+

یا استارت آپ یا هیچی

۲۰ مرداد ۱۳۹۶

از منظر بنگاه ­داری در دنیای مدرن، مشخصا می ­توان سه دوره را در ایران شناسایی کرد.

دوره اول؛ دایناسورها: بنگاه ­های غول پیکری که با مدرنیزاسیون ایران از پهلوی اول پا به عرصه وجود گذاشتند و همواره بخش بزرگی از موسسان و مدیران آنها دولت بوده است. هدف عمده این بنگاه­ ها در وهله اول تقویت دولت مرکزی بود. در واقع این بنگاه­ ها آنقدر بزرگ هستند که اغلب برای بخش خصوصی لقمه­ ای بزرگ­تر از دهان محسوب می­ شوند. بنگاه­ های بزرگ نفتی، معادن بزرگ، صنعت فولاد و غیره نمونه­ هایی از این تیپ بنگاه­ های اقتصادی ­اند. در اینجا دولت به نوعی همه کاره است. خودش سرمایه گذاری می­ کند، خودش تولید می­ کند، خودش توزیع می ­کند و نهایتا خودش می­ خرد و مصرف می ­کند. بنگاه­ های خصولتی و خصوصیِ فعال در کنار این دایناسورها هم برای بقاء قطعا باید مورد تایید دولت­ ها باشند.

شرکت های بزرگ

نسل اول بنگاه داری؛ بنگاه های بزرگ

 

دوره دوم؛ گذار پرهزینه: اگر دوره اول عصر ایکس ایکس لارج­ ها است، دوره دوم را باید عصری برای مدیوم­ ها و اسمال­ ها دانست. دولت بنا بر هزار و یک دلیل قبول کرده است که بخش خصوصی باید پا به میدان اقتصاد بگذارد. دوره ­ای برای معرفی مفهوم بنگاه­ های کوچک و متوسط (SEMs) است که با مفاهیمی مانند خوشه­ های صنعتی، بنگاه ­های زودبازده و کارآفرینی گره خورده است. دولت در اینجا بیشتر نقش حامی مالی را بر عهده دارد و مدیریت این بنگاه­ ها با بخش خصوصی است. این دوره را باید به نوعی گذار از اقتصاد دولتی به اقتصاد نیمه دولتی دانست. هر چندتجربه ایران در بنگاه­ های کوچک و متوسط به زعم بسیاری از کارشناسان تلخ بوده و در نهایت کارنامه­ ی ما در سهم این گونه از بنگاه ­ها در اقتصاد، نمره ­ای بیشتر از مردودی نگرفت.

شرکت کوچک و متوسط

نسل دوم بنگاه داری؛ بنگاه های کوچک و متوسط

 

دوره سوم؛ تدفین دولت: دوره سوم را باید دوره ­ای برای کنار گذاردن کامل دولت و نهادهای حکومتی از فرایند تولید از ابتدا تا انتها دانست. هر چند تدوین قانون، اجرای قانون و نظارت بر اجرای قانون هنوز امری حکومتی است، اما دیگر پاشنه آشیل بنگاه­ ها در دوره سوم مدیران دولتی ناشایسته یا بدتر از آن نیاز به تامین مالی دولتی نیست. موج سوم رویش استارت آپ­ ها (start up) یا شرکت­ های نوپا با مفاهیم همراهی مانند شتاب دهی، ایده پردازی و کارآفرینی فناورانه است. در دنیای کنونی توجه بسیاری از کشورهای پیشرفته به رشد این نوع از بنگاه ها جلب شده است و به حق تاکنون خوب خود را نشان داده اند. سهم دولت در این بنگاه ها تقریبا صفر است. نه نقشی در مدیریت دارد و نه نقشی در تامین مالی.

شرکت های نوپا

نسل سوم بنگاه داری؛ استارت آپ ها

 

 

اما و اما و اما در ایران، برای اینکه این نوع از کسب و کارها به سرنوشت دو نوع بنگاهی که قبلا بازشناختم دچار نشوند، نکات زیر باید مدنظر قرار گیرند:

– دولت باید دست از سر این بنگاه ها بردارد و به هیچ وجه وارد میدان حمایت مالی از این بنگاه ها نشود. حمایت مالی دولت یعنی مرگ تدریجی این کسب و کارها در هزارتوی سیستم بانکی

– بهتر است دولت به جای ادای پدر پولدار دلسوز را در آوردن، فکری به حال سیستم آموزشی کشور کند تا خلاقیت جای خط خطی مشق شب را بگیرد و در بلند مدت اکوسیستم استارت آپ ها از منظر نیروهای انسانی با مشکل روبرو نشود.

– دولت باید در حوزه قوانین موانع را بردارد. نباید هیچ شرکت فناورانه ­ای به خاطر تجمع عده ­ای جلوی یک مرکز دولتی متوقف شود. این ما هستیم که باید با فناوری تطبیق پیدا کنیم. یا منطبق شو یا بمیر.

و

– نوآفرینان جوان کشورم باید یاد بگیرند که در سیستم آموزشی فعلی چیزی برای عرضه نیست. اگر می خواهید در دنیای جدید کارآفرین باشید، سرنخ هایش جایی بیرون از دانشگاه­ ها است.

– نوآفرینان جوان کشورم باید شرکای مالی از میان مردم پیدا کنند. دولت (هیچ دولتی) هیچ وقت تامین کننده مالی خوبی نبوده است. اگر استارت آپی وام بانکی بگیرد به سرنوشت همان بنگاه های کوچک و متوسط دچار می شود. کشور پر است از فرشتگان کسب و کار که با مذاکره از تو حمایت می­ کنند، با آنها شریک شو. بانک ­ها مارهای خوش خط و خالی هستند که خونت را در شیشه می ­کنند.

– نوآفرینان جوان کشورم باید این جمله از ایلان ماسک را بالای دفتر ایده هایشان بنویسند: «شروع کردن یک ایده جدید مانند این است که بر لبه پرتگاه در چشمان ملکه مرگ زل بزنید». از هیچ چیز نترسید استارت بزنید. آینده از آن شماست.

 

نوشته ی «یا استارت آپ یا هیچی» در شماره ۵۴۷۰ ام روزنامه نسل فردا به چاپ رسیده است.

 

 

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


logo-samandehi تایید