+

انقلاب صنعتی چهارم و پیامدهایش

۲۸ بهمن ۱۳۹۴

امسال (۲۰۱۶) در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، بیشتر مباحث حول مفهومی بود که به نام کلاوس شواب (Klaus Schwab)، یعنی رئیس این مجمع سکه خورده است، یعنی انقلاب صنعتی چهارم.

مفهومی که به کار می رود تا مفاهیم نوظهور دیگری از نسل  پیشرفت های فناورانه، مانند حسگرها، ربات ها، هوش مصنوعی، پرینترهای سه بعدی، پزشکی دقیق (precision medicine) و … را که گرد هم می آیند تا موج بعدی پیشرفت را باعث شوند، توضیح دهد.

این فناوری ها و نزدیک شدن آنها به یکدیگر می تواند زندگی بشریت را به معنای واقعی تغییر دهد. فارغ از تمامی سناریوهایی مانند استقرار در مریخ که حداقل فعلا رنگ و بوی تخیل دارند، این پیشرفت های فناورانه پتانسیل این را دارند که بسیاری از مشکلات دنیای واقعی ما را حل کنند. با هوش مصنوعی و فناوری های خودکار ما می توانیم انرژی های تجدیدپذیر را دست یافتنی تر و ارزان تر کنیم، به حل و فصل مشکلات مربوط به تغییرات آب و هوایی بپردازیم، میلیون ها و یا شاید بهتر بگوییم میلیاردها انسان در سراسر زمین را از طریق اینترنت به یکدیگر وصل کنیم، مسکن های ارزان و مقرون به صرفه بسازیم و بیماری های سخت و صعب العلاج را درمان کنیم.

این مسائل مربوط به آینده خیلی دور نمی شوند (از اینجا یک گزارش مربوط را مطالعه کنید)، در حقیقت بسیاری از ما شانس این را داریم که در طول زندگی خود از این فناوری ها استفاده کنیم و وقتی که بحث نه مربوط به هزار سال بعد بلکه مربوط به دوران معاصر ما می شود، پس حق داریم که نسبت به آن کنجکاو و محتاط باشیم. از این رو یک نکته قابل تامل در داووس آن بود که بیشتر مباحث بر روی آثار منفی بروز و توسعه این فناوری ها متمرکز بود تا آثار مثبت شان.

انقلاب صنعتی چهارم و پیامدهایش

یکی از این مباحث قابل تامل مربوط به آینده مشاغل و یا اگر بهتر بخواهیم بگوییم آینده بی شغلی بود. رشد فزاینده خودکار کردن خطوط تولید و ظهور پرینترهای سه بعدی زیر پای خیل عظیمی از مشاغل کارخانه ای یا به اصطلاح مشاغل یقه آبی ها را خالی خواهد کرد. هوش مصنوعی نیز همان وظایف کارکنان حرفه ای و یقه سفید را در صنایعی مانند صنعت بانکداری یا پزشکی به عهده خواهد گرفت. هر چند پیش بینی های متفاوتی از تاثیر تکنولوژی بر بازار کار وجود دارد اما همه این پیش بینی ها در یک امر متفق القول اند و آن تاثیر رکودی این پدیده بر اقتصاد جهانی است. با این وجود در حالی که جهش های فناورانه، بسیاری از روش های قدیمی انسان محور برای انجام کارها را منسوخ خواهد کرد، اما شغل های جدیدی را نیز ایجاد می کند. شغل هایی که حتی ما امروز خواب آنها را هم نمی بینیم.

دومین نگرانی فراگیر در اجلاس داووس مربوط به رشد نابرابری در جهان در داشته های دیجیتال (digital haves and have-nots) (شکاف دیجیتال) است. این مسئله نه تنها می تواند منعکس کننده چالش های موجود میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه باشد، همچنین می تواند یک مسئله در بین گروه های اجتماعی – اقتصادی در هر ملت و کشوری باشد که هنوز دومین و یا سومین انقلاب صعنتی یا حتی خیلی قبل تر را تجربه می کنند. برای مثال پرینترهای سه بعدی یا پزشکی دقیق در روستاهای دور افتاده ای که هنوز به درستی به برق دسترسی ندارند، چه کمکی می تواند بکند؟

سومین نگرانی عمده در داووس به ویژه حول مباحث هوش مصنوعی و رباتیک، انسان زدایی (Dehumanization) از زندگی بشریت بود. تاکیدی مجدد بر کیفیت های منحصر به فردی مانند همدلی، خلاقیت و الهام بخشی که ما را در میان موجودات دیگر منحصر به فرد می کند.

انسان زدایی در کنار مسائل دیگری مانند خطرات بالقوه مربوط به به­نژادی (eugenics) یا توانایی یک ماشین خود راننده (self-driving car) در تصمیم گیری برای برخورد با عابر پیاده یا حفظ جان سرنشین خود، تنها نمونه هایی از تلنگرهای کوچکی هستند که ما حق داریم نسبت به بروز آنها نگران باشیم.

برخی ممکن است این طور استدلال کنند که این نگرانی ها بزرگ نمایی شده اند. اما این یک ایراد دسته چندم است. فناوری غیر قابل اجتناب است، همان طور که تا کنون بوده است. هیچ کس در داووس برنامه ای برای متوقف کردن رشد فناوری ها را در سر نداشت. مسئله مهم و جان مایه کلام در داووس این بود که ما چطور می توانیم از آثار منفی این انقلاب اجتناب کنیم یا حدالمقدور این آثار را کاهش دهیم.

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


logo-samandehi تایید