+

کتاب تصاویر آینده اثر فرد ال پولاک

۱۳ تیر ۱۳۹۵

اولین مطالعه فلسفی نظامندِ مرتبط با نقش «تصاویر آینده» در فرهنگ‌های گوناگون و در طول تاریخ را می‌توان در کتاب تصور آینده اثر فرد پولاک (Frederik Lodewijk Polak) یافت. پولاک در این کتاب که در دهه ۱۹۵۰ نوشته شده است، تصورات آرمانی و معادی از آینده و رابطه آن‌ها با فرهنگ و افت‌ و‌ خیز  تمدن ها را بررسی کرد. پولاک به عنوان یک ایده‌آل گرای تاریخی مدعی است که «ایده یا ‌اندیشه»، مخصوصاً‌ اندیشه‌های معطوف به آینده، محرک‌های اصلی تاریخ هستند که نوع بشر را به قلمرویی «دیگر» هدایت می‌کنند. پولاک در پاسخ به نظریه‌ی تغییر تاریخی و فرهنگی «چالش‌ها و پاسخ‌های» آرنولد توینبی (Arnold Toynbee) نوشت:

تا زمانی که تصویر جامعه از آینده مثبت و رو‌ به‌ رشد است، فرهنگ جامعه رو به رشد و شکوفایی است و وقتی این تصویر رو به زوال بگذارد و سر زندگی‌اش را از دست بدهد، فرهنگ بقا پیدا نمی کند و از دست می‌رود….

فریدریک پولاک

پس سوال نخست شرح چگونگی افت و خیز فرهنگ‌ها نیست، بلکه شرح ایجاد تغییرات موفقیت آمیز در تصاویر آینده است. وقتی پولاک بر مبنای فلسفه‌ی تاریخی‌اش به مطالعه دوران مدرن پرداخت، به نتیجه‌ی تکان دهنده‌ای رسید: به دلیل «مرگ آرام» تمام تصاویر معادی و آرمانی از آینده، تصاویر آینده در دنیای مدرن دچار «جابجایی شدید» شده‌اند. پولاک بر این باور بود که این گذر از دوران مدرن به دوران پسامدرن که شاید بتوان به بهترین وجه آن را زمان آخر یا مرحله آخر نامید، به دلیل تغییر در معنویات است که این خود ناشی از تخریب کل تصاویر آینده است. به علاوه، برای اولین بار در تاریخ تمدن غرب هیچ شوقی برای درک تصویرهای نو از آینده وجود ندارد. در واقع، بر خلاف تمام اعصار قبل، این دوره حمله‌ی پرخاشگرانه‌ای علیه تصاویر آینده انجام داده است. انسان قرن بیستمی ‌به صورت فعال، جامعه و تمدن «بدون آینده‌ای» را دنبال می‌کند.

آینده پژوهی

در این اثر گرانبها صرف نظر از ادعاهای تحقق نایافته در مورد زوال غرب که حداقل هنوز نشانه های جدی از آن نمی بینیم، نویسنده به درستی بر نقش تصاویر آینده در ساخت و پیشرفت تمدن ها و فرهنگ ها اشاره کرده است. آخر آنکه هر چند این کتاب حدود ۶۰ سال پیش نگارش یافته است اما هنوز خواندن آن برای پژوهشگران حوزه آینده نگاری اجتماعی، تغییرات اجتماعی و توسعه می تواند بسیار آموزنده باشد.

ذات تصاویر آینده

۶ فروردین ۱۳۹۵

ما انسان‌ها در زندگی خود، تصاویری از آینده داریم و آن‌ها را بهبود و رشد می‌دهیم، برخی فی‌نفسه بسیار شخصی‌اند، در حالی‌ که سایرین، به ‌وضوح جمعی بوده و با جامعه مشترک اند. برخی از این تصاویر در یک بخش خودآگاه عمل می‌کنند، در حالی‌ که بقیه در سطحی ناخودآگاه بر تصمیم‌ها، انتخابات و پیش‌بینی‌های ما تأثیر می‌گذارند. اگرچه برای ما ممکن نیست که مطمئناً چیزی از آینده بدانیم، اما فکر کردن در مورد آینده چیزی است که انسان به خاطر مدیریت کل زندگی و سازگاری فردی، می‌خواهد انجام دهد. پوپر نیز خاطر نشان می‌سازد که ما هنوز مجبور به انتخاب هستیم و باید به‌ گونه‌ای عمل کنیم که بهترین پیش‌بینی‌های ما از آینده، روزی امکان تحقق داشته باشند.

نیاز و میل به دانستن در مورد آینده، ویژگی انسان است. افراد در طول تاریخ وسایل و ابزارهای گوناگونی ایجاد کرده‌اند تا به پیش‌بینی و شفاف شدن آینده کمک کنند. ساخت مدل های ذهنی در مورد آینده به‌ منظور ایجاد توانایی برای انجام هر عمل یا فعالیتی در انسان، یکی از وسوسه‌انگیزترین جنبه‌های این ویژگی است. یعنی ایجاد فرضیه و ارزیابی چیزی که قرار است، آینده باشد. این روند تصویرسازی از آینده نسبتاً ارادی است، اما عناصر نیمه خودآگاه را هم در بر می‌گیرد. ما پیش‌فرض‌ها و باور‌های عمیقی در مورد چگونگی چیزها، چگونه بودن آن‌ها، چگونگی رشد آن‌ها ایجاد می کنیم و سپس در مورد چگونه بودن آن‌ها در آینده نتیجه‌گیری می‌کنیم. بنابراین، در روند تصمیم‌گیری و انتخاب گزینه‌ها، ما بر این نمونه‌های خودساخته تکیه می‌کنیم.

تصاویر آینده

برای یک آینده‌پژوه، تصاویر آینده (image of the future) لذت به خصوصی دارند، چرا که آن‌ها تأثیر شگرفی بر آنچه آینده به واقع خواهد بود، می‌گذارد. تصاویر آینده از باورها، آرزوها، عقاید، و فرضیه‌هایی درباره ی آنچه آینده خواهد بود، تشکیل شده اند، بنابراین ذاتاً نظام‌مند هستند. آن‌ها از دانش ساخته شده‌اند و چاشنی آن‌ها تخیل است. آن‌ها با اطلاعاتی در مورد گذشته، مفاهیمی از حال، دانش فرهنگی و اجتماعی، سلیقه شخصی، معیار‌ها، نیاز‌ها و همچنین آرزوها، رؤیاها و آرمان ها ساخته می‌شوند. در قالب امید، ترس و انتظارات بروز می‌کنند و بر تصمیم‌گیری، انتخاب، رفتار و کنش تأثیر می‌گذارند. به این دلیل تأثیر آن‌ها بر انگیزش انسان بسیار زیاد است. ما با تصمیمات خود یا می‌خواهیم آینده‌ای را مطرح کنیم که تصویر مثبت و مطلوب ما را بپروراند، یا تلاش می‌کنیم از وقوع آینده‌ی منفی و ناخوشایند اجتناب کنیم.

در نتیجه، تصاویر آینده می‌توانند بر زندگی و سرنوشت ما تأثیر بگذارند. آن‌ها در ذهن افراد، گروه‌ها یا نهاد‌ها به عبارت دیگر، تمام کنش‌گران متفاوت در هر سطح از جامعه، وجود داشته و همچنان رشد می‌یابند. آن‌ها می‌توانند به اشتراک گذاشته شوند، پذیرفته شوند، شکسته شوند و تغییر کنند. می‌توانند کاملاً از نو ساخته شوند، و به صورت‌های مختلف مورد دفاع واقع شوند. بنابراین، تصاویر آینده قابل دسته‌بندی و ارزیابی هستند. در حالی ‌که آینده‌ی واقعی، وقتی‌ که سرانجام به حقیقت بپیوندد، از عناصری که در انتظارات قبلی ما وجود داشته‌اند، تشکیل شده است. در نتیجه می‌توان آینده را به‌ عنوان تجسم نتایج کنش‌ها و انتخاب‌های حال ما (که از تمام چیزها و پیشرفت‌هایی که مستقل از ما هستند نیز، تأثیر گرفته) دید.

تاملی در مفهوم تصاویر آینده به مثابه ساخت هویت اجتماعی

۳۰ آذر ۱۳۹۴

خوشحالم که یکی از مقالات مستخرج از رساله ی دکتری ام در نشریه ای وزین و معتبر به چاپ رسید. اقبال به رشته آینده پژوهی در کشور ما رو به فزونی است. اقبالی که گاه مورد نقد دلسوزان و گاه مورد حسد، حسدورزان قرار می گیرد. در هر حال آینده پژوهان کشور واقف به لزوم انتشار آثار خود هستند تا علاوه بر گسترش تفکر معطوف به آینده، نوشته ها و آثار خود را در معرض نقد سازنده قرار دهند.

در ادامه چکیده مقاله آمده است:

چکیده

این نوشتار، بر اساس تفسیری نظرورزانه مترصد پاسخ به این سوال است که آیا تصاویر آینده می توانند هویت ساز باشند؟ به لحاظ استعاری، جان مایه ی کلام، اشاره به مقصد مشترک مسافران یک وسیله ی نقلیه، به جای تاکید بر همسانی مسافران آن است، جامعه ای که بسان یک کشتی در مسیری قرار دارد و هویتش را نه از یکسانی قومیت، نژاد، زبان، مشترکات فرهنگی و تاریخی مسافرانش، بلکه از مقصد مشترک آنها می گیرد. همچنین بحث خواهد شد که این خوانش جدید از هویت که آن را هویت مقصد نام نهاده ایم، در روزگار کنونی که تغییر، شاخصه ی ثابت آن است و دگرگونی های نسلی، نو به نو بر جامعه تحمیل می شوند، چه به لحاظ سازش با اقلیم جوامعِ در حال گذار، مانند جامعه ی ایرانی و چه به لحاظ مشارکت دادن جوانان در ساخت آن، از قابلیت انسجام بخشی و هویت آفرینی بالایی برخوردار است.

متن مقاله را می توانید از لینک زیر دانلود نمایید.

«تاملی در مفهوم تصاویر آینده به مثابه ساخت هویت اجتماعی»

جایگاه تصاویر آینده در آینده پژوهی

۲۳ مرداد ۱۳۹۳

تصاویر آینده موضوعاتی با اهمیت بنیادین هستند که در آینده پژوهی مورد بررسی قرار گرفته و بحث ­های گسترده بسیاری در دیگر رشته ­ها و زمینه ­های علمی دارند. ما علاقه مند به تشخیص و درک تصاویر بسیار گوناگونی هستیم که از آینده وجود دارد؛ درک این که چرا افراد خاص تصویرهای مشخصی از آینده (در مقایسه با سایر تصاویر ممکن) دارند، چطور تصویرهای متفاوت از آینده منجر به کنش ها یا بی کنشی های خاص در زمان حال می شود و چطور کنش ها یا بی کنشی های کنونی به خودی خود جنبه های خاصی از آینده را ایجاد می کند. در زندگی روزانه، ما به صورت ناخودآگاه تصویرهایی درباره آنچه پیرامون ماست در ذهنمان شکل می دهیم.

نوشته ی مرتبط: ذات تصاویر آینده

 

پدیده هایی ملموس همچون مردم و سازمان ها و یا ناملموس مانند ارتباط با افراد خاص یا شرایط اقتصادی یک کشور. چنین تصاویری ممکن است در یکی از این سه گروه قرار بگیرند: تصویرهایی از زمان گذشته، تصویرهایی از زمان حال و تصویرهایی از زمان آینده. دو گروه اولِ تصویرها در ذهن شخص بر اساس آنچه رخ داده یا آنچه در حال رخ دادن است و نیز تفاسیر و ادراک های متفاوت از هر کدام، شکل گرفته اند. گروه سوم به آینده مربوط است، به اتفاقات و تجربیاتی که هنوز رخ نداده اند. از این رو تصویر آینده چنین تعریف می شود: پیش بینی درباره چگونگی رخدادها یا موقعیتی که در زمان آینده وجود دارد. اما دانستن تصاویر آینده چه کمکی به آینده پژوهان می کند؟ چرا آرمان ها، آرزوها و چشم اندازهای یک فرد یا جامعه مورد مطالعه قرار می گیرند و اصولا چرا درک تصویرهای آینده مهم است؟

تصاویر آینده

تصاویر آینده در آینده پژوهی

ما به طور مداوم در حال تصمیم گیری هستیم، خواه خودآگاه یا ناخودآگاه. هر تصمیم گیری چهار مرحله دارد: اطلاع یابی و آگاهی، طرح، انتخاب و پیاده سازی. وقتی شخصی آنچه را که باید درباره ­اش تصمیم بگیرد، تشخیص داد (مرحله بینش)، شروع به در نظر گرفتن تصمیم های چندگانه می کند  (مرحله طرح)، بهترین تصمیم را انتخاب می کند (مرحله انتخاب) و آن را انجام می دهد (مرحله پیاده سازی). در مرحله های طرح و انتخاب، شخص نه تنها آنچه قبلا رخ داده، بلکه آنچه می تواند در آینده رخ دهد را نیز ارزیابی می کند. آن رخدادهای آتی، تصویرهای آینده هستند. این فرآیند تصمیم گیری یکی از ادعاهای مهم در آینده پژوهی را منعکس می کند؛ بدان معنا که رفتارهای کنونی هر شخص، سازمان یا ملت بستگی به تصویری دارد که در ذهن دارند. اگر کنش های ما که آینده را شکل می دهند، خود از دیدگاه های ما نسبت به آینده شکل گرفته اند، پس این دیدگاه ها از بالاترین درجه اهمیت برخوردارند. بولدینگ (Boulding) تاکید می کند: «اشخاص یا ملتی که نه درک روشنی از زمان حال دارند، نه درک واضحی از آینده ­ی پیش رو، به احتمال زیاد در رفتارشان مردد و نامطمئن خواهند بود و شانس کمی برای بقا خواهند داشت».

نوشته ی مرتبط: تاملی در مفهوم تصاویر آینده به مثابه ساخت هویت اجتماعی

 

در حوزه تاثیرات بلند مدتِ تصویرهای آینده، فردریک پولاک (Polak) پایه نظریه تغییر اجتماعی را بر اساس تصویرهای آینده قرار می دهد. او ۳۰۰۰ سال تاریخ تمدن بشر را بررسی و دریافت که: تصویرهای مثبت منجر به شکوفایی فرهنگ می شود، در حالیکه تصویرهای منفی زوال فرهنگ را به بار می آورد؛ و اینکه قدرت فرهنگ ­ها همبستگی معناداری با قدرت تصویرشان از آینده دارد. بنابراین پر بیراهه نیست که آینده پژوهانی مانند جیم دیتور (Jim Dator) که لقب پدر علم آینده پژوهی در آمریکا را به او داده اند، مطالعه تصاویر آینده را قلب فعالیت های آینده پژوهانه می دانند. در کشور ما مطالعات بسیار محدودی بر روی تصاویر آینده در سطح فردی و ملی صورت گرفته و بنابراین در زمینه شناخت تصاویر موجود از آینده و نیز عوامل تاثیرگذار بر شکل گیری و گسترش این تصاویر هنوز فقر مطالعاتی زیادی وجود دارد. جایی که آینده پژوهان باید ادای دین کنند.

نوشته ی مرتبط: کتاب تصاویر آینده اثر فرد ال پولاک

 

در فیلم زیر جیم دیتور به طور خلاصه به معرفی آینده پژوهی می پردازد. دیدن این فیلم را از دو نظر دوست دارم. یکی محتوای فیلم که در طول چند دقیقه به معرفی اجمالی آینده پژٰوهی می پردازد و دیگری متانت دوست داشتنی دیتور.

 

معرفی آینده پژوهی

 

تصاویری از آینده فناوری های پوشیدنی

۲۸ آبان ۱۳۹۶

بازارِ به سرعت در حال رشد فناوری های پوشیدنی، به واسطه ی  پیشرفت در فناوری اطلاعات و ارتباطات­­ (ICT)­­­­­، دسترسی بی سیم و پذیرش عموم مردم، نشان دهنده پتانسیلی بی حد و حصر از تغییر در آینده است. همچنان که استفاده از دستگاه های پوشیدنی گسترش می یابند، اثرات اجتماعی و فرهنگی بر محیط می­ گذارند که باعث بوجود آمدن توامان فرصت ها و تهدیدات می شوند. این نوشتار چارچوب طرح خط مشی مبتنی بر آینده را برای توسعه ی دستگاه های پوشیدنی پیشنهاد می کند. این چشم انداز آینده دارای سه بعد است: فرد ­(کاربر)­، محتوا (فرهنگی/اجتماعی) و تکنولوژی (آینده نوآوری ها). برای مقاصد ما، کاربر و محتوا در اولویت هستند. پیشرفت های تکنولوژیکی در حال وقوع هستند، دستگاه ها می توانند کوچکتر و در عین حال قدرتمندتر باشند، ارتباطات بیشتری با سایر دستگاه ها داشته باشند و از ورودی و خروجی های پیچیده تری استفاده کنند. در چشم انداز آینده ای که در زیر ارائه شده است، بر مفهوم هویت شخصی و نحوه تغییر آن توسط گجت های پوشیدنی تمرکز شده است (شکل ۱). این از اهمیت ویژه فناوری تسهیل کننده است؛ این به خود کاربر بر می گردد که در هر زمان کنترل کند دیگران تا چه میزان از ویژگی های او در محیط اجتماعی، محیط کار و در مکان های عمومی آگاه باشند.

آینده فناوری های پوشیدنی

یک تصویر از آینده فناوری های پوشیدنی

 

شکل بالا چشم انداز یک آینده آشنا و نزدیک را به نمایش می گذارد که در آن فن آوری های پوشیدنی همه جا دیده می شوند اما برنامه های شخصی آنها متفاوت است. مردم بر اساس نیازها،­ محتواها و انتخاب شخصی خود، استفاده­­ از این فناوری ها را به صورت مخفی یا آشکار نشان می دهند. آنها می توانند ناتوانایی های خود و سطح استفاده از کمک فناوری ها را به مقداری که می خواهند نمایان سازند.

اما هنگامی که ما این فناوری را به یک توالت عمومی، زمین بازی، فرودگاه و … بیاوریم، چه اتفاقی ممکن است بی­افتد؟ آنچه مورد نیاز است بیشتر تکنیک های تحقیقاتی است که از تجزیه و تحلیل رفاه اجتماعی و عاطفی مصرف کننده پشتیبانی می کنند. بنابراین نباید به تنهایی فقط بر ارتباط بین کاربر و فناوری تمرکز کرد. بلکه در توسعه فناوری همچون فناوری های پوشیدنی باید مسائل فردی، اجتماعی، فرهنگی و فناورانه در یک چارچوب منسجم بررسی شوند.

شکل زیر یک رویکرد کل نگر بر مسئله توسعه خط مشی در خصوص فناوری های پوشیدنی را نشان می دهد.

خط مشی فناوری های پوشیدنی

چارچوب ادغام طراحی فناوری و سیاستگذاری

 

این سخت است که برای چیزی که نمی توانید تصورش کنید طراحی انجام دهید و این حداکثر بیگانگی در طراحی است. به طور معمول فرایند خطی طراحی ممکن است فرضیه هایی در مورد تغییرات پیش بینی شده ایجاد کند. یکی از مهمترین کمک های تفکر آینده نگرانه، توانایی خارج شدن از یک فرایند تغییر خطی است تا امکاناتی که هنوز در حال حاضر از لحاظ تکنولوژی امکان پذیر نیست را بتوان تصور کرد. با دور انداختن ایده “شما نمی توانید این کار را انجام دهید” – طراحان محدودیت ها را پشت سر می گذارند، بنابراین با پیش بینی چیز های خارق­ العاده، دامنه آن چه می تواند “درک شود” گسترش می یابد.

در ادامه سناریوهای پیش روی فناوری های پوشیدنی را مرور می کنیم:

سناریوی اول: کمک کننده ها به تقویت کننده ها تبدیل می شوند. 

تکنولوژی تسهیل گر به طور کلی یعنی هر آیتم، قطعه، تجهیزات و یا محصولی که برای افزایش، حفظ یا بهبود قابلیت های عملکردی افراد مورد استفاده قرار می گیرد.

تصور کنید که دستگاه های پوشیدنی، تکنولوژی های پیچیده، در همه جا حاضر و به صورت نا محسوس، قابلیت های افراد معمولی را تقویت می کنند. این ها نوآوری هایی است که پتانسیل فوق العاده ای برای تغییر کیفیت زندگی و فرهنگ ما (در حالت های مثبت و منفی) ایجاد می کنند،اما همچنان یک چالش قابل توجه برای طراحان و سیاست گذاران خواهند بود. یک رویکرد برای قبول فن آوری های پوشیدنی، تغییر از تمرکز بر فناوری، به خودی خود، به ساختار هویت است. طوری که در آن کاربران استفاده کننده از فن آوری های پوشیدنی، تصویر، شخصیت، و یا حتی محیط را برای نشان دادن به بینندگان (مجازی یا واقعی) انتخاب می کنند. آنها هنجارها و مقررات اجتماعی، حریم خصوصی، خواسته ها، مد و دسترسی را به گونه ای تنظیم می کنند که حداکثر آزادی و حالات خود را داشته باشند.

سناریوی دوم: هویت ساخته یافته، ساحت دیجیتال و فیزیکال را ادغام می کند

یکی از جنبه های کلیدی هویت ساخت یافته، تنظیم نمایش هویت است: با به صورت انتخابی پیش زمینه کردن اطلاعات در مورد خودتان در یک وضعیت خاص، انتخاب زمان و چگونگی نشان دادن وضعیت خود (از طریق کانال های حسی و اطلاعاتی) و تنظیم سطح کمک های فنی/تقویتی که از آن استفاده می کنید بر اساس نیاز و اولویت ها. یک پیکربندی تکنولوژیکی ممکن است برای  مهمانی مناسب باشد، برای مثال، در جایی که کاربر تصمیم می گیرد تکنولوژی خود را به صورت آشکارا به عنوان مد نمایش دهد، در حالی که تنظیمات دیگری در زمان شام خوردن مخفی اند و مزاحمت ایجاد نمی کنند. هر چیزی که ما به تن می کنیم نتیجه ­ی یک انتخاب آگاهانه در راستای چیزی که می خواهیم به دنیا نشان دهیم است.

شکل زیر چنین آینده ای را به تصویر می کشد.

 

آینده پژوهی فناوری پوشیدنی

فناوری پوشیدنی و هویت فردی و اجتماعی

 

شکل بالا نشان دهنده ابزاری است که به ما کمک می کند تا موارد استفاده و شخصیت ها را توسعه دهیم، همچنان که ما اهمیت تجربه جامعه/ناظران را در این آینده درک می کنیم. این تصویر بیننده را در نقش پیشگام در آینده دستگاه های پوشیدنی قرار می دهد.

تمام اطلاعاتی که از طریق استفاده از چارچوب خط مشی برای کشف سناریوهای دستگاه های پوشیدنی آینده ایجاد شد می تواند برای دریافت بازخورد از ذینفعان مورد استفاده قرار گیرد و فرایند اصلاح برنامه تحقیقاتی را پیش ببرد. در توسعه­­­ ی این چارچوب، ما اجزای کلیدی یک رویکرد تفکر طراحی را بررسی کردیم.
این چارچوب تمرکز طراح بر کارکرد، کاربرد و سیستم های فرهنگی و اجتماعی که مورد استفاده قرار می گیرند را، با محدودیت هایی که توسط سیاست های بالقوه و موانع و فرصت های تکنولوژیکی که بر طراحی و توسعه دستگاهای پوشیدنی تاثیر می گذارند، را مورد بحث قرار می دهد.

در نهایت، ادغام رویکرد ساخت سناریو های مبتنی بر آینده و چارجوب طراحی خط مشی/فناوری کمک می کند تا گزینه های نوآورانه ای ایجاد شوند که می توانند توسعه موثر، پذیرش و انتشار فناوری های پوشیدنی را افزایش دهند.

 

متن بالا خلاصه ای مفید و آگاهی دهنده از مقاله ای است که توسط آقای شهریار قلی پور دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی تهیه شده است.

کارگاه آینده پژوهی در شرکت فولاد مبارکه

۲۶ مرداد ۱۳۹۷

به بهانه ی بودن در میان مدیران و متخصصان صنعت فولاد کشور؛ کارگاه آینده پژوهی با طعم صنعت

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه آینده پژوهی؛ نمای اول بوم شش ستون آینده پژوهی

 

برای ما، یعنی گروه آینده‌پژوهی دانشگاه اصفهان، برگزاری کارگاه هیچ‌گاه کاری تکراری نیست. برگزاری هر کارگاه، با ایده‌ای جدید همراه با همفکری و همکاری، آن هم صمیمانه و از ته قلب، از دغدغه‌های اصلی ماست و همین اصل، در کارگاه آینده‌پژوهی فولاد مبارکه، منجر به تولد ایده ی «بوم شش ستون آینده» شد.

بوم شش ستون آینده که حالا به آن «بوم آینده» می‌گوییم؛ الهامی هوشمندانه از بوم کسب و کار است که با روش شش ستون آینده‌پژوهی از سهیل عنایت‌الله ترکیب شده است. بومی که در آن تمام دغدغه‌های فکر به آینده یک‌جا نگاشت می شود تا راهنمایی برای ترسیم آینده‌ها و رسیدن به آینده ی مطلوب باشد.

کارگاه آینده پژوهی

کارگاه های آینده پژوهی مشارکتی اند.

 

حضور در میان مدیران حوزه راهبرد و تکنولوژی و کارشناسان قسمت‌های مختلف یکی از بزرگترین و موفق‌ترین صنایع کشور یعنی فولاد مبارکه، به مدت دو روز، برای ما هیجان‌انگیز و درس‌آموز بود. فرارشته بودن آینده‌پژوهی و تسهیل‌گر بودن آن را این‌جا به وضوح لمس کردیم؛ زمانی‌ که متخصصان فولاد، واگرایی در تفکر را تجربه و به صورت گروهی آینده را تجسم کردند و با توجه به گسست‌ روندهای آینده، برای تصاویر خود از آینده سناریو نوشتند و بوم‌ها را با آینده‌نگری و آینده‌اندیشی آراستند. همنشینی آینده‌پژهی و تخصص، آینده را می‌سازد به شرط این‌که اراده تغییر وجود داشته باشد و چارچوب‌های ذهنیِ حال شکسته شود؛ همان‌چیزی که عزمش را در مدیران، کارشناسان و کارکنان فولاد مبارکه اصفهان دیدیم.

کارگاه آینده پژوهی

یک هفته برنامه ریزی برای برگزاری کارگاه آینده پژوهی

 

و حالا یادگاری این کارگاه درس‌آموز برای ما، بوم‌های آینده ی تکمیل شده با کار جمعی، همکاری، تفکر انتقادی و خلاقیت مدیران و کارشناسان یکی از بزرگ‌ترین صنایع موفق کشور است و تجربه ی زیست دو روزه در میان افرادی متخصص که برای بهبود وضع موجود تلاش می‌کنند و دغدغه‌مند هستند.

و ما، مسری بودن آینده‌نگری را دوباره شاهد بودیم … و ما همچنان امیدواریم … .

 

نوشته ی مرتبط:

نحوه برگزاری کارگاه های آینده پژوهی

 

برای ثبت درخواست برگزاری کارگاه های آینده پژوهی به لینک زیر مراجعه کنید:

کارگاه آینده پژوهی

مقاله ای در نشریه آینده پژوهی

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

دنیس مورگان (Dennis Morgan) شخصیتی آکادمیک دارد و بر روی موضوع تصاویر آینده (The images of the future) کار کرده است. به همین خاطر بود که تصمیم گرفتم با او در نوشتن مقاله ای علمی همکاری کنم. بیش از سی ایمیل بین ما رد و بدل شد تا بلاخره مقاله ای که شالوده اش را من گذاشته بودم تکمیل و چاپ شود. از دو جهت خوشحالم اول اینکه مقاله در نشریه معتبر (Journal of Futures Studies) به چاپ رسید و دوم اینکه حاصل یک همکاری با یک چهره غیر ایرانی بود، کسی که در صفحه فیس بوکش در مورد مقاله نوشت:

An article co-authored with Dr. Mohsen Taheri Demneh, “Destination Identity: Futures Images as Social Identity” has been recently published in the Journal of Futures Studies. I am especially proud of this achievement because our two countries, the US and Iran, are quite hostile to each other. I hope that this collaboration can help, though in a small way, to bring about better relations.

مقاله را می توانید از لینک زیر دانلود کنید. مقاله در مورد تصاویر‌ آینده و نقش آن در ساختن مفهومی است که نامش را هویت مقصد گذاشته ایم.

روایت یک دانشجو از آینده پژوهی

۱۹ دی ۱۳۹۶

متنی که از نظر می گذرانید روایتی کوتاه از یک دانشجوی کارشناسی ارشد آینده پژوهی دانشگاه اصفهان در آخرین روزهای ترم اولش است. زهرا حیدری دارانی یک بار پرونده کارشناسی ارشد را در رشته ریاضی بسته و حالا چون عاشق بوده عزمش را جزم کرده و روز از نو روزی از نو آن هم در رشته آینده پژوهی. زهرا عاشق است، عاشق آینده پژوهی و روایتی که می خوانید یک روایت عاشقانه است.

آینده پژوهی؛ این فرارشته‌ی جذب‌کننده!

اولین بار که این واژه را به‌عنوان نام یک رشته می‌شنوی احساس می‌کنی به سمتش کشیده می‌شوی، با تمام وجودت عزم جزم می‌کنی که بخوانی‌اش. کنده شدن از دنیای ریاضی بعد از سال‌ها تحصیل و تدریس کار آسانی نیست؛ تمام اضلاع «مثلث آینده»‌ی زندگی‌ات تکمیل است؛ «وزن زمان گذشته» تو را پایبند به ریاضی می‌کند؛ «فشار زمان حال» و «کشش تصاویر آینده» به تغییر می‌خواندت. تغییر مسیر زندگی، آن هم تغییری از جنس «شگفتی‌ساز»ها. سفری بی‌بازگشت از دنیای قطعیات به جهان «عدم قطعیت‌»ها. «پیشرا‌ن‌های تغییرِ» این شگفتی‌ساز بنیان کن را نمی‌توانی دقیقاً تعیین کنی. چندی تلاش می‌کنی تا به مقطع دکتری «مطالعات آینده‌ها» وارد شوی اما … .

آینده پژوهی دانشگاه اصفهان؛ آن هم کارشناسی ارشد!

حالا بیا ملت را توجیه کن که «آینده پژوهی چه هست و چه نیست» و تو چرا همچنان در مقطع کارشناسی ارشد هستی. خودت را به نشنیدن می‌زنی و خوشحالی؛ مثل کسی که به خودش آمپول بی‌حسی از جنس زمان زده تا اکنونش را نفهمد. مهم این است که آینده پژوهی است. تا به‌عنوان دانشجوی جدید الورود ثبت نام می‌کنی، «تصاویر ذهنی» از اساتید احتمالی و کلاس و هم‌کلاسی‌هایت به مغزت حمله می‌کنند و دیگر نمی‌توانی در زمان حال زندگی کنی و برای شروع کلاسی که چند سال انتظارش را کشیدی لحظه شماری می‌کنی؛ حتی نحوه‌ی ورودت به کلاس را بارها با خود مرور می‌کنی.

همه چیز از جنس شگفتی‌ساز!

 سعی می‌کنی زودتر از ساعت ۸ صبح سر کلاس باشی و وقتی خرسندی از این‌که زودتر ‌رسیدی، شوکه می‌شوی، استاد و هم‌کلاسی‌ات با هم آشنا شده‌اند و عملیات معرفی صورت گرفته است.‌ حالا نوبت توست. قبل از این‌که بتوانی استاد را آنالیز کنی و با تمام آن‌چه تصور می‌کردی متفاوت ببینی، شروع می‌کنی به معرفی خودت. آن‌وقت تو هم با سرگذشتت می‌شوی «شگفتی‌ساز»! این را از ظاهر استادت می‌فهمی؛ یک سره علامت سوال می‌بینی. استاد تند تند حرف می‌زند و تخته را پر می‌کند از «جغرافیای انسانی و فکری آینده‌ پژوهی در ایران» و تو سعی می‌کنی اطلاعاتی که در این چند سال کسب کردی با داده‌های او تطبیق دهی.

شروع رسمی کلاس «مبانی آینده پژوهی» از هفته آخر شهریور است؛ زمانی که هیچ کلاسی در دانشکده برگزار نمی‌شود و همه چیز تق و لق است. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ اولین توصیفات استاد از ضرورت آینده پژوهی با نگاه به فناوری، از آینده‌ایست که شاید در آن مجبور شوی از حشره گوشت بسازی و بخوری! چون خیلی پروتئین دارد؛ و تو شگفت‌زده می‌مانی که این بود آینده پژوهی که چند سال به دنبالش دویدی! و حالت خوب نیست تا چند دقیقه. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ استاد درس «نظریه‌های تغییر و تحولات اجتماعی» ات را قبلاً در تلویزیون به‌عنوان مجری دیده‌ای و حالا از تهران فقط برای کلاس تو و با هزینه خودش می‌آید. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ آخر هفته می‌شود‌ و هنوز مهر نیامده، تو کوله‌باری از «تکلیف در منزل» داری که انجام دهی. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ هفته دوم که به دانشگاه می‌آیی اتفاقی می‌افتد که رازی است بین ما آینده پژوهی‌های دانشگاه اصفهان؛ ولی به‌خیر می‌گذرد. شگفتی‌ساز پشت شگفتی‌ساز؛ استاد درس «مطالعات علم و فناوری» را که به‌تازگی از فرنگ برگشته می‌بینی و می‌فهمی قرار است ذیل عنوان این درس، «تکامل تکنولوژی» با چاشنی «فلسفه علم» یاد بگیری و در طول کلاس به شکل علامت تعجب و سؤال باشی.

و خلاصه همه چیز می‌شود از جنس شگفتی‌ساز؛ به‌خصوص وقتی می‌فهمی که آینده جهان آینده پژوهی‌ات همان «جهان ووکا» (vuca) است.

سناریوهای استاد: تو برابر است با ما!

از همان ابتدا همه ضمایر استاد «ضمیر جمع» است و تو و هم‌کلاسی‌هایت می‌شوید ما. تو برابر است با ما. تو احساس خوبی داری اما این تیر دو نشان دارد؛ انبوهی از کارها و تکالیف که بر سرت می‌ریزد ولی از نظر استاد «اصلاً به شما سخت‌گیری نمی‌شود»! کلاس‌های اساتید صمیمی است و تو راحت حرف دلت را می‌زنی و سوال‌هایت را می‌پرسی و نقد می‌کنی، به‌خصوص کلاس مدیرگروه؛ طوری که گاه دو ساعت می‌گذرد از ابتدای کلاس و تو گذر زمان را نمی‌فهمی. دو روز اول هفته می‌روی دانشگاه و دو روز دوم می‌آیی دانشگاه؛ در اولی ‌معلمی و در دومی محصل و این کار تو را هم سخت می‌کند و هم شیرین.

تو برابر است با ما؛ استاد تو را در همه «سناریو‌هایش» از آینده «گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان» شریک می‌کند و تو در این آینده برای خودت «نقش» می‌بینی و امید؛ و تو «بازیگر» هستی. استاد تو را در «سناریو ‌هایش» از آینده گروه آینده پژوهی شریک می‌کند؛ حتی در ویرایش کتاب‌هایش و تو چند هفته با نقطه‌ویرگول و نیم‌فاصله‌های کتاب‌ها و زیرنویس‌های جنجالی‌اش درگیری. استاد تو را در همه «سناریوهایش» برای آینده گروه شریک می‌کند؛ حتی زمانی که مجبورت می‌کند مقاله آینده پژوهانه بخوانی و خلاصه کنی و آن را در وب سایتش می‌گذارد، حتی زمانی که می‌کشاندت که فقط برای یک درس، «بل» و «سردار» و «گیدلی» و «عنایت‌الله» و «اسلاتر» بخوانی. استاد تو را در همه «سناریوهایش» برای آینده گروه شریک می‌کند؛ حتی زمانی که آموزش و پرورش آغوشش را به روی آینده پژوهی باز می‌کند، حتی در «برگزاری کارگاه‌هایش» در مراکز و سازمان‌های مختلف، حتی در استرس‌ها و نگرانی‌هایش برای آینده پژوهی، حتی در «کارگاه آینده دانشگاه» در دانشگاه؛ و حتی زمانی که محور تمام سخنانش «فناوری» است انگار که بدون فناوری نمی‌تواند نفس بکشد. استاد از همان ابتدا تو را وارد متن و قلب آینده پژوهی می‌کند و تلاش می‌کند و تلاش می‌کند و تلاش می‌کند … تا تو به واژه «آینده نگاری مسری» برسی تا تو را تشویق کند. واژه‌ای که خودش در عمل سعی می‌کند محققش کند البته به روش خودش و از جنس «سردار»! حال تو یک «آرمان‌شهر زمانی» داری که آینده از آن «اعاده حیثیت» می‌کند. استاد تو را در همه «سناریوهایش» برای آینده گروه شریک می‌کند؛ حتی زمانی که در «مخروط آینده‌ها» گیرافتاده‌ای و سعی می‌کنی از «آینده‌های محتمل» عبور کنی و «آینده‌های ممکن» و «آینده‌های باورپذیر» را برای خودت ترسیم ‌کنی تا به «آینده مطلوب» برسی.

اما استاد همیشه در سناریوهایش برایت «شگفتی‌ساز» دارد! حتی در شیوه برگزاری امتحاناتش و آه از زمانی که امتحان پایان ترم را مهملی برای بالابردن تحمل ابهامت می‌بیند و آه از زمانی که می‌فهمی که تمام ترم در حال برگزاری امتحان پایان ترم بوده و تو نمی‌دانستی.

و آینده پژوهی؛

به تو می‌آموزد «چرخ آینده» را به چرخه زندگی‌ات تبدیل ‌کنی تا با «گذر از نتایج به عاقبت‌ها» به «آینده‌نگاری مسری» برسی.

به تو می‌آموزد با «تفکر انتقادی» تیشه به ریشه «بی‌تفاوتی اجتماعی» بزنی و «کنش‌گری هوشیار» باشی.

به تو می‌آموزد در کنار «طیفی» از «متفاوت‌ها» نفس بکشی و بشنوی و شنیده شوی و آرام باشی و همه را در «آینده‌ها» شریک کنی.

به تو می‌آموزد جلوی «استعمار زمان» را در خاک وطنت بگیری و برای خودت «آینده مطلوب» داشته باشی.

و گروه آینده پژوهی دانشگاه اصفهان؛

استاد گفت: «ما ویروس‌های خطرناکی برای بیماری یأس اجتماعی هستیم» شاید با این تعبیر که ما موجوداتی سه ساحتی هستیم؛ بخشی موریانه‌وار ناامیدی را نابود می‌کند، بخشی به واقعیت نظر می‌کند و بخشی همچون باغبانی بذر امید می‌کارد و این سه ساحت را تکثیر می‌کنیم به وسعت کل ایران.

برای تماس با زهرا از اینجا استفاده کنید.

آینده پژوهی و دغدغه هایش

۱۲ دی ۱۳۹۶

آفتاب یزد ـ گروه اجتماعی: گفتگوی ما با دکتر طاهری دمنه از «دامنه» آغاز می‌شود! او می‌گوید: «دمنه همان واژه دامنه است که الف آن افتاده، دامنه زادگاه من، یک شهر کوچک و زیبا در شهرستان فریدن از توابع استان اصفهان است و معروف به سردسیر بودن!
در ادامه و برای ورود به بحث‌های اصلی، دوران تحصیلی خود را این گونه تشریح می‌کند:
«آن موقع‌ها که ما کنکور می‌دادیم تب و تاب فراگیر مهندسی بود. این بود که اصولا یا باید مهندس بشوی یا خنگی! و من که ما نمی‌خواستم جزء خنگ‌ها باشم مهندسی را انتخاب کردم و سر از رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی شیراز در آوردم. ۴ سال گذشت تا فهمیدم اشتباه کردم! اینکه می‌گویند خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، جمله درستی نیست و راه را بر ایده‌ها می‌بندد. بعد از چهار سال به وادی مدیریت هجرت کردم. به یزد آمدم، مدیریت اجرایی خواندم و چه قدر از یزد مطلب آموختم. یزد خودش فرهنگی است که می‌توانی از آن یاد بگیری. یک بار سعی کردم برای دکترای دانشگاه تربیت مدرس در رشته سیاستگذاری علم و فناوری درس بخوانم که نشد. بعد دانشگاه تهران برای دکترای آینده‌پژوهی اعلام ظرفیت کرد و من هم پرونده‌ام را فرستادم و در آن جا پذیرش شدم. از سال ۸۹ تا ۹۴، ده ترم را در دانشگاه تهران در مقطع دکترای آینده‌پژوهی تحصیل کردم و مهرماه سال ۹۴ از رساله دکتری‌ام با موضوع بررسی تحلیلی تصاویر آینده در ذهن جوانان دفاع کردم و بالاخره مهرماه سال ۹۵ به‌عنوان هیئت علمی این جا در دانشگاه زیبای اصفهان مشغول به کار شدم.
آنچه در پی می‌آید حاصل گفت و شنودی است با این استاد جوان در حوزه آینده‌پژوهی:
در علوم فنی ـ مهندسی و علوم انسانی، نهضتی شکل گرفت و آن روی آوردن به رشته‌های بینا رشته‌ای است. مثلا فیزیک هسته‌ای یا جامعه‌شناسی ادبیات در علوم انسانی. آیا آینده‌پژوهی یک رشته بینارشته‌ای است یا فرآیند جدایی دارد؟
پاسخ مفصل است. آینده‌پژوهی در کشور ما چون از دانشگاه شروع شد باید پیشوندی به نام رشته داشته باشد، اما واقعیت امر این است آینده‌پژوهی یا کسانی که دغدغه آن را دارند مانند پروفسور ضیاء الدین سردار، نه تنها قائل به رشته آینده‌پژوهی نیستند، بلکه اصولا با رشتگی و رشته زدگی در خود محیط‌های دانشگاهی نیز مخالف‌اند. چون معتقدند رشته هم مسائل و هم پاسخ‌ها را از دریچه خود می‌بیند.
از رشتگی اگر بگذریم، می‌توانیم بگوییم آینده‌پژوهی یک گفتمان است در خدمت یک حوزه فکری خاص.
اما واقعیت این است اگر آینده‌پژوهی بخواهد جهان را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کند و به رسالتش عمل کند، نه رشته و نه گفتمان بلکه یک جنبش و حرکت اجتماعی است. نه رشته‌ای است که دنبال این باشیم عده‌ای تنها آموزش ببینند و نه گفتمانی است که به طیفی خاص متعلق باشد، بلکه یک جنبش از جنس نقد و کنشگری است.

طرف حساب ما دانشگاه است و ما باید با رفرنس صحبت کنیم، در هر رشته‌ای که می‌خواهیم باشیم. حتی اگر ادعا کنیم طرحی نو در اندازیم باز با دانشگاه و چارچوب و روش خودش مواجه‌ایم بیس این مسئله بر چه حوزه‌ای بنا شده است یا از هر زمینی یک تکه گرفته شده و به همه اشراف دارد یا ساختمان‌ها فضایی خالی را به شما نشان می‌دهد که از پنجره رشته‌ها، رشته آینده‌پژوهی دیده می‌شود؟
ما ۵ رویکرد در رشته آینده‌پژوهی داریم که در طول زمان تکامل پیدا کرده اند. اولین رویکرد، تجربه گرایی است. مانند وقتی که علوم اجتماعی دنبال این بود که مقلد فیزیک باشد. گفتند چون فیزیک نیوتنی می‌تواند به این خوبی حرکت اجرام را پیش‌بینی کند لذا ما نیز اگر از همین روش‌ها استفاده کنیم می‌توانیم اجتماع را پیش‌بینی کنیم. در آینده‌پژوهی نیز رویکرد پیش‌بینی اولین رویکرد به آینده است. بعد از خیر آن گذشتیم چون در اجتماع همه چیز مثل دنیای فیزیکی پیش نمی‌رود. پس از خیر آن گذشتیم و رفتیم سراغ رویکرد دوم یعنی رویکرد تفسیری. یعنی تفسیر تصاویر آینده. که این تصاویر آینده یعنی قلب آینده‌پژوهی. یعنی آدم‌ها آینده را چگونه می‌بینند. آیا نسبت به آن خوشبین‌اند یا بدبین. در این رویکرد این که این تصاویر چگونه ساخته می‌شوند و چه معنا و مفهومی دارند، بسیار مهم است.

یعنی شما سمت نظریه پردازی می‌روید؟
بله می‌رویم ما به دنبال پیشگویی نیستیم. پیش‌بینی قسمتی از فعالیت‌های ماست و عمده دغدغه ما تصاویر آینده‌اند.

پس یک جاهایی با جامعه‌شناسی و روان شناسی تلاقی پیدا می‌کنید؟
بله با روان‌شناسی به ویژه روان‌شناسی اجتماعی. بعد از رویکرد تفسیری گذشتیم و وارد رویکرد انتقادی شدیم اینجا مهم تفسیر تصاویر آینده نیست، بلکه تصاویر چه کسانی مهم است. یعنی اگر این تصویر یک مدینه فاضله مبتنی بر فناوری است، این تصویر به نفع چه کسی است؟ مانند بحث‌هایی که در مورد منشا قدرت می‌شود. یعنی اگر من می‌گویم این اتفاقات در آینده خوب است به نفع و زیان چه کسانی است و تصاویر چه کسی از آینده است. ما تلاش می‌کنیم صدای هیچ کسی ناشنیده نماند و سهم هیچ کسی در آینده نادیده گرفته نشود پس تصاویر آینده را با نگاه انتقادی بررسی می‌کنیم. بعد به رویکرد چهارم به نام یادگیری حین عمل رسیدیم که در آن می‌گوییم آینده آنقدر پیچیده و مبهم است که ما نسبت به آن دانش نداریم، نمی‌دانم‌های ما از آینده نسبت به دانسته‌های ما بسیار بسیار بیشتر است، فلذا ما فقط با یادگیری حین عمل و سعی و خطاست که می‌توانیم آینده را بهتر بفهمیم. یک قدم جلو می‌رویم یک چیزهایی از آینده می‌فهمیم و بعد قدم بعد. در نهایت رویکرد پنجمی داریم که به آن رویکرد آینده‌پژوهی یکپارچه می‌گویند. رویکردی که ذهنیت‌ها و عینیت‌ها و فردیت و اجتماعات یک چارچوب کل گرا را تشکیل می‌دهند که در‌ آن‌وقتی می‌خواهیم یک چالشی را به یک مسئله فکری نظام‌مند تبدیل کنیم، در آن ذهن فرد و ذهن جمع و عینیت فرد و عینیت جمع را با هم در نظر می‌گیریم. این پنج رویکرد در مقابل یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند و در هر کدام از روش‌هایی استفاده می‌شود.
شما با یک پیش زمینه فنی- مهندسی از رشته برق آمده‌اید تغییر رشته دادید و رفته‌اید سمت مدیریت و سپس متخصص آینده‌پژوهی شده‌اید. خیلی‌ها در رشته شما این سرنوشت دارند چرا؟ برای اینکه ما دبیرستان نداریم لیسانس آن تازه فراگیر می‌شود و یکی از عجایب این بود که از دانشگاه شروع شد و خود دانشگاه این را بازتولید کرد. با دوستانی که در مورد آینده‌پژوهی کار کرده‌اند یا درس خوانده‌اند صحبت کرده‌ایم با یک دیدگاه‌های فلسفی برخورد کرده‌ایم که اینها نهایتا شاهد مثال‌هایشان به سمت مکاتب فلسفی می‌رود.

مکاتب فلسفی یعنی چه؟
دیدگاه‌هایی که در فلسفه وجود دارد که کدام اندیشمند و چه می‌گوید. ما در مباحث علوم انسانی رمانتیک این را داریم خیلی اخت بود کسی به سراغش نمی‌رفت چند تایی هم که رفتند آنقدر انگ خوردند عده‌ای اصلا آن را نفهمیدند و حتی کتاب هم نوشتند، وقتی می‌خوانیم می‌بینیم نقد عقاید فلسفی است و ربطی به علم رمانتیک ندارد.آیا آینده‌پژوهی هم وامدار فلسفه است ما در آینده‌پژوهی فلسفه را داریم وقتی در فلسفه در ابعاد بالاتر نگاهشان به آینده است اما در رشته‌های دیگر این را نمی‌بینیم در مهندسی برق با فرمول مواجه‌ایم در آینده‌پژوهی وجود ندارد ممکن است دیدگاه تغییر کند. وامدار فلسفه در آینده‌پژوهی هستیم؟
بیشتر وامدار علوم اجتماعی هستیم تا فلسفه. از فلسفه برای روشن‌تر شدن سوالات‌مان در مورد آینده کمک می‌گیریم. مثلا من گفتم آینده واقعی نیست، اگر بخواهم این ادعا را ثابت کنم باید بروم سراغ فلسفه. فلسفه به ما کمک می‌کند در مورد آینده سوالات درستی بپرسیم.

بدیهی ترین مسئله در فلسفه سوال است. در علوم اجتماعی این گونه نیست؟
همچنین فلسفه کمک می‌کند تا درست سوال پرسیدن را تمرین کنیم.

آینده‌پژوهی پیشگویی را به چالش می‌کشد؟
اصلا پیشگویی جایی در آینده‌پژوهی ندارد. یک نکته را فراموش نکنیم که پیش‌بینی قسمتی از آینده‌پژوهی است (هرچند به نظر من قسمت کوچکی است)، چون با احتمال رویداد یا ادامه روند سر و کار دارد، اما پیشگویی چون قطعیت‌جو است، در آینده‌پژوهی جایگاهی ندارد.

می خواهم جهت سوالات را تغییر بدهم در بخش سیاسی به خصوص جامعه‌شناسی سیاسی که همه به نوعی درگیر آن هستند و همه عالم جامعه‌شناسی هستند و خودشان نمی‌دانند. شما به کمک کدام علوم بیشتر می‌آیید و خودتان را نشان می‌دهید و عرض اندام می‌کنید؟
ابتدا من پاسخ سوال قبلی را تکمیل کنم چرا ما وامدار جامعه‌شناسی هستیم چون بزرگان این رشته از حوزه علوم اجتماعی آمده‌اند. یعنی دغدغه فلاسفه آینده نبوده یا اگر بوده قسمتی از فعالیت‌های فکریشان بوده است. افرادی به این حوزه ورود کرده و آن را رشد داده‌اند که دغدغه‌هایی از جنس آینده جامعه داشتند.
یک نکته مهم در آینده‌پژوهی این است که در آینده‌پژوهی عاقبت‌ها بیشتر از نتایج مهم هستند. آن جایی که بقیه علوم روی نتایج متمرکز شده‌اند، آینده‌پژوهی می‌گوید عاقبت چه خواهد شد. عاقبت اندیشی علاوه بر دیدن آینده‌های دور، لاجرم تفکر غیرخطی و دیدگاه‌های فرارشته‌ای می‌خواهد. یعنی همان مهارت‌هایی که ما در آینده‌پژوهی دنبال توسعه آنها در دانشجویان این رشته هستیم.

یعنی در علم آینده‌پژوهی حکم صادر نمی‌کنید؟
ما به عواقب می‌اندیشیم. اجازه بدهید مثالی بزنم. در آینده‌پژوهی روشی داریم به اسم چرخ آینده. آینده‌ای را تصور می‌کنیم و بعد نتایج رسیدن به آن را دور تا دور آن ترسیم می‌کنیم. دوباره هرنتیجه، نتیجه دیگری دارد و به همین ترتیب پیش می‌رویم. در کارگاه‌های آینده از این روش استفاده می‌کنیم. یک وقتایی چیزی که فکر می‌کردیم خوب است در نهایت عاقبت خوشی ندارد یا بالعکس. ما در آموزش و پرورش کارگاهی داشتیم، آموزش و پرورش کارآمد (در نگاه اول کارآمدی جنبه مثبت دارد)، آینده قابل تصور ما شد و شروع به ترسیم دایره‌ها کردیم و بعد در لایه سوم به عاقبت‌هایی رسیدیم که متوجه شدیم نباید با عنوان کارآمد پیش برویم، یا حداقل این تصور ما از کارآمدی در آموزش و پرورش در نهایت و در بلندمدت چیزی نیست که ما بخواهیم، چون می‌تواند در بلندمدت عاقبت خوبی نداشته باشد.
جایی که مدیریت استراتژیک روی مفاهیم همگن و در بازه‌های کوتاه‌مدت پنج ساله صحبت می‌کند، آینده‌پژوهی به سراغ بازه‌های بیش از ده سال و مفاهیم ناهمگن می‌رود و عمدا همگنی و یکدست بودن را نمی‌پذیرد، برای اینکه فکر می‌کنیم اگر کسی از جایگاه فکری غریبه‌ای سر میز ما بنشیند افکاری دارد که کل فرم ذهنی ما را به هم می‌ریزد و این را ما می‌پسندیم. ما خوشبین بودیم اما فردی می‌آید دغدغه‌ای مطرح می‌کند و کل ذهنیت را بر هم می‌زند یا بالعکس. پس نسبت به رشته‌های دیگر هم کلان نگرتر و هم دوراندیش‌تر است. آن‌ها اگر همگنی را دوست دارند ما ناهمگنی را دوست داریم. آنها اگر مدنظرشان پنجساله آینده است، برای ما آینده فضای بازی است که می‌تواند تا مرز آینده‌های غیرمعقول پیش برود.
یک چیز دیگر اینکه در آینده‌پژوه بودن خوشبینی ناخواسته قسمتی از وجود ما می‌شود. آینده‌پژوه خوشبین است چون می‌داند که آینده یک قطار با ایستگاه‌های از قبل مشخص شده نیست، بلکه ساحلی است با بی‌شمار مسیر قابل انتخاب.

قبل از اینکه بحث آینده‌پژوهی اینقدر فراگیر شده که همه به دنبالش هستند که بدانند چیست مدل برخورد کارگاهی با این رشته را تائید می‌کنید؟
بله! زیاد. کارگاه‌های آینده حلقه اتصال ما با آحاد جامعه‌اند. جایی برای اثبات کارکردهای کنشگرانه آینده‌پژوهی یک جور احساس دین نمی‌کنید به جامعه اینکه نزدیک شوید و کارگاهی با آنها برخورد کنید نه دانشگاهی. جامعه امروز ما به نوعی دانشگاه را پس می‌زند؟
امروز اگر احمقانه بر همین مسیر تولید مقاله پیش برویم فردا جامعه ما را پس می‌زند. اگر نتوانیم ثابت کنیم که به درد جامعه می‌خوریم، ما را پس می‌زنند. برای همین است من کارگاه‌ها را دوست دارم. چون ارتباط مستقیم با جامعه است. چهارتا هواپیما سوار می‌شوم، چند ساعت تاخیر را تحمل می‌کنم تا بروم در یکی از شهرهای دور کشور و کارگاه برگزار کنم. برای اینکه به جامعه هدفم کمک کنم بهتر به آینده فکر کنند. من هر ماه تقریبا یکی دو کارگاه برگزار می‌کنم و به چشم می‌بینم که چقدر می‌توانند در آشتی دادن مردم با آینده موثر باشند.

 

استاد آینده پژوهی

حالا که بحث آینده‌پژوهی است، آینده آینده‌پژوهی چه می‌شود؟
خیلی بستگی به اقدامات خودمان دارد.

سوالم را سخت تر می‌کنم. ما به ازای این آینده‌پژوهی چیست که این آینده‌پژوهی عاقبت خوشی داشته باشد. اینکه بگوییم آینده‌اش چیست باید چه کرد؟ مثلا سیاستمداران می‌گویند مردم باید همراهی و تحمل کنند وقتی می‌پرسند شما چه باید بکنید می‌گویند ما باید حکومت کنیم. ما به ازای آنچه در خودتان به وجود بیاید که آینده آینده‌پژوهی روشن باشد تا در میان این همه علم بتواند به زندگی‌اش ادامه دهد. علم به راحتی علوم جدید را نمی‌پذیرند از سخره گرفتن تا سنگ انداختن هست. شمای آینده‌پژوه چه نظری دارید.
من به این چالش شما خیلی فکر کرده‌ام. دغدغه من ماندن یا نماندن رشته دانشگاهی آینده‌پژوهی نیست. من می‌خواهم جامعه من و حتی در دیدگاهی بزرگتر، انسان‌ها با آینده آشتی کنند. می‌خواهم نوجوانان کشورم شب‌ها با رویاهایی از جنس ساخت آینده به خواب بروند، می‌خواهم زنان و مردان سرزمینم به سهمشان در ساخت آینده فکر کنند. اگر اینها اهداف آینده‌پژوهی است پس حرف اول را هنر می‌زند. اگر هنر نباشد نمی‌توان این جنبش را مردمی کرد.

ما در مشرق زمین زندگی می‌کنیم اینها عادت کرده‌اند یا مرده باد یا زنده باد. ما حد وسطی نداریم یعنی یا تصدیق یا تکذیب می‌کنیم، تحلیل نداریم. جایگاه تحلیل در آینده‌پژوهی کجاست؟!
ما در آینده‌پژوهی زنده باد مرده باد نداریم، تحلیل داریم. بهترین فعالیت‌های آینده‌پژوهانه به دنبال ارتباط حداکثری با جامعه برای پرورش تفکر و فعالیت‌های میان و فرا رشته‌ای، تفکر خلاقانه برای آفرینش بدیل‌ها، تفکر انتقادی در نقد فضای موجود به نفع فضای مطلوب و همکاری با همه اقشار ذی نفع برای ساخت هویت مقصد مشارکتی و جلوگیری از استعمار آینده به نفع گروهی خاص است. این چهار رکن، یعنی توانایی ایجاد ارتباط، خلاقیت، تفکر انتقادی و همکاری با دیگران، همان بهترین مهارت‌ها برای زیستن در آینده‌اند.

به‌عنوان یک معلم آینده‌پژوهی فکر می‌کنید بزرگترین چالش این رشته چیست؟
جدا کردن شارلاتانیسم از آن.

این سوال من را کاملا خودخواهانه جواب دهید. با آینده‌پژوهی، علم خلا خود را پیدا کرد؟ من جایی برخورد کردم که گفتند پر کرده است.
پاسخ به این سوال را من در سال ۱۳۹۳ در وب سایت خودم، یادداشت‌های یک آینده‌پژوه، نوشتم: آینده‌پژوهی نه آن ملکه علوم است که بی‌آن مابقی علوم مردگان گور باشند و نه آن رشته اژدهاکشی که من و مایی ساخته باشیم برای اسم و رسمی. آینده‌پژوهی نه می‌تواند مانند علوم دقیقه سفت و سخت و جهان‌شمول باشد که فقط ما مانند جوجه پرنده‌ای ضعیف آن را از دهان دیگران بگیریم و بی‌هیچ خط و ایده‌ای قورت دهیم، نه می‌تواند مانند شعار، هر روز بر زبانی جاری شود و هیچ پایه و اساس و صاحب‌نظری نداشته باشد. این مقوله نیاز به شناخت دارد تا جایگاه فراخور خود را به دست آورد و این مهم میسر نخواهد شد، مگر به نشر ایده‌های درست در این زمینه.

 

لینک خبر

مثلث آینده ها

۲۵ آذر ۱۳۹۶

آینده پژوهی از روش ها و ابزارهای گوناگونی بهره می برد تا بتواند فضای آینده های پیش رو را بهتر ترسیم کند. یکی از این ابزارها مثلث آینده ها است. ابزاری کارآمد که به ما می گوید وقتی می خواهیم تصویری (مثبت یا منفی) از آینده را بررسی کنیم، ناگزیریم به عقب برگردیم و به فشار زمان حال و وزن زمان گذشته نیز نظر کنیم. در ادامه توضیحات مفصل تری در خصوص این روش ارائه شده است.

مثلث آینده ها یک روش آینده نگاری برای شناسایی آینده های باورپذیری است که در میان یک مثلث ظاهر می شوند. هر کدام از راس های این مثلث شامل مجموعه ای از پیشران ها و بازدارنده ها است. میان بردارهای هر گوشه ­ی مثلث، آینده ای باورپذیر تعریف می شود. به عبارت دیگر، اگر نیروی یک گوشه تغییر کند، این امر بر پویایی و دینامیک کل مثلث و همینطور زاویه ی آن تأثیر می گذارد و به همین دلیل منجر به تغییر احتمالی مسیر آینده باورپذیر می شود. روش اصلی مثلث آینده ها توسط پروفسور سهیل عنایت الله و با هدف نگاشت “وضعیت بازی”  قبل از شروع یک فرآیند آینده نگاری ارائه شده است.

پویایی های گاها متقابل در مثلث آینده، در بافتار شرایط گذشته، حال و آینده نهفته اند. هر یک از این سه گوشه ی مثلث دارای مجموعه ای از روندها، پیشران ها و باز دارنده ها می باشند که کاربران این روش می­ بایست آن ها را  فهرست و رتبه بندی کنند. روش مثلث آینده ها می تواند در کارگاه های آینده پژوهی و پانل خبرگان استفاده شود که در آن متخصصان آینده نگاری یا گروهی از کاربران، تمام شرایط کنونی که منجر به شکل گیری آینده باورپذیر می­ شوند را نگاشت می کنند.

مثلث آینده ها دارای کاربردهای دیگری نیز هست. این روش یک ابزار مناسب و ساختار یافته­ برای جلسات طوفان فکری در کارگاه های مشارکتی آینده نگاری است. همچنین یک ابزار ساده و سریع است و می توان در هر جایی از آن استفاده کرد. تمام چیزی که شما نیاز دارید، تخته وایت برد یا یک ورق بزرگ کاغذ برای رسم مثلث آینده ها و نوشتن ایده های مختلف، پیشران ها، بازدارنده ها و… است. شما همچنین می توانید از کاغذ یادداشت های چسبنده استفاده کنید و آنها را در گوشه های مثلث قرار دهید.

 

مثلث آینده ها

 مثلث آینده ها؛ در نظر گرفتن زمان به عنوان یک پیوستار

در ادامه به توضیح بیشتر هر کدام از وجوه مثلث پرداخته ایم.

 

۱. کشش تصاویر آینده

فرایند ترسیم مثلث آینده ها با نام گذاری کشش آینده آغاز می شود که شامل یک تصویر یا دیدگاهی برجسته است که تبدیل به مسئله یا موضوعی می شود که در مراحل بعدی مورد بررسی قرار می گیرد. به طور طبیعی تصاویر انتخابی بسیاری برای آینده وجود دارد، اما در اینجا تنها باید یکی از آن ها همراه با تمام باورها و ایده هایی که گروه فکر می کنند با تصویر مرتبط هستند، قرار داده  شود.

سوالات مفید برای تشخیص تصویر آینده و کشش های  آن عبارتند از:

  • آینده ایده آل برای این موضوع خاص چیست؟
  • آیا ما یک چشم انداز مشترک از آینده مرجح و آینده ای که می خواهیم از وقوع آن جلوگیری کنیم، در اختیار داریم؟
  • آیا ما یک تصویر مشترک از منطق پشت چگونگی شکل گیری آینده در این مورد خاص در اختیار داریم یا آیا باورهای منطقیِ بدیلی وجود دارند؟
  • چه ابزار و منابعی داریم که می تواند مسیر را تغییر دهد و ما را به سوی آینده هدایت کند؟
  • چه کمبودهایی برای تاثیرگذاری بر تغییرات داریم و محدودیت های ما چیست؟
  • آیا تاثیر گذاری بر آینده ممکن است؟ آیا اصلا نیازی به تغییر هست؟

 

۲. فشار زمان حال

زمان حال شامل نیروهای بسیاری است که هم اکنون منجر به تغییرات آینده می شوند. این فشارها شامل روندها، پیشران ها، فناوری ها و تصمیمات یا اقدامات است که منجر به تغییرات جدید می شوند. چیزهایی که به عنوان فشارهای کنونی وجود دارند باید در محیط به صورت کمی وجود داشته باشند، به این معنی که ما حداقل باید در تئوری قادر به نشان دادن تاثیر آن ها بر مسیر تغییر باشیم. به عنوان مثال، یکی از شناخته شده ترین پیشران های فشار، تصمیم جان اف کندی در اوایل دهه ۶۰ بود تا یک  انسان را به ماه بفرستند.

سوالات مفید برای تشخیص فشار های  زمان حال عبارتند از:

  • در حال حاضر چه روندها و فن آوری هایی در حال تغییر آینده اند؟
  • چه چیزی هایی تغییرات پیش رو را هدایت می کنند؟
  • چه سیاست ها، رویه ها، قوانین، بودجه ها، تصمیمات و فن آوری هایِ شناخته شده ای، منجر به تغییرات پیشِ رو در آینده نزدیک می شوند؟

 

۳. وزن زمان گذشته

وزن گذشته شامل آن عوامل ساختاری اند که مانع از تغییر شده و از دستیابی ما به یک کشش یا فشار خاص آینده جلوگیری می کنند. این وزن های تاریخی را می توان به عنوان ساختارهای سازمانی، سیاست ها، قوانین، مقررات، رویه ها، ساختارهای علمی یا روایت های تاریخی دانست که مانع از حرکت رو به جلوی ما می شوند. این ها می توانند شامل سرمایه گذاری های موجود در زیرساخت ها، فن آوری، آموزش و تمام قراردادهای اجتماعی و ساختار های جمعیتی باشند. بسیاری از سازمان های اجتماعی قدرتمند مانند اتحادیه های کارگری، ادیان، نیروهای نظامی و… متعهد به حفظ وضعیت فعلی هستند.

 سوالات مفید برای شناسایی وزن های گذشته عبارتند از:

  • چه کسی از حفظ وضعیت موجود بهره می برد یا اگر وضعیت تغییر کند، خسارت می بیند؟
  • موانع تغییر چیست؟
  • چه چیزی ما را عقب نگاه می دارد یا بر سر راه ما است؟
  • ساختارهای عمیقی که در برابر تغییرات مقاومت می کنند، چه چیزهایی هستند؟

با استفاده از این سه گوشه ی مثلث یعنی وزن گذشته، فشار حال و کشش آینده، ترسیم یک آینده باورپذیر میسر می شود و این یک جزء ضروری از کار آینده نگاری است.

به هر حال پیش از مثلث آینده، ممکن است بخواهید از روش FSSF استفاده کنید. این چارچوب نیز بسیاری از عناصر مثلث مانند کشش آینده، فشار حال و وزن تاریخ را شامل می شود. اما به جای ارزیابی بردارهای نیروهای تغییر برای دیدن آینده های باورپذیر، برای ترسیم و تمایزِ بیشترِ انواعِ مختلف آینده، به شش دسته توسعه داده شده است.

این دو روش به همراه روش های دیگری همچون دورنماهای آینده و تاریخ مشترک، ابزارهای نگاشتی قدرتمندی برای شناسایی موقعیت های فعلی و یا “وضعیت بازی” که آینده های باورپذیر می توانند از آنجاها شروع به ظهور کنند، هستند.

 

منبع

نوشته ی مرتبط: کارگاه آینده پژوهی

. logo-samandehi تایید