست خوب نیست. پس تصمیمش را گرفت، در ماه آگوست سال ۲۰۱۸ کلاس های مدرسه را رها کرد، یک پلاکارد برداشت و رویش نوشت: (Skolstrejk för klimatet) یعنی اعتصاب مدرسه برای تغییرات آب و هوایی و رفت و نشست جلوی پارلمان سوئد تا سیاستمداران را به کنشگری بیشتر برای مقابله با تغییرات آب و هوایی دعوت کند.

جنبش اعتصاب مدرسه

جنبش تک نفره ی گرتا تونبرگ

 

اما به مدد شبکه های اجتماعی آزاد، او تنها نماند. به زودی جمع کثیری از همکلاسی هایش و بعدها هم سالانش از شهرها و کشورهای دیگر به او پیوستند تا صدای نسل خودشان باشند.

جنبش اعتصاب مدرسه در استرالیا

جنبش دانش آموزی در استرالیا؛ با الهام از گرتا تونبرگ

 

گرتا به عنوان سخنران به اجلاس سازمان ملل در مورد تغییرات آب و هوایی در لهستان دعوت شد و در آنجا گفت:

«چرا باید به چیزهای بیهوده مشغول شویم در حالی که حقایق بزرگتر را اصلا جدی نمی گیریم. چرا ما باید برای آینده ای آموزش ببینیم که ممکن است اصلا وجود نداشته باشد؟

«برای ۲۵ سال شمار زیادی از مردم به کنفرانس های سازمان ملل متحد آمدند تا رهبران جهان را متقاعد کنند که برای جلوگیری از تغییرات آب و هوایی کاری بکنند، اما همچنان انتشار گازهای گلخانه ای رو به افزایش است. من به رهبران جهان برای مراقبت از آینده خودمان التماس نمی کنم، بلکه به آنها می گویم تغییرات در راه اند، چه آنها بخواهند و چه نخواهند».

در حالی که سیاست مداری مثل ترامپ می گوید بعید می دانم تغییرات آب و هوایی منشاء انسانی داشته باشند و با آمدن برف منکر گرم شدن زمین می شود و می شود الهام بخش همه ی گروه های افراطی از برزیل تا ایران، دانش آموزان که می دانند آینده وقتی فرا برسد هیچ کدام از این مغزهای پوسیده نیستند تا به آنها جواب بدهند، خودشان آستین هایشان را بالا زده اند و وارد میدان عمل شده اند.

به راستی گرتا می تواند الهام بخش امید، جنبش و حرکت برای همه ی هم نسل هایش باشد. گرتا به ما آموخت که حتی اگر تنهاییم اما حرفمان را بزنیم. گرتا به ما آموخت که آن بالا در میان سیاستمداران با همه ی حرف های خوشگلی که می زنند و ژست های حق به جانبی که می گیرند، آنقدر بازی های قدرت قوی است که حتی نمی توانند به فردا فکر کنند چه برسد به زمانی در آینده.

گرتا تونبرگ

جنبش اعتصاب مدرسه و رهبری نوجوانان برای تغییر آینده

و مهمتر از همه گرتا به ما آموخت که جنبش های انسانی نقطه شروع شان خواسته ی حق یک جماعت بزرگ است که بلاخره باید از زبان کسی شنیده شود. کسی که همین پایین در میان ماهایی است که هیچ احساس قدرتی نمی کنیم، چون به اشتباه فکر می کنیم که قدرت فقط همان بالا است. این فکر اشتباه است. بهتر است شروع کنیم قبل از آنکه خیلی دیر بشود.

تجربه یک اکوسیستم کارآفرینی

۱۲ دی ۱۳۹۷

تجربه یک اکوسیستم کارآفرینی؛ آنچه نیازش داریم.

داستانی که می خواهم برای شما بگویم کم و بیش برای همه کسانی که در حوزه ی استارت آپ ها و کارآفرینی مشغول اند، داستانی آشناست. اما بازخوانی آن خالی از لطف نیست، مخصوصا از آن جهت که روایتگر داستان دختران یک هنرستان هستم.

⁣هنرستان دخترانه ی نوایی اصفهان را حاج حسین نوایی نامی ساخته است، مدیرش یه معلم خوشفکر به اسم خانم طحان است و هنرجویانش از میان همین دختران نجیب سرزمینمان، همه با استعداداند.
اما داستان ما از آنجایی شروع شد که خانم طحان بعد از آشنایی با گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در همایش گرامی داشت روز جهانی آینده در سال گذشته از ما خواست تا برای برگزاری کارگاه تفکر طراحی به هنرستان آنها برویم. ما با یک جمع تقریبا شصت نفره از دخترها شروع کردیم. وسط های قصه بودیم که شهرداری اصفهان ایده کاپی را برگزار کرد و این شد که کار ما با شهرداری گره خورد و نهایتا خود بچه های شهرداری هم به کمک ما آمدند.

مرکز خلاقیت و فناوری های نوین شهرداری اصفهان به بچه ها بستری برای دیده شدن و شنیده شدن طرح ها و ایده هایشان داد و در نهایت در شبی به یادماندنی از ده ایده ی برتر بچه ها تقدیر شد.

قصه را کوتاه کنم، ما برای تربیت یک نسل کارآفرین به چه چیز دیگری نیاز داریم؟ تقریبا هیچ چیز

✳️ ما به حاج حسین های نوایی نیاز داریم که دلی به وسعت دریا داشته باشند. هر کدام از دختران هنرستان نوایی تا آخر عمرشان خیری برای جامعه داشته باشند، حاج حسینِ قصه ما هم شریک خیر خواهد بود.

⁣✳️ ما به مدیرانی از جنس طحان نیاز داریم که بلد باشند مدرسه و نسل جدید را. مدیرانی که به خودشان و توانشان در ایجاد تغییر باور داشته باشند.

⁣✳️ مابه نهادهایی مثل شهرداری نیاز داریم که حمایتگر ایده ها باشند و بدانند فارغ از نتیجه، در دنیای ایده پردازی کار نیکو کردن از پر کردن است.

⁣✳️ مابه پدرها و مادرهایی نیاز داریم که به جای استرس کنکور و اجبار بچه ها به مشق شب، به پرورش قوه های بی انتهای خیال بچه هایشان توجه کنند.

⁣✳️ و نهایتا سهم گروه های دانشگاهی برای انجام رسالت های اجتماعی و مرشدی کردن بچه ها.

بدون هر کدام از این عناصر، اکوسیستم کارآفرینی شکل نخواهد گرفت و هر چقدر این عناصر در کشور بیشتر شوند، ما امیدمان به آینده بیشتر می شود.

کارگاه آینده پژوهیاکوسیستم کارآفرینی

 

هر کسی هستید فرقی ندارد، بکوشید سهمی در آینده ای بهتر داشته باشید. نه منتظر بمانید و نه دل به تغییرات بزرگ و از بالا به پایین بدهید.

همه ی قصه های خوب قهرمان های خودشان را دارند. شما قهرمان کدام قصه ای؟؟

راه حل های تکنولوژیک یا تغییرات اجتماعی؟

۱۹ آذر ۱۳۹۷

اگر راه حل شما برای حل یک مشکل نیاز به این دارد که شخص دیگری رفتارش را تغییر دهد، در حقیقت مشکل شما حل نشده است. بشریت با مشکلات بسیار زیادی روبروست که برای حل شدن نیاز به تلاش های مشترک بسیاری از افراد و حتی همکاری بین دولت ها دارد. می خواهیم به بررسی این موضوع بپ ردازیم که چرا یک راه حل تکنولوژیکی بیش از یک راه حل اجتماعی ترجیح داده می شود.

با بررسی یک نمونه از راه حل های موفق تکنولوژیکی در می یابیم که  هنگامی که محققان دریافتند که CFC ها که در اسپری ها و یخچال ها استفاده می شوند در تقابل با لایه ی محافظ اوزون هستند و باعث از بین رفتن این لایه می شوند، شروع به تحقیق برای یافتن یک جایگزین با قدرت تخریب کمتر برای CFC ها کردند. اولین پیشنهاد این بود که هر شخص باید از استفاده از یخچال یا اسپری ها خودداری کند که بسیار بعید به نظر می آمد زیرا این ها دستگاه های محبوبی بودند که همه استفاده می کردند و بعید بود که افراد بتوانند از استفاده از آنها صرف نظر کنند و موجب تغییر شوند. خوشبختانه HCFC ها پیدا شدند که جایگزین مناسبی برای CFC ها هستند و بنابراین قوانینی در سطح جهان برای این جایگزینی وضع گردید و مشکل توسط یک راه حل تکنولوژیک حل شد که در آن تغییر اجتماعی عملاً غیرممکن بود.

راه حل های فناورانه

فناوری؛ هم درد و هم درمان

 

تولید گازهای گلخانه ای عمدتاً بدلیل استفاده از سوخت های فسیلی افزایش یافته است که این افزایش منجر به تغییرات آب و هوایی شده و جالب توجه است که بسیاری از راه حل های پیشنهادی برای تغییرات آب و هوایی شامل تغییرات اجتماعی می شوند به این ترتیب که برای مثال همه ی ما گیاه خوار شویم، از رانندگی کردن صرف نظر کنیم و یا اینکه برق کمتری حاصل از سوخت های فسیلی مصرف کنیم. با این حال، ما قادر به انجام این کار نیستیم، زیرا انسان ها رفتارشان را تغییر نمی دهند مگر اینکه مستقیماً در معرض آسیب باشند. تهدید آسیب های حاصل از این گاز ها برای خودمان و نسل های آینده به اندازه کافی قانع کننده نیست که ما رانندگی کردن را متوقف کنیم. اگر فرض را بر این بگذاریم که ما هیچ راه حل تکنولوژیکی پیدا نمی کنیم و تغییر در آب و هوا کاملاً به تغییر جامعه وابسته است، آن وقت به احتمال زیاد ما تولید گازهای گلخانه ای را با سرعت بیشتری ادامه دهیم تا زمانی که مردم از شدت قحطی و کمبود غذا به شدت رنج ببرند و آن موقع است که رفتارشان را تغییر خواهند داد.

جالب توجه است که یک راه حل فناورانه برای کاهش انتشار دی اکسید کربن در حال حاضر وجود دارد و از سال ۱۹۵۰ در قالب انرژی هسته ای در دسترس بو ده است. نیروی هسته ای می تواند جایگزین تمام نیروگاه های سوخت زغال سنگ، گاز و نفت ما شود و تولید گاز دی اکسید کربن حاصل از تولید برق ما را به صفر برساند، اما با این وجود مقاومت زیادی در برابر استفاده از نیروی هسته ای به دلیل خطرات آن وجود دارد. خطرات ناشی از این انرژی اغلب توسط گروه های زیست محیطی مانند Greenpeace بسیار پر رنگ شده است. با این وجود آسیب ناشی از نیروی هسته ای در مقایسه با خسارت ناشی از سوخت های فسیلی بسیار ناچیز است. مطمئناً اتفاقات هسته ای با تلفات و آسیب های زیست محیطی روی داده است، اما سوخت های فسیلی در آستانه به وجود آوردن فاجعه ای جهانی قرار دارند که اکثریت گونه های موجود در سیاره ما را منقرض می کنند و مناطق بزرگی را غیرقابل زیست می سازند و مهمتر از همه، تولید غذا را دچار مشکل می کنند. از هر جهت که بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که انرژی هسته ای باید هرچه سریعتر جایگزین سوخت های فسیلی شود ولی با این حال ترس عمومی در مورد انرژی هسته ای امکان استفاده از این انرژی را در این مقطع زمانی ناممکن می سازد.

در حالی که انرژی خورشیدی و باد اکنون جایگزین مناسبی برای سوخت های فسیلی هستند ولی برای استفاده از این انرژی ها بسیار دیر است و آن ها نمی توانند تغییراتی را که ما در حال ایجاد آن هستیم موجب شوند. این در حالی است که دوست داران محیط زیست که داعیه دار حفاظت از زمین هستند با گسترش ترس از فناوری تخریب آن را به ارمغان آورده اند. ما می توانیم رفتار دقیقاً مشابهی را در مورد استفاده از درخت خرما برای تولید روغن و انقراض احتمالی اورانگوتان ها ببینیم. روغن نخل در بسیاری از غذاها، شامپوها و مواد شوینده استفاده می شود. نخل های روغنی در کشورهای گرمسیری مثل اندونزی و مالزی رشد می کنند که بسیاری از گونه های مختلف جانوری مانند اورانگوتان ها در آنجا زندگی می کنند. همه ما از این موضوع آگاه هستیم اما به خرید غذاهای میان وعده، شامپو و مواد شوینده ادامه می دهیم. ما رفتار خود را تغییر نخواهیم داد، زیرا انقراض اورانگوتان ها باعث آسیب مستقیم ما نمی شود. بنابراین آیا یک راه حل فنی برای حل این مشکل وجود دارد؟ آیا می توانیم روغن حاصل از درخت خرما را با ماده دیگری جایگزین کنیم تا بتوانیم به استفاده از محصولاتی که ما به استفاده از آنها علاقه داریم بدون نابودی جنگل ها ادامه دهیم؟ ایکوور، یک تولید کننده مواد شوینده، جایگزین روغن حاصل از درخت خرما را برای استفاده در مایع لباسشویی خود تولید کرد. روغن از جلبک هایی که به لحاظ ژنتیکی اصلاح شده بودند به دست می آمد. با این وجود به دلیل ترس از اصلاح ژنتیکی که توسط گروه های زیست محیطی مانند Greenpeace گسترش یافته، بسیاری از مردم از استفاده از محصولات اصلاح شده ژنتیکی خودداری می کنند. طی یک نامه سرگشاده به ایکوور که توسط بسیاری از گروه های زیست محیطی مانند Friends of the Earth امضا شد، او را مجبور به تجدید نظر در استفاده از جایگزین روغن نخل حاصل شده از جلبک های اصلاح شده ژنتیکی کردند تا یکبار دیگر، ترس غیر منطقی از فناوری – توسط کسانی که بیشترین نگرانی در مورد محافظت این سیاره را دارند، منجر به تخریب آن شود.

ما اگر می خواهیم مشکلاتی که با آنها مواجه هستیم را حل کنیم، باید به این ترس از فناوری توجه کنیم و این واقعیت را بپذیریم که ما با تغییر رفتار مردم قادر به حل این مشکلات نخواهیم بود.

 

پی نوشت:

می دانیم که برای برخی خوانندگان این مقاله پذیرفتن آن ممکن است دشوار باشد، اما ما ناگزیر از شنیدن همه نظرات هستیم تا در نهایت به دموکرات ترین حالت بتوانیم تصمیم بگیریم.

این نوشتار حاصل کوشش آقای اکبر قدیری دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در ترجمه ی مقاله زیر است:

Technological solutions are always preferable to societal change

نقدی بر سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

۳ آذر ۱۳۹۷

هر چند اساسا با هر چه سند از هر نوعش آن هم به دلایل علمی مخالفم و از هر چه شعار تو خالی و عوام فریبانه مثل «آینده را باید ساخت» متنفرم که اگر هم خوب باشند دارند بد به کار می روند، اما ایراد اساسی من ساختن آرمانشهر است. البته با آرمانشهرهایی که دن کیشوت های سوار بر اسب های لنگ می سازند مخالف نیستم، دیوانگانِ تنها هیچ وقت برای جوامع ضرری نداشتند. اما آرمانشهرهای حکومتی، آینده پژوهانه و عاقلانه جلوه دادن همه اشتباهات وحشتناک احتمالی آینده است که هیچ کس امضاکنندگان مانیفست های اولیه آنها را به یاد ندارد.

بگذریم، خاطر سندنویسان عزیز را با زیر سوال بردن اصل سندنویسی و آرمانشهرنگاری مکدر نمی کنم. با این فرض که سند را مفید بدانم در مورد این سند یعنی « الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت»، یک سوال مهم دارم. حداقل برای خودم مهم است. این که می گویم من، برای مهم جلوه دادن خودم نیست. دارم تمرین می کنم که بتوانم به جای خودم حرف بزنم و واژه مردم و جامعه را به هر نحوی استفاده نکنم.

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

آرمانشهر و چالش اعتبار آینده پژوهانه

 

سوالم این است اگر آیندگان نخواهند مبانی ما را بپذیرند با آنها چه باید بکنیم؟ در رسانه های شما چهل سال است یک ساز به نمایش در نیامده است، چهل سال است برای زنانی که عزت را برایشان به ارمغان آورده اید و آنها را به مقام انسانی رساندید، هنوز رفتن به آوردگاه های ورزشی تابویی وحشتناک است که می شود موضوع روز منبرهای نماز جمعه. شما چه تضمینی به آیندگان می دهید که اگر نخواهند در آرمانشهر شما زندگی کنند یک در پشتی هست که بدون مزاحمت می توانند از آن بیرون بروند.

در سند پایبندی بر بنیادی ترین ارزش های تعریف شده و توافق شده در چهل سال پیش از این و اصرار بر تداوم آنها تا حدود پنجاه سال بعد یعنی سال ۱۴۴۴، اولین چیزی است که برای منی که بر روی تصاویر آینده کار کرده ام و کمی در مورد آرمان و آرمان ها فکر کرده ام، عجیب به نظر می رسد.

 

نوشته ای دیگر: آرمانشهر، ویرانشهر، آینده پژوهی

 

برای میکرو آرمان های شخصی شده در جامعه ای که در نیم قرن گذشته بخت خویش را در همه ی راه ها و بی راهه ها آزموده اند و حالا دور خودشان یک حصار کشیده اند و تراز شناخت خودی و ناخودی و بی خودی محصور به متراژی تا نوک دماغشان شده و بنیان دین و دنیاشان همه اش شده «من اینجوری بیش تر حال می کنم»، آرمان نگاری می کنید و بعد حتی حاضر نیستید کمی و فقط کمی پای مبارک را جمع کنید تا ببینید زیر پوست شهر، دهه هفتادی ها و هشتادی ها که ساقی های محله را از معلم هایشان بیشتر می شناسند، نه مبانی انسان شناسی شان، نه مبانی دین شناسی شان و نه هیچی شان اصلا شبیه تو که مبارز زندانی زمان شاه بودی یا منِ دهه شصتی که بلند بلند در سگ لرزه زمستان در صف های صبحگاهی دبستان با تمام وجودم داد می زدم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نیست.

سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

بهترین آرمانشهر نداشتن آرمانشهر است

 

حالا بگذریم که برای نسل های بعد که تو از اینجا از سال ۱۳۹۷ برایشان خط و نشانِ سعادت و شقاوت می کشی اساسا شاخص ها هم متفاوت خواهد شد. آنچه امروز تو پیشرفت می دانی و سندش را نوشتی از کجا می دانی برای پنجاه سال بعد پسرفت نیست. سندنویس عزیز شما کلمات خوبی نوشتی، همه اینها بار معنایی خوبی دارند اما الان و برای من و تو. سندی که من می بینم بیشتر اعترافاتمان برای مسیر نرفته است تا شناخت مسیر پیش رو.

بیا به ماندنمان در ۱۴۰۴ فکر کنیم تا به بهشت موعودمان در ۱۴۴۴.

پروژه ایران ۲۰۴۰ در دانشگاه استنفورد

۲ آذر ۱۳۹۷

در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه استنفورد پروژه ای کلید خورد که هدفش بررسی کمی وضعیت ایران در آینده یا به عبارتی پیش بینی ایران تا سال ۲۰۴۰ در حوزه های مختلف بود. این پروژه ی دانشگاهی بر اساس تحلیل داده های کمی و با استفاده از نگاهی آینده نگارانه به بررسی روندهای حاکم بر ایران در حوزه های جمعیت شناسی، اقتصاد، انرژی، آب، کشاورزی و سیستم های مالی پرداخته است.

ایران 2040

ایران در سال ۲۰۴۰ به روایت استنفورد

 

دسترسی به گزارش های این پروژه رایگان است و آینده پژوهان و دیگر علاقه مندان به بررسی روندهای حاکم بر آینده ایران می توانند از آن استفاده کنند.

برای ورود به صفحه گزارش از لینک زیر استفاده کنید:

ایران ۲۰۴۰

. logo-samandehi تایید