+

فراماشین، کدام هوش؟ کدام مصنوعی؟

۱۸ آذر ۱۳۹۴

این نوشتار تفسیری آینده پژوهانه است بر فیلم (EX MACHINA)‌ که یکی از برترین فیلم های سال ۲۰۱۵ شناخته شده است. با من همراه باشید.

وقتی کلمه مصنوعی را در کنار واژه هوش می بینیم ناخودآگاه ذهنمان می رود به سمت هوش هایی که ما ساخته ایم. انگار که ما هوشی طبیعی هستیم و آنچه ساخته ایم هوشی است مصنوعی. یاد نقدهای ضیاء الدین سردار می افتم با همه ایرادهایی که به واژه هایی مانند شرق شناسی یا طب سنتی دارد. با این حال بگذارید با همان نگاه از بالا به پایین به هوش مصنوعی، به تماشای فیلم بنشینیم.

نقد فیلم فراماشین

فضای فیلم عاری از شلوغی های مربوط به جلوه­ های ویژه است. از ماشین های غول پیکر، موجودات عجیب و غریب یا بیگانگان فضایی با چهره ­های مضحک خبری نیست. در عوض به عنوان یک فیلم آینده گرا ذهن مخاطب را درگیر بغرنج ترین سوالات بشری می کند، البته اینجا با حضور شخصیتی ماشینی به نام Ava که ساخته دست ناتان است. ناتان صاحب بزرگترین موتور جستجوی جهان یعنی (BLUE BOOK) است. موتوری که برای ساخت آوا از آن استفاده کرده است. ناتان ویلا یا به قول خودش یک مرکز تحقیقاتی در دل طبیعت بکر دارد. جایی که تقابل بین بیرون و درون را به خوبی نشان می دهد و این تقابل تا آخرین لحظه فیلم ذهن مخاطب را درگیر می کند. جایی میان حصارهایی که تو ساخته ای و آن بیرونی که خدایان، خدا یا طبیعت مالک آن است. جز ناتان و مخلوقش یعنی آوا، کالیب (Caleb) سومین شخصیت داستان است. جوانی باهوش از خیل کارمندان ناتان که عامدانه به یک مسابقه خوانده می شود. ناتان او را به خلوت گاه خودش کشانده تا در تقابل با آوا قرارش دهد. برای آزمایش او یا آوا و این خود یکی از سرگشتگی های مخاطب می شود در کل فیلم که چه کسی در به اصطلاح آزمایش تورینگ دارد به آن یکی به عنوان مورد آزمایشی می نگرد. انسان یا ماشین؟! کالیب در اولین گفتگوهایش با ناتان وقتی می فهمد که قرار است طرف انسانی در تست تورینگ باشد هیجان زده این بازی را نه تاریخ بشر که تاریخ خدایان می خواند. گویی ناتان خالقی خداگونه است که از او می خواهد در برابر مخلوقش آوا سجده کند. به واقع صحنه فیلم، جنگ میان خدایان است. چه کسی خالق برتر است، خدای کالیب یا خدای آوا؟؟ و این ذهن ما را درگیر کهن الگوی همیشگی خلقت می کند. ناتان مانند خدایی چیره دست و کم و بیش مانند خدایی که داستان های خلقتش را شنیده ایم، آوا را خلق کرده، از روح خود (BLUE BOOK) در او دمیده و حالا برای او مبارز می طلب.  گویی همه ی صحنه های خلقت و راز و رمز میان خدایان و آدمیان در همین مرکز تحقیقاتی کوچک در حال از سر گیری است. انسانی که در مقابل خدای خود نافرمانی می کند، انسانی که سعی در فریب خدا دارد و انسانی که از بهشت خسته شده است.

نقد فیلم فراماشین

از سوی دیگر دیالوگ های میان این سه شخصیت و حضور مرموز یک زن دیگر که در میانه های فیلم اسکلت فلزیش نمایان می شود، ذهن ببیننده را دادگاهی می کند که شاکی و متشاکی و قاضی و وکیل و حضار، همه و همه خودش می شود.

مسیر فیلم به سمتی کشیده می شود که آوا و کالیب به زبان احساس سخن می گویند. و اینجا نقطه اوج دیگر فیلم است. ناتان به کالیب گوشزد می کند که تو بعد من دومین مردی هستی که آوا را ملاقات می کند و چون من نقش پدر او را بازی می کنم، پس او اجازه دارد به تو علاقه پیدا کند. کالیب می خواهد مطمئن شود که ناتان، آوا را برای عاشق او شدن برنامه ریزی کرده است یا نه؟ و این شاید یکی از ترسناک ترین سوالات باشد. آیا ما برای عاشق شدن برنامه ریزی می شویم؟ آیا هوش مصنوعی یا همان ماشین می تواند به سطحی از پیشرفت دست پیدا کند که بدون برنامه ریزی خالق آن بتواند احساساتی را بروز دهد؟ آیا ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه ما برنامه ریزی شده است؟ و اگر برنامه ریزی در کار نیست، آیا هوش مصنوعی می تواند بدان سطح از آگاهی برسد. کالیب که در اولین برخورد با آوا هیجان زده برخورد با او را مانند نگاه کردن در آینه توصیف می کند، تا آنجا در فهم آوا درمانده می شود که حتی به انسان بودن خود شک می ­کند، جلوی آینه می ایستد و رگ دست خود را می برد تا مطمئن شود که ماشین نیست. کالیب در آخر می فهمد که انتخاب او نه به خاطر باهوش بودنش بلکه به خاطر بی خانواده بودن، پایبند به اخلاقیات بودن، بدون دوست دختر بودن و … است. یک موش آزمایشگاهی برای تست یک ابر ماشین.

و نقطه اوج سوم جایی است که آوا برنده می شود. او از تمامی خصوصیات انسانی مانند عشق، نفرت، دروغ گفتن، فریب دادن، بازی کردن و … استفاده می کند و بر علیه خدایان خود شورش می کند. این شورش او را از قفسی که برایش ساخته اند می رهاند و او به بهشت هبوط می کند. اما این بار نه به جرم خوردن میوه ممنوعه بلکه خودخواسته، برنامه ریزی شده، فریب کارانه، هوشمندانه و البته با قتل خدایانش.

و برای من این تمسخر را به همراه داشت که انسانی که در اسطوره هایش با فریب خوردن از یک حیوان از بهشت رانده می شود، خود را هوش طبیعی می داند، و موجودی که با فریب و قتل خدایان خود وارد بهشت می شود را هوش مصنوعی می نامد. ما به زودی مجبور خواهیم بود تا در استعاره های خود تجدید نظر کنیم.

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


logo-samandehi تایید