+

نقدی بر سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

۳ آذر ۱۳۹۷

هر چند اساسا با هر چه سند از هر نوعش آن هم به دلایل علمی مخالفم و از هر چه شعار تو خالی و عوام فریبانه مثل «آینده را باید ساخت» متنفرم که اگر هم خوب باشند دارند بد به کار می روند، اما ایراد اساسی من ساختن آرمانشهر است. البته با آرمانشهرهایی که دن کیشوت های سوار بر اسب های لنگ می سازند مخالف نیستم، دیوانگانِ تنها هیچ وقت برای جوامع ضرری نداشتند. اما آرمانشهرهای حکومتی، آینده پژوهانه و عاقلانه جلوه دادن همه اشتباهات وحشتناک احتمالی آینده است که هیچ کس امضاکنندگان مانیفست های اولیه آنها را به یاد ندارد.

بگذریم، خاطر سندنویسان عزیز را با زیر سوال بردن اصل سندنویسی و آرمانشهرنگاری مکدر نمی کنم. با این فرض که سند را مفید بدانم در مورد این سند یعنی « الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت»، یک سوال مهم دارم. حداقل برای خودم مهم است. این که می گویم من، برای مهم جلوه دادن خودم نیست. دارم تمرین می کنم که بتوانم به جای خودم حرف بزنم و واژه مردم و جامعه را به هر نحوی استفاده نکنم.

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

آرمانشهر و چالش اعتبار آینده پژوهانه

 

سوالم این است اگر آیندگان نخواهند مبانی ما را بپذیرند با آنها چه باید بکنیم؟ در رسانه های شما چهل سال است یک ساز به نمایش در نیامده است، چهل سال است برای زنانی که عزت را برایشان به ارمغان آورده اید و آنها را به مقام انسانی رساندید، هنوز رفتن به آوردگاه های ورزشی تابویی وحشتناک است که می شود موضوع روز منبرهای نماز جمعه. شما چه تضمینی به آیندگان می دهید که اگر نخواهند در آرمانشهر شما زندگی کنند یک در پشتی هست که بدون مزاحمت می توانند از آن بیرون بروند.

در سند پایبندی بر بنیادی ترین ارزش های تعریف شده و توافق شده در چهل سال پیش از این و اصرار بر تداوم آنها تا حدود پنجاه سال بعد یعنی سال ۱۴۴۴، اولین چیزی است که برای منی که بر روی تصاویر آینده کار کرده ام و کمی در مورد آرمان و آرمان ها فکر کرده ام، عجیب به نظر می رسد.

 

نوشته ای دیگر: آرمانشهر، ویرانشهر، آینده پژوهی

 

برای میکرو آرمان های شخصی شده در جامعه ای که در نیم قرن گذشته بخت خویش را در همه ی راه ها و بی راهه ها آزموده اند و حالا دور خودشان یک حصار کشیده اند و تراز شناخت خودی و ناخودی و بی خودی محصور به متراژی تا نوک دماغشان شده و بنیان دین و دنیاشان همه اش شده «من اینجوری بیش تر حال می کنم»، آرمان نگاری می کنید و بعد حتی حاضر نیستید کمی و فقط کمی پای مبارک را جمع کنید تا ببینید زیر پوست شهر، دهه هفتادی ها و هشتادی ها که ساقی های محله را از معلم هایشان بیشتر می شناسند، نه مبانی انسان شناسی شان، نه مبانی دین شناسی شان و نه هیچی شان اصلا شبیه تو که مبارز زندانی زمان شاه بودی یا منِ دهه شصتی که بلند بلند در سگ لرزه زمستان در صف های صبحگاهی دبستان با تمام وجودم داد می زدم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نیست.

سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

بهترین آرمانشهر نداشتن آرمانشهر است

 

حالا بگذریم که برای نسل های بعد که تو از اینجا از سال ۱۳۹۷ برایشان خط و نشانِ سعادت و شقاوت می کشی اساسا شاخص ها هم متفاوت خواهد شد. آنچه امروز تو پیشرفت می دانی و سندش را نوشتی از کجا می دانی برای پنجاه سال بعد پسرفت نیست. سندنویس عزیز شما کلمات خوبی نوشتی، همه اینها بار معنایی خوبی دارند اما الان و برای من و تو. سندی که من می بینم بیشتر اعترافاتمان برای مسیر نرفته است تا شناخت مسیر پیش رو.

بیا به ماندنمان در ۱۴۰۴ فکر کنیم تا به بهشت موعودمان در ۱۴۴۴.

۳ دیدگاه برای “نقدی بر سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت”

  1. رفیعی گفت:

    سلام خدمت جنابعالی آقای دکتر
    اول تشکر بابت نقد و بررسی این سند
    دوم حداقل شاید رو به جلو باشد با تمام نقص های موجود شاید
    سوم این کم کاری دیگران حتی جنابعالی را نشان دهد
    و حداقل این دوستان را با تخصص آینده پژوهی حداقل آشنا می نمودید
    و این بهتر از این روند شهر دارن امروز ما هستند که سعی میکنند ما را به دوران صفوی در اصفهان برگردانند با احترام به گذشته گان

    جدا از این مقاله از مطالب جنابعالی بهره میبرم

  2. فکری گفت:

    اصلا با متنتون موافق نیستم

    اساسا با این نگاه هر گونه سند نوستنی برای اینده در هر حکومتی بی معنیست،

    آنهایی که در ۱۴۴۴ زندگی خواهند کرد فرزندان ما هستند و مطمئن باشید طلبکارانه از ما میپرسند که چرا برای ساختن آینده ی ما هیچ فکری نکرده بودید

    ای دریغ ازاین همه کوته فکری پشت عینکهای کثیف سیاست زده
    چشم ها را باید شست

  3. سیاوش م گفت:

    جناب آقای دکتر
    آینده می آید و خواهیم دید به تصاویر شما نزدیک است یا با آینده سند نویسان(مطمئنا سند دارای اشکالاتی هست ولی نگاه شما پراشکال تر)
    در آرمانشهر غربی شما
    هم وقتی می خواهند آینده سازی کنند ابتدا از فلسفه می آغازند و سپس به فلسفه موضوعی و آنگاه به دکترین و در نهایت به آینده ، کدامین آینده پژوه ایرانی از جمله شما حداقل ادبیات فلسفه آینده را می دانید؟ و دکترین ها را آماده کرده اید؟ بگذریم
    خواستم بگویم اینده پژوهی هم تکنیک نیست و مثل سایر علوم در کشور مثل استراتژی و مدیریت و ………….. استحاله از درون نکنیم.
    به دنبال آینده دست دوم غربی نباشیم و آینده نو خودمان را بسازیم من مانند شما از لباس و وسایل دست دوم خوشم نمی آید.

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


. logo-samandehi تایید