+

گفتاری پیرامون روش در آینده پژوهی

۲۲ آبان ۱۳۹۶

آلیس در سرزمین عجایب می گوید: من هیچ درکی از عرض جغرافیایی و طول جغرافیایی نداشتم، فقط می دانستم کلمات با کلاسی برای ادا کردن هستند. بله آینده پژوهی و ذیل آن روش های آینده پژوهی نیز در ادبیات امروز ما گاها چنین کارکردی به خود می گیرند. کلماتی دهان پرکن برای ادا کردن.

اگر جستجوگر خوبی هستید کافی است در وب سایت های علمی در جستجوی کلمه آینده پژوهی باشید، خواهید یافت مقالاتی که در عنوانشان کلمه «آینده پژوهی» را شامل می شوند. آینده پژوهی و این، آینده پژوهی و آن، آینده پژوهی در این، آینده پژوهی در آن و … . اما نه تنها هیچ ارتباطی با مبانی اولیه ی آینده پژوهی ندارند، بلکه حتی بعضا در ضدیت با روح حاکم بر آینده پژوهی به نتیجه رسیده اند. قصدم نقد این مقالات نیست. نقد این مقالات در فضای آلوده ی علمی کشور که به مرده ای متعفن می ماند را قبلا گفته ام و دیگران هم گفته اند و فریاد زده اند.

بیشتر بر آنم تا اندکی در خصوص روش در آینده پژوهی توضیح دهم و قبل از ورود، از خوانندگان این سطور می خواهم که نقدها و  نظراتشان را در انتهای همین نوشتار در قسمت دیدگاه ها بنویسند.

از نظر من بحث روش در آینده پژوهی (Futures Studies) یک بحث دست چندمی است. در ساحت آینده پژوهی پردامنه ترین و بغرنج ترین مباحث در حوزه هستی شناسی و معرفت شناسی در جریان هستند. پاسخ به سوالاتی مانند چیستی زمان، درک و فهم انسان و رابطه ی آن با زمان، تکامل ما در فهم زمان، حدود و ثغور آگاهی انسان و محدودیت های شناختی ما در فهم آینده، انسان بودن ما و گذر زمان، اخلاق در آینده، اندیشه و جایگاه آن در آینده و روابط و تعاملات ما و فناوری در آینده در حوزه دغدغه های آینده پژوهی قرار می گیرند و از این منظر و برای پاسخ به این سوالات ساحت آینده پژوهی مانند ساحت فلسفه است و آینده پژوه فیلسوفی را می ماند که می تواند کار فکری بکند و کاری فکریش را بدون داشتن کارفرما و حدود زمانی و مکانی منتشر کند.

اما اگر روش در آینده پژوهی جایگاهی دست چندمی دارد، پس این همه نوشتارها در قالب کتاب و مقاله و … که بر موضوع روش تمرکز کرده اند در واقع چیستند؟ پاسخ من به این سوال این است که اینها روش های آینده نگاری (Foresight) هستند.‌ آینده نگاری آن قسم از فعالیت های معطوف به آینده است که سپهر فکری اش را از آینده پژوهی به عاریت می گیرد و دو بال دیگرش مشارکت اند و برنامه ریزی به قصد اقدام.

پس همانطور که مشخص است، آینده نگاری که از جنس نگاشتن و تدوین است، هم کارفرما دارد، هم حدود زمانی و مکانی اش مشخص اند و هم چون باید به برنامه ریزی یا گزاره های سیاستی یا نتیجه ای عملی منجر شود، پای بند روش است. در آینده نگاری است که روش دلفی مشارکت گسترده را به بار می آورد، سناریونگاری فضای آینده های باورپذیر را روشن می سازد، برنامه ریزی فرض بنیاد به کار نقد برنامه های راهبردی می خورد، ذهن انگیزی نتایج خلاقانه را منجر می شود، ره نگاشت فناوری، بازارهای آینده را به توسعه محصول و فناوری گره می زند و چند ده تا روش ریز و درشت دیگر که همه به نوعی به ما کمک می کنند که نگاهی دقیق تر و کاربردی تر به موجودی به اسم آینده بیاندازیم که هر لحظه در حال عوض کردن چهره خویش است.

 

روش های آینده پژوهی

روش های آینده پژوهی؛ بنویسیم آینده پژوهی بخوانیم آینده نگاری

 

برنامه های توسعه فناوری، برنامه های توسعه منطقه ای، برنامه های مربوط به حوزه های خاص مانند آموزش، صنعت، سلامتی و بهداشت، کودکان، رفاه، جمعیت، سالمندی، کشاورزی و غذا، محیط زیست، آب و خاک، و تمام این مسائل که به حق باید به آینده ی آنها فکر کرد و مهمتر اینکه برای آینده ی آنها برنامه داشت، اگر از روش های بالا استفاده ای کرده باشند، پروژه های آینده نگارانه اند.

و نکته بعد که باید متذکر شوم اینکه من تا به حال ندیده ام که پروژه ی آینده نگاری تنها با یک روش انجام شود، بلکه معمولا آینده نگاری با سبدی از روش ها انجام می شود که این مسئله یعنی تشخیص ترکیب مناسب از روش های آینده نگاری در هر پروژه خود نیازمند شناخت درست این روش ها و تجربیات کاری است. من تقریبا در هر پروژه ی آینده نگاری که انجام می دهم بخشی را به توجیه ترکیبی که انتخاب کرده ام اختصاص می دهم تا مشخص شود که چرا چنین ترکیبی از روش ها می تواند به بهترین وجه در آن حوزه ی خاص به کار آینده نگاری بخورد.

همچنین باید دقت داشت که در پژوهش های تحقیقاتی و دانشگاهی نباید به تصور اینکه از روش های آینده نگاری استفاده می شود، در مورد روش از منظر روش تحقیق چیزی ننوشت.

در پژوه­ش های آینده نگاری «روش» از دو منظر مورد توجه قرار می­ گیرد. اول از منظر تحقیق و پژوهش و دوم از منظر آینده نگاری. بدین سبب روش­ های آینده نگاری چون در قالب یک پژوهش انجام می­ شوند، باید مبتنی بر اصول روش پژوهش علمی باشند و چون آینده نگاری هستند باید چارچوب و ترکیب روش­ های آینده نگاری در آنها مشخص شود. و این را از این جهت گفتم که محققان حوزه آینده پژوهی به دلیل اینکه از روش های آینده نگاری استفاده می کنند نباید خود را بی نیاز از دانستن روش پژوهش بدانند. باید مشخص کنید که پژوهش شما از منظر یک پژوهش علمی در چه جایگاهی است و از کدام یک از روش های آینده نگاری، با چه ترکیبی و به چه دلیلی استفاده می کند. این مطلب بسیار مهم است.

سخنم را کوتاه می کنم. آینده پژوهی آینده پژوهی است. لازم نیست سناریویی در آن نوشته شود. شاید شما یک فعالیت آینده پژوهانه را در کسوت یک معلم دلسوز ببینید که با دانش آموزانش از نقش آنها در ساختن کشور صحبت می کند. او چه بداند و چه نداند دارد فعالیت آینده پژوهانه می کند. شاید یک هنرمند باشد که با اسپری روی دیوار نقشی از امید به آینده می کشد. او هم فعالیتی آینده پژوهانه کرده است. اینها شاید در ساحت فکری قلمشان در تبیین مکانیزم امید اجتماعی ننوشته باشد، اما جزیی از قلمرو آینده پژوهی برای ساخت جنبش اجتماعی هستند.

اما آینده نگار یک متخصص روش است. از او انتظار می رود که وقتی مثلا برای صنعتی سناریو می نویسد بتواند از آن دفاع کند. از این جهت آینده نگاری مخصوصا در جوامعی مانند ما که روش زده ایم جایگاهی فراخ تر یافته است و این مرض مسری دو عیب دارد که در اینجا خلاصه می کنم:

اول کسانی با استفاده از روش های آینده نگاری پروژه و پژوهش انجام می دهند که در مجموع سه کتاب آینده پژوهی نخوانده اند تا بدانند سناریو برای پیش بینی به کار نمی آید و از این موارد که بسیار است. این یعنی همان مرض دور زدن معارف اولیه یک رشته و چسبیدن به روش.

دوم اینکه بدانند اگر هم به درستی روش را فهمیده و به کار گرفته اند آینده نگاری کرده اند نه آینده پژوهی و اینقدر این اصطلاح را نابجا به کار نبرند. امیدوارم که خواننده متوجه باشد که من نخواستم فعالیت های آینده نگارانه را در مقابل آینده پژوهی کم اهمیت جلوه دهم. قصدم تفکیک ساحت این دو حوزه است و گرنه هر کدام در جایگاه خود بی شمار محاسن دارند.

 

 

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


logo-samandehi تایید