+

آرمانشهر، ویران شهر، آینده پژوهی

۲۵ شهریور ۱۳۹۳

آرمانشهر به صورت تحت اللفظی یک مکان خیالی است که همه چیز در آن عالی است؛ در حقیقت چنان عالی، که در یونان این کلمه به معنای «ناکجا» است. این اصطلاح توسط  مور ساخته شد، و هم به عنوان اسم جزیره ای که داستان در آن تنظیم شده و هم به عنوان اسم رمان مورد استفاده قرار گرفت. مور کلمات یونانی « eutopia» و «outopia» را که همزمان به معنای «مکان دیگر» و «ناکجا» بودند، ترکیب کرد. «ناکجا» است از این جهت که وجود ندارد و به کلی تخیلی است، اما همچنین «مکان دیگر» است به این معنا که احتمالا می تواند وجود داشته باشد، این تناقض حائز اهمیت است.

آرمانشهر می تواند به عنوان شمایی از تصور مسلم و خالص درون اخلاق، سیاست و زیبایی شناسی دیده شود. آرمانشهرها به عنوان نماینده ای از امکان آینده، تسلط چشمگیری بر زمان حال دارند. پتانسیل خلاق و ویرانگر آن ها در زمان حال قرار دارد، یعنی همان زمینه ای که آن ها را تولید کرده و آن ها در آن ریشه دارند. به طور کلی آرمانشهرها با موضوعات وسیعی برخورد می کنند از جمله: چگونه می توانیم جامعه را پیش ببریم، چگونه روابط اجتماعی می توانند بهبود یابند یا اینکه یک حکومت عادلانه و منصفانه چگونه به نظر می رسد. کاربرد آرمانشهرها، الهام بخشیدن به افراد برای تفکر در مورد جهانی بهتر و نیز انتقاد از جهان موجود است. هرچه آرمانشهر عینی تر و دقیق تر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که اندیشه ها را در مورد کمبودهای وضعیت جاری ما تحریک کند و به ما به منظور مبارزه برای یک آینده بهتر انگیزه بخشد.

آرمان شهر ویران شهر آینده پژوهیآرمانشهرها و ویران شهرها در آینده پژوهی

آرمانشهرها و اندیشه اتوپیایی توسط متفکران سیاسی کارل پوپر و کارل مانهایم بی اعتبار شده اند. پوپر اظهار می دارد که آرمانشهرهای سیاسی خطرناک خواهند بود و آنها را به جنبش های فاشیستی پیوند داد. مانهایم استدلال کرد که آرمانشهرها خیالاتی واهی هستند و هر خواسته ای برای تعییر امور را از بین می برند. این نگرانی مبتنی بر مشاهده ای ساده است: آرمانشهر به عنوان یک ایدئولوژی، یک تمامیت خواهی است. زمانی که آرمانشهرهای ایدئولوژیکی قدرت سیاسی به دست می آورند، به یک حکومت تمامیت خواه بدل می شوند.

اما امیال اتوپیایی همچنین فهم ما از اینکه افراد چگونه آینده را درک می کنند، بالا می برند. آرمانشهرها ابزاری مفید برای بهبود و درک ما از مناظر آینده است. تقریبا همه مفاهیم پایداری طبیعتا آرمانی هستند. اگر چه تمام چشم اندازها و سناریوها آرمانی نیستند، اما بسیاری جهانی آرمانی را تجسم می کنند. حتی برخی شرکت های بزرگ، چشم اندازهایی آرمانی برای خود متصور هستند.

نوشته ی مرتبط: آرمانشهر ما یا آرمانشهر من؟!

آرمانشهرها برای سودمند بودن در آینده پژوهی لازم است باز و کثرت گرا باشند. باید بتوان به آرمانشهر وارد و از آن خارج شد. آرمانشهرها باید پذیرای انتقادهای دیگر چشم اندازها و آرمانشهرها باشند. همچنین نمی توانند ادعای «انحصار واقعیت گرایی اجتماعی » کنند یا فرض بر در دست داشتن «کلید نهایی اخلاق اجتماعی و تجربه» نمایند.

گاهی استدلال می شود، آرمانشهرها برای باز و کثرت گرا بودن ناگزیرند انسان گرا و سکولار باشند. برای مثال کریشان کومار (Krishan Kumar) جامعه شناس هندی اظهار داشته است که آرمان شهرهای جهانی و منطقی باید کاملا از معتقدات اجتناب کنند. اما این استدلال خود به سکولاریسم به واسطه ترجیح دادن آن به تمام جهان بینی های دیگر شکل می دهد. همچنین فرض می کند که ایده آل های مبتنی بر اعتقاد نمی توانند جهانی باشند یا افراد مذهبی نمی توانند منطقی باشند. این دقیقا همان نوع تفکری است که آینده های یکپارچه و تحلیل علی لایه ای هر دو درصدد افشا و براندازی آن هستند.

آرمانشهرها می توانند جهانی و کاملا منطقی و مبتنی بر مذهب و احساسات معنوی باشند. برای مثال آرمانشهرهای مسلمانان، به وضوح مبتنی بر عقاید مذهبی هستند. شهر ایده آل نوشته فارابی فیلسوف قرن نهم (در نگاه فارابی، جامعه مبنای تعاون اجتماعی در نیل به نیازهای متنوع انسان است و مدینه فاضله، جامعه ای است که در آن تعاون برای رسیدن به سعادت حاصل می گردد و امتی که بر این مهم قیام کنند، امت فاضل به شمار می آیند.)، رمان فلسفی حی بن یقظان نوشته ابن طفیل متفکر اندلسی قرن دوازدهم (ابن طفیل در این داستان سیر تحول فکری یک نوزاد را که به طور خیالی در جزیره ای تنها و بدون تماس با هیچ انسانی افتاده است، نقل کرده، رشد جسمی و فکری او را در اثر مشاهده طبیعت اطراف برشمرده است. در حقیقت داستان حی بن یقظان شرح حال هر انسانی است که از حضیض قوه تا اوج فعلیت تامه، می پیماید)، یا اوج بن انفاق نوشته زکریا قزوینی پزشک و ستاره شناس قرن سیزدهم، همگی چشم اندازی جهانی از پیشرفت انسانی بر اساس تفکر مذهبی ارائه می کنند. در واقع حی بن یقظان هم دفاعی از عقلانیت و هم چشم انداز اتوپیایی از یک جامعه بهتر است. در اوج بن انفاق که حدود سال ۱۲۵۰ منتشر شد، مردی از یک سیاره دور به زمین می رسد و شیفته رفتار انسانی می شود. اوج بن انفاق داستانی است از موجودی فضایی که به زمین آمده است و با مشاهده رفتارهای عجیب انسان‌ها، از پیچیدگی های این‌گونه جانوری شگفت زده شده است. هدف از این داستان که به عنوان اولین رمان علمی تخیلی شایسته در تاریخ در نظر گرفته می شود، بررسی اشتیاق های جهانی برای ساخت یک جامعه عادلانه است. به تازگی، در کتاب سفرنامه ابن فطومه نوشته نجیب محفوظ (Najuib Mahfouz)، قهرمان داستان در جستجوی همسر و فرزند گمشده خود، زمانی را در دو آرمانشهر مذهبی سپری می کند، که در یکی از آن ها آزادی بالاترین ارزش است و در دیگری عدالت حاکم برتر است. همان طور که توسط ارنست بلوخ (Ernst Bloch) فیلسوف آلمانی مارکسیست در اثر مشهور خود اصل امید مطرح شده است، سنت یهودی مسیحی نیز مبتنی بر مفاهیم مذهبی آرمانشهرهاست.

آینده پژوهی

تصویرسازی “جنگ ستارگان” به سبک نگارگری عثمانی

 در واقع امید، جوهر آرمانشهرهاست. اغلب بیانیه های سازمان ملل در مورد مسائلی از قبیل ریشه کن کردن فقر، یا ساختن جهانی انسانی، عادلانه و پایدار برای همه، عناصری قوی از ایده آل های اتوپیایی را در بر می گیرد. به همین دلیل است که اندیشه اتوپیایی نقش مهمی در آینده پژوهی ایفا می کند. چشم اندازهای آینده اغلب عناصری قوی از تفکر اتوپیایی دارند.

۲ دیدگاه برای “آرمانشهر، ویران شهر، آینده پژوهی”

  1. آرمانشهر سگال گفت:

    سلام

    نوشته ی قابل توجهی بود. ممنون

    دلیل کامنت این بود که بنده حساسیت خاصی به نوشتار “آرمانشهر” دارم!…. آرمانشهر یک نوع شهر نیست که منفصل نگارش شود…یک مفهوم و کلمه ی واحد است.

    آرمانشهر یک خیال نیست، یک ایدئال است و باید میان مفهوم این دو واژه تفاوت قائل بود. نرسیدن به آرمانشهر، خود یک هدیه ی الهیست…

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


. logo-samandehi تایید